۱۶
۶:۲۹
"دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمیداندچراغی را که این آتش بود،مردن نمیداند"#وحشی_بافقی@mirase_iran_poem
۱۳
۱۳:۴۹
"ز دست دیده و دل هر دو فریادکه هرچه دیده بیند دل کند یادبسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد"#باباطاهر@mirase_iran_poem
۱۳
۱۳:۵۰
۱۳
۱۳:۵۰
"عشق ما را پیِ کاری به جهان آورده استادب این است که مشغولِ تماشا نشویم"#صائب_تبریزی@mirase_iran_poem
۱۳
۱۳:۵۰
"ناگهان در کوچه دیدم بی دفای خویش راباز گم کردم ز شادی دست و پای خویش راگفته بودم "بعد از این باید فراموشش کنم"دیدمش و ز یاد بردم گفته های خویش را"#مهدی_اخوان_ثالث@mirase_iran_poem
۱۲
۱۳:۵۱
۱۲
۱۳:۵۱
"چه رفتن ها که میارزد به ماندنهای پوشالی چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی"#سیمین_بهبهانی@mirase_iran_poem
۱۳
۱۳:۵۱
"تا کی ز مصیبت غمت یاد کنمآهسته ز فرقت تو فریاد کنموقت است که دست از دهن بردارماز دست غمت هزار بیداد کنم"#وحشی_بافقی@mirase_iran_poem
۲۰
۱۳:۵۲
۲۴
۱۳:۵۲