۲۳۵
۱۸:۵۷
۲۳۵
۱۸:۵۷
۲۳۴
۱۸:۵۷
۲۳۴
۱۸:۵۷
۲۳۴
۱۸:۵۷
یکشنبه، چهارمین روز کاری گروههای عمرانی بود.مثل هر روز، از اذان صبح بیدار شدیم و آماده شدیم برای نماز صبح و شروع یک روز دیگه از اردو.امروز خستگی بیشتر از روزهای قبل خودش رو نشون میداد؛ ولی قرار نبود خستگی جلوی کار رو بگیره. پروژهها هم کمکم دارن شکل میگیرن و هر روز یه قدم به تموم شدن نزدیکتر میشن.موقع ناهار و استراحت، بازی والیبال رو هم دنبال کردیم؛ البته حیف که این یکی رو نتونستیم ببریم!
#جهادی_نامه#باهم_میسازیم
۱۳۷
۲:۵۹
خونه مادربزرگ یکی از پروژههای اردوی امسال ماست؛ جایی که یک گروه از بچهها چند روزی مهمونش هستند و مشغول ساختنش.مادربزرگ این خونه، سالهای سختی رو پشت سر گذاشته؛ همسرشون سالهاست که از دنیا رفته و یکی از پسرهاشون رو هم از دست دادند.حالا مادربزرگ با نوهاش، در یک اتاق کوچک زندگی میکنن؛ خونهای که قرار شده این روزها، با دستهای بچههای جهادی، کمی بیشتر شبیه یک خونه بشه.براشون سرویس بهداشتی و یک اتاق دیگه میسازیم.
#جهادی_نامه#باهم_میسازیم
۶۶
۵:۲۵
دوشنبه، روز میان اردو هست و روز استراحت.امروز بچهها سر پروژهها نمیرن و به جای اون برنامه تفریحی دارن.یکی از برنامهها بازدید از گنبد سلطانیه و مزار قیدار نبی هست.همچنین برنامه ویژهای هم برای مسابقات فوتسال داریم که قراره بچهها حسابی کیف کنند.
#جهادی_نامه#باهم_میسازیم
۶۰
۵:۲۹