لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اشعار حسن میرزانیاا
۹۵ عضو

اشعار حسن میرزانیا

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۷ خرداد
نامش قناری؟ نه، پرستو؟ نه، حبیب است
قلبش کبوتر چشم‌هایش عندلیب است
پا میگذارد جای پایت تا بدانند
از بچگی دستش به دستان حبیب است
دستش گره خورده است در دستان سبزت
دستی که مست از عطر گل‌های نجیب است
اما پس از آن که مدینه خانه ات شد
حس کرد در شهر خودش – کوفه- غریب است
حتی اگر کوفه بهشتش بوده باشد
چون قصه آدم پر از سیب و فریب است
دیگر ملال‌آور شده ساعات عمرش
تکرار ایامی که از تو بی نصیب است
از نردبان عمر بالا رفته حالا
در فکر اوج عشق بازی در نشیب است
یعنی به فکر مرگی از جنس قفس نیست
یعنی دلش مثل پرستو بی شکیب است
هر روز دستانش به سمت آسمان‌ها
هر شب به چشمانش غم امن یجیب است
هر سمت می‌پیچد صدایش سرخ در باد
چشمش برای گوش‌های کر خطیب است
روز دهم شمشیر میرقصد به دستش
با آن که پیر، اما کماکان بی رقیب است
بی سر به امضا می‌برد دلدادگی را
هر چند در آیین کوفه این عجیب است
گودال لبریز از شهادت سرخ سرخ است
گودال، باغ لاله ای با بوی سیب است
حالا سرش بر نی... دوباره شهر کوفه
دستی ندارد ... چشم در چشم حبیب است

#حسن-میرزانیا@mirzaniapoem
undefined۴

۸۳

۱۷:۱۶

۳۰ خرداد
بسمه تعالی

«به شوق مسیحیان عاشورایی»:

عیساست ولی مثل حسین _اینسان _نیستانجیل عزیز است ولی قرآن نیست
هر چند که ابر اول باران استاما به صفای بارش باران نیست
وقت است که عیسی بدهد دست به دوستدر عشق که فرق بین این و آن نیست
وقت است نماز را به مسجد خوانی هرچند کلیسای تو بی ایمان نیست
سوگند به عیسی و حواریونش مانند حسین در همه دوران نیست
این زندگی است؟ این سراسر رنج استاین خاک برای تو بجز زندان نیست؟
برخیز وهب عشق صدایت کردهلبیک بگو که فرصتت چندان نیست
برخیز و بیا بده به راهش جان رااینجاست که قیمتی برای جان نیست!
شوری ست عجیب در رگانت جاریجز عشق به رگ های تو در جریان نیست
وقتی که به تاخت تا به میدان رفتیدیدند هماورد تو در میدان نیست
گفتند که بر بال نسیم است سواردیدند که آرام تر از توفان نیست
وقتی که به جان یوسفت چنگ انداختجز گرگ خجالت زده در کنعان نیست
این دشت پر از آب ولی یک قطرهاز این همه اشک قسمت گلدان نیست؟

#حسن_میرزانیا
@mirzaniapoem
undefined۳

۷۷

۹:۵۰

دست شعر ودامن قاسم،چه کوتاه و بلندشعر می بافم تن قاسم ،چه کوتاه و بلند
بعد بابا از عمو بوده ست و با لطف عموروزهای روشن قاسم ،چه کوتاه و بلند
کودکی های حسن را بارها بوییده استلحظه های دیدن قاسم،چه کوتاه و بلند
این تضاد این شعر را تنها تر از این می کندچون تن و چون جوشن قاسم چه کوتاه و بلند
از عسل وقتی که شیرین تر شهادت میشودتیره بخت دشمن قاسم،چه کوتاه و بلند
هرکسی با کینه ی جنگ جمل آمد نشاند نیزه ها را بر تن قاسم ،چه کوتاه و بلند
سیزده بیت است و رشک کل دیوان ها شدهشعر مثل بودن قاسم،چه کوتاه و بلند

#حسن_میرزانیا #بن_بست@mirzaniapoem
undefined۳

۷۴

۱۴:۴۸

۳۱ خرداد
نسخه ی درد خودش را بی دوا پیچیده استاو که جسم اکبرش را در عبا پیچیده است
از عصای روزهای پیری اش دیگر مپرسراز این موی سپید و قد تا پیچیده است
گوشه ای از خاک از داغ عزیزی دم به دمآسمانی ناله تا عرش خدا پیچیده است
این صدای کیست گرم و دلنشین گوید اذان؟باز هم در خیمه عطری آشنا پیچیده است
بانگ مظلومیت این قوم لبریز از خداکربلا در کربلا در کربلا پیچیده است
وای از طومار آن قومی که دین خویش رابا امید گندم ری در ریا پیچیده است
باد روی نیزه ها تا بشنود بوی بهشتمو به مو چون شانه در زلفی رها پیچیده است
#حسن_میرزانیا #بن_بست
@mirzaniapoem
undefined۳

۷۷

۱۹:۰۸

۳ تیر
فرداست که بر خاک بیفتد بدن توبا خون تو رنگین بشود پیرهن تو
از عرش ندا میرسد این جمله مداومای وای بر این قوم سُم اسب و تن تو؟
دل ها همه برده ست ز خود عطر خوشی کهجاری شده بر چوبه ی نی از دهن تو
بردند به غارت همه ی دار و ندارتآنقدر که یک جامه نماند کفن تو
زیباست به چشم همه ی اهل حقیقتپروانه شدن پرپر و پر پر شدن تو
از خاک نبودی و نخوانده ست کسی هماین خاک فرومایه ی دنیا وطن تو...




#حسن_میرزانیا

#بن_بست
@mirzaniapoem
undefined۲

۷۵

۶:۲۷

۲۶ تیر
thumbnail

۴۹

۱۹:۵۷

۲۸ تیر
وطن شکوه دماوند استغرور قله ی الوند است
وطن سکون خلیج فارسخروش جاری اروند است
به زیر بال و پرش افلاککجا پرنده ی در بند است؟
بهار سبز دل انگیز اششکفته چون گل لبخند است
به باغ خلد خداوندی به راستی که همانند است !
مرا وطن چو تن و جان استتو را بگو چه خوشایند است؟
چگونه بی وطنان دانندبهای خاک وطن چند است؟
حیات او ابدی باداکه جان من به وطن بند است
چه باک از اهرمنان دارد که در پناه خداوند است
#حسن_میرزانیا
@mirzaniapoem
undefined۲

۵۶

۱۰:۳۶

۱۴ مرداد
thumbnail

۳۰

۵:۳۷

۲۲ مرداد
اوج سرگردانی یک کفترم دور از حرمشرم دارم دیگر از بال وپرم دور از حرم
نه! نمی گیرد دلم الفت دگر با هیچ کساز خودم از سایه ام تنها ترم دور از حرم
غرق باران است چشم خسته ام در صحن تووای بر احوال چشم مادرم دور از حرم
هر کجا باشم غلام حلقه در گوش توام کم نمیگردد ز عمق باورم دور از حرم
نه نمی خواهم ،نمی ارزد اگر حتی فلک-تاج شاهی را گذارد بر سرم دور از حرم
من کجا هستی کجا جام می و مستی کجا؟زهر میریزد فلک در ساغرم دور از حرم
هر چه دارد از وجود مهربان حضرت استپس نمی نازد به چیزی کشورم دور از حرم
میتپد قلبم بیاد صحن شاه هشتمینخوشبحالم نیستم دور از حرم -دور از از حرم -

#حسن-میرزانیا
@mirzaniapoem
undefined۲
undefined۱

۱۳

۵:۴۰

thumbnail

۳

۹:۴۰