🫂 تو جلسه کوچینگ هفتگی که دارم خیلی درباره خستگی ذهنی صحبت میشه، میخوام بتدریج چندتا نکته دربارهش بگم
۵۵
۱۴:۴۲
قبول؟
@MitraArman
۶۰
۱۴:۴۹
امتحان میکنی؟@MitraArman
۶۳
۱۸:۴۳
یکبار انجامش بده
۶۹
۷:۴۳
یکی از مهمترین چیزهایی که آموختهام این است:
هیچوقت به دیگران بهانهای برای دخالت در زندگی شخصی خودتان ندهید. حدومرزهای آشکاری بگذارید و پشت درهای بسته، به مسائل زندگیتان رسیدگی کنید.
نمایشی سهپردهای با چند بازیگر، زودتر از یک اپرای حماسی تمام میشود.
فهرست کارهای انجام ندادنی
رولف دوبلی@MitraArman
هیچوقت به دیگران بهانهای برای دخالت در زندگی شخصی خودتان ندهید. حدومرزهای آشکاری بگذارید و پشت درهای بسته، به مسائل زندگیتان رسیدگی کنید.
نمایشی سهپردهای با چند بازیگر، زودتر از یک اپرای حماسی تمام میشود.
۶۹
۷:۱۴
امروز از دل باغچه، یک کاسه رنگ برداشتم؛ فلفلهای سبز و قرمز، گوجههای کوچیک و گردوهای تازه.
یادآوری سادهای از طبیعت:
رشد همیشه یکرنگ و یکشکل نیست گاهی تنده، گاهی شیرین، گاهی هم آروم و صبورانه پوست میشکنه.
🫂شما این روزها چیو تو زندگیتون پرورش میدین؟
@MitraArman
یادآوری سادهای از طبیعت:
رشد همیشه یکرنگ و یکشکل نیست گاهی تنده، گاهی شیرین، گاهی هم آروم و صبورانه پوست میشکنه.
🫂شما این روزها چیو تو زندگیتون پرورش میدین؟
@MitraArman
۶۹
۱۶:۱۲
🫂 کتاب تلخ و شیرین
@MitraArman
۵۴
۱۵:۲۶
موزه ناکامی - سروش صحت.m4a
۰۱:۰۵-۱.۵۳ مگابایت
«موزه ناکامی» (Museum of Failure) دقیقاً همون چیزیه که برای درک بهترِ پیامِ کتابِ «تلخ و شیرین» سوزان کین نیاز داریم:
این موزه رو روانشناسِ سوئدی، ساموئل وست (Samuel West)، تأسیس کرده و نقطه مقابلِ موزههایی که فقط موفقیتها و دستاوردها رو جشن میگیرن.
@MitraArman
۶۲
۱۵:۳۲
@MitraArman
۵۰
۱۵:۰۳
وقتی مراجعم گفت “میترسم”، یاد خودم افتادم
دیگه هر صدایی دل آدم رو میلرزونه؛ چه رعد و برق باشه، چه کوبیدن درِ همسایه یا صدای اثاثکشیِ طبقه بالا.
تو این روزهای پر از دلآشوب، یک اتفاق متفاوت برام افتاد. همکاری با مجموعهای برای کوچینگ. اولش با خودم گفتم: “کی حوصله داره؟ چی بگم؟ چطور امید بدم؟” اما بنا به عادت، به فرصتِ جدید “بله” گفتم.
چند روز پیش، یکی از مراجعینم گفت: “میترسم کارم رو شروع کنم".بهش گفتم: “خدا شاهده که من هم هر بار قبل از تماس گرفتن با تکتکِ شما، میترسم که نکنه نتونم به سوالاتتون پاسخ بدم!”
اما میدونی چی جادوییش میکنه؟ انرژیِ خودِ شما. وقتی شروع میکنین به حرف زدن، اونقدر پتانسیل دارین که ایده برای حلِ مسائلتون سرازیر میشه و من فقط وقت کم میارم همه رو بهتون بگم!
وقتی بهتون میگم “با ترسهاتون برید جلو”، همون لحظه دارم خودم هم با ترسهام میجنگم. اما تصویرِ آیندهی شما، دیدنِ درخشش و رشدتون، اونقدر سر ذوقم میاره که ترسهام رنگ میبازن
تو چی؟این روزها با ترسهات زندگی میکنی یا اجازه دادی متوقفت کنه؟ برام بنویس.
دیگه هر صدایی دل آدم رو میلرزونه؛ چه رعد و برق باشه، چه کوبیدن درِ همسایه یا صدای اثاثکشیِ طبقه بالا.
تو این روزهای پر از دلآشوب، یک اتفاق متفاوت برام افتاد. همکاری با مجموعهای برای کوچینگ. اولش با خودم گفتم: “کی حوصله داره؟ چی بگم؟ چطور امید بدم؟” اما بنا به عادت، به فرصتِ جدید “بله” گفتم.
چند روز پیش، یکی از مراجعینم گفت: “میترسم کارم رو شروع کنم".بهش گفتم: “خدا شاهده که من هم هر بار قبل از تماس گرفتن با تکتکِ شما، میترسم که نکنه نتونم به سوالاتتون پاسخ بدم!”
اما میدونی چی جادوییش میکنه؟ انرژیِ خودِ شما. وقتی شروع میکنین به حرف زدن، اونقدر پتانسیل دارین که ایده برای حلِ مسائلتون سرازیر میشه و من فقط وقت کم میارم همه رو بهتون بگم!
وقتی بهتون میگم “با ترسهاتون برید جلو”، همون لحظه دارم خودم هم با ترسهام میجنگم. اما تصویرِ آیندهی شما، دیدنِ درخشش و رشدتون، اونقدر سر ذوقم میاره که ترسهام رنگ میبازن
تو چی؟این روزها با ترسهات زندگی میکنی یا اجازه دادی متوقفت کنه؟ برام بنویس.
۴۲
۷:۳۱