لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل آکادمی آنلاین زبان ملل پلاسآ
۱۳۷ عضو

آکادمی آنلاین زبان ملل پلاس

undefinedآکادمی‌ زبان ملل پلاسundefined
undefinedبرگزار‌ کننده کلاسهای عمومی و خصوصی به صورت حضوری و آنلاینundefined
undefinedبا ملل پلاس بین الملل شوundefined
undefined۰۱۳-۳۴۴۸۳۸۶۵undefined۰۱۳-۴۲۸۲۱۹۷۹undefined۰۹۱۱۹۴۱۴۹۰۳
undefined️ @jafarimohsenn
undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined undefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۵ شهریور
thumbnail
undefined اصطلاح امروز: Like taking candy from a baby
undefined معنی: یک کار ساده و آسان
undefined ترجمه تحت الفظی:مثل گرفتن آب‌نبات از کودک
undefined مثال انگلیسی:Convincing Paul to give me the information I needed was easy. It was like taking candy from a baby.
undefined ترجمه فارسی مثال:متقاعد کردن پل برای دادن اطلاعاتی که نیاز داشتم آسان بود. مثل گرفتن آب نبات از بچه بود.
undefined کاربرد :این اصطلاح وقتی به کار میرود که بخواهیم بگوییم انجام یک کار بسیار ساده و آسان است.
undefined لحن: مثبتundefined مترادف‌ها: easy as pie - piece of cakeundefined متضاد: like pulling teeth
@melalplus94
undefined۱

۴۰

۶:۲۵

undefinedVocabulary undefined️ یکی از کاربرد کلمه "raise"
undefinedوقتی افراد می خواهند بگویند در کجا بزرگ شدند از این کلمه استفاده می کنند. کلمه "raise" با یکی از کلمات "was یا were" استفاده می شود و با هم به معنی "بزرگ شدن" هستند در این کابرد به انتهای کلمه raise حرف d اضافه می شود = raised.
undefinedI was raised in a small city.undefinedمن در یک شهر کوچک بزرگ شدم.
undefinedI was born in Japan but was raised in New Yorkundefinedمن در ژاپن به دنیا آمدم ولی در نیویورک بزرگ شدم.
undefinedنکته: اگر محل تولد و بزرگ شدن یک فرد یکسان باشد می توانیم از اصطلاح "born and raised" استفاده کنیم.
undefinedI was born and raised in Paris.undefinedمن در شهر پاریس متولد و بزرگ شدم.
@melalplus94

۴۱

۶:۳۱

۷ شهریور
این ۵ سریال انگلیسی‌زبان جذاب رو می‌تونی با زیرنویس فارسی ببینی تا هم لذت ببری هم انگلیسیت تقویت بشه:
1. Friends – یه کمدی کلاسیک درباره شش دوست صمیمی در نیویورک که مکالمات روزمره و اصطلاحات عامیانه زیادی داره.
2. The Office (US) – کمدی موقعیت در یک اداره که پر از طنز و دیالوگ‌های ساده و محاوره‌ایه.
3. Breaking Bad – درام جنایی درباره معلم شیمی که تبدیل به سازنده مواد مخدر میشه؛ دیالوگ‌های واضح و داستان پرکشش داره.
4. Stranger Things – ترکیبی از ماجراجویی و فانتزی در دهه ۸۰، هم هیجان‌انگیزه هم اصطلاحات نوجوانانه یاد می‌ده.
5. Sherlock – معمایی مدرن با دیالوگ‌های هوشمندانه که بهت کمک می‌کنه شنیدار و واژگان سطح بالاتر رو تمرین کنی.
@melalplus94

۲۹

۸:۱۶

undefined حال کامل — Present Perfect
برای کاری که در گذشته اتفاق افتاده اما به زمان حال مرتبط است:
I have finished my homework.تکالیفم را تمام کرده‌ام.
She has just arrived.او تازه رسیده است.
undefined ساختار:
فاعل + have/has + قسمت سوم فعل
I / You / We / They → haveHe / She / It → has
undefined قسمت سوم بعضی افعال بی‌قاعده:
go → gonewrite → writteneat → eatenbreak → broken
@melalplus94

۴۰

۸:۱۷

۸ شهریور
undefined‌Blow Hot and Cold
undefinedMeaning : “blow hot and cold” is used to describe someone who constantly changes their opinion, attitude, or behaviour towards a particular thing or person. 
undefinedFor example : undefinedundefined
undefinedThe changes benefit “Tom has been blowing hot and cold in his relationship with Lisa. Sometimes he showers her with affection and attention, and other times he acts distant and uninterested.” 
@melalplus94

۴۱

۶:۴۶

۱۶ شهریور
اگه می‌خوای انگلیسیت طبیعی‌تر به نظر برسه، این سلام‌ها رو یاد بگیرundefinedundefined
undefined undefined Hey!سلام! (خیلی خودمونی)
undefined undefined What’s up?چه خبر؟
undefined undefined How’s it going?اوضاع چطوره؟
undefined undefined Nice to see you!از دیدنت خوشحالم!
undefined 🥳 Long time no see!خیلی وقته ندیدمت!
undefined undefined Good morning!صبح بخیر!
undefined undefined Good afternoon!عصر بخیر!
undefined undefined Good evening!شب بخیر! (برای سلام کردن)
undefined undefined How have you been?این مدت چطور بودی؟
undefined undefined It’s good to see you again!دوباره دیدنت خیلی خوبه!
@melalplus94

۲۷

۸:۴۲

thumbnail
undefined اصطلاح امروز: When it rains, it pours
undefined معنی: مشکلات همیشه گروهی می‌آیند.
undefined ترجمه تحت الفظی:وقتی باران می‌بارد، سیل می‌آید
undefined مثال انگلیسی:First the photocopier broke, and now her desk chair is wobbling. Everything seems to be going wrong this morning! When it rains, it pours!
undefined ترجمه فارسی مثال:اول دستگاه کپی خراب شد و حالا صندلی‌اش لق می‌زند. همه چیز امروز صبح دارد خراب می‌شود! وقتی باران می‌بارد، سیل می‌آید!
undefined کاربرد :این اصطلاح وقتی به کار میرود که بخواهیم بگوییم مشکلات زیاد یا اتفاقات بد به طور همزمان رخ می‌دهند.
undefined لحن: منفیundefined مترادف‌ها: Troubles come in threes - Bad things come in waves
@melalplus94

۳۷

۸:۴۳

۱۸ شهریور
undefined لغات مهم درباره گرانی و تورم
1. Inflation = تورم

2. Price increase = افزایش قیمت

3. Price hike = افزایش شدید قیمت

4. Cost of living = هزینه زندگی

5. Expensive = گران

6. Overpriced = بیش‌ازحد گران

7. Affordable = مقرون‌به‌صرفه

8. Purchasing power = قدرت خرید

9. Consumer prices = قیمت‌های مصرف‌کننده

10. Economic crisis = بحران اقتصادی

11. Rising prices = افزایش قیمت‌ها

12. High prices = قیمت‌های بالا

13. Wage = دستمزد

14. Salary increase = افزایش حقوق

15. Living expenses = مخارج زندگی

undefined چند ترکیب خیلی مهم:
Prices are rising.قیمت‌ها در حال افزایش هستند.
The cost of living is going up.هزینه زندگی در حال افزایش است.
Inflation is hurting people's purchasing power.تورم به قدرت خرید مردم آسیب می‌زند.
Everything is getting more expensive.همه‌چیز دارد گران‌تر می‌شود.
Prices have skyrocketed.قیمت‌ها به‌شدت سر به فلک کشیده‌اند.
@melalplus94

۲۹

۹:۲۳

۲۰ شهریور
undefinedundefined 10 لغت کاربردی برای خرید + ترجمه و مثال undefinedundefinedundefined مناسب برای بازار رفتن، خرید آنلاین و مکالمات روزمرهundefined Shop / Store undefinedفروشگاهundefined I went to the store yesterday.undefined دیروز رفتم فروشگاه.undefined Customer undefinedمشتریundefined The customer is always right.undefined همیشه حق با مشتریه.undefined Cashier undefinedصندوقدارundefined The cashier gave me change.undefined صندوقدار بهم بقیه پول رو داد.undefined Price undefinedقیمتundefined What’s the price of this shirt?undefined قیمت این پیراهن چنده؟undefined Discount undefinedتخفیفundefined Is there any discount on this?undefined رو این تخفیف داره؟undefined Cheap undefinedارزانundefined These shoes are really cheap.undefined این کفشا خیلی ارزونن.undefined Expensive undefinedگرانundefined That bag is too expensive!undefined اون کیف خیلی گرونه!undefined Try on undefinedپوشیدن امتحانیundefined Can I try this on?undefined می‌تونم اینو امتحان کنم؟undefined Fit undefinedاندازه بودنundefined This dress fits me perfectly.undefined این لباس دقیقا اندازمه.undefined Buy undefinedخریدنundefined I want to buy a new phone.undefined می‌خوام یه گوشی جدید بخرم.
@melalplus94

۲۷

۵:۵۸

۲۱ شهریور
undefined ۱. Be ready to + (verb)undefined آماده … بودنundefined مثال: I’m ready to start the project.undefined ترجمه: آماده‌ام پروژه رو شروع کنم. undefined
undefined ۲. Be excited about + (verb+ing)undefined هیجان‌زده بودن برای …undefined مثال: She’s excited about traveling to Italy.undefined ترجمه: او برای سفر به ایتالیا هیجان‌زده‌ست. undefined@melalplus94

۲۰

۷:۳۳