عکس پروفایل گروه اطلاعات بیمه ایگ

گروه اطلاعات بیمه ای

۲۱۷ عضو
undefined قسمت سوم: «جلسه خانوادگی و اعتراض زن و بچه»
بعد از ماجرای اداره بیمه، آقای ثالثی با چهره‌ای که انگار از جلسه بازجویی برگشته، وارد خونه شد. موتور شارکی هم بیرون در، با حالت قهر گفت: undefined «من تا بیمه نشم، تو پارکینگ نمیام!»
داخل خونه، زن آقای ثالثی با اخم نشسته بود روی مبل. undefined‍🦰 «باز تصادف کردی؟» ثالثی: «نه، فقط یه برخورد دوستانه با ماشین همسایه داشتم!» زن: «دوستانه؟ ماشینش له شده، همسایه‌مون داره دنبال وکیل می‌گرده!»
پسر نوجوانش که تازه از کلاس ریاضی برگشته بود، گفت: undefined «بابا، چرا بیمه شخص ثالث گرفتی؟ مگه نمی‌دونی فقط نفر سوم رو پوشش می‌ده؟» ثالثی: «چون بیمه شخص اول و دوم گرون بود، منم نفر سومم، موتورم نفر چهارم، و اعصاب شما نفر پنجم!»
زن: «یعنی ما تو این خونه بیمه نیستیم؟» ثالثی: «شماها بیمه نشده‌اید، ولی عشق من بهتون بیمه عمره!» زن: «اونم بدون پوشش خسارت!»
پسر کوچیکش که هنوز فرق بیمه با بستنی رو نمی‌دونست، گفت: undefined «بابا، اگه من بیفتم، بیمه منو درست می‌کنه؟» ثالثی: «نه عزیزم، بیمه فقط اونایی رو درست می‌کنه که تو خیابون می‌افتن، نه خونه!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو از پشت پنجره صدا زد: undefinedundefined «اگه خواستید بیمه خانوادگی بگیرید، من یه جدول مقایسه‌ای دارم با فونت نازنین!» زن: «این همسایه از کجا می‌دونه ما جلسه خانوادگی داریم؟» ثالثی: «اون با ماهواره‌اش فقط فوتبال نمی‌بینه، جلسات خانوادگی هم رصد می‌کنه!»
در پایان این قسمت، زن و بچه‌ها تصمیم می‌گیرن خودشون برن دنبال بیمه بهتر، و آقای ثالثی با چهره‌ای مظلوم، به موتور شارکی می‌گه: undefined «اگه تو هم ازم ناراضی‌ای، بگو تا برم یه دوچرخه بخرم!» شارکی: «دوچرخه؟ منو تهدید نکن، من هنوز شخصیت دارم!»
آماده باشید برای قسمت چهارم: «موتور سخنگو و اعتراضات مکانیکی!»

۵:۵۵

thumbnail

۷:۳۹

undefined قسمت چهارم: «موتور سخنگو و اعتراضات مکانیکی»
صبح دوشنبه، آقای ثالثی می‌خواست موتور شارکی رو روشن کنه. undefined شارکی: «نه! امروز حرکت نمی‌کنم. من اعتراض دارم!» ثالثی: «باز شروع کردی؟ اعتراض به چی؟» شارکی: «به اینکه بیمه‌ام فقط نفر سوم رو پوشش می‌ده، منو نه! این تبعیضه!»
همسایه کنجکاو که همیشه در صحنه حاضر بود، با گوشی وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی اینستاگرام همه می‌پرسن: بیمه شخص ثالث خسارت موتور خود راننده رو هم می‌ده یا نه؟» ثالثی: «نه، نمی‌ده! من خودم هر روز قربانی این موضوعم!» شارکی: «پس یعنی من هر روز زخمی بشم، هیچ‌کس به فکر من نیست؟» همسایه: «دقیقاً همین سؤال الان ترند شده، مردم می‌خوان جواب روشن بگیرن.»
زن آقای ثالثی از پنجره داد زد: undefined‍🦰 «اگه موتور حرف می‌زنه، بگو بیاد داخل، منم یه سؤال دارم: چرا بیمه همیشه موقع پرداخت خسارت دنبال بهانه می‌گرده؟» ثالثی: «خانم، این سؤال رو بذار برای قسمت اداره بیمه، الان موتور داره قهر می‌کنه!»
شارکی با غرور گفت: undefined «من می‌خوام توی تلگرام کانال بزنم: "حقوق موتورهای مظلوم". اولین پستم هم اینه: چرا بیمه شخص ثالث فقط دیگران رو پوشش می‌ده، نه خود راننده؟» ثالثی: «اگه اینو بذاری، کارمند بیمه بلاکت می‌کنه!» شارکی: «بلاک کنه، می‌رم توی توییتر، اونجا همه دنبال دعوا هستن!»
در پایان این قسمت، موتور شارکی تصمیم می‌گیره اعتصاب کنه و روشن نشه. آقای ثالثی با چهره‌ای درمانده گفت: undefined «یعنی من باید با پای پیاده برم اداره بیمه؟» همسایه: «پیاده‌روی هم بیمه نداره، ولی شاید سلامتی‌ات بیشتر بشه!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت سوم هنوز منتظر انتخابه؛ یک مشاوره رایگان بیمه جایزه‌ست! undefined به نظرتون سؤال امروز درست بود؟ آیا بیمه شخص ثالث باید موتور خود راننده رو هم پوشش بده؟ undefined قسمت بعدی درباره ورود «بیمه‌نامه سخنگو» هست؛ حدس می‌زنید اون چه حرف‌هایی بزنه؟

۷:۳۹

thumbnail

۷:۲۷

undefined قسمت پنجم: «بیمه‌نامه سخنگو»
آقای ثالثی بعد از قهر موتور شارکی، تصمیم گرفت بیمه‌نامه‌اش رو بررسی کنه. برگه بیمه‌نامه رو از کیفش درآورد، ولی ناگهان برگه تکون خورد و گفت: undefined «آره، ولی...» ثالثی: «چی؟ تو هم حرف می‌زنی؟» بیمه‌نامه: «من سال‌هاست دارم حرف می‌زنم، فقط کسی گوش نمی‌ده!»
آقای ثالثی با تعجب نشست روی جدول کنار کوچه. undefined «خب بگو ببینم، چرا هر وقت تصادف می‌کنم، شما فقط به ماشین طرف مقابل کمک می‌کنی؟» بیمه‌نامه: «چون من بیمه شخص ثالثم، نه شخص اول، نه شخص دوم، نه موتور، نه اعصاب!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو با یک لیوان چای وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی گروه واتساپ محله همه دارن می‌پرسن: آیا بیمه شخص ثالث خسارت جانی راننده رو هم پوشش می‌ده؟» بیمه‌نامه: «آره، ولی فقط در حدی که راننده زنده بمونه و دوباره قسط بیمه بده!» ثالثی: «یعنی اگه من پام بشکنه، شما فقط یه چسب زخم می‌دی؟» بیمه‌نامه: «نه، یه بروشور می‌دم که توش نوشته چطور با پای شکسته فرم پر کنی!»
زن آقای ثالثی از پنجره داد زد: undefined‍🦰 «اگه بیمه‌نامه حرف می‌زنه، بگو بیاد داخل، منم یه سؤال دارم: چرا موقع تمدید، قیمتش دو برابر می‌شه؟» بیمه‌نامه: «چون من مثل هندونه‌ام، تا نبری، نمی‌فهمی توش چیه!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با چهره‌ای گیج، به بیمه‌نامه گفت: undefined «تو فقط حرف می‌زنی یا واقعاً کاری هم می‌کنی؟» بیمه‌نامه: «من فقط وقتی کار می‌کنم که همه مدارک کامل باشه، فرم درست پر شده باشه، تاریخ اعتبارم نگذشته باشه، و کارمند بداخلاق روز خوبی داشته باشه!» ثالثی: «یعنی باید معجزه بشه؟» بیمه‌نامه: «تقریباً!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت پنجم مبلغ دویست هزار تومان در تمدید بیمه نامه دریافت می‌کنه! undefined به نظرتون بیمه‌نامه سخنگو راست گفت؟ آیا بیمه شخص ثالث باید خسارت جانی راننده رو هم پوشش بده؟ undefined قسمت بعدی درباره «موتورچی رقیب» هست؛ حدس می‌زنید اون چه واکنشی به موتور شارکی نشون بده؟

۷:۲۷

thumbnail

۸:۴۶

undefined قسمت ششم: «موتورچی رقیب وارد می‌شود»
ظهر چهارشنبه، آقای ثالثی با موتور شارکی که هنوز قهر بود، راه افتاد سمت نانوایی. شارکی با صدای خسته گفت: undefined «اگه امروز هم تحقیر بشم، می‌رم توی انبار و دیگه بیرون نمیام!» ثالثی: «آروم باش، امروز فقط نون می‌گیریم، نه تصادف، نه اداره بیمه، نه همسایه!»
اما هنوز دو متر نرفته بودن که صدای موتور براق و پرسرعتی از پشت سرشون بلند شد. موتورچی رقیب با لباس حرفه‌ای، کلاه ایمنی سبز و موتور قرمز براق، کنارشون ایستاد. undefined «زکی! این موتور چیه؟ اسباب‌بازی بچه‌اتونه؟» شارکی با چهره غمگین: undefined «من یه موتورم، ولی احساس دارم!» موتورچی: «احساس؟ من بیمه کامل دارم، ترمز ABS، و حتی جای شارژ موبایل!» ثالثی: «خب منم یه بیمه‌نامه دارم که حرف می‌زنه، ولی کاری نمی‌کنه!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو با دفترچه‌ای وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی گروه بیمه‌ای‌ها همه دارن می‌پرسن: فرق بیمه شخص ثالث با بیمه بدنه چیه؟» موتورچی رقیب با غرور گفت: undefined «بیمه بدنه یعنی اگه موتورم بخوره به دیوار، خودش دیوارو هم بیمه می‌کنه!» ثالثی: «یعنی من فقط نفر سومم، دیوار نفر چهارم، و موتورم نفر پنجم؟» همسایه: «تقریباً، ولی تو همیشه نفر آخری!»
شارکی با صدای لرزان گفت: undefined «من دیگه نمی‌تونم رقابت کنم، منو بفروش به اسقاطی!» ثالثی: «نه شارکی، تو قلب منی، حتی اگه بدنه‌ات بیمه نباشه!» موتورچی رقیب با خنده دور شد و گفت: undefined «اگه خواستی موتور عوض کنی، من یه مدل دارم که خودش فرم بیمه پر می‌کنه!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با چهره‌ای غمگین، به شارکی گفت: undefined «اگه یه روزی پول داشتم، برات بیمه بدنه می‌گیرم، قول می‌دم!» شارکی: «قول بیمه‌ای مثل چک بدون امضاست!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت پنجم، یک مشاوره رایگان بیمه دریافت می‌کنه! undefined به نظرتون فرق بیمه شخص ثالث با بیمه بدنه چقدر مهمه؟ شما کدوم رو ترجیح می‌دید؟ undefined قسمت بعدی درباره «تصادف با گوسفند» هست؛ حدس می‌زنید گوسفند نفر چندم حساب می‌شه؟

۸:۴۷

thumbnail

۷:۴۴

undefined قسمت هفتم: «تصادف با گوسفند»
صبح پنج‌شنبه، آقای ثالثی با موتور شارکی راه افتاده بود سمت باغ پدرزنش. شارکی با صدای نگران گفت: undefined «امروز فقط خواهش می‌کنم با چیزی برخورد نکنیم که صداش "بع‌بع" باشه!» ثالثی: «آروم باش، این مسیر رو بلدیم، فقط یه پیچ داره و یه گوسفند که همیشه وسط راهه!»
هنوز پیچ رو رد نکرده بودن که صدای «بـــــــــع!» بلند شد. گوسفند وسط جاده ایستاده بود، با نگاهی که انگار می‌گفت: «اگه رد بشی، شکایت می‌کنم!» شارکی ترمز کرد، ولی دیر شده بود؛ برخورد کوچکی رخ داد.
گوسفند با حالت عصبانی گفت: undefined «بیمه داری؟» ثالثی: «تو هم؟! همه تو این شهر اول می‌پرسن بیمه داری؟!» گوسفند: «من عضو اتحادیه دام‌های شهری‌ام، حق دارم بدونم کی خسارت می‌ده!»
در همین لحظه، همسایه کنجکاو با دوچرخه وارد شد: undefinedundefined «راستی، توی گروه دامداران همه دارن می‌پرسن: آیا بیمه شخص ثالث خسارت حیوانات رو هم پوشش می‌ده؟» ثالثی: «اگه حیوان نفر سوم باشه، شاید! ولی این گوسفند انگار نفر اول محله‌ست!» شارکی: «اگه گوسفند بیمه باشه، منم می‌خوام عضو اتحادیه موتورهای مظلوم بشم!»
گوسفند با غرور گفت: undefined «من بیمه دامپزشکی دارم، ولی فقط برای بیماری، نه تصادف!» ثالثی: «یعنی الان باید خسارت رو از جیب بدم؟» همسایه: «مگر اینکه ثابت کنی گوسفند خودش عمداً وسط جاده خوابیده!» شارکی: «اون موقع باید کارشناس بیاد، و کارشناس هم خودش گوسفنده!»
در پایان این قسمت، آقای ثالثی با چهره‌ای درمانده، به گوسفند گفت: undefined «اگه بخوای شکایت کنی، لطفاً با صدای انسانی حرف بزن، چون دادگاه بع‌بع رو نمی‌فهمه!» گوسفند: «من با وکیلم تماس می‌گیرم، اون یه بز کوهی با مدرک حقوقه!»
---
undefined بهترین نظر درباره قسمت ششم، یک مشاوره رایگان بیمه دریافت می‌کنه! undefined به نظرتون آیا بیمه شخص ثالث باید خسارت حیوانات رو هم پوشش بده؟ undefined قسمت بعدی درباره «فرم‌های عجیب بیمه» هست؛ حدس می‌زنید چه سوالاتی توی اون فرم‌ها نوشته شده باشه؟

۷:۴۵

«به مناسبت روز پدر، به همه پدرهای عزیز تبریک می‌گم؛ مخصوصاً شما که مثل بیمه‌نامه معتبر، همیشه پشت خانواده‌تون ایستادید و هیچ‌وقت اجازه نمی‌دید سختی‌ها بی‌پوشش بمونه.
به عنوان مدیر این دفتر بیمه، افتخار می‌کنم که هر روز با پدرهایی روبه‌رو می‌شم که قهرمان واقعی زندگی هستن. و البته از زبان آقای ثالثی هم باید بگم: undefined‍🦱 "پدر یعنی کسی که حتی وقتی موتور شارکی قهر می‌کنه، خودش با پای پیاده می‌ره دنبال نون خانواده!"
پدرها، شما ستون‌های زندگی هستید؛ روزتون مبارک undefined امیدوارم فرم‌های زندگی‌تون همیشه ساده باشه و هیچ‌وقت مجبور نشید ۴۲ صفحه پر کنید!»

۱۶:۵۹