لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مرکز مشاوره خانواده پیوند (محمّداکرم دهواری کارشناس ارشدرشته تخصصی مشاوره خانواده)م
۲۷۱ عضو

مرکز مشاوره خانواده پیوند (محمّداکرم دهواری کارشناس ارشدرشته تخصصی مشاوره خانواده)

ویژه اولیای گرامی،زوج های جوان،دانش آموزان ،در کنار شما هستم برای ایجاد ((حس آرامش)) در وجود شما
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۶ مرداد
thumbnail
اگر مشکلی هست،حرف بزنید.اگر سوالی هست ،بپرسید.اگر ناراحت هستید،اعلام کنید.اگر هر چیزی هست ،در موردش صحبت کنید و حرف بزنید.کسی نمی تونه حدس بزنه در مغز شما چی می گذره.

خیلی از مشکلات با گفتگو حل میشه،فقط نحوه گفتگو و خروج کلمات از دهان مهمه،چطور با مشکل برخورد کنند.
با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شودundefined شناسه:https://ble.ir/mohammadakramdehvari
https://splus.ir/Pevandsaravan

۱.۶K

۱۲:۱۰

با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شودundefined شناسه
https://splus.ir/Pevandsaravan
https://ble.ir/mohammadakramdehvari

۲۷۵

۱۲:۱۱

۲۰ مرداد
thumbnail
هیچ‌وقت در زندگی منتظر شکست دیگران نباشید تا نفعی به شما برسد.
زندگی منشوری دوار از حوادث است،حوادثی که با همدلی و رقابت سالم برای پیشرفت همه جا دارد.


با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شودundefined شناسه:https://ble.ir/mohammadakramdehvari
https://splus.ir/Pevandsaravan

۱.۵K

۲۱:۲۲

۲۱ مرداد
thumbnail
همدلی
داستانی واقعی و تکان‌دهنده از کشور یمن undefined
زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند.
استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس می‌کرد. شاگردانش هر صبح با لباس‌هایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگ‌تر از خانه‌هایشان به مدرسه می‌آمدند. او آن‌ها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک می‌فهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگی‌اش را از خانواده‌اش پنهان کرده است.
روزی خواست تا روحیه آن‌ها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آن‌ها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک می‌دهم.»یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟»معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.»کفش برای آن‌ها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه می‌رفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آن‌ها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس می‌نشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان می‌کرد.
وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، اما هرگز شکایتی نمی‌کرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلب‌های کوچک می‌خواهند پیروز شوند.بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانش‌آموزان نمره کامل گرفته بودند!استاد نوال خوشحال شد اما درماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آن‌ها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.»
کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نام‌هایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.»معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت.
استاد نوال در مقابل دیدگان آن‌ها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم».وفاء با قدم‌هایی لرزان و در حالی که اشک‌هایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانش‌آموزان صادقانه برایش دست می‌زدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینه‌ای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.»نوال نتوانست جلوی اشک‌هایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت.
همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف می‌کنی، گریه می‌کنی؟»او در حالی که جعبه را باز می‌کرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمی‌کنم.»همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟»او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم».
همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچه‌ها نام او را نوشتند و هیچ‌کدام نام خودشان را ننوشتند!»او در حالی که می‌لرزید ادامه داد: «همه آن‌ها کفش می‌خواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آن‌هاست.»
روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفش‌های نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفش‌ها را بخرد.وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.»وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلب‌های سفید» شناخته شد.اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانش‌آموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند.در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار می‌گذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...»

پیام داستان:
اطرافیان خود را نادیده نگیرید و به احساسات دیگران توجه کنید. هر کس که نعمت و برکتی دارد، باید آن را با کسانی که ندارند تقسیم کند.
با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شودundefined شناسه:https://ble.ir/mohammadakramdehvari
https://splus.ir/Pevandsaravan

۲۸۰

۱۰:۳۱

۲۵ مرداد
thumbnail
گاهی نیاز است،نیاز دانش آموزان اولویت داده شود به برنامه ما مدیران و دبیران.اهمیت تشخیص نیازهای عاطفی کودکان خیلی مهم است. وقتی نیازهای عاطفی بچه‌ها رو درک می‌کنیم و بهشون توجه می‌کنیم، بهشون کمک می‌کنیم که:
احساس امنیت و دوست داشته شدن کنند: این اساس روانی سالم در آینده‌ شان را می‌سازد.
*اعتماد به نفس پیدا کنند: وقتی احساساتشان پذیرفته می‌شود، خودشان را ارزشمند می‌دانند.
*مهارت‌های اجتماعی خوبی یاد بگیرند: می‌توانند با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنند و مشکلاتشان رو حل کنند.
*استرس و اضطراب کمتری داشته باشند: یاد می‌گیرن چطور احساساتشان رو مدیریت کنند.

خلاصه اینکه، توجه به نیازهای عاطفی بچه‌ها مثل گذاشتن یه فونداسیون قوی است برای تمام زندگی آینده‌شان .
با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شود*
undefined شناسه
https://splus.ir/Pevandsaravan

۱.۵K

۹:۱۴

۲۶ مرداد
بازارسال شده از کانال اطلاع رسانی مدرسه طالقانی محمدی 1404
thumbnail
تحصیلات در شاخه کار و دانش

۹

۳:۵۰

بازارسال شده از گروه دیدگاه کانال اطلاع رسانی مدرسه طالقانی محمدی 1404
thumbnail
مهم و فوری
قابل توجه همه دانش آموزان پایه های هفتم،هشتم،نهم ، دهم ،یازدهم ودوازدهم
با توجه به تاکیدات مقامات بالا دستی ،لازم است کلیه دانش آموزان وارد سامانه مای میدیوmy.medu.irشده و نام دانش آموز را از قسمت بالا سمت چپ انتخاب کنید.
سپس وارد گزینه ((نماد )) شوید و دو آزمون غربالگری و استعداد یابی را تکمیل کنید.

لازم به ذکر است تحویل کتاب های درسی مشروط بر اجرای این دو آزمون در نماد برنامه ریزی شده است.
گروه آموزشی و تربیتی دبیرستان دوره اول طالقانی
«کانال اطلاع رسانی مدرسه طالقانی محمدی 1404»
undefined شناسه:https://ble.ir/talghani1404

۱۱

۲۱:۰۴

۲۹ مرداد
thumbnail
نیاز به تغییر در زندگی یا جامعه

رشد و پیشرفت: برای بهتر شدن و دستیابی به اهداف جدید، اغلب لازمه که تغییر کنیم.
*سازگاری با شرایط: دنیا همیشه در حال تغییره و ما هم باید خودمون رو با شرایط جدید وفق بدیم.
*رفع مشکلات: گاهی اوقات تغییر برای حل کردن مشکلات و بهبود وضعیت فعلی ضروریه.
*کسب تجربیات جدید: تغییر می‌تونه باعث بشه چیزهای جدیدی یاد بگیریم و زندگی پربارتری داشته باشیم.

با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شود*
undefined شناسه
https://splus.ir/Pevandsaravan
https://ble.ir/mohammadakramdehvari

۹۵۹

۸:۴۲

۳۰ مرداد
thumbnail
سلام دوست عزیزعاقبت کار خلاف و دردسر والدین می‌تونه خیلی تلخ و سنگین باشه، هم برای خود فرد و هم برای اطرافیانش. وقتی کسی خلاف می‌کنه، علاوه بر مشکلات قانونی و اجتماعی که ممکنه برای خودش پیش بیاد، باعث نگرانی، ناراحتی، شرمندگی و حتی بیماری‌های روحی و جسمی برای والدینش می‌شه.
تصور کن والدینت که تمام زندگیشون رو وقف بزرگ کردن و تربیت تو کردن، به خاطر اشتباهات تو، مورد قضاوت دیگران قرار بگیرن یا دائماً نگران سلامتی و آینده‌ات باشن. این درد و رنجی که به پدر و مادر می‌رسه، خیلی بزرگه و جبران کردنش سخته.
از طرف دیگه، والدین با دیدن راه اشتباه فرزندشون، احساس شکست و ناتوانی می‌کنن. این موضوع می‌تونه باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و آرامش اون‌ها بشه.
بهترین راه برای جلوگیری از این دردسرها، اینه که همیشه سعی کنیم راه درست رو انتخاب کنیم، به قوانین احترام بذاریم و از کارهایی که ممکنه باعث ناراحتی و رنجش عزیزانمون بشه، دوری کنیم.
تو که اینقدر به فکر والدینت هستی، مطمئنم که می‌تونی با انتخاب‌های درست، باعث افتخار و شادی اون‌ها بشی.

با ما همراه باشید،شاید گرهی از مشکلاتتان باز شودundefined شناسه
https://splus.ir/Pevandsaravan
https://ble.ir/mohammadakramdehvari

۱K

۱۸:۰۴

۳ شهریور
بازارسال شده از همیاران روستای ناگان
thumbnail
پرستیژ دینداری از دیدگاه مولانا فقهی در مورد چهره ولبخند
لبخند را به خانواده و دوستانمان هدیه کنیم

۹

۱۸:۰۹