۱۷
۲۱:۲۳
۱۹
۲۱:۴۶
گزارش دستگیری مهدی خانکی
۱۸
۲۱:۵۱
من المشاهده
گزارش دستگیری مهدی خانکی
شبکه سیمای آزادی وابسته به سازمان مجاهدین ویدیویی از #مهدی_خانکی منتشر کرده که در آن از لزوم مبارزه با جمهوری اسلامی می گوید و خود را به عنوان هوادار سازمان مجاهدین معرفی میکند.
۱۹
۲۱:۵۵
پیش از آنکه دیوید آتنبرو با مستندهای حیاتوحش مشهور شود، به ایران آمد تا یکی از زیباترین روایتهای تصویری از هنر قالیبافی قشقایی را ثبت کند.
مستند (۱۹۷۵) Woven Gardens روایتی است از کوچ طبیعت و زندگی عشایر در تار و پود قالی در این پاره آتنبرو با محمد بهمن بیگی گفتگو میکند.
https://x.com/i/status/2079909817649410124
مستند (۱۹۷۵) Woven Gardens روایتی است از کوچ طبیعت و زندگی عشایر در تار و پود قالی در این پاره آتنبرو با محمد بهمن بیگی گفتگو میکند.
https://x.com/i/status/2079909817649410124
۱۵
۶:۱۹
مجتبی شفیعی اینایی که به ایران میگن جنگ طلب یه سوال از شون دارم چرا آریو برزن با اسکندر جنگید؟
میدونی مشکل ما چیه؟! مشکل ما اینه چوپون خائن و وطن فروش زیاد شده؛ وگرنه آریو برزن کارش درست بود
میدونی مشکل ما چیه؟! مشکل ما اینه چوپون خائن و وطن فروش زیاد شده؛ وگرنه آریو برزن کارش درست بود
۱۶
۹:۵۲
انتشار فیلم مقاومت فرانسه علیه اشغال نازیها برای تشویق و توجیه همکاری با قدرت خارجی و حمله به تأسیسات و زیرساختهای ایران، نه استفاده از تاریخ، بلکه وارونهسازی آن است. شاید این تصویرسازی برای مخاطبی که تاریخ را از چند کلیپ تبلیغاتی میشناسد، اثرگذار باشد، اما با اندکی شناخت تاریخی، کل این قیاس فرو میریزد.ملت فرانسه بیش از یک قرن پیش از اشغال نازیها، تکلیف خود را با سلطنت روشن کرده بود. مردم علیه حکومت پادشاهی قیام کردند، شاه و ملکه را به گیوتین سپردند، امتیازات موروثی را برچیدند و جمهوری را بنیان گذاشتند. لویی ۱۶ و ماری انتوانت آنقدر خوش شانس نبودند که با هواپیما از پاریس بگریزند! انقلاب فرانسه فقط تغییر یک پادشاه نبود؛ اعلام پایان «سامانه پادشاهی »:) بود!
چند سال بعد،پس از سقوط ناپلئون، قدرتهای سلطنتی اروپا، از جمله پروس، با مداخله نظامی دوباره سلطنت بوربونها را به فرانسه بازگرداندند. این بازگشت متکی به اراده و نیروی قدرتهای خارجی بود. اما مردم فرانسه دوباره در برابر سلطنت تحمیلی قیام کردند. انقلابهای ۱۸۳۰ و ۱۸۴۸ و سپس استقرار جمهوری سوم نشان داد که جامعه فرانسه حاضر نیست ارتجاع سلطنتی و حکومتی را که با پشتیبانی خارجی احیا شده بود، به عنوان اراده ملی بپذیرد.
پروس بعدها محور تشکیل آلمان شد و از نیمه دوم قرن نوزدهم به مهمترین رقیب ژئوپلیتیکی فرانسه در اروپا تبدیل گردید. فرانسه و آلمان دو بازیگر بزرگ در یک محیط منطقهای بودند که بر سر قدرت، امنیت، مرزها و سیادت بر اروپا رقابت میکردند. جنگ ۱۸۷۰، شکست فرانسه و مسئله آلزاس و لورن، این رقابت را به دشمنی ژئوپلیتیکی پایدار تبدیل کرد.
در جنگ جهانی دوم، همین رقیب ژئوپلیتیکی منطقهای به خاک فرانسه حمله کرد، ارتش آن را شکست داد، پاریس را اشغال کرد و حکومت ویشی را در موقعیت وابستگی و همکاری با اشغالگر قرار داد. مقاومت فرانسه بنابراین مبارزه با یک رقیب خارجی بود که از جایگاه یک قدرت منطقهای به اشغال مستقیم سرزمین فرانسه دست زده بود. موضوع نه مخالفت با یک دولت داخلی، بلکه دفاع از کشور در برابر سلطه نظامی یک بازیگر خارجی و منطقهای بود.
مقاومت فرانسه الگویی برای دعوت از یک رقیب ژئوپلیتیکی منطقهای جهت حمله به کشور نبود. درست برعکس، مبارزهای علیه همان رقیب خارجی بود که خاک فرانسه را اشغال کرده، زیرساختهای آن را در اختیار گرفته و حکومتی وابسته به خود ایجاد کرده بود. کسی که از یک بازیگر خارجی و رقیب منطقهای میخواهد تأسیسات ایران را هدف قرار دهد و سپس خود را با مقاومت فرانسه مقایسه میکند، جای اشغالگر و مقاومت را عمداً عوض کرده است.نهایتا ارتجاع سلطنتی، حتی هنگامی که لباس مقاومت و میهندوستی میپوشد، همچنان بازگشت به نظمی است که تاریخ فرانسه مدتها پیش آن را به گیوتین سپرده است.
چند سال بعد،پس از سقوط ناپلئون، قدرتهای سلطنتی اروپا، از جمله پروس، با مداخله نظامی دوباره سلطنت بوربونها را به فرانسه بازگرداندند. این بازگشت متکی به اراده و نیروی قدرتهای خارجی بود. اما مردم فرانسه دوباره در برابر سلطنت تحمیلی قیام کردند. انقلابهای ۱۸۳۰ و ۱۸۴۸ و سپس استقرار جمهوری سوم نشان داد که جامعه فرانسه حاضر نیست ارتجاع سلطنتی و حکومتی را که با پشتیبانی خارجی احیا شده بود، به عنوان اراده ملی بپذیرد.
پروس بعدها محور تشکیل آلمان شد و از نیمه دوم قرن نوزدهم به مهمترین رقیب ژئوپلیتیکی فرانسه در اروپا تبدیل گردید. فرانسه و آلمان دو بازیگر بزرگ در یک محیط منطقهای بودند که بر سر قدرت، امنیت، مرزها و سیادت بر اروپا رقابت میکردند. جنگ ۱۸۷۰، شکست فرانسه و مسئله آلزاس و لورن، این رقابت را به دشمنی ژئوپلیتیکی پایدار تبدیل کرد.
در جنگ جهانی دوم، همین رقیب ژئوپلیتیکی منطقهای به خاک فرانسه حمله کرد، ارتش آن را شکست داد، پاریس را اشغال کرد و حکومت ویشی را در موقعیت وابستگی و همکاری با اشغالگر قرار داد. مقاومت فرانسه بنابراین مبارزه با یک رقیب خارجی بود که از جایگاه یک قدرت منطقهای به اشغال مستقیم سرزمین فرانسه دست زده بود. موضوع نه مخالفت با یک دولت داخلی، بلکه دفاع از کشور در برابر سلطه نظامی یک بازیگر خارجی و منطقهای بود.
مقاومت فرانسه الگویی برای دعوت از یک رقیب ژئوپلیتیکی منطقهای جهت حمله به کشور نبود. درست برعکس، مبارزهای علیه همان رقیب خارجی بود که خاک فرانسه را اشغال کرده، زیرساختهای آن را در اختیار گرفته و حکومتی وابسته به خود ایجاد کرده بود. کسی که از یک بازیگر خارجی و رقیب منطقهای میخواهد تأسیسات ایران را هدف قرار دهد و سپس خود را با مقاومت فرانسه مقایسه میکند، جای اشغالگر و مقاومت را عمداً عوض کرده است.نهایتا ارتجاع سلطنتی، حتی هنگامی که لباس مقاومت و میهندوستی میپوشد، همچنان بازگشت به نظمی است که تاریخ فرانسه مدتها پیش آن را به گیوتین سپرده است.
۱۵
۱۷:۴۹
سنای آمریکا دست ترامپ برای حمله به ایران را باز گذاشت
مجلس سنای آمریکا طرحی که هدف آن جلوگیری از هرگونه اقدام نظامی بیشتر علیه ایران بود و براساس آن ترامپ ملزم به کسب مجوز از کنگره برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میشد را با ۴۹ مخالف در برابر ۴۷ موافق رد کرد
》OPT《
@OfficialPersiaTwiter
مجلس سنای آمریکا طرحی که هدف آن جلوگیری از هرگونه اقدام نظامی بیشتر علیه ایران بود و براساس آن ترامپ ملزم به کسب مجوز از کنگره برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میشد را با ۴۹ مخالف در برابر ۴۷ موافق رد کرد
》OPT《
@OfficialPersiaTwiter
۱۵
۱۷:۵۲
روشنفکر و منتقد ایرانی تا زمانی که مفهوم سلطه و استعمار در جهان جدید و نقش مخرب آن در وضعیت کشور را درک نکند و تا زمانی که تقویت قدرت نظامی کشور به عنوان اصلیترین و مهمترین شرط بقای جامعه (حتی مهمتر از نان شب) را نفهمد، چیز چندان جدی برای بیان نخواهد داشت و سخن و کنش او به رفتار کودک لوس و ننُری خواهد ماند که صرفا با لجاجت و جیغ و داد به دنبال جلب توجه است.به این نقشه نگاه کنیم. این نقشه توافق دو قدرت جهانی (انگلیس و روسیه) برای تقسیم مناطق نفوذ خود در ایران در سال ۱۲۸۶ شمسی است. به زبان سادهتر یعنی در همان روزها و ماههایی که روشنفکران ایرانی تمام تلاش و توان خود را به کار گرفتهاند که از نهال مشروطه دفاع کرده و اجازه بازگشت دوباره استبداد توسط محمدعلی شاه قاجار را ندهند، دو قدرت جهانی بدون اندک ارزش و توجهی به خواست آزادیخواهان ایرانی، در حال تقسیم کشور بین خود هستند.روشنفکر و منتقد و کنشگر ایرانی باید این امر بدیهی را بفهمد که نه تنها پیش زمینه توسعه و امنیت کشور قدرت نظامی است بلکه پیش زمینه دموکراسی و دفاع از جان و مال و آبرو و کرامت شهروندان هم در گرو داشتن توان و قدرت نظامی است.@kharmagaas
۱۴
۰:۴۲