۱۵۲
۷:۲۹
جراحت سقفآوار نور بود که خورشید بر گونههای تو طلوع کرد.
ای نفسِ گرم نفس روشن انتظارندیدنت تحمل تشنگی در ظهر مرداد است در کویری که به وسعت فاصله بیآب بود.
صبور بودم که از دریچهی زخم از رگ خار آب نوشیدم و جای انگشت با تیغ از فاصله کم کردمتا گلی که بر تپهی تیز روییده بود به رنگ سرخِ سوغات طلوع کند.
این مرد مرد شکسته در حماسه مرد افتاده از اسبکه از اصل سخن میگفتاز آوار لهجهی جوانمردی به وقت تاول و وقت زخمبر مناسک حرکت در حرارت و عطش از چاهی بازمیگشت پر از تاریکی و تنهاییآب و سرما.
#میثم_متاجی
https://ble.ir/meysammataji
ای نفسِ گرم نفس روشن انتظارندیدنت تحمل تشنگی در ظهر مرداد است در کویری که به وسعت فاصله بیآب بود.
صبور بودم که از دریچهی زخم از رگ خار آب نوشیدم و جای انگشت با تیغ از فاصله کم کردمتا گلی که بر تپهی تیز روییده بود به رنگ سرخِ سوغات طلوع کند.
این مرد مرد شکسته در حماسه مرد افتاده از اسبکه از اصل سخن میگفتاز آوار لهجهی جوانمردی به وقت تاول و وقت زخمبر مناسک حرکت در حرارت و عطش از چاهی بازمیگشت پر از تاریکی و تنهاییآب و سرما.
#میثم_متاجی
https://ble.ir/meysammataji
۱۶۰
۶:۴۷
چشمی به او لبخند زدرفت برای دردی تازه آماده شود!
#میثم_متاجی
#میثم_متاجی
۱۵۶
۹:۵۵
ای بطالت پلنگ در برفبیغذا و ماواای زیستن!
سکوتی سرد و سپیددر معنایِ نام تو میبارد!
وقتی شعله پنهان میکنیباید استخوانم را بسوزانمو بر آرامگاه قلب خود مویه کنم
سخاوت کن و بگودر کدام جنگل بنفشه را از برف بیرون میکشی
ای زیستنای زندگی بگذار رگ جوان تو را دریابم
بگو گلی که در گودال جوانه میزندبرای چه کسی زیباست؟
سخاوت کن وبگذار بطالت رنگ و بنفشه رابه مهمانی چشم ببرم
و از آغازی سرد به تصویر آرمیدن پلنگ در بیشهی سبزدعوت شوم.
#میثم_متاجیبیست و هفت اسفند ماه هزار و چهارصد و سه
https://ble.ir/meysammataji
سکوتی سرد و سپیددر معنایِ نام تو میبارد!
وقتی شعله پنهان میکنیباید استخوانم را بسوزانمو بر آرامگاه قلب خود مویه کنم
سخاوت کن و بگودر کدام جنگل بنفشه را از برف بیرون میکشی
ای زیستنای زندگی بگذار رگ جوان تو را دریابم
بگو گلی که در گودال جوانه میزندبرای چه کسی زیباست؟
سخاوت کن وبگذار بطالت رنگ و بنفشه رابه مهمانی چشم ببرم
و از آغازی سرد به تصویر آرمیدن پلنگ در بیشهی سبزدعوت شوم.
#میثم_متاجیبیست و هفت اسفند ماه هزار و چهارصد و سه
https://ble.ir/meysammataji
۱۴۲
۷:۰۵
نشست تیرماه ۱۴۰۵ باشگاه کتابخوانی #دریچه بیگانهاثر #آلبر_کامو
در لذت خواندن و گفتگو پیرامون کتاب همراه باشید.
https://ble.ir/meysammataji
در لذت خواندن و گفتگو پیرامون کتاب همراه باشید.
https://ble.ir/meysammataji
۱۴۴
۲۰:۱۸
هر شب از جنگ به خانه برمیگردیمنه قبر داریم و نه زندهایم !!
مادر ما مفقودالاثر شدهایممیدانم که لااقل یک مزار برای گریه میخواهیصبور باش عزیزمخیلی زود، زودتر از برادرانم میروممیروم تا بدانی روی قبری که گریه میکنیجنازه ای توی آن خوابیده است.
من در جبههی شمالمبا عطر بهارنارنج...یاسر در جبههی جنوببیآب و بیمهماتیمنه به عقبنشینی سربازهای خودی رسیدهایمو نه به خاک دشمن!
مثل شاخهی زمستانیدر روز آفتابیهستیم اما سایهای نداریم!
بلوطِ تنهایی دارد تعریفمان میکندبه زبان پرنده و شعر!
برای گلوله چه فرق میکندگلوی نارنج را بدردیا سینهی بهار را !!نه دریا جنگ را دلرحم می کندو نه جنگل جز پناهگاه چیز دیگریست ...
مادرم! ای زخم سرانگشتبه وقت کوک لباس زمستانیمآنجایی از لباس که قرار است از گلوله عبور کندآنجا که جویبار انار و گیلاس است را تو بگو بگو که بوسههای تو از مرگ بود و عشق!!
برادرم !!آن دست بلند به وقت افتادنم آن دست بلند و مهربانجنگ پیش از آنکه جانم را بگیردتو را از من گرفت!
#میثم_متاجی
مادر ما مفقودالاثر شدهایممیدانم که لااقل یک مزار برای گریه میخواهیصبور باش عزیزمخیلی زود، زودتر از برادرانم میروممیروم تا بدانی روی قبری که گریه میکنیجنازه ای توی آن خوابیده است.
من در جبههی شمالمبا عطر بهارنارنج...یاسر در جبههی جنوببیآب و بیمهماتیمنه به عقبنشینی سربازهای خودی رسیدهایمو نه به خاک دشمن!
مثل شاخهی زمستانیدر روز آفتابیهستیم اما سایهای نداریم!
بلوطِ تنهایی دارد تعریفمان میکندبه زبان پرنده و شعر!
برای گلوله چه فرق میکندگلوی نارنج را بدردیا سینهی بهار را !!نه دریا جنگ را دلرحم می کندو نه جنگل جز پناهگاه چیز دیگریست ...
مادرم! ای زخم سرانگشتبه وقت کوک لباس زمستانیمآنجایی از لباس که قرار است از گلوله عبور کندآنجا که جویبار انار و گیلاس است را تو بگو بگو که بوسههای تو از مرگ بود و عشق!!
برادرم !!آن دست بلند به وقت افتادنم آن دست بلند و مهربانجنگ پیش از آنکه جانم را بگیردتو را از من گرفت!
#میثم_متاجی
۱۳۴
۲۰:۴۲
#نوشتن_خلاق
دربارهی نویسندگی دربارهی تله ناتوانی در نوشتن دربارهی وحشت از صفحهی سفید
همراه با تجربهی نوشتن
به همت #خانه_هنر چالوس به میزبانی #شهر_کتاب چالوس
برای رزرو کارگاه با شمارهی ۰۹۳۵۳۴۰۲۲۷۲ تماس بگیرید.
لطفا در اطلاعرسانی به علاقهمندان همراه باشید.
دربارهی نویسندگی دربارهی تله ناتوانی در نوشتن دربارهی وحشت از صفحهی سفید
همراه با تجربهی نوشتن
به همت #خانه_هنر چالوس به میزبانی #شهر_کتاب چالوس
لطفا در اطلاعرسانی به علاقهمندان همراه باشید.
۱۱۸
۶:۰۴
(دوستی با صفحهی سفید)#شنبههای_نویسندگی
ساعت ۵ عصرخانه هنر چالوس
ساعت ۵ عصرخانه هنر چالوس
۱۱۰
۱۹:۵۳
۵۵
۹:۳۹