برای همین تو این کانال تو مرحله اول قراره خطاهای شناختی رو کامل بشناسیم
و بعد معرفی اکثرشون ببینیم هر کدوم چطور در فکرهای روزمره ما ظاهر میشوند. کمکم با هم یاد بگیریم چطور با هاشون کار کنیم و چند تا اصول رو مرور کنیم تا اثرشون رو کمتر کنیم.
و بعد معرفی اکثرشون ببینیم هر کدوم چطور در فکرهای روزمره ما ظاهر میشوند. کمکم با هم یاد بگیریم چطور با هاشون کار کنیم و چند تا اصول رو مرور کنیم تا اثرشون رو کمتر کنیم.
۲۸۹
۲۱:۱۰
خطای شناختی باید هاتا حالا شده یه لیست بلندبالا از کارهایی که باید انجام بدی بنویسی، ولی در نهایت فقط روی مبل بشینی و به خاطر انجام ندادنشون از خودت نا امید بشی؟
راستش رو بخوای، اون باید هایی که توی ذهنت میچرخه، بزرگترین ترمز زندگیه.
حالا چرا؟
راستش رو بخوای، اون باید هایی که توی ذهنت میچرخه، بزرگترین ترمز زندگیه.
حالا چرا؟
۲۲۳
۲۰:۲۹
این بایدها اکثرشون مالِ دوران کودکیان اون زمان مغزمون هنوز نمیدونست چی درسته چی غلط، پس برای اینکه از طرف بزرگترها تأیید بشی یا تنبیه نشی، این قانونها رو مثل قانون بقا توی ذهنت نصب کردی.
مسئله اینجاست که بزرگ شدیم، مغزمون پیشرفت کرده، ولی اون کدهای قدیمی بقا هنوز دارن توی پسزمینه اجرا میشن و الکی بهمون استرس میدن
مسئله اینجاست که بزرگ شدیم، مغزمون پیشرفت کرده، ولی اون کدهای قدیمی بقا هنوز دارن توی پسزمینه اجرا میشن و الکی بهمون استرس میدن
۲۳۰
۲۰:۳۰
وقتی به خودت میگی من باید رتبه زیر ۱۰۰ کنکور نیارممن باید تا ماه بعد ۸ کیلو وزن کنم من باید تا سال بعد ماشین بخرم
داری عملا به خودت دستور میدی نه اینکه هدفی انتخاب کنیو وقتی کار انجام نمیشه، بهجای اینکه انرژی بگیری برای جبرانش ، احساس گناه میکنی وخودت سر زنش میکنی این احساس گناه مثل یه وزنه، پاهات رو میبنده و باعث میشه سنگین بشی و نتونی حرکت کنی
داری عملا به خودت دستور میدی نه اینکه هدفی انتخاب کنیو وقتی کار انجام نمیشه، بهجای اینکه انرژی بگیری برای جبرانش ، احساس گناه میکنی وخودت سر زنش میکنی این احساس گناه مثل یه وزنه، پاهات رو میبنده و باعث میشه سنگین بشی و نتونی حرکت کنی
۲۳۱
۲۰:۳۱
راهکار چیه؟
هرجا دیدی توی ذهنت داری میگی من باید…، متوقفش کن و جاش بگو من انتخاب میکنم که…(به لیل فلان ارزش شخصیم)
مثلا به جای من باید ورزش کنم، بگو: من ترجیح میدم ورزش کنم چون بدنم برام مهمه.
به جای من باید این پروژه رو عالی تموم کنم، بگو: من انتخاب میکنم روی این پروژه تمرکز کنم چون به رشد شغلیم کمک میکنه.
وقتی میگینمن انتخاب میکنم، یعنی شما مسئولیت هدفتون را پذیرفتهاین و اون رو بر اساس ارزشهای شخصیتون پیش میبرید، نه زیر فشارِ یک دستور تحمیلی که برای خودتون ساختین
هرجا دیدی توی ذهنت داری میگی من باید…، متوقفش کن و جاش بگو من انتخاب میکنم که…(به لیل فلان ارزش شخصیم)
مثلا به جای من باید ورزش کنم، بگو: من ترجیح میدم ورزش کنم چون بدنم برام مهمه.
به جای من باید این پروژه رو عالی تموم کنم، بگو: من انتخاب میکنم روی این پروژه تمرکز کنم چون به رشد شغلیم کمک میکنه.
وقتی میگینمن انتخاب میکنم، یعنی شما مسئولیت هدفتون را پذیرفتهاین و اون رو بر اساس ارزشهای شخصیتون پیش میبرید، نه زیر فشارِ یک دستور تحمیلی که برای خودتون ساختین
۲۷۲
۲۰:۳۱
ببین، همهی بایدها بد نیستن. سه تا دستهبندی هست که باید که نباید باهاشون بجنگیم
بایدهای اخلاقیمثلا نباید به کسی صدمه بزنم باید اگر اشتباه کردم مسئولیتش را بپذیرم
بایدهای قانونینباید وارد حریم خصوصی یا ملک دیگران شومباید قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنم
بایدهای طبیعیبدنم باید خواب کافی داشته باشداگر گرسنهام باید غذا بخورم
#پرسش
بایدهای اخلاقیمثلا نباید به کسی صدمه بزنم باید اگر اشتباه کردم مسئولیتش را بپذیرم
بایدهای قانونینباید وارد حریم خصوصی یا ملک دیگران شومباید قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنم
بایدهای طبیعیبدنم باید خواب کافی داشته باشداگر گرسنهام باید غذا بخورم
#پرسش
۴۳۱
۶:۱۹
هر باید دیگه جز اینا که دربارهی خودتون، دیگران یا دنیا دارید
منجر به کمالگرایی و به طبع رنج میشه و در نهایت واقعیت رو فدای ایدهآلهای ذهنیتون میکنه
منجر به کمالگرایی و به طبع رنج میشه و در نهایت واقعیت رو فدای ایدهآلهای ذهنیتون میکنه
۴۱۴
۶:۱۹

پاکت هدیه
علی در عرش بالا بی نظیر استعلی بر عالم و آدم امیر استبه عشق نام مولایم نوشتمچه عیدی بهتر از عید غدیر است؟ 
روز اول پست نذاشتمبا خودم گفتم اشکالی نداره… فردا حتما میذارم.
روز دوم هم گذشت. بعد سوم. بعد چهارم.
در ذهنم هنوز همهچیز منطقی بود...کار تازهای شروع کرده بودم، ریتم زندگی عوض شده بود، و طبیعی بود که مدتی طول بکشه تا همهچیز دوباره سر جای خودش بنشینه
اما بعد از چند روز، ماجرا دیگر فقط کمبود وقت نبود.
یک الگوی آشنا آرامآرام خودش رو نشون میداداهمالکاری :)
نه اون اهمالکاری سادهای که از تنبلی میآید؛ بلکه اون نوع پیچیدهترش، که از فشار ذهنی، از چندپاره شدن توجه، و از این حس میاد که باید همهچیز را خوب و کامل انجام بدیم.
و وقتی حس میکنیم نمیتونیم کامل انجامش بدهیم، ذهن یک راهحل موقت پیدا میکنهفعلاً عقبش بینداز.
ذهن در عقب انداختن خیلی خلاقهبرامون دلیلهای قانعکننده میسازهالان وقتش نیستباید با یک پست بهتر برگردمبگذار یک روز آرامتر شروع کنم
و همینطور، خیلی آرام، روز چهارم تبدیل میشود به روز شانزدهم.
اما جالب اینه که خیلی وقتها همین روند،با یک چیز کوچک تغییر میکنه
یک قدم.
یک حرکت ساده.
یک شروع کوچک.
این پست هم یکی از همان قدمهاست...
سلام دوباره :)
روز دوم هم گذشت. بعد سوم. بعد چهارم.
در ذهنم هنوز همهچیز منطقی بود...کار تازهای شروع کرده بودم، ریتم زندگی عوض شده بود، و طبیعی بود که مدتی طول بکشه تا همهچیز دوباره سر جای خودش بنشینه
اما بعد از چند روز، ماجرا دیگر فقط کمبود وقت نبود.
یک الگوی آشنا آرامآرام خودش رو نشون میداداهمالکاری :)
نه اون اهمالکاری سادهای که از تنبلی میآید؛ بلکه اون نوع پیچیدهترش، که از فشار ذهنی، از چندپاره شدن توجه، و از این حس میاد که باید همهچیز را خوب و کامل انجام بدیم.
و وقتی حس میکنیم نمیتونیم کامل انجامش بدهیم، ذهن یک راهحل موقت پیدا میکنهفعلاً عقبش بینداز.
ذهن در عقب انداختن خیلی خلاقهبرامون دلیلهای قانعکننده میسازهالان وقتش نیستباید با یک پست بهتر برگردمبگذار یک روز آرامتر شروع کنم
و همینطور، خیلی آرام، روز چهارم تبدیل میشود به روز شانزدهم.
اما جالب اینه که خیلی وقتها همین روند،با یک چیز کوچک تغییر میکنه
یک قدم.
یک حرکت ساده.
یک شروع کوچک.
این پست هم یکی از همان قدمهاست...
سلام دوباره :)
۲۱۵
۲۱:۴۵
ذهن ما خیلی وقتها درگیر چیزهایی میشه که اصلا در کنترل ما نیستند.
نکنه بد پیش بره؟
نکنه از پسش برنیام؟
نکنه اشتباه کنم؟
و همین فکرها باعث میشوند چیزی که حتی هنوز اتفاق نیفتاده، آرامش ما رو بگیرن
و سوال اینجاست چقدر ازاین جنس نگرانیهای هامون واقعا اتفاق میافتند؟
نکنه بد پیش بره؟
نکنه از پسش برنیام؟
نکنه اشتباه کنم؟
و همین فکرها باعث میشوند چیزی که حتی هنوز اتفاق نیفتاده، آرامش ما رو بگیرن
و سوال اینجاست چقدر ازاین جنس نگرانیهای هامون واقعا اتفاق میافتند؟
۱۹۹
۱:۱۶