سهم ما در بزرگترین میزبانی سال... 
اربعین جادهای به وسعت تمام دلهای عاشق است. خادمان شما در موکب بینالمللی فاطمهالزهرا (س) آستین ارادت بالا زدهاند تا در کربلای معلی، سایهبان زوار حسین (ع) باشند.
این پوستر، لیست اقلام مورد نیاز موکب برای اسکان و پذیرایی شایسته از زائران است. بیایید با هر توان و بضاعتی، سهمی در برپایی این خیمه مادری داشته باشیم.
نذورات و کمکهای نقدی:
شماره کارت: 6037-9918-9992-8927شماره شبا: IR190170000000111436890006به نام: راهیان کربلا
هماهنگی و اهدای اقلام (غیرنقدی):09111157612
نشانی موکب: کربلای معلی، ملعب الانصار
@mookeb_info
اربعین جادهای به وسعت تمام دلهای عاشق است. خادمان شما در موکب بینالمللی فاطمهالزهرا (س) آستین ارادت بالا زدهاند تا در کربلای معلی، سایهبان زوار حسین (ع) باشند.
این پوستر، لیست اقلام مورد نیاز موکب برای اسکان و پذیرایی شایسته از زائران است. بیایید با هر توان و بضاعتی، سهمی در برپایی این خیمه مادری داشته باشیم.
شماره کارت: 6037-9918-9992-8927شماره شبا: IR190170000000111436890006به نام: راهیان کربلا
۱۲
۱۳:۴۳
«بسمالله... بارگیری به مقصدِ کربلا
»
ثانیهها به سرعت میگذرند و شمارش معکوس برای نوکری آغاز شده است.
اینجا در ایستگاه اول، دستهای پرمهر و نذورات سخاوتمندانهی شما در حال بارگیری است؛ اقلامی که با عشق بستهبندی شدهاند تا در موکب فاطمهالزهرا (سلاماللهعلیها)، مرهم خستگی و سایهبان زائران ارباب در کربلای معلی باشند.
ماشینهای تدارکات آمادهی حرکتند، اما این سفره همچنان به همت شما نیازمند است. هنوز فرصت باقی است تا نام خود را در طومار خادمان این آستان ثبت کنید.
نذورات و کمکهای نقدی:
شماره کارت: 6037-9918-9992-8927شماره شبا: IR190170000000111436890006به نام: راهیان کربلا
هماهنگی و اهدای اقلام (غیرنقدی):09930675433
نشانی موکب: کربلای معلی، ملعب الانصار
@mookeb_info
ثانیهها به سرعت میگذرند و شمارش معکوس برای نوکری آغاز شده است.
اینجا در ایستگاه اول، دستهای پرمهر و نذورات سخاوتمندانهی شما در حال بارگیری است؛ اقلامی که با عشق بستهبندی شدهاند تا در موکب فاطمهالزهرا (سلاماللهعلیها)، مرهم خستگی و سایهبان زائران ارباب در کربلای معلی باشند.
ماشینهای تدارکات آمادهی حرکتند، اما این سفره همچنان به همت شما نیازمند است. هنوز فرصت باقی است تا نام خود را در طومار خادمان این آستان ثبت کنید.
نذورات و کمکهای نقدی:
شماره کارت: 6037-9918-9992-8927شماره شبا: IR190170000000111436890006به نام: راهیان کربلا
۱۲
۲۰:۴۲
سهمی از سفره عاشقان
نذورات شما را با جان و دل به کربلا میرسانیم...
نذورات و کمکهای نقدی:
شماره کارت: 6037-9918-9992-8927شماره شبا: IR190170000000111436890006به نام: راهیان کربلا
هماهنگی و اهدای اقلام (غیرنقدی):09930675433
@mookeb_info
نذورات شما را با جان و دل به کربلا میرسانیم...
شماره کارت: 6037-9918-9992-8927شماره شبا: IR190170000000111436890006به نام: راهیان کربلا
۱۲
۱۲:۲۷
«بسم الله الرحمن الرحیم»
همراهان و دلدادگانِ آستان حسینی؛ سلام و درود
به لطف حضرت حق و جهت تسهیل در ارتباط شما عزیزان و انعکاس لحظهبهلحظهی فعالیتهای موکب فاطمهالزهرا (سلاماللهعلیها)، خادمان شما بسترهای ارتباطی موکب را گسترش دادهاند.
از امروز، علاوه بر پیامرسانهای ایتا، تلگرام و اینستاگرام، اخبار، ویدیوها و گزارشهای لحظهای موکب در بسترهای زیر نیز منتشر میشود:
پیامرسانهای ایرانی: بله روبیکا سروش
صفحه رسمی توییتر (X) :جهت انعکاس پیام اربعین و گزارش های موکب.
ارتباط مستقیم با خادمان:در تمامی شبکههای اجتماعی ذکر شده، شناسهی(آیدی) ادمین فعال گردیده است تا بتوانید بهراحتی جهت ارسال نذورات، پیشنهادها، سؤالات و هماهنگیها با ما در تعامل مستقیم باشید.
راههای ارتباطی و آیدی ادمین در تمامی بسترها:
@mookeb_info_admin
همراهی شما، گرمابخش خیمهی خدمتِ مادری است... یا علی.
@mookeb_info
همراهان و دلدادگانِ آستان حسینی؛ سلام و درود
به لطف حضرت حق و جهت تسهیل در ارتباط شما عزیزان و انعکاس لحظهبهلحظهی فعالیتهای موکب فاطمهالزهرا (سلاماللهعلیها)، خادمان شما بسترهای ارتباطی موکب را گسترش دادهاند.
از امروز، علاوه بر پیامرسانهای ایتا، تلگرام و اینستاگرام، اخبار، ویدیوها و گزارشهای لحظهای موکب در بسترهای زیر نیز منتشر میشود:
راههای ارتباطی و آیدی ادمین در تمامی بسترها:
همراهی شما، گرمابخش خیمهی خدمتِ مادری است... یا علی.
۸
۱۶:۰۵
#اربعین، امتداد #خیابان استو خیابان، قوتگرفته از اربعین
اربعین و خیابان؛مقوّم و مکمّل هستند، نه متضاد و متزاحم
#توییت
@mookeb_info
اربعین و خیابان؛مقوّم و مکمّل هستند، نه متضاد و متزاحم
#توییت
۹
۱۸:۰۶
سلام علیکمضمن عرض ادب و احترام خدمت تمامی خادمین و همراهان عزیز موکب
به اطلاع میرساند به دلیل بروز مشکل برای خودرو تریلی موکب، نیازمند فوری یک دستگاه خودرو تریلی یا ۱۰چرخ جهت حمل نذورات مردمی تا کربلای معلی میباشیم.
از عزیزانی که امکان کمک در این زمینه را دارند یا خودرو تریلی در اختیار دارند، خواهشمندیم هرچه سریعتر با شماره زیر تماس حاصل فرمایند
یا حسین (ع)، التماس دعا
۴
۱۰:۰۴
شهید رضا رحیمی
۱
۰:۳۲
۱
۰:۳۲
۱
۰:۳۲
موکب فاطمهالزهرا سلاماللهعلیها
تصویر
یادش بخیر... پارسال، آخرین اربعینی بود که رضا کنارمون بود. نمیدونستیم، هیچکدوممون که این آخرین سفرشه. رفیقی که نه فقط تو کارای موکب، تو دلهامون جا داشت.
اون روز، تو موکب حال آقای طبرستانی ناگهان بد شد.رنگ از رخسارش پرید. با عجله بردنش بیمارستان، من و رضا هم همراهش بودیم.
تو اون راهروی سرد و بیروح، رضا دستش رو گذاشته بود رو شونه ی آقای طبرستانی و آروم میگفت: «نگران نباش، ما هستیم حاجی.»
همونجوری که ما الان دست رضا رو رو شونه هامون حس میکنیم که میگه رفقا من تو این سفرم کنارتون هستم
وقتی آقای طبرستانی رو روی تخت بیمارستان خوابوندن و سرم رو به رگش زدن، یه لحظه همه ساکت شدیم. رضا نشست کنار تخت، دستش رو گرفت و بی هیچ مقدمه ای، با اون صدای گرفته و پر از اشکش شروع کرد به روضه خوندن. از عطشِ سیدالشهدا، از لبهای تشنه ی حضرت رقیه، از غربتی که هنوز تو دل کویر میسوزه.
من نتونستم جلوی خودم رو بگیرم. اشکام سرازیر شد. آقای طبرستانی که تا اون لحظه دندان روی جگر میذاشت، ناگهان گریه اش گرفت.
رضا دستش رو ول نکرد، اما صداش میلرزید.
خودش هم داشت گریه میکرد، ولی لبخندی نیمه کاره رو لبش بود.
تو اون اتاق کوچیک، چهار تا مرد کنار هم جمع شده بودیم و روضه ی کربلا رو زمزمه میکردیم؛
انگار نه برای امام غریب، که برای خودمون ماتم میگرفتیم.
بعد از اون روز، رضا بیشتر از همیشه میگفت که نوکریِ زائرای حسین توفیقه، نه زحمت.
امسال که خبر شهادتش رو آوردن، اولین چیزی که یادم اومد، همون لحظه ی بیمارستان بود.
اون دستهایی که رو دستِ آقای طبرستانی داشت، حالا تو خاکِ خوابیده.
اون صدایی که روضه میخوند، حالا تو بهشته و کنار اصحاب سیدالشهدا.
رضا جان، دلم برای روضه هات تنگ شده. راستی، امسال تو موکب، وقتی میخوایم روضه بگیریم، همه چشمامون دنبال تو میگردیم.
اما انگار صدات رو از همون جای همیشگی میشنویم، اون گوشه چادر، کنار پرچم؟ میدونم که میخندی بهمون، چون رفتی که به بهترین مهمونی برسی. ولی ما موندیم و عطر محبتت تو این خاک و هوا پیچیده. یادت همیشه با ماست، رفیق شهیدم.
@mookeb_info
اون روز، تو موکب حال آقای طبرستانی ناگهان بد شد.رنگ از رخسارش پرید. با عجله بردنش بیمارستان، من و رضا هم همراهش بودیم.
تو اون راهروی سرد و بیروح، رضا دستش رو گذاشته بود رو شونه ی آقای طبرستانی و آروم میگفت: «نگران نباش، ما هستیم حاجی.»
همونجوری که ما الان دست رضا رو رو شونه هامون حس میکنیم که میگه رفقا من تو این سفرم کنارتون هستم
وقتی آقای طبرستانی رو روی تخت بیمارستان خوابوندن و سرم رو به رگش زدن، یه لحظه همه ساکت شدیم. رضا نشست کنار تخت، دستش رو گرفت و بی هیچ مقدمه ای، با اون صدای گرفته و پر از اشکش شروع کرد به روضه خوندن. از عطشِ سیدالشهدا، از لبهای تشنه ی حضرت رقیه، از غربتی که هنوز تو دل کویر میسوزه.
من نتونستم جلوی خودم رو بگیرم. اشکام سرازیر شد. آقای طبرستانی که تا اون لحظه دندان روی جگر میذاشت، ناگهان گریه اش گرفت.
رضا دستش رو ول نکرد، اما صداش میلرزید.
خودش هم داشت گریه میکرد، ولی لبخندی نیمه کاره رو لبش بود.
تو اون اتاق کوچیک، چهار تا مرد کنار هم جمع شده بودیم و روضه ی کربلا رو زمزمه میکردیم؛
انگار نه برای امام غریب، که برای خودمون ماتم میگرفتیم.
بعد از اون روز، رضا بیشتر از همیشه میگفت که نوکریِ زائرای حسین توفیقه، نه زحمت.
امسال که خبر شهادتش رو آوردن، اولین چیزی که یادم اومد، همون لحظه ی بیمارستان بود.
اون دستهایی که رو دستِ آقای طبرستانی داشت، حالا تو خاکِ خوابیده.
اون صدایی که روضه میخوند، حالا تو بهشته و کنار اصحاب سیدالشهدا.
رضا جان، دلم برای روضه هات تنگ شده. راستی، امسال تو موکب، وقتی میخوایم روضه بگیریم، همه چشمامون دنبال تو میگردیم.
اما انگار صدات رو از همون جای همیشگی میشنویم، اون گوشه چادر، کنار پرچم؟ میدونم که میخندی بهمون، چون رفتی که به بهترین مهمونی برسی. ولی ما موندیم و عطر محبتت تو این خاک و هوا پیچیده. یادت همیشه با ماست، رفیق شهیدم.
۱
۰:۳۲