بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ مَعِيَ رَبِّي
إِنَّ مَعِيَ رَبِّي
۸۴
۱۵:۵۱
به زودی مطالب در این کانال بارگذاری می شود...
۸۳
۱۶:۰۷
Artoush-SangeGhabreArezoo.mp3
۰۴:۱۹-۳.۹۶ مگابایت
گوش کنید تا حوصله تون سر نره..
۸۶
۱۷:۰۲
دوگانه جنگ و صلح
جنگطلبی و صلحطلبی، صرفاً ابزارهای سیاسی برای پیشبرد اهداف هستند؛ چرا که جنگ و مذاکره، دو بازوی اصلی برای احقاق حقوق ملتها محسوب میشوند.
مهم، شیوه اجرا تا رسیدن به نتیجه مطلوب است.
در چند صد سال اخیر، کشور ایران هیچگاه آغازگر جنگی نبوده است؛ فلذا هیچگاه جنگطلب نبودهایم.
اما جنگ اخیر، برای ایران و هویت تمدنی ایرانی، بهطور قطع جنگی موجودیتی محسوب میشود و ایران در خطر است.
همواره بر موضوع وحدت تأکید شده است؛ چرا که عدم وحدت، منجر به تضعیف قدرت نرم کشور و حرکت آن به سمت گسلهای اجتماعی، جنگ داخلی و در نهایت تجزیه کشور میشود.
حال، مردم ایران، چه خواسته و چه ناخواسته، درگیر دوگانههایی مانند جنگ و صلح، جنگطلب و صلحطلب، وطنپرست و بیوطن، انقلابی و غیرانقلابی، باحجاب و بیحجاب، طرفدار ایران و طرفدار جمهوری اسلامی و مسائلی از این قبیل شدهاند.
در صورتی که در فضای کلی جامعه، همین مردم با وجود اختلافات عقیدتی، سیاسی یا رفتاری، در کنار یکدیگر به زیست اجتماعی میپردازند.
تنها چیزی که مردم باید حول آن وحدت داشته باشند، ایران است.
اما رسانه و بازیهای رسانهای، مردم را در مقابل یکدیگر و بهصورت دستهبندیهای جداگانه قرار میدهند و صرفاً با پرداختن به جزئیات، اصل مطلب به حاشیه میرود و فرع داستان، یعنی همان چیزی که هدف بازی رسانهای است، محقق میشود.
برای مثال؛
جنوب ایران
اخیراً شاهد حملات ارتش ایالات متحده به جنوب کشور و نقض حاکمیت، تمامیت سرزمینی و بندهای تفاهم (MOU) بودهایم.
بدیهی است که ملت ایران، از آنجایی که یکپارچه است، نسبت به چنین موضوعی واکنش جدی نشان دهد و این مطالبه را مطرح کند که مسئولان امر، در دفاع از کشور کوتاهی نکنند.
اما اینجا دوگانهای ایجاد میشود؛ میان گروههایی که هر یک از نگاه و تحلیل سیاسی خود به قضیه مینگرند.
اساساً تبدیل واکنشها حول موضوع ایران و تمامیت ارضی، به ابزاری برای مقاصد سیاسی، چیزی نیست که از مردم یک جامعه انتظار میرود و این نتیجه موجهای رسانهای مختلفی است که به راه افتاده است.
یقیناً جنوب ایران مسئله مهمی است؛ چرا که تمرکز بر تضعیف قدرت کشور در آن منطقه، انجام عملیات نظامی و در نتیجه گرفتن امتیازات بیشتر یا ایجاد ابزار اعمال فشار بر کشور و مردم است.
ما همه در یک کشتی هستیم و تضعیف جنوب، منجر به تضعیف کل ایران میشود.
فلذا نه آن کسی که چندین شب در تجمعات حضور داشته است را میتوان صرفاً «وطنپرست» نامید و نه آن کسی که حضور نداشته است را «بیوطن».
هر کسی که قلبش برای ایران، قدرت و اقتدار، استقلال و آزادی کشور میتپد، ایرانی و وطنپرست است.
اما ایجاد دوگانههایی نظیر جنوب ایران و جنوب لبنان، بازی رسانهای خطرناکی است؛ چرا که همانگونه که جنوب ایران در امنیت و حاکمیت کشور اهمیت دارد، جنوب لبنان نیز از نگاه بخشی از تحلیلگران، یکی از مؤلفههای قدرت منطقهای ایران محسوب میشود.
فراموش نمیکنیم که حملات اصلی به ایران، پس از تضعیف بازوی منطقهای ایران آغاز شد.
اساساً ایجاد دوگانه میان مؤلفههای قدرت ایران، میتواند منجر به تضعیف کشور شود.
همانگونه که سالها پیش شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نیز چنین دوقطبیهایی را در جامعه ایجاد کرد.
مطالبه توده مردم، باید دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و در شرایط فعلی، جنوب کشور باشد.
اما دوگانهها هیچ کمکی در مسیر رسیدن به این هدف نمیکنند و تنها جامعه را از مسئله اصلی دور میکنند.
در این زمان که جنگی ظالمانه علیه ما آغاز شده است، راهی جز دفاع نداریم.
و حتی در میز مذاکره نیز میبایست ابزارها و مؤلفههای قدرتی داشته باشیم تا قدرت چانهزنی کشور افزایش یابد.
ما برای بقا و تثبیت موجودیت خود، ناچار به دفاع هستیم و این مسیر باید تا جایی ادامه یابد که بتوانیم صلحی پایدار، همراه با امنیت و آرامش را برای کشور به ارمغان بیاوریم.
امید است همگی از این مسیر نیز سربلند خارج شویم و ایران، همچون گذشته پرافتخار خود، ققنوسوار از خاکستر خویش برخیزد.
در نهایت، اختلاف نظر در شیوهها طبیعی است؛ اما آنچه نباید محل اختلاف باشد، حفظ امنیت، تمامیت سرزمینی، استقلال و آینده ایران است. اگر بتوانیم در عین تفاوت دیدگاهها، بر این اصول مشترک تکیه کنیم، جامعهای منسجمتر و توانمندتر خواهیم داشت.
آرامش، رفاه و صلح را برای همگان آرزومندم.
ممنون از توجهتان.
زنده باد ایران و ایرانی
جنگطلبی و صلحطلبی، صرفاً ابزارهای سیاسی برای پیشبرد اهداف هستند؛ چرا که جنگ و مذاکره، دو بازوی اصلی برای احقاق حقوق ملتها محسوب میشوند.
مهم، شیوه اجرا تا رسیدن به نتیجه مطلوب است.
در چند صد سال اخیر، کشور ایران هیچگاه آغازگر جنگی نبوده است؛ فلذا هیچگاه جنگطلب نبودهایم.
اما جنگ اخیر، برای ایران و هویت تمدنی ایرانی، بهطور قطع جنگی موجودیتی محسوب میشود و ایران در خطر است.
همواره بر موضوع وحدت تأکید شده است؛ چرا که عدم وحدت، منجر به تضعیف قدرت نرم کشور و حرکت آن به سمت گسلهای اجتماعی، جنگ داخلی و در نهایت تجزیه کشور میشود.
حال، مردم ایران، چه خواسته و چه ناخواسته، درگیر دوگانههایی مانند جنگ و صلح، جنگطلب و صلحطلب، وطنپرست و بیوطن، انقلابی و غیرانقلابی، باحجاب و بیحجاب، طرفدار ایران و طرفدار جمهوری اسلامی و مسائلی از این قبیل شدهاند.
در صورتی که در فضای کلی جامعه، همین مردم با وجود اختلافات عقیدتی، سیاسی یا رفتاری، در کنار یکدیگر به زیست اجتماعی میپردازند.
تنها چیزی که مردم باید حول آن وحدت داشته باشند، ایران است.
اما رسانه و بازیهای رسانهای، مردم را در مقابل یکدیگر و بهصورت دستهبندیهای جداگانه قرار میدهند و صرفاً با پرداختن به جزئیات، اصل مطلب به حاشیه میرود و فرع داستان، یعنی همان چیزی که هدف بازی رسانهای است، محقق میشود.
برای مثال؛
جنوب ایران
اخیراً شاهد حملات ارتش ایالات متحده به جنوب کشور و نقض حاکمیت، تمامیت سرزمینی و بندهای تفاهم (MOU) بودهایم.
بدیهی است که ملت ایران، از آنجایی که یکپارچه است، نسبت به چنین موضوعی واکنش جدی نشان دهد و این مطالبه را مطرح کند که مسئولان امر، در دفاع از کشور کوتاهی نکنند.
اما اینجا دوگانهای ایجاد میشود؛ میان گروههایی که هر یک از نگاه و تحلیل سیاسی خود به قضیه مینگرند.
اساساً تبدیل واکنشها حول موضوع ایران و تمامیت ارضی، به ابزاری برای مقاصد سیاسی، چیزی نیست که از مردم یک جامعه انتظار میرود و این نتیجه موجهای رسانهای مختلفی است که به راه افتاده است.
یقیناً جنوب ایران مسئله مهمی است؛ چرا که تمرکز بر تضعیف قدرت کشور در آن منطقه، انجام عملیات نظامی و در نتیجه گرفتن امتیازات بیشتر یا ایجاد ابزار اعمال فشار بر کشور و مردم است.
ما همه در یک کشتی هستیم و تضعیف جنوب، منجر به تضعیف کل ایران میشود.
فلذا نه آن کسی که چندین شب در تجمعات حضور داشته است را میتوان صرفاً «وطنپرست» نامید و نه آن کسی که حضور نداشته است را «بیوطن».
هر کسی که قلبش برای ایران، قدرت و اقتدار، استقلال و آزادی کشور میتپد، ایرانی و وطنپرست است.
اما ایجاد دوگانههایی نظیر جنوب ایران و جنوب لبنان، بازی رسانهای خطرناکی است؛ چرا که همانگونه که جنوب ایران در امنیت و حاکمیت کشور اهمیت دارد، جنوب لبنان نیز از نگاه بخشی از تحلیلگران، یکی از مؤلفههای قدرت منطقهای ایران محسوب میشود.
فراموش نمیکنیم که حملات اصلی به ایران، پس از تضعیف بازوی منطقهای ایران آغاز شد.
اساساً ایجاد دوگانه میان مؤلفههای قدرت ایران، میتواند منجر به تضعیف کشور شود.
همانگونه که سالها پیش شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نیز چنین دوقطبیهایی را در جامعه ایجاد کرد.
مطالبه توده مردم، باید دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و در شرایط فعلی، جنوب کشور باشد.
اما دوگانهها هیچ کمکی در مسیر رسیدن به این هدف نمیکنند و تنها جامعه را از مسئله اصلی دور میکنند.
در این زمان که جنگی ظالمانه علیه ما آغاز شده است، راهی جز دفاع نداریم.
و حتی در میز مذاکره نیز میبایست ابزارها و مؤلفههای قدرتی داشته باشیم تا قدرت چانهزنی کشور افزایش یابد.
ما برای بقا و تثبیت موجودیت خود، ناچار به دفاع هستیم و این مسیر باید تا جایی ادامه یابد که بتوانیم صلحی پایدار، همراه با امنیت و آرامش را برای کشور به ارمغان بیاوریم.
امید است همگی از این مسیر نیز سربلند خارج شویم و ایران، همچون گذشته پرافتخار خود، ققنوسوار از خاکستر خویش برخیزد.
در نهایت، اختلاف نظر در شیوهها طبیعی است؛ اما آنچه نباید محل اختلاف باشد، حفظ امنیت، تمامیت سرزمینی، استقلال و آینده ایران است. اگر بتوانیم در عین تفاوت دیدگاهها، بر این اصول مشترک تکیه کنیم، جامعهای منسجمتر و توانمندتر خواهیم داشت.
آرامش، رفاه و صلح را برای همگان آرزومندم.
ممنون از توجهتان.
زنده باد ایران و ایرانی
۶
۱۰:۲۸