در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
شعر نو، آوازی که دریده شد
پیام صوتی
او و من
۱۷۶
۱۸:۲۷
بازارسال شده از Alireza
We Are Still Here.mp3
۰۳:۲۷-۸.۱۳ مگابایت
۱
۲۲:۴۳
بازارسال شده از ASEMAN
متن، ترجمه و معنی آهنگ We Are Still Here
We wake up with the weight of yesterdayما با بار سنگین دیروز از خواب برمیخیزیم
Dreams half broken but we find a wayرؤیاهایی نیمهشکسته، با اینحال راهی رو به پیش مییابیم(استعاره از امیدها و آرزوهایی که هنوز کاملاً از بین نرفتهاند.)
Running through noise trying to feel aliveمیان هیاهو میدویم تا طعم زندهبودن را بچشیم
Losing ourselves just to surviveخود را گم میکنیم، تنها برای آنکه زنده بمانیم(از دست دادن هویت یا خواستههای راستین در ازای بقا.)
But deep inside we all feel the sameاما در اعماق وجود، همگی یک حس مشترک را تجربه میکنیم
A quiet fire a hidden painآتشی خاموش، دردی پنهان(شور و شوقی که به سکوت فرو رفته، دردی که پنهان نگه داشته میشود.)
No matter the road no matter the fear..we fall….We rise , We still hereفارغ از راه، فارغ از هراس… میافتیم… برمیخیزیم، ما هنوز اینجاییم
Different faces, but the same old fightچهرههایی متفاوت، اما همان نبرد همیشگی
Looking for peace in the middle of nightدر دل شب به جستوجوی آرامش
We smile outside, we hide the scarsبیرون لبخند میزنیم، جای زخمها را پنهان میکنیم
But we all look up at the same starsاما همگی به همان ستارهها چشم دوختهایم(همهٔ ما در جستوجوی معنا یا امید، به آسمان مشترکی نگاه میکنیم.)
Deep inside, we all feel the sameدر ژرفای وجود، همگی یک حس را داریم
A silent hope inside the painامیدی خاموش در دل رنج
No matter how far, no matter how nearفرقی نمیکند چقدر دور، چقدر نزدیک
We break, we heal, we’re still hereمیشکنیم، التیام مییابیم، هنوز اینجاییم
If you feel lost you’re not aloneاگر احساس گمگشتگی میکنی، تنها نیستی
We are more the same than we’ve ever knowما بیش از آنچه تاکنون میدانستیم، به هم شبیهایم
Look at the World through the Sky
@sky2010
We wake up with the weight of yesterdayما با بار سنگین دیروز از خواب برمیخیزیم
Dreams half broken but we find a wayرؤیاهایی نیمهشکسته، با اینحال راهی رو به پیش مییابیم(استعاره از امیدها و آرزوهایی که هنوز کاملاً از بین نرفتهاند.)
Running through noise trying to feel aliveمیان هیاهو میدویم تا طعم زندهبودن را بچشیم
Losing ourselves just to surviveخود را گم میکنیم، تنها برای آنکه زنده بمانیم(از دست دادن هویت یا خواستههای راستین در ازای بقا.)
But deep inside we all feel the sameاما در اعماق وجود، همگی یک حس مشترک را تجربه میکنیم
A quiet fire a hidden painآتشی خاموش، دردی پنهان(شور و شوقی که به سکوت فرو رفته، دردی که پنهان نگه داشته میشود.)
No matter the road no matter the fear..we fall….We rise , We still hereفارغ از راه، فارغ از هراس… میافتیم… برمیخیزیم، ما هنوز اینجاییم
Different faces, but the same old fightچهرههایی متفاوت، اما همان نبرد همیشگی
Looking for peace in the middle of nightدر دل شب به جستوجوی آرامش
We smile outside, we hide the scarsبیرون لبخند میزنیم، جای زخمها را پنهان میکنیم
But we all look up at the same starsاما همگی به همان ستارهها چشم دوختهایم(همهٔ ما در جستوجوی معنا یا امید، به آسمان مشترکی نگاه میکنیم.)
Deep inside, we all feel the sameدر ژرفای وجود، همگی یک حس را داریم
A silent hope inside the painامیدی خاموش در دل رنج
No matter how far, no matter how nearفرقی نمیکند چقدر دور، چقدر نزدیک
We break, we heal, we’re still hereمیشکنیم، التیام مییابیم، هنوز اینجاییم
If you feel lost you’re not aloneاگر احساس گمگشتگی میکنی، تنها نیستی
We are more the same than we’ve ever knowما بیش از آنچه تاکنون میدانستیم، به هم شبیهایم
Look at the World through the Sky
@sky2010
۱
۲۲:۴۳
کلبه سفید@sky2553
۱۱۷
۸:۲۲
بازارسال شده از Alireza
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از Alireza
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
ببرهای خسیس
۸۲
۱۲:۱۳
بازارسال شده از Alireza
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
دریاچهٔ فیروزه ای
دوستت دارم های بی سبب به چه مانند؟
دلِ زمینِ داغدارِ تشنه را
ابر سیاه مانند
بوقت نیاز زرد بیابان به بارانِ نقره ای
کبک مست و مارمولک خسته را به آب زندگی
نمِ جان نوازِ کوچکی زند به صحرا
دانه
دانه های کوچک باران
ضرب موسیقای هستی بر لبِ چاک-چاک گیاه
تن ریگ سفید و سنگ سیاه
رقص پرواز قرمز کفشدوزک با خیزِ بلند ملخ
دست آبجویبار کوچک را تکانی می دهد آرام
باد هرزی سر می رسد ناغافل از غرب
سوار اسب خاک رنگ وحشی اش از دور
هو می کشد
های می کند ابرِ بارانی را تند
می راندش با خشم از مِهرریزی
سایه امیدش را دور می کند از سر سنگ و گیاه
نمِ کمِ خاک را می دزد
کبک تشنه می ماند
مارموک زیر سایه سیاه سنگ می لغزد
و اشک چشم کبک را بر می چیند به زبان ترک خورده اش.
می نشینند همرقصان از خیز و پَر
روی بوته اسپندِ صبور
او می مکد دانه های ریز نَم شن
به دهان خشک ریشه اش.
و راستی،
اگر آهی کشد از دل سوخته اش اسپند،
می رود تا گنبد آبی فیروزه ای آسمان دودش
همچو ققنوس؟
از دیدهٔ آسمان از آن آه و این دود فرو می چکد باران؟
و دشت هزاران چشم می شود دور دست ها را غرق تماشا،
ابری مهربان خواهد آمد؟
دوستت دارم هایش
جویبار را...
آیا می رساند به دریارچه فیروزه ای؟
تا به گوشِ ماهی بزرگ طلایی
برساند اخبار بیابان را!
دوم اردیبهشت ماه هزار و چهار صد و چهار شهربابک
دوستت دارم های بی سبب به چه مانند؟
دلِ زمینِ داغدارِ تشنه را
ابر سیاه مانند
بوقت نیاز زرد بیابان به بارانِ نقره ای
کبک مست و مارمولک خسته را به آب زندگی
نمِ جان نوازِ کوچکی زند به صحرا
دانه
دانه های کوچک باران
ضرب موسیقای هستی بر لبِ چاک-چاک گیاه
تن ریگ سفید و سنگ سیاه
رقص پرواز قرمز کفشدوزک با خیزِ بلند ملخ
دست آبجویبار کوچک را تکانی می دهد آرام
باد هرزی سر می رسد ناغافل از غرب
سوار اسب خاک رنگ وحشی اش از دور
هو می کشد
های می کند ابرِ بارانی را تند
می راندش با خشم از مِهرریزی
سایه امیدش را دور می کند از سر سنگ و گیاه
نمِ کمِ خاک را می دزد
کبک تشنه می ماند
مارموک زیر سایه سیاه سنگ می لغزد
و اشک چشم کبک را بر می چیند به زبان ترک خورده اش.
می نشینند همرقصان از خیز و پَر
روی بوته اسپندِ صبور
او می مکد دانه های ریز نَم شن
به دهان خشک ریشه اش.
و راستی،
اگر آهی کشد از دل سوخته اش اسپند،
می رود تا گنبد آبی فیروزه ای آسمان دودش
همچو ققنوس؟
از دیدهٔ آسمان از آن آه و این دود فرو می چکد باران؟
و دشت هزاران چشم می شود دور دست ها را غرق تماشا،
ابری مهربان خواهد آمد؟
دوستت دارم هایش
جویبار را...
آیا می رساند به دریارچه فیروزه ای؟
تا به گوشِ ماهی بزرگ طلایی
برساند اخبار بیابان را!
دوم اردیبهشت ماه هزار و چهار صد و چهار شهربابک
۹۴
۲۲:۱۵