۵۲۹
۶:۲۵
همه پدر و مادر ها خوشبختی فرزندانشان را می خواهند، دلشان می خواهد فرزندان سالم و برومند داشته باشند، اما اغلب پاداش محبت هایشان را نمی گیرند و عشقشان بی جواب می ماند. نوجوان ها هم از محبت های بیش از اندازه و دلسوزی های بی وقفه والدینشان ناراحت اند، دلشان می خواهد بزرگ، بالغ، مستقل و خودکفا باشند. می خواهند ثابت کنند که بدون راهنمایی پدر و مادر هم می توانند راهشان را انتخاب کنند. مثل کسی هستند که هم وام می خواهد و هم استقلال مالی می طلبند. وام را از پدر و مادر می گیرند، اما نوبت پرداخت بهره که رسید ناراحت و دلخور می شوند. کمک را مداخله تلقی می کنند، محبت را به حساب کودکی خود می گذارند و نصایح پدر و مادر را اقتدار طلبی می دانند. برای آنها استقلال معادل ارزش و ارزشمند بودن است که هر کسی در آن دخالت کند دشمن به حساب می آید.پدر و مادر ماندهاند که چه کار کنند. نه کمکشان خریدار دارد و نه راهنماییشان مورد قبول واقع میشود. نصیحت و محبت هایشان هم به حساب حمله شخصی گذاشته می شود.@moshaverebama24
۵۲۱
۵:۳۴
سال های نوجوانی، دوران دشواری است، زمان سوءظن، در خود به دیده تردید نگریستن و رنج بردن است. دوران آرزوهای دنیوی و شهوت و مجاهد و رنج و عذاب شخصی است، زمان ناسازگاری و دم دمی مزاجی و دلسردی است. به گفته آنا فروید: « ناسازگاری نوجوان و رفتار غیر قابل پیش بینی او طبیعی است. اگر با انگیزه هایش می جنگد و آن را قبول می کند. اگر در عین حال هم پدر و مادرش را می پرستد و هم از آنها متنفر است، اگر در برابر دیگران به هیچ وجه حاضر به تصدیق حرف مادر خود نیست و با این حال به طور غیر منتظره با او درد دل می کند. اگر از دیگران تقلید می کند و در عین حال بی وقفه در جستجوی هویت خویش می گردد. اگر بیش از هر زمانی در زندگی آرمان گرایی می کند و در قالب هنرمندان می رود و سخاوت به خرج می دهد و از خودگذشته می شود و اگر برعکس، خودمحوری و نفس پرستی و حسابگری را انتخاب می کند، کاری طبیعی کرده است. »این رفتارهای ضد و نقیض در دوران بلوغ کاملاً طبیعی است. شخصیتی در حال شکل گرفتن است و این شکل گیری به گذشت زمان احتیاج دارد. هر نوجوانی خواسته ای دارد، گفتنش آسان است، اما رعایتش آنقدر ها ساده نیست. وظیفه هر پدر و مادری است که با تحمل بی شکیبایی فرزند نوجوانشان به او کمک کنند؛ باید تنهایی او را تأیید کنند و به آن احترام بگذارند. باید نارضایتی های فرزندشان را بپذیرند و از دخالت های بی جا خودداری کنند.@moshaverebama24
۴۵۳
۵:۴۶
پدری می گوید: « فرزند شانزده ساله من پسر جذابی است، اما خود را به سیمای دختران زشت آراسته است. از موهای بلندی خالم به هم می خورد شاید مسخره باشد، اما هر روز در این باره جنگ و جدل می کنیم.» مادری می گوید: « دخترم به قدر یک ملکه لباس دارد و با این حال لباس پر زرق و برقی که می پوشد حال آدم را به هم می زند، واقعا که تحمل دیدنش را ندارم» باید میان تحمل و تصدیق و به عبارتی پذیرفتن و تأیید کردن تفاوت قائل شویم. پزشک به صرف خون ریزی بیمار از معاینه او خودداری نمی کند. ناراحت می شویم و با این حال شکیبایی به خرج می دهیم و رفتارهای ناخوشایند را تحمل می کنیم. اما تحمل کردن تشویق کردن نیست، تنها پذیرفتن است. پدر و مادر ناخوشایند فرزندشان را بی آنکه قبول کننده باشند تحمل می کنند. پدری که از موی بلند پسرش ناراحت بود به او گفت: « متاسفم پسرم. موی توست، اما مرا حرص می دهد، بعد از صرف صبحانه می توانم تحملش کنم، با این حساب بهتر است صبحانه را در اتاق خودت بخوری.» پدر نشان که به احساسات خودش اهمیت می دهد و پسر هم آزاد گذاشته شد تا با سرکشی ناخوشایند اما بی ضررش، هر کاری که می خواهد بکند. اگر پدر او را مورد سرزنش قرار می داد، احتمالا فرزند نوجوانش بیشتر سرکشی می کرد. مثال زیر نمونه واکنشی است که به نتیجه مثبت منتهی نمی شود: خانم براد: « هفته پیش شوهرم از شدت عصبانیت اختیارش را از دست داد. گیتار پسرمان را خرد کرده و همه پوسترهای اتاقش را جر داد و بعد هم او را مجبور کرد که حمام بگیرد. خیلی ترسیده بودم. مانده بودم که چه کنم و چه بگویم. به اتاق خواب رفتم و در را قفل کردم. وقتی بیرون امدم پسرم رفته بود. شوهرم همچنان خشمگین بود. از او پرسیدم: با این کار به کجا می رسیم؟ و شوهرم فریاد کشید: نمی دانم، مهم هم نیست؛ اما می دانم برایش مهم است و می دانم که نگرانی هلاکش می کند.» هر پدر و مادر خردمندی می داند که جنگ و جدل با نوجوان چون جنگیدن با امواج خروشان دریا بی حاصل و نابخردانه است. شناگر ماهری در برخورد با امواج متلاطم دریا از تقلای بی حاصل دست می کشد، می داند که در این شرایط جنگیدن با امواج، راه رسیدن به ساحل نیست.به جای آن با حفظ آرامش خود را روی امواج شناور می کند و آنقدر استقامت به خرج می دهد تا به نقطه امنی برسد و جای پای محکمی پیدا کند. به همین ترتیب والدین هم در جریان زندگی باید مترصد فرصت و جای پای محکم باشند.@moshaverebama24
۴۳۲
۸:۵۰
۳۰۱
۱۳:۲۲
۲۹۹
۵:۲۶
۲۰۸
۸:۵۱
کاربران گرامی لطفا جهت پیگیری پاسخ سوالات خود توسط روانشناس، به سایت مشاوره باما به آدرس زیر مراجعه نمایید.https://moshaverebama.com/ravanshenas/
۱۵۳
۱۸:۴۰
نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادر هایی که وابستگی فرزندان نوجوان خود را می خواهند، خواسته و ناخواسته، اسباب رنجش آنها را فراهم می کنند. نوجوان استقلال می خواهد، هر چه احساس خودکفایی او را بیشتر تقویت کنیم، از ضدیت او با خود می کاهیم. پدر و مادر مدبر، هر روز که می گذرد بیشتر به فرزند نوجوانشان استقلال می دهند؛ با دلسوزی و صمیمیت به تماشای بزرگ شدن فرزند خود می نشینند و از دخالت بیش از حد در کارهای او خودداری میکنند. پدر و مادر عاقل کسی است که با محبت و احترام به فرزند خود امکان انتخاب و اعمال سلیقه می دهد. به زبانی صحبت می کند که استقلال فرزندش را تشویق کند: « انتخاب به عهده خود توست.» « خودت درباره اش تصمیم بگیر،» « میل توست هر طور که دلت می خواهد.» « هر کدام را که تو انتخاب کنی من قبول دارم.» « بله» پدر و مادر برای نوجوان راضی کننده است، اما نوجوان می خواهد در شئونات زندگی و در آنچه بر زندگیش اثر می گذارد حرفی برای گفتن داشته باشد.@moshaverebama24
۱۱۳
۶:۰۵