#یک_قاچ_کتاب📚📚📚









فکر نمیکنم چیزی به اندازه خنده واگیر داشته باشد. غم و اندوه هم میتواند واگیر داشته باشد. اما ترس چیز دیگریست، ترس نمیتواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است. ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم. من از شبهایی مثل امشب که دیگر زنده نخواهم بود خیلی میترسم… دنیا خیلی پیر است؛ شاید ۱۵ میلیارد سال عمر داشته باشد و با این حال کسی نتوانسته باشد بفهمد که جهان چگونه بهوجود آمده است. همه ما در افسانه بزرگی زندگی میکنیم که هیچکس اطلاع درستی از آن ندارد.










دختر پرتقالی
" />
یوستین گردر
۹۷
۹:۳۳
محفل صائب نازک سخن - خبری.jpg
۲۳۹.۶۴ کیلوبایت
۸۷
۹:۰۲
۷۴
۹:۰۸
سلامبا عنایت به اعلام هیئت دولت یکشنبه و دوشنبه، ۱۴ و ۱۵ تیر را به منظور تسهیل امکان حضور اقشار مختلف مردم در آیین سوگواری وداع با رهبر شهید انقلاب، تعطیل رسمی اعلام کرد.
۵۹
۱۷:۱۸
photo19104287079.jpg
۱۵.۰۷ کیلوبایت
هستی دختری است پر شور .آنقدر که گاهی وقتی او را میبینند فکر میکنند پسر است.از بازی هایش گرفته تا ظاهر و رفتارها.
اتفاقی که زندگی او را مثل خیلی های دیگر ماجرا میکند آغاز جنگ است. او و خانواده اش ناچار میشوند از خرمشهر به اردوگاهی در تهران بروند. اتفاقاتی که در اردوگاه می افتد ولی ماجرا..
۵۸
۷:۱۴
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه انقد قشنگ و احساسی باشه تا وقتی که دزیره رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه زندگیم رو تغییر بده تا وقتی که کتابخانهٔ نیمهشب رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب فانتزی بتونه انقد جذاب و خفن باشه تا وقتی که نارنینا رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه تا این حد روی زندگیم تأثیر بذاره تا اینکه مغازه جادویی رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه انقد منحصر به فرد و جالب باشه تا اینکه ۱۹۸۴ رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه زندگیم رو تغییر بده تا وقتی که کتابخانهٔ نیمهشب رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب فانتزی بتونه انقد جذاب و خفن باشه تا وقتی که نارنینا رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه تا این حد روی زندگیم تأثیر بذاره تا اینکه مغازه جادویی رو خوندم
• هیچوقت فکر نمیکردم یه کتاب بتونه انقد منحصر به فرد و جالب باشه تا اینکه ۱۹۸۴ رو خوندم
۲۶
۹:۰۳
بهترین ساعت های مطالعه + دلیل علمی :
۶ تا ۱۰ : درس تخصصیچون منطق و حافظه قویترین وضعه
۱۰ تا ۱۲ : درسی که ازش میترسیچون مغز تو پر انرژیترین حالته
۱۲ تا ۱۵ : یه چرت کوچیک و درس سبکچون انرژی مغز افت کرده و نیاز به شارژه
۱۵ تا ۱۸ : اون درسی که حس میکنی سختهچون مغز تو قله دوم انرژیشه
۱۸ تا ۲۱ : درسی که دوسش داریچون یواش یواش انرژی مغز تحلیل میره
۲۱ تا ۲۴ : درسی که کم فشاره + مرور درساچون مغز دادههای روز و طبقه بندی میکنه
۳۱
۹:۰۷
روایتی است از وفاداری و شجاعت و.....
"سقای آب و ادب" روایتی است در ده فصل که هر کدام، قسمتی از شخصیت عباس بن علی را در ارتباط با حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، حضرت ام البنین(س)، امام حسین(ع)، حضرت زینب(س)و حضرت سکینه(س) به تصویر می کشد.
هر کدام از این نام ها، عنوانی است بر فصل های "سقای آب و ادب" که در کنار آن ها سه فصل دیگر با نام های عباس مواسات، عباس ادب و عباس فرشتگان نیز به رشته ی تحریر درآمده است.
"سید مهدی شجاعی" با اشاره به این نکته که هر فصل کتاب به دقت بر اساس مستندات تاریخی به نگارش درآمده، تاکید می کند که قسمت اعظم اثر موثق و مستند بوده اما قسمت هایی از آن هم از ذوق هنری شخص نویسنده و از ارادت خاص او به شخصیت این چهره ی بزرگ جهان اسلام منشا گرفته و صرفا نظرات شخصی جهت تلطیف ادبی و ستایش حضرت عباس(ع) است.
۲۴
۱۰:۰۱
#یک_قاچ_کتاب📚📚📚









امام حسین (ع) همیشه پیشِ روی بقیه بود نه پشتسرشان، همیشه پناهگاه دیگران بود نه در پناهشان؛ همانطور كه شایستۀ امام است. در كربلا هركدام از یارانش كه میافتادند و صدایشان درمیآمد،امام حسین (ع) را صدا میزدند و دوست داشتند سرشان را بگذارند روی پای كسی كه همیشه در همهچیز ازشان جلو بوده. خودش اما چه كسی را باید صدا میزد وقتی روی زمین افتاده بود؟
»خدایا راضیام به رضایت و تسلیمم به قضایت، معبودی جز تو نیست«و شاید حضرت حق در جواب زمزمههای امام حسین (ع) جواب میداده: (وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي) یا میگفته بیا...










قصه کربلا
مهدی قزلی
امام حسین (ع) همیشه پیشِ روی بقیه بود نه پشتسرشان، همیشه پناهگاه دیگران بود نه در پناهشان؛ همانطور كه شایستۀ امام است. در كربلا هركدام از یارانش كه میافتادند و صدایشان درمیآمد،امام حسین (ع) را صدا میزدند و دوست داشتند سرشان را بگذارند روی پای كسی كه همیشه در همهچیز ازشان جلو بوده. خودش اما چه كسی را باید صدا میزد وقتی روی زمین افتاده بود؟
»خدایا راضیام به رضایت و تسلیمم به قضایت، معبودی جز تو نیست«و شاید حضرت حق در جواب زمزمههای امام حسین (ع) جواب میداده: (وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي) یا میگفته بیا...
۱۴
۶:۵۷
۱۳
۶:۵۹