«خون، بر شمشیر پیروز شد!»قائدِ امت، در اوجِ ایستادگی، راهِ کمال را با خونِ جگرِ خود ترسیم کرد. او نَرفت، بلکه در مسیرِ شهادت، به مقامِ جاودانگی رسید. فردا، ما برای وداع با یک پیکر نمیآییم؛ ما برای تجدیدِ بیعت با آن خونِ سرخ و لشکری از اراده میآییم که هرگز زانو نخواهد زد.مردم عزیز! بیایید تا در وداع و تشییعِ این قهرمان، زمین و زمان را به لرزه درآوریم و فریاد بزنیم: راهِ تو، راهِ ماست!#روایت_امتداد؛
@mimre_media
۲۱۶
۷:۵۶
در انتظار بدرقه مردی که میگفت: «اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم حتماً رئیس فضای مجازی میشدم»
این جمله، تعارف یا یک شعار دیپلماتیک نیست؛ یک واقعگراییِ عمیق از اهمیتِ میدانِ جنگی است که امروز در دستهای ما، در صفحههای گوشیهایمان و در خط به خطِ روایتهایمان جریان دارد. رهبر جامعه اسلامی، اهمیت فضای مجازی و رسانه را در ترازِ هدایت و رهبریِ یک امت میداند.
اما چقدر این دغدغه را فهمیدهایم؟ چقدر برای این میدان، سربازِ کاربلد تربیت کردهایم؟ واقعیت این است که در شلوغیِ بوقهای تبلیغاتی و بمبارانِ خبری، جبهه حق بیش از هر چیز به «روایتگرانِ صادق و ماهر» نیاز دارد. کسانی که نگذارند حقیقت در هیاهوی نویزها گم شود.
«مدرسه رسانهای میم رِ» دقیقاً با همین نگاه و برای پاسخ به همین دغدغه شکل گرفته است. ما در «میم رِ» باور داریم که رسانه، دیگر یک ابزار جانبی یا یک سرگرمی نیست؛ رسانه امروز خودِ میدانِ نبرد است. کار ما در این مدرسه، آموزشِ صرفِ تکنیکها نیست، بلکه تربیت «انسانرسانههایی» است که یاد میگیرند چگونه با تولید محتوای هوشمندانه، هنرمندانه و بهموقع، در صف اول این جهادِ تبیین بایستند و روایتِ درست را به گوش دنیا برسانند.
ما برای ساختنِ لشکری از روایتگران آماده، دست به کار شدهایم؛ چرا که معتقدیم در این عصر، هر که رسانه را دست کم بگیرد، قافیه را باخته است.#باید_برخاست؛
@mimre_media
این جمله، تعارف یا یک شعار دیپلماتیک نیست؛ یک واقعگراییِ عمیق از اهمیتِ میدانِ جنگی است که امروز در دستهای ما، در صفحههای گوشیهایمان و در خط به خطِ روایتهایمان جریان دارد. رهبر جامعه اسلامی، اهمیت فضای مجازی و رسانه را در ترازِ هدایت و رهبریِ یک امت میداند.
اما چقدر این دغدغه را فهمیدهایم؟ چقدر برای این میدان، سربازِ کاربلد تربیت کردهایم؟ واقعیت این است که در شلوغیِ بوقهای تبلیغاتی و بمبارانِ خبری، جبهه حق بیش از هر چیز به «روایتگرانِ صادق و ماهر» نیاز دارد. کسانی که نگذارند حقیقت در هیاهوی نویزها گم شود.
«مدرسه رسانهای میم رِ» دقیقاً با همین نگاه و برای پاسخ به همین دغدغه شکل گرفته است. ما در «میم رِ» باور داریم که رسانه، دیگر یک ابزار جانبی یا یک سرگرمی نیست؛ رسانه امروز خودِ میدانِ نبرد است. کار ما در این مدرسه، آموزشِ صرفِ تکنیکها نیست، بلکه تربیت «انسانرسانههایی» است که یاد میگیرند چگونه با تولید محتوای هوشمندانه، هنرمندانه و بهموقع، در صف اول این جهادِ تبیین بایستند و روایتِ درست را به گوش دنیا برسانند.
ما برای ساختنِ لشکری از روایتگران آماده، دست به کار شدهایم؛ چرا که معتقدیم در این عصر، هر که رسانه را دست کم بگیرد، قافیه را باخته است.#باید_برخاست؛
۵۸۹
۸:۱۱
میم رِ؛
به نام خدا فرکانس سپیده / صبر صبر، تحملِ رنج نیست؛ اقامت در فرکانسِ سپیده است. سفری در کلامِ وحی کن((۲۰۰ آلعمران )) تا دریابی که إصبِرُوا، مسیری از درون به بیرون است؛ مسیری که با مهارِ نفس آغاز میشود و به حراست از مرزهای حقیقت ختم میگردد. آنکه مبعوث شد گوشِ جانش، آتش را «نویزی » برای پایان نمیبیند؛ و کاروانِ مبعوث، در شعلهها، طلوع را میشنود. زیرا زرگر، طلا را به کوره نمیسپارد تا بسوزد؛ چه هر آنچه طلا نیست، فرو ریزد. صبر، فاصله میانِ وعده و ظهور است. و آری ایمان، آنگاه که باید در فاصلهی میانِ وعده و تحقق در حال « شدن » باشد، «صبر» نام میگیرد. از همین رو، صبر خاموشی نیست؛ شنیدنِ « پژواک » حق در هیاهوی فتنه است. و صَابِروا، صابروا، در برابر تازیانههای جهان است، مقاومتِ پایدارتر دربرابر شرق و غرب! گویی صبر، ماندن در آتش نیست؛ مقاومتی است تا آخرین حجابِ «من» فرو ریزد و حقیقتِ «او» آشکار شود. در اوجِ این سفر، «رابِطُوا» تجلی مییابد؛ پیوندی محکم برای پاسداری از مرزهای اندیشه، ایمان و حضرت دل. این مرحله، همان فاصله میانِ «وعده» و «ظهور» است. جایی که جناب دل، بر فرکانسِ سپیده کوک شده است و « آینه »، نجوای « باید برخاست » سر می دهد. باید برخاست، مثنی و فُرٰدیٰ و سلام بر امتِ مبعوث. #روایت_بعثت به وقت امام/۹.۴۰ دقیقه جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۴۰۵ مهدی حاجی
پژوهشگر و تحلیلگر رسانه @mahdihaji_ir
۱۷۳
۱۴:۱۵
بامان الله؛یا شهید الله

۱۵۶
۲۰:۵۸
بازارسال شده از مهدی حاجی؛
فرکانس سپیده | باید برخاست
﴿فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً…﴾(نساء، ۹۵)
آری؛ آنان که برخاستهاند، اهلِ فضیلتاند؛ در برابر آنان که تنبلی و بیخاصیتی را برگزیدهاند.
کاروان مبعوث، اکنون بر زمینی ایستاده است که هنوز گرمای قدمهای امام را در حافظه خود دارد؛ مردمانی که ممات را دیدند، اما برخاستن را اراده کردند.
میدانیم برخاستن پس از زمین خوردن معنا پیدا میکند، اما اینجا معنای آن، دیگر آن چیزی نیست که در نگاه نخست به نظر میآید. چرا که هر ایستادنی، قیام نیست؛ همانگونه که هر فریادی، صدا نیست.
گاهی تمام یک امت بر پا ایستاده است، اما حقیقت همچنان بر زمین مانده است. آنگاه باید از خود پرسید: امام از ما چه نوع برخاستنی را میطلبد؟ آن برخاستنی که در مکتب او معنا میشود، چگونه برخاستنی است؟
کاروان مبعوث، وارث ایستادگانی است که راه را با خون نوشتند؛ اما رساندن آن بر عهده آنان نبود که رفتند، بر عهده آنان است که ماندهاند.
اگر حسینیان رفتهاند و من و تو ماندهایم و برای روایتِ امامِ شهید برنخاستهایم، پس حتماً از یزیدیانیم.
روایتِ امام، پرچمدار حقیقت است؛ و اگر پرچم بر زمین بماند، دشمن پیش از آنکه سرزمین را فتح کند، ذهنها را فتح میکند.
کاروانی که روایت خود را ببازد، راه خود را نیز خواهد باخت.
اکنون نوبت برخاستن است؛ نه برای آنکه جای خالی کسی را پر کنیم، بلکه برای آنکه «حلقومِ» حق شویم.
و این، آغاز «ولایت اجتماعی» است؛ آنگاه که هر دلِ مؤمن، سنگری برای ولایت میشود، هر زبان، علمداری برای حقیقت، و هر روایت، امتداد دستی که هرگز پرچم را بر زمین نگذاشت.
و سلام بر امت مبعوث #روایت_بعثت
به وقت امام/۹.۴۰ دقیقهشنبه ۱۳ تیر ماه ۱۴۰۵
مهدی حاجی
پژوهشگر و تحلیلگر رسانه@mahdihaji_ir
﴿فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً…﴾(نساء، ۹۵)
آری؛ آنان که برخاستهاند، اهلِ فضیلتاند؛ در برابر آنان که تنبلی و بیخاصیتی را برگزیدهاند.
کاروان مبعوث، اکنون بر زمینی ایستاده است که هنوز گرمای قدمهای امام را در حافظه خود دارد؛ مردمانی که ممات را دیدند، اما برخاستن را اراده کردند.
میدانیم برخاستن پس از زمین خوردن معنا پیدا میکند، اما اینجا معنای آن، دیگر آن چیزی نیست که در نگاه نخست به نظر میآید. چرا که هر ایستادنی، قیام نیست؛ همانگونه که هر فریادی، صدا نیست.
گاهی تمام یک امت بر پا ایستاده است، اما حقیقت همچنان بر زمین مانده است. آنگاه باید از خود پرسید: امام از ما چه نوع برخاستنی را میطلبد؟ آن برخاستنی که در مکتب او معنا میشود، چگونه برخاستنی است؟
کاروان مبعوث، وارث ایستادگانی است که راه را با خون نوشتند؛ اما رساندن آن بر عهده آنان نبود که رفتند، بر عهده آنان است که ماندهاند.
اگر حسینیان رفتهاند و من و تو ماندهایم و برای روایتِ امامِ شهید برنخاستهایم، پس حتماً از یزیدیانیم.
روایتِ امام، پرچمدار حقیقت است؛ و اگر پرچم بر زمین بماند، دشمن پیش از آنکه سرزمین را فتح کند، ذهنها را فتح میکند.
کاروانی که روایت خود را ببازد، راه خود را نیز خواهد باخت.
اکنون نوبت برخاستن است؛ نه برای آنکه جای خالی کسی را پر کنیم، بلکه برای آنکه «حلقومِ» حق شویم.
و این، آغاز «ولایت اجتماعی» است؛ آنگاه که هر دلِ مؤمن، سنگری برای ولایت میشود، هر زبان، علمداری برای حقیقت، و هر روایت، امتداد دستی که هرگز پرچم را بر زمین نگذاشت.
و سلام بر امت مبعوث #روایت_بعثت
به وقت امام/۹.۴۰ دقیقهشنبه ۱۳ تیر ماه ۱۴۰۵
مهدی حاجی
۱
۶:۱۰
۱۰۷
۱۴:۵۲
بازارسال شده از مهدی حاجی؛
مشت گره کرده امام شهید همان نویز توحیدی بود که توازن شرق و غرب را در دنیا به هم زده بود ..!@mahdihaji_ir
۷
۱۹:۴۵