لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مشاوره بامام
۱.۹ هزار عضو

مشاوره باما

مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده با ماارائه دهنده‌ی خدمات مشاوره و روان‌شناسیبرگزارکننده کارگاه‌های روان‌شناسی و سبک زندگیآدرس سایت:https://moshaverebama.com/ارتباط با ادمین و هماهنگی:@ZivarRahmani
مشاهده در وب بله
۱۱ مهر
undefined •نکات کلیدی در مورد در میان گذاشتن تصمیم با دیگران - تفکر هم فردی است و هم اجتماعی. ما باید با خود و به دور از شتابزدگی فکر کنیم. البته برای انگیزش و تشویق، چشم انداز های تازه و ایده های نو باید با دیگران صحبت کنیم و سخنان و تجربیات آن ها را گوش فرا دهیم. گفتگو در بهترین حالت شکلی از تفکر متقابل و دوطرفه است. - نقش مدیر به وسیله سه حلقه موسوم به نیاز به انجام کار، نیاز به حفظ تیم و نیاز فردی و مجموعه متناظری از کارکردها تعریف می شود. ارتباط و تصمیم گیری ابعادی مکمل هستند. یک موضوع مهم از نظر مدیران این است که چقدر باید اعضای تیم، خود یا همکاران را در تصمیمات مشارکت دهند؟ - هر چه دیگران را بیشتر در تصمیمات مشارکت دهید، احتمال بهتر شدن تصمیم بیشتر خواهد بود. علاوه بر این، هر چه تصمیماتی که افراد در آن ها مشارکت داشته اند تاثیر مستقیم تر و بیشتری بر روی زندگی کاری آنها داشته باشد افراد انگیزه بیشتری پیدا خواهند کرد و احتمال اینکه به آن ها عمل کنند بیشتر خواهد شد. با این وجود ضرورت موقعیت ( کمبود وقت و عامل بحران) گاهی سطح این مشارکت را محدود می‌کند. همچنین باید به یاد داشته باشید که هر چه امکان مشارکت دیگران را در تصمیم گیری بالاتر می برید کنترل خود را بر روی کیفیت و جهت تصمیمات اتخاذ شده کاهش می دهید.- وقتی فرآیند تصمیم گیری پایان یابد، هنوز هم مجبورید که تصمیم بگیرید.- خارج از حد و مرزهای یک تصمیم خاص باید همیشه از ایده ها، پیشنهادات و اطلاعات تازه ای که دیگران به شما می دهند استقبال کنید. هر چه به این امر علاقه بیشتری نشان دهید، دیگران چیزهای بیشتری را با شما در میان خواهند گذاشت. ده درصد ایده های آن ها ارزشی مثل طلا دارند! - نکته بسیار مهم: مشارکت در تصمیم گیری هم در بین اعضای خانواده، در یک کارگاه یا کارخانه، مدرسه، مدیریت یک سازمان و تا مدیریت یک کشور کاربردی است.@moshaverebama24
undefined۷
undefined۱

۵۲۹

۶:۲۵

۱۲ مهر
undefinedهمزیستی مسالمت آمیز والدین با نوجوانان 
همه پدر و مادر ها خوشبختی فرزندانشان را می خواهند، دلشان می خواهد فرزندان سالم و برومند داشته باشند، اما اغلب پاداش محبت هایشان را نمی گیرند و عشقشان بی جواب می ماند. نوجوان ها هم از محبت های بیش از اندازه و دلسوزی های بی وقفه والدینشان ناراحت اند، دلشان می خواهد بزرگ، بالغ، مستقل و خودکفا باشند. می خواهند ثابت کنند که بدون راهنمایی پدر و مادر هم می توانند راهشان را انتخاب کنند. مثل کسی هستند که هم وام می خواهد و هم استقلال مالی می طلبند. وام را از پدر و مادر می گیرند، اما نوبت پرداخت بهره که رسید ناراحت و دلخور می شوند. کمک را مداخله تلقی می کنند، محبت را به حساب کودکی خود می گذارند و نصایح پدر و مادر را اقتدار طلبی می دانند. برای آنها استقلال معادل ارزش و ارزشمند بودن است که هر کسی در آن دخالت کند دشمن به حساب می آید.‌پدر و مادر مانده‌اند که چه کار کنند. نه کمکشان خریدار دارد و نه راهنماییشان مورد قبول واقع می‌شود. نصیحت و محبت هایشان هم به حساب حمله شخصی گذاشته می شود.@moshaverebama24
undefined۴

۵۲۱

۵:۳۴

۱۴ مهر
undefinedپذیرش نوجوان 
سال های نوجوانی، دوران دشواری است، زمان سوءظن، در خود به دیده تردید نگریستن و رنج بردن است. دوران آرزوهای دنیوی و شهوت و مجاهد و رنج و عذاب شخصی است، زمان ناسازگاری و دم دمی مزاجی و دلسردی است. به گفته آنا فروید: « ناسازگاری نوجوان و رفتار غیر قابل پیش بینی او طبیعی است. اگر با انگیزه هایش می جنگد و آن را قبول می کند. اگر در عین حال هم پدر و مادرش را می پرستد و هم از آنها متنفر است، اگر در برابر دیگران به هیچ وجه حاضر به تصدیق حرف مادر خود نیست و با این حال به طور غیر منتظره با او درد دل می کند. اگر از دیگران تقلید می کند و در عین حال بی وقفه در جستجوی هویت خویش می گردد. اگر بیش از هر زمانی در زندگی آرمان گرایی می کند و در قالب هنرمندان می رود و سخاوت به خرج می دهد و از خودگذشته می شود و اگر برعکس، خودمحوری و نفس پرستی و حسابگری را انتخاب می کند، کاری طبیعی کرده است. »این رفتارهای ضد و نقیض در دوران بلوغ کاملاً طبیعی است. شخصیتی در حال شکل گرفتن است و این شکل گیری به گذشت زمان احتیاج دارد. هر نوجوانی خواسته ای دارد، گفتنش آسان است، اما رعایتش آنقدر ها ساده نیست. وظیفه هر پدر و مادری است که با تحمل بی شکیبایی فرزند نوجوانشان به او کمک کنند؛ باید تنهایی او را تأیید کنند و به آن احترام بگذارند. باید نارضایتی های فرزندشان را بپذیرند و از دخالت های بی جا خودداری کنند.@moshaverebama24
undefined۴
undefined۱

۴۵۳

۵:۴۶

۱۵ مهر
undefinedتفاوت پذیرفتن و تأیید کردن 
پدری می گوید: « فرزند شانزده ساله من پسر جذابی است، اما خود را به سیمای دختران زشت آراسته است. از موهای بلندی خالم به هم می خورد شاید مسخره باشد، اما هر روز در این باره جنگ و جدل می کنیم.» مادری می گوید: « دخترم به قدر یک ملکه لباس دارد و با این حال لباس پر زرق و برقی که می پوشد حال آدم را به هم می زند، واقعا که تحمل دیدنش را ندارم» باید میان تحمل و تصدیق و به عبارتی پذیرفتن و تأیید کردن تفاوت قائل شویم. پزشک به صرف خون ریزی بیمار از معاینه او خودداری نمی کند. ناراحت می شویم و با این حال شکیبایی به خرج می دهیم و رفتارهای ناخوشایند را تحمل می کنیم. اما تحمل کردن تشویق کردن نیست، تنها پذیرفتن است. پدر و مادر ناخوشایند فرزندشان را بی آنکه قبول کننده باشند تحمل می کنند. پدری که از موی بلند پسرش ناراحت بود به او گفت: « متاسفم پسرم. موی توست، اما مرا حرص می دهد، بعد از صرف صبحانه می توانم تحملش کنم، با این حساب بهتر است صبحانه را در اتاق خودت بخوری.» پدر نشان که به احساسات خودش اهمیت می دهد و پسر هم آزاد گذاشته شد تا با سرکشی ناخوشایند اما بی ضررش، هر کاری که می خواهد بکند. اگر پدر او را مورد سرزنش قرار می داد، احتمالا فرزند نوجوانش بیشتر سرکشی می کرد. مثال زیر نمونه واکنشی است که به نتیجه مثبت منتهی نمی شود: خانم براد: « هفته پیش شوهرم از شدت عصبانیت اختیارش را از دست داد. گیتار پسرمان را خرد کرده و همه پوسترهای اتاقش را جر داد و بعد هم او را مجبور کرد که حمام بگیرد. خیلی ترسیده بودم. مانده بودم که چه کنم و چه بگویم. به اتاق خواب رفتم و در را قفل کردم. وقتی بیرون امدم پسرم رفته بود. شوهرم همچنان خشمگین بود. از او پرسیدم: با این کار به کجا می رسیم؟ و شوهرم فریاد کشید: نمی دانم، مهم هم نیست؛ اما می دانم برایش مهم است و می دانم که نگرانی هلاکش می کند.» هر پدر و مادر خردمندی می داند که جنگ و جدل با نوجوان چون جنگیدن با امواج خروشان دریا بی حاصل و نابخردانه است. شناگر ماهری در برخورد با امواج متلاطم دریا از تقلای بی حاصل دست می کشد، می داند که در این شرایط جنگیدن با امواج، راه رسیدن به ساحل نیست.به جای آن با حفظ آرامش خود را روی امواج شناور می کند و آنقدر استقامت به خرج می دهد تا به نقطه امنی برسد و جای پای محکمی پیدا کند. به همین ترتیب والدین هم در جریان زندگی باید مترصد فرصت و جای پای محکم باشند.@moshaverebama24
undefined۵
undefined۱

۴۳۲

۸:۵۰

۱۶ مهر
thumbnail
چقدر به احساساتمان اعتماد کنیم؟!
@moshaverebama24
undefined۳

۳۹۴

۱۲:۴۳

۱۸ مهر
undefined عیب جویی نکنید بسیاری از پدر و مادر ها برای سرپوش گذاشتن بر عیوب خویش، به اصطلاح دست پیش می گیرند و برای آنکه جای حرفی نماند، از کامل بودن و بی عیب و نقص بودن خود دم می زنند و به طور دائم از رفتار نوجوانشان انتقاد می کنند و در مقام راهنمایی و نصیحت او حرف می زنند. این دسته از والدین وظیفه خود می دانند که به صلاح فرزند، نقایص او را گوشزد کنند. متأسفانه این کار، هر چند صادقانه رابطه میان پدر و مادر و نوجوان را خراب می کند.برخورد نوجوان با حقیقت عریان عیوب شخصیتش مهیب و ترساننده است. توجه بیش از حد، زیر ذره بین گذاشتن است. عیب و نقصش برای ما روشن تر می شود، نه برای او.نوجوانی که به جبر و آشکارا به قبول عیب و نقص خود رضایت می دهد، علاقه ای به اصلاح خود پیدا نمی کند. وقتی عیب و نقص عیان و مشخص است، وظیفه فوری ما این است که نوجوان را در برخورد با بحران موجود یاری دهیم. در بلند مدت وظیفه ماست که به اتکای تجربه و با اخلاق نیک، رفتارش را اصلاح کنیم و شخصیت تازه ای در او بوجود آوریم. هدف اصلی ماست که او را در رسیدن به امکانات بالقوه انسانیش کمک کنیم و برای رسیدن به این مقصود، برخورد متین و عاقلانه بهتر از پرخاش و داد و فریاد نتیجه می دهد.@moshaverebama24
undefined۵
undefined۱

۳۰۱

۱۳:۲۲

۱۹ مهر
undefined در اصلاح حقایق عجله نکنید نوجوان اغلب نسبت به اصلاح گفته هایش واکنش نامناسب نشان می دهد. با این کار امکان آموزش و جلب دوستی او را از بین می برید. کاری می کنید که نه به حرف کسی گوش کند و نه قدمی در راه اصلاح خویش بردارد. به گفته یکی از همین نوجوان ها: « در اشتباه کردن لذتی است که این آقا خوب خوب ها، هرگز آن را نمی فهمند.» نوجوان دیگری می گفت: « می دانم که پدرم درست می گوید، حق با اوست، اما ای کاش گاهی هم اشتباه می کرد.» نوجوان دیگری می گفت:« پدرم ذاتأ مصلح آفریده شده است، اگر کاری را به سلیقه خودم بکنم ناراحت می شود، در هر کاری پیشنهاد بهتری دارد؛ پیشنهاد خودش. از این کار او متنفرم، از پیشنهاد هایش جانم به لب رسیده، ترجیح می دهم اشتباه کنم و کار درست او را انجام ندهم.»@moshaverebama24
undefined۴

۲۹۹

۵:۲۶

۲۰ مهر
undefined مسخره نکنید هر نوجوانی را که بگویید، نواقصی دارد که نسبت به آن حساس است. اطرافیان هم که اغلب متوجه موضوع می شوند، از آن برای سر به سر گذاشتن و دست انداختن استفاده می کنند. مثلاً اگر کسی قدش کوتاه باشد، کوتوله، خپله و نیم وجبی نامیده می شود، اگر لاغر و بلند باشد، تیر چراغ برق، نردبان دزدها و لنگ دراز می شود. اگر چاق باشد چاقالو، کپل و ...، اگر ضعیف باشد، مردنی، بچه ننه یا جوجه نام می گیرد. نوجوان ها، حتی وقتی وانمود به بی تفاوتی می کنند، به خاطر نام هایی که رویشان گذاشته می‌شود ناراحت اند، پدر و مادر، حتی به شوخی باید از این کار اجتناب کنند. تمسخر اگر از سوی پدر و مادر باشد؛ آزار دهنده تر است. جراحات عمیق تری بر جای می گذارد که گاه برای همه عمر اثرش باقی می ماند. والدین باید با نوجوان آن گونه که مناسب سن و سال اوست رفتار کنند. صحبت کودکانه با نوجوان خطاست. اغلب والدین با نوجوان از چند سال پیش او، از دوران کودکی اش صحبت می کنند، اینکه چه بوده و چه شده، اینکه چقدر با نمک بوده، اینکه از تاریکی می ترسیده و اینکه مثلاً در فلان مهمانی شلوارش را خیس کرده و این قبیل صحبت ها. اما نوجوان از یادآوری دوران کودکی خود متنفر است. می خواهد میان امروز و دیروز فاصله ای قایل شود. می خواهد بالغ و عاقل به حساب آید. پدر و مادر باید از این نوجوان حمایت کنند.‌همه توجه- تعریف و تمجید یا تنبیه و سرزنش - باید معطوف به جوان بالغی باشد که رشد کرده و دیگر کودک نیست.@moshaverebama24
undefined۲

۲۰۸

۸:۵۱

کاربران گرامی لطفا جهت پیگیری پاسخ سوالات خود توسط روانشناس، به سایت مشاوره باما به آدرس زیر مراجعه نمایید.https://moshaverebama.com/ravanshenas/
undefined۲

۱۵۳

۱۸:۴۰

۲۱ مهر
undefined استقلال بدهید
نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادر هایی که وابستگی فرزندان نوجوان خود را می خواهند، خواسته و ناخواسته، اسباب رنجش آنها را فراهم می کنند. نوجوان استقلال می خواهد، هر چه احساس خودکفایی او را بیشتر تقویت کنیم، از ضدیت او با خود می کاهیم. پدر و مادر مدبر، هر روز که می گذرد بیشتر به فرزند نوجوانشان استقلال می دهند؛ با دلسوزی و صمیمیت به تماشای بزرگ شدن فرزند خود می نشینند و از دخالت بیش از حد در کارهای او خودداری می‌کنند. پدر و مادر عاقل کسی است که با محبت و احترام به فرزند خود امکان انتخاب و اعمال سلیقه می دهد. به زبانی صحبت می کند که استقلال فرزندش را تشویق کند: « انتخاب به عهده خود توست.» « خودت درباره اش تصمیم بگیر،» « میل توست هر طور که دلت می خواهد.» « هر کدام را که تو انتخاب کنی من قبول دارم.» « بله» پدر و مادر برای نوجوان راضی کننده است، اما نوجوان می خواهد در شئونات زندگی و در آنچه بر زندگیش اثر می گذارد حرفی برای گفتن داشته باشد.@moshaverebama24
undefined۳

۱۱۳

۶:۰۵