تمرین کوتاه برای امروز
چند لحظه دستتان را روی قلب خود بگذارید.چشمانتان را ببندید و فقط به ضربان قلبتان گوش دهید.
آهسته در دل بگویید:«من اینجا هستم… و این لحظه میگذرد.»اجازه بدهید همین چند لحظه توجه و مهربانی با خودتان،کمی از سنگینی دلتان را سبکتر کند
چند لحظه دستتان را روی قلب خود بگذارید.چشمانتان را ببندید و فقط به ضربان قلبتان گوش دهید.
۳۶
۶:۵۲
نامه به کودک درون: تمرین بازوالدینی برای ترمیم تروماها
گاهی زخمهای امروز، ریشه در نیازهای نادیدهگرفتهشدهی دیروز دارند. کودک درون ما همان بخش حساس، آسیبپذیر و زندهی وجود ماست که هنوز هم میتواند از طرد، بیتوجهی، تحقیر یا ناامنیهای گذشته درد بکشد.
بازوالدینی یعنی امروز، خودِ بالغِ ما یاد بگیرد آن حمایت، امنیت، مهربانی و اعتباری را به خود بدهد که شاید در کودکی به اندازهی کافی دریافت نکردهایم.
یکی از تمرینهای مؤثر در این مسیر، نوشتن نامه به کودک درون است.
چطور این تمرین را انجام دهیم؟چند دقیقه در سکوت بنشینید. چشمها را ببندید و خودِ کودکیتان را تصور کنید. بعد برای او نامه بنویسید:
- به او بگویید که میبینیدش. - احساساتش را انکار نکنید. - به او اطمینان بدهید که تنها نیست. - به او بگویید آنچه بر او گذشته، تقصیر او نبوده است. - به او یادآوری کنید که امروز یک بزرگسال امن کنارش هست: شما.
مثلاً بنویسید: «عزیز دلم، میدانم چقدر ترسیدی، چقدر تنها ماندی و چقدر دلت میخواست کسی تو را بفهمد.
میخواهم بدانی که من امروز کنار تو هستم.
دیگر قرار نیست با دردهایت تنها بمانی.
تو مقصر نبودی.
تو ارزشمند، دوستداشتنی و مهمی.»
این تمرین شاید گذشته را تغییر ندهد، اما میتواند رابطهی امروز شما را با خودتان تغییر دهد. و گاهی همین، آغاز عمیقترین ترمیمهاست.
اگر خواستید، این تمرین را امشب انجام دهید:فقط یک صفحه برای کودک درونتان بنویسید؛ نه برای کامل بودن، فقط برای مهربان بودن.
گاهی زخمهای امروز، ریشه در نیازهای نادیدهگرفتهشدهی دیروز دارند. کودک درون ما همان بخش حساس، آسیبپذیر و زندهی وجود ماست که هنوز هم میتواند از طرد، بیتوجهی، تحقیر یا ناامنیهای گذشته درد بکشد.
بازوالدینی یعنی امروز، خودِ بالغِ ما یاد بگیرد آن حمایت، امنیت، مهربانی و اعتباری را به خود بدهد که شاید در کودکی به اندازهی کافی دریافت نکردهایم.
یکی از تمرینهای مؤثر در این مسیر، نوشتن نامه به کودک درون است.
چطور این تمرین را انجام دهیم؟چند دقیقه در سکوت بنشینید. چشمها را ببندید و خودِ کودکیتان را تصور کنید. بعد برای او نامه بنویسید:
- به او بگویید که میبینیدش. - احساساتش را انکار نکنید. - به او اطمینان بدهید که تنها نیست. - به او بگویید آنچه بر او گذشته، تقصیر او نبوده است. - به او یادآوری کنید که امروز یک بزرگسال امن کنارش هست: شما.
مثلاً بنویسید: «عزیز دلم، میدانم چقدر ترسیدی، چقدر تنها ماندی و چقدر دلت میخواست کسی تو را بفهمد.
میخواهم بدانی که من امروز کنار تو هستم.
دیگر قرار نیست با دردهایت تنها بمانی.
تو مقصر نبودی.
تو ارزشمند، دوستداشتنی و مهمی.»
این تمرین شاید گذشته را تغییر ندهد، اما میتواند رابطهی امروز شما را با خودتان تغییر دهد. و گاهی همین، آغاز عمیقترین ترمیمهاست.
اگر خواستید، این تمرین را امشب انجام دهید:فقط یک صفحه برای کودک درونتان بنویسید؛ نه برای کامل بودن، فقط برای مهربان بودن.
۲۶
۱۰:۴۷
۳۱
۱۴:۰۶
۲۴
۶:۳۶
۲۴
۷:۳۸
۲۳
۷:۳۸
۳۴
۷:۳۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
لطفاً همگی جواب بدین نتیجه این نظرسنجی خیلی برام مهمه🫶با توجه به پاسخ شما میخوام مطلب بزارم و آگاهیمون رو بالا ببریم
۲۷
۵:۱۰
پشتِ پرده این سکوت چیست؟کودک یاد میگیرد برای حفظِ امنیت و دریافتِ عشق، باید «خودِ واقعیاش» (خشم، لجبازی و نیازهایش) را دفعه کند. او «تأیید» میخرد به قیمتِ از دست دادنِ «خودش».
عواقب در بزرگسالی: ناتوانی در نه گفتن: همیشه اولویت با دیگران است.
کمالگرایی فرسایشی: ترسِ دائمی از قضاوت و اشتباه.* خشمِ سرکوبشده: که یا به افسردگی تبدیل میشود یا بیماریهای جسمی.
یادآوری برای والدین:سلامتِ روان فرزند شما در «بیعیب بودن» نیست؛ در این است که چقدر شجاعت دارد که «خودش» باشد. به او اجازه دهید گاهی مخالفت کند.
کودکی که اجازه ندارد «نه» بگوید، بزرگسالی میشود که نمیتواند از خودش دفاع کند.
۱۴
۵:۵۱