لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مُصَفّام
۱۱۳ عضو

مُصَفّا

﷽محمد صفاریان | به اختصار مُصَفّااینجا خانه‌ی کوچک کلمات من استپس مرا شاعر به خاطر بیاور ツ
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱ اردیبهشت
thumbnail
قسمتت باز داغ هجران استغم از این بیشتر نداری که.نرسیدی به مستجاب شدنای دعا بال و پر نداری که.دل او را نشد بسوزانیتو هم ای آه اثر نداری که
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۹
undefined۲

۳۸۵

۱۹:۴۳

۱۲ اردیبهشت
من از همان شبی که شنیدم قول فمن یمت یرنی راحق میدهم که از سر شوقم روزی هزار بار بمیرم...
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۱۶

۴۷۹

۱۵:۳۵

۱۷ اردیبهشت
خوشم که جز در این خانه رو به راه نبودمبجز برای غم تو زیاده‌خواه نبودم.بغیر پرچم این خیمه سایه‌ای نگزیدمبغیر روضه به دنبال سرپناه نبودم.در این جهان پر از ننگ، فخر نوکریِ توکمال عزت من بود گرچه شاه نبودم.همین که نام تو را برد روضه‌خوان دل من رفتقسم به اشک و جنونم، فقط نگاه نبودم.چقدر حیف که وقتی غریب و غم‌زده بودیبه وقت گفتن «هل من معین» -ـَت آه... نبودم.برای زخم تنت بود گریه‌های عمیقمبه فکر حاجت و آمرزش گناه نبودم.هزار بار خطا کردم و ندیده گرفتیمرا ببخش که خالی از اشتباه نبودم.تمام عمر من اینجا گذشت، خانه‌ات آبادگدای کوی تو تنها یکی دو ماه نبودم!.دمی که بار سفر بسته‌ام به مقصد دیگرخدا کند که بگویند روسیاه نبودم...
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۱۶

۵۵۸

۱۴:۵۰

۲۳ اردیبهشت
thumbnail
هر که پرسیده دلیل مستی‌اَم را گفته‌اماز ضریحت خوشه‌ی انگور بیرون آمده...
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۱۴

۷۹۱

۱۰:۲۱

۵ خرداد
میثم نبوده‌اَم که برایت من بر فراز دار بمیرمقنبر نبوده‌اَم که به راهت آنگونه‌ بی‌قرار بمیرم
دلداده‌ی تو بوده‌ام اما -از کودکیم- تا بتوانمآقا به التفات نگاهت من هم امیدوار بمیرم
اصلاً بعید نیست که آخر، حتی میان خواب و خیالماز ذوقِ رقص کردن تیغی با نام ذوالفقار بمیرم
من از همان شبی که شنیدم قول فمن یمت یرنی راحق میدهم که از سر شوقم روزی هزار بار بمیرم
حالا که دردهای دلم را درمان بغیر تاک نجف نیستلطفی نمای بر من و نگذار از درد این خمار بمیرم
ای دست کردگار مدد کن، کرّارِ شهسوار مدد کنتا مثل عاشقانِ تو من هم، در راهت ای نگار بمیرم

undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۱۵

۲۱۹

۱۹:۰۰

۲ تیر
خدا میخواست تا دستان او در آستین باشیوفاداری و غیرت را نمادی راستین باشی.تو نامت رفته بالا بین علیّین و این یعنیخودش میخواسته با بهترین‌ها همنشین‌ باشی .تعجب نیست وقتی مادرت ام‌الاَدب بودهابالفضل و علمدار و یَلِ اُم‌ُّالبَنین باشی.تو ماه کاملی هستی که اهل آسمان‌هاییاگر حتی زمانی ساکن روی زمین باشی.تلاطم میکند طوفان و طغیان می‌کند دریااگر ابرو گره بر هم زنی تا خشمگین باشی
صلابت را تو معنایی، شجاعت را تو مفهومیتو آوای شکوه و قَدْر و قدرت را طنین باشی
تفاخر میکند بر خویش هستی، چون تو را داردکه جمع خاتم خوبان خلقت را نگین باشی.ز پا افتادگان را دستگیری میکنی آقابه دنیا آمدی تا قبله‌ی اهل یقین باشی.به ما گفتند دستان تو را بوسیده بابایتکه در دشت جنون کربلا شور آفرین باشی.عموی خوش‌قد و بالای طفلان حرم؛ عباسز جا برخیز تا همواره چون حصنی حصین باشی.تو سقای عزیز آبرویی یاابوفاضلنباید اینچنین باشی، نباید شرمگین باشی.بدون مشک هم حتی شده برگرد، در خیمهتمنایی ندارد هیچ‌کس -تنها همین‌- باشی....
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۸
undefined۱

۱۳۸

۱۲:۱۷

۱۷ تیر
سری شد میهمانم کز همه عالم سر است این سرچه می‌بینم خدایا؟ رستخیز محشر است این سر.مسیح است این که جان بخشیده بر من شوق دیدارشغلط گفتم هزاران بار از او عیسی‌تر است این سر.سری غم‌دیده و محزون، سری نیلی، سری پرخونچنین پیداست؛ باغ لاله و نیلوفر است این سر.جراحت می‌چکد از گوشه‌ی خشکی لب‌هایشبمیرم من که داغ آتش و خاکستر است این سر.گلابِ اشک کِی خون از رُخِ خورشید خواهد شُست؟مصیبت‌دیده‌ی بزم شراب و ساغر است این سر.عزای غربت او خاک‌‌برسر کرده دنیا راتنش افتاده در جایی و جایی دیگر است این سر.نمی‌دانم من آخر این چه آیین مسلمانی‌ستنگفت از آن‌همه یک تن، عزیز مادر است این سر.که خواهر وقت قرآن خواندش بر نی به زاری گفتسر فرزند نور دیده‌ی پیغمبر است این سر.اسیر جلوه‌ی مهری فروزانم که حیرانمچرا زیر گلویش بوسه‌گاه خنجر است این سر؟.رود منزل به منزل، در پِی‌اَش جمعی پریشان‌دلبرای سوگوارانش امید آخر است این سر.درخت و نیزه و بزم یزید و خانه‌ی خولیامان از آن شبی که میهمان دختر است این سر...
.undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۷
undefined۴

۱۰۷

۷:۱۹

۲۹ تیر
بسکه دلتنگ روی ماه تواَم، به دلم مانده حسرت بوسهدر تمام سفر نشد حتی قدر یک لحظه فرصت بوسه.وقت رفتن مرا نبوسیدی! دیر کردی ولی فدای سرتحال که آمدی اگر گفتی نوبت چیست؟! نوبت بوسه.چه عجب یاد کرده‌ای از ما! باز برگشته‌ای خداراشکردر خرابه رسید آخرْ سر، لحظه‌ی استجابت بوسه. پا به پایت می‌‌آمدیم ولی دست‌هامان نمیرسید به تونیزه‌ات شاهد است ما از او می‌کشیدیم منت بوسه.حال من را چرا نپرسیدی؟ گریه‌اَم را مگر نمیدیدی؟دختر نازدانه‌اَت بابا، مُرد صد بار بابت بوسه.نکند قهر کرده‌ای با من که نگاهم نمیکنی حتیراستش را بگو در این مدت به لبت بوده حاجت بوسه؟.خسته‌ام خسته و پریشانم، بی‌قرارم تو را نمیدانممن که این جان بر لب آمده را، میسپارم به قیمت بوسه.تار میبینمت ولی پیداست لاله‌زار است روی گلگونترد خون لب من است اگر ، مانده بر جا علامت بوسه.هر چه در صورت تو میگردم، نیست یک جای سالمی باقیزخم ما را شبیه هم کرده‌، از لبم رفته لذت بوسه
من به قربان صوت قرآنت از چه بابا شکسته دندانت؟نکند چوب خیزران یزید به خودش داده جرئت بوسه!.لب تو بوسه‌واجب است ولی باید از خیر این خیال گذشتاین عقیق شکسته‌ را دیگر نیست انگار طاقت بوسه...
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۶
undefined۴

۹۲

۱۸:۳۳

۳ مرداد
اشک‌هایم خدا کند روزی غرق در خود کنند عالم رادوستت دارم ای که زخم تنت مرهمش گریه‌ی محبان استشمع و پروانه و در و دیوار، جن و انسان و حوری و غلمانمثل ابر بهار در این غم، هرکه را دیده‌ایم گریان است...undefined‌
undefined<img style=" />undefined#محمد_صفاریانundefined@mosaffa315
undefined۵

۵۷

۲۲:۵۵

۴ مرداد
بازارسال شده از 🏴کربلایی محسن فتاحیان🏴

4_5994844493386357529.mp3

۰۲:۳۴-۶.۰۹ مگابایت
undefined قطعه ی عقیق شکستهundefined🩸
شعر: محمد صفاریانتنظیم: مهدی شکارچی
روایتی عاطفی از مکالمه ی حضرت رقیه سلام الله علیها با رأس مطهر حضرت سیدالشهداء سلام الله علیه
رسانه رسمی در "بله" @mfattahian69

۱

۱۹:۳۹