واژه کارآمدی: کارآمدی کمک می کند از قلاب افکارمان رها شویم. اگر هدفتان توانمند شدن برای اقدامات موثر و رسیدن به جایگاه ایده آلتان باشد، اما ذهنتان دلیل می آورد که نمی توانید این کار را انجام دهید، آنگاه می توانید این پرسش را مطرح کنید: « اگر به چنین افکاری اجازه جهت دهی به اقداماتی را بدهم، آیا در ساخت زندگی دلخواهم کمک می کنند؟ » اگر پاسخ « نه » باشد، آن فکر بی فایده و عمل بر اساس آن ناکارآمد است@moshaverebamacom
۲۵۵
۸:۰۲
معرفی چند تکنیک ساده برای جدا کردن فکر، یا رها شدن از قلاب برخی از این تکنیک ها ممکن است عجیب و غریب به نظر برسند، برخی ممکن است برای همه مفید نباشند. ۱. یک فکر ناکارآمد مثل من به اندازه کافی خوب نیستم یا شکست می خورم را برای خودتان بازگو کنید سعی کنید باور کنید و به تاثیر آن بر خودتان توجه داشته باشید. این فکر را به روش های مختلف بارها و بارها تکرار کنید تا به شکل کلمات بی معنی درآیند. ۲. بیان افکار با آواز: به آرامی فکر را بازگو کنید، بکوشید باور کنید و به تاثیر آن بر خود توجه کنید.، فکر را کلمه به کلمه تکرار کنید. آن را به آنهگ « تولدت مبارک» به صورت آواز بخوانید. بار دیگر تکرار کنید این بار آن را با آهنگ دلخواهتان بخوانید. ۳. صدا های مضحک: به آرامی فکر را بازگو کنید و سعی کنید باور کنید. حال کلمه به کلمه با صدای یک شخصیت کارتونی، ستاره فیلم یا مفسر ورزشی تکرار کنید . باز یک بار دیگر با صدای شناخته شده دیگری، برای مثال هنرپیشه ای برجسته تکرار کنید. ۴. صفحه نمایش رایانه: فکر را برای خودتان بازگو کنید، چشمانتان را ببندید؛ رایانهای را تصور کنید و فکرتان را به عنوان کلماتی در نظر بگیرید که با حروف سیاه روی صفحه نمایش نمایان می شوند. اکنون قلم و رنگ متن را تغییر دهید. با سه یا چهار رنگ با سه یا چهار قلم مختلف ببینید. حال کلمات را به رنگ سیاه ساده درآورید و این بار با قالب بندی آن بازی کنید، ابتدا فاصله زیادی بین کلمات قرار دهید. اکنون تمام کلمات را به هم بچسبانید، حال کلمات را به صورت عمودی از بالا به پایین صفحه روی هم بچینید. در نهایت کلمات را به متن ساده سیاه تغییر دهید و این بار تجسم کنید که رنگ آنها کلمه به کلمه تغییر می کند، برای بازدهی بیشتر می توانید افکار را با آهنگ دلخواهتان بخوانید.@moshaverebamacom
۳۳۰
۸:۰۴
• افتادن در تله جامعه، اغلب ما را تشویق می کند که به افراد با عنوان هایی چون «برنده» و «بازنده»، «موفق» و «شکست خورده»، « قهرمان» و « زیردست» فکر کنیم. افتادن در دام قصه زندگی «برنده» یا «قهرمان» ممکن است مزایایی کوتاه مدت داشته باشد، مثلاً مدت کوتاهی احساس خوبی به خود پیدا کنیم. خود را با افراد شکست خورده مقایسه کنیم و مدتی حس خوب داشته باشیم اما بلافاصله ذهن افراد دیگری را پیدا می کند که دستآورد های بیشتری از ما دارد که باز احساس بازنده یا شکست خورده در ما فعال می شود. ممکن است اصطلاح «عزت نفس شکننده » را شنیده باشید . این پدیده در افراد حرفه ای و قهرمانان بسیار رایج است. آن ها تا زمانی که به تمام اهدافشان دست پیدا می کنند، می توانند محکم به این قصه ذهنی بچسبند که «من یک برنده ام» و احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند اما دیر یا زود عملکردشان ضعیف می شود و قصه ذهنیشان به «من یک بازنده ام» تغییر می کند. بنابراین ذهنیت «برنده/ بازنده» ذاتأ مشکل ساز است، این مسئله به نوبه خود به استرس های مزمن، اضطراب عملکرد و فرسودگی منجر می شود.اگر کسی به شدت به باور «من یک برنده ام» چسبیده باشد، در بلند مدت چه تاثیری بر روابطش می گذارد؟ تا به حال سعی کردید با فردی که مدام بر قضاوت مثبت به خودش اصرار دارد، بر اساس گشودگی، احترام و برابری رابطه ای با کیفیت داشته باشید. افرادی هم که به این باورها چسبیده اند به دلیل خودشیفتگی و رفتارهای خود محورانه تنش و اضطراب زیادی را تحمل می کنند. پس برای رهایی از این ذهنیت ها بهتر است خود را همانگونه که هستیم بپذیریم که گاهی ممکن است اشتباهاتی بکنیم و اوضاع را خراب کنیم، گاهی راحت به اهدافمان می رسیم و گاهی نا امید می شویم صرف نظر از اینکه چقدر با با استعداد یا مصمم باشیم . پذیرش خود به این معنا نیست که به کارهایمان و تاثیر آن ها بی توجهیم؛ بلکه به این معناست که تمام خودداوری ها و قضاوت ها را رها می کنیم.
@moshaverebamacom
@moshaverebamacom
۳۳۴
۶:۱۸
اگر به یک گفتگوی عالی می اندیشید؛ یا می خواهید یک بازی گلف عالی انجام دهید؛ اگر می خواهید خوب بنویسید؛ خوب آواز بخوانید؛ خوب بدوید؛ اگر می خواهید خوب صحبت کنید، خوب مذاکره کنید یا به خوبی رقابت کنید، به لحاظ روانشناختی، باید در لحظه حضور داشته باشید، باید در رویدادی که در حال وقوع است غرق شوید. وقتی می گوییم فردی اعتماد به نفس بالایی دارد، واقعا نمی دانیم به چه فکر می کند یا چه احساسی دارد، اما می توانیم رفتارش را مشاهده کنیم. نکته ای که همواره در مورد انسان های با اعتماد به نفس وجود دارد این است که آنها در کارشان غرق می شوند؛ هنگام معاشرت با دیگران، کاملاً جذب گفتگو می شوند؛ هنگام فعالیت ورزشی، کاملاً درگیر می شوند و وقتی گزارش می نویسند، به طور کامل روی موضوع متمرکز هستند. بنابراین، حضور داشتن در لحظه، چه در مورد اعتماد به نفس و چه عملی که نشان دهنده اعتماد به نفس است، همواره نقشی اساسی بازی می کند. برای تمرین حضور در لحظه می توانید فقط پنج دقیقه وقت بگذارید و تنفس ذهن آگاهانه داشته باشید. -مکان راحتی را پیدا کنید -چشم ها را ببندید یا به نقطه ای خاص خیره شوید.-چند نفس آرام آهسته و عمیق بکشید - بر خالی شدن شش ها تمرکز کنید. سپس فرصت دهید خود به خود پر شوند. - نیازی نیست عمیق نفس بکشید، وقتی شش ها خالی اند خودشان پر می شوند. - به تنفس تان مانند دانشمندی کنجکاو که اولین بار است با آن مواجه شده توجه کنید. به هر احساسی که در بدنتان دارید توجه کنید: ورود و خروج هوا از سوراخ بینی، بالا و پایین افتادن شانه ها، بالا و پایین رفتن قفسه سینه، بالا و پایین رفتن شکم - پس از ده بار تنفس، اجازه دهید تنفس به حالت طبیعی خود بازگردد.- چالش شما نگه داشتن نورافکن روی تنفس تان است، ورود و خروج هوا را مشاهده می کنید. همینطور که مشغول هستید به افکارتان اجازه دهید مانند برگی روی آب شناور باشند.- هر از چند گاهی ذهنتان شما را به قلاب می اندازد و از جریان تمرین خارج می کند. هر گاه تشخیص دادید به قلاب افتادید به آرامی تصدیق و مجدداً روی تنفس تمرکز کنید. - اگر احساساتی ناخوشایند بروز کرد از جمله خستگی، کمردرد، اضطراب، به آرامی آنها را تصدیق کنید، به خودتان بگویید « این خستگی است»، سپس مجدداً روی تنفس تان تمرکز کنید. - وقتی فرصتتان به پایان رسید، آگاهی تان را به ارتباط با جهان پیرامون بسط بدهید، به هر چه می توانید ببینید، بشنوید، لمس کنید، بچشید و ببویید توجه کنید.
برای تمرین های بیشتر ذهن آگاهانه می توانید به کتاب شکاف اعتماد به نفس نوشته راس هریس مراجعه کنید.
@moshaverebamacom
۲۸۰
۸:۵۶
•راه هایی برای نهایت لذت بردن از زندگی
وقتی بخواهید در لحظه حال حضور داشته باشید، هر کاری که انجام می دهید با تمام حواس پنجگانه انجام دهید.اگر حمام می روید از حواس پنجگانه استفاده کنید تا غرق این فعالیت شوید: به الگوی قطرات آب روی دیوار حمام؛ احساسی که آب روی پوستتان ایجاد می کند؛ بوی شامپو و صابون و صدای فشار آبی که از دهانه دوش خارج می شود توجه کنید.هنگام خوردن شام، پیش از اولین لقمه، لحظه ای درنگ کنید، به عطرهای متفاوت مواد مختلف، رنگ ها، شکل ها و بافت غذاهای مختلف توجه کنید. سپس وقتی غذا را برمی دارید به صدایی که قاشق و چنگال ایجاد می کند و نیز حرکت دست ها، بازوها و شانه ها توجه کنید. به محض اینکه اولین لقمه را در دهان می گذارید به طعم و بافت غذا توجه کنید، انگار شما داوری خوش خوراکید و قرار است غذایی را امتحان کنید.@moshaverebamacom
وقتی بخواهید در لحظه حال حضور داشته باشید، هر کاری که انجام می دهید با تمام حواس پنجگانه انجام دهید.اگر حمام می روید از حواس پنجگانه استفاده کنید تا غرق این فعالیت شوید: به الگوی قطرات آب روی دیوار حمام؛ احساسی که آب روی پوستتان ایجاد می کند؛ بوی شامپو و صابون و صدای فشار آبی که از دهانه دوش خارج می شود توجه کنید.هنگام خوردن شام، پیش از اولین لقمه، لحظه ای درنگ کنید، به عطرهای متفاوت مواد مختلف، رنگ ها، شکل ها و بافت غذاهای مختلف توجه کنید. سپس وقتی غذا را برمی دارید به صدایی که قاشق و چنگال ایجاد می کند و نیز حرکت دست ها، بازوها و شانه ها توجه کنید. به محض اینکه اولین لقمه را در دهان می گذارید به طعم و بافت غذا توجه کنید، انگار شما داوری خوش خوراکید و قرار است غذایی را امتحان کنید.@moshaverebamacom
۲۳۵
۶:۵۹
•مه روانشناختی چیست:
ابر ضخیمی از افکار که مانع دیدن و یا بروز رفتار موثر می شود. متأسفانه خیلی وقت ها که در این که گم شده این متوجه این قضیه نیستیم. فقط زمانی تشخیص می دهیم چقدر گم گشته بوده این که مه کنار می رود و دوباره با جهان تماس برقرار می کنیم. و می توانیم دوباره به وضوح ببینیم. مه روانشناختی به شکل های مختلف ایجاد می شود: نگرانی، سرزنش کردن، خیال پردازی، نشخوار مکرر شکست ها و طرد شدن های گذشته، فرار از برنامه ریزی، طرح ریزی برای انتقام، فرو رفتن در خواب و خیال، خودگویی های مکرر، فلج تحلیلی، زندگی کردن در گذشته یا درگیر شدن با آینده. اگر ذهن آگاه نباشیم ، ساعت های زیادی را در این مه سرگردان می مانیم، در حالی که بسیاری از مواهب زندگی را از دست می دهیم،نکته: « این مه را افکار ما ایجاد نمی کند بلکه همجوشی با افکار آن را به وجود می آورد. راه خروج از این مه غرق شدن در لحظه و جدا شدن از افکار است. • مه نگرانی • نگرانی یکی از خفقان آورترین انواع مه روانشناختی است. همه ما تا حدی احساس نگرانی می کنیم، اما هر چه بیشتر به آن عادت کنیم، سرزندگی و نشاطمان را بیشتر از بین می برد، وقت ما را تلف می کند، انرژی ما را تحلیل می برد و از اقدامات موثر جلوگیری می کند. • چگونه با مه روانشناختی روبرو شویم.• گام ۱: ابتدا معنای « نگرانی » را روشن کنید. نگرانی به معنای همجوشی با افکار است، یعنی به جای رها کردن، محکم چسبیدن به آن ها و مدام تکرار کردنشان • گام ۲: هزینه های نگرانی را مشخص کنید.وقتی در نگرانی ها گرفتار می شویم، حضور در لحظه را از دست می دهیم.از تجربه های اینجا و اکنون جدا و در افکار مربوط به آینده گرفتار می شویم. فرصت تعامل با افراد مورد علاقه مان را از دست می دهیم. از غذایی که می خوریم و فعالیت هایی که انجام می دهیم لذت نمی بریم، دیگر هزینه های نگرانی عبارتند از اتلاف وقت، اختلال در خواب و اهمال کاری در تصمیم های مهم زندگی • گام ۳: خودتان را از قلاب بهانه هایی برای نگرانی رها کنید« من همینم، همیشه نگرانم، برای تغییر کاری از دستم بر نمیآید » . ذهن تمایل دارد روی همین شیوه ها پافشاری کند و اغلب علاقه ای به تغییر ندارد، اجازه دهید ذهنتان بگوید تغییر غیر ممکن است ولی به جلو پیش روید و ببینید چه اتفاقی می افتاد. برخی معتقدند « نگرانی به من کمک می کند» ، نگرانی شبیه سوار شدن بر دوچرخه ای قدیمی و فرسوده است. چنین دوچرخه ای شما را از مکان الف به ب می برد، اما چقدر طول می کشد و با چه شرایطی خود را بالاخره به مقد می رسانید، برای این سفر راه های موثر زیادی وجود دارد. با دوچرخه ای جدید، با خودرو، اتوبوس یا هواپیما .به جای نگرانی از خود بپرسید: « برای مواجهه موثر با این موقعیت چه کار می توانم بکنم، چه کار می توانم بکنم که تفاوتی ایجاد کند؟ از چه منابعی می توانم کمک یا مشورت بگیرم؟ • گام ۴: نگرانی را از مراقبت جدا کنید.بسیاری از افراد فکر میکنند نگرانی در مورد مشکلات همان مراقب مشکلات بودن است، اما بین این دو تفاوتی بزرگ وجود دارد: اولی بی فایده و دومی ارزشمند است.نگرانی در مورد سلامت: توجه بی ثمر به داستان های ترسناک در مورد اتفاقات بد جسمی که ممکن است رخ دهدمراقبت از سلامت: تغذیه مناسب، ورزش، ترک سیگار
• گام ۵ : خودتان را از نگرانی جدا کنیدذهن ما شبیه بزرگترین قصه گوی جهان عمل می کند و فقط به دنبال توجه ماست، وقتی برایمان قصه های ترسناک می گوید، می داند که به آن توجه می کنیم. بنابراین به کارش ادامه می دهد. ولی ما می توانیم به نگرانی ها اجازه دهیم بیایند و بروند. بدون آنکه باورشان کنیم. راه کار ساده توجه کردن و نام گذاری است. به محضی که آگاه شدیم به خودمان بگوییم: « دوباره نگرانی آمد، یا اگر در مورد موضوعی تکراری نگرانی دارید، می توانید از ذهنتان تشکر کنید یا برای قصه اش نام بگذارید: « آهان قصه ورشکستگی! ذهن عزیزم ممنون!» همچنین از تمرین هایی که قبلاً ارائه دادیم می توانید استفاده کنید.@moshaverebamacom
ابر ضخیمی از افکار که مانع دیدن و یا بروز رفتار موثر می شود. متأسفانه خیلی وقت ها که در این که گم شده این متوجه این قضیه نیستیم. فقط زمانی تشخیص می دهیم چقدر گم گشته بوده این که مه کنار می رود و دوباره با جهان تماس برقرار می کنیم. و می توانیم دوباره به وضوح ببینیم. مه روانشناختی به شکل های مختلف ایجاد می شود: نگرانی، سرزنش کردن، خیال پردازی، نشخوار مکرر شکست ها و طرد شدن های گذشته، فرار از برنامه ریزی، طرح ریزی برای انتقام، فرو رفتن در خواب و خیال، خودگویی های مکرر، فلج تحلیلی، زندگی کردن در گذشته یا درگیر شدن با آینده. اگر ذهن آگاه نباشیم ، ساعت های زیادی را در این مه سرگردان می مانیم، در حالی که بسیاری از مواهب زندگی را از دست می دهیم،نکته: « این مه را افکار ما ایجاد نمی کند بلکه همجوشی با افکار آن را به وجود می آورد. راه خروج از این مه غرق شدن در لحظه و جدا شدن از افکار است. • مه نگرانی • نگرانی یکی از خفقان آورترین انواع مه روانشناختی است. همه ما تا حدی احساس نگرانی می کنیم، اما هر چه بیشتر به آن عادت کنیم، سرزندگی و نشاطمان را بیشتر از بین می برد، وقت ما را تلف می کند، انرژی ما را تحلیل می برد و از اقدامات موثر جلوگیری می کند. • چگونه با مه روانشناختی روبرو شویم.• گام ۱: ابتدا معنای « نگرانی » را روشن کنید. نگرانی به معنای همجوشی با افکار است، یعنی به جای رها کردن، محکم چسبیدن به آن ها و مدام تکرار کردنشان • گام ۲: هزینه های نگرانی را مشخص کنید.وقتی در نگرانی ها گرفتار می شویم، حضور در لحظه را از دست می دهیم.از تجربه های اینجا و اکنون جدا و در افکار مربوط به آینده گرفتار می شویم. فرصت تعامل با افراد مورد علاقه مان را از دست می دهیم. از غذایی که می خوریم و فعالیت هایی که انجام می دهیم لذت نمی بریم، دیگر هزینه های نگرانی عبارتند از اتلاف وقت، اختلال در خواب و اهمال کاری در تصمیم های مهم زندگی • گام ۳: خودتان را از قلاب بهانه هایی برای نگرانی رها کنید« من همینم، همیشه نگرانم، برای تغییر کاری از دستم بر نمیآید » . ذهن تمایل دارد روی همین شیوه ها پافشاری کند و اغلب علاقه ای به تغییر ندارد، اجازه دهید ذهنتان بگوید تغییر غیر ممکن است ولی به جلو پیش روید و ببینید چه اتفاقی می افتاد. برخی معتقدند « نگرانی به من کمک می کند» ، نگرانی شبیه سوار شدن بر دوچرخه ای قدیمی و فرسوده است. چنین دوچرخه ای شما را از مکان الف به ب می برد، اما چقدر طول می کشد و با چه شرایطی خود را بالاخره به مقد می رسانید، برای این سفر راه های موثر زیادی وجود دارد. با دوچرخه ای جدید، با خودرو، اتوبوس یا هواپیما .به جای نگرانی از خود بپرسید: « برای مواجهه موثر با این موقعیت چه کار می توانم بکنم، چه کار می توانم بکنم که تفاوتی ایجاد کند؟ از چه منابعی می توانم کمک یا مشورت بگیرم؟ • گام ۴: نگرانی را از مراقبت جدا کنید.بسیاری از افراد فکر میکنند نگرانی در مورد مشکلات همان مراقب مشکلات بودن است، اما بین این دو تفاوتی بزرگ وجود دارد: اولی بی فایده و دومی ارزشمند است.نگرانی در مورد سلامت: توجه بی ثمر به داستان های ترسناک در مورد اتفاقات بد جسمی که ممکن است رخ دهدمراقبت از سلامت: تغذیه مناسب، ورزش، ترک سیگار
• گام ۵ : خودتان را از نگرانی جدا کنیدذهن ما شبیه بزرگترین قصه گوی جهان عمل می کند و فقط به دنبال توجه ماست، وقتی برایمان قصه های ترسناک می گوید، می داند که به آن توجه می کنیم. بنابراین به کارش ادامه می دهد. ولی ما می توانیم به نگرانی ها اجازه دهیم بیایند و بروند. بدون آنکه باورشان کنیم. راه کار ساده توجه کردن و نام گذاری است. به محضی که آگاه شدیم به خودمان بگوییم: « دوباره نگرانی آمد، یا اگر در مورد موضوعی تکراری نگرانی دارید، می توانید از ذهنتان تشکر کنید یا برای قصه اش نام بگذارید: « آهان قصه ورشکستگی! ذهن عزیزم ممنون!» همچنین از تمرین هایی که قبلاً ارائه دادیم می توانید استفاده کنید.@moshaverebamacom
۱۳۴
۶:۵۶
• از مه تا اعتماد به نفس
مرور چرخه اعتماد به نفس: ۱. تمرین مهارت ها۲. به کارگیری موثر مهارت ها ۳. ارزیابی نتایج ۴. اعمال اصلاحات مورد نیاز چند لحظه فکر کنید که در کدام یک از زمینه های فعالیت تان اعتماد به نفس بیشترین تأثیر را خواهد داشت: ورزش، تجارت، روابط اجتماعی، خلاقیت و ....گام اول یکی از این زمینه ها که برایتان اولویت دارد انتخاب کنید و مراحل مختلف چرخه اعتماد به نفس را در مورد آن بررسی کنید. برای بهبود عملکرد در این زمینه باید روی کدام فعالیت ها فعالانه کار کنید؟ مثلاً در خصوص ورزش ممکن است نیاز باشد تکنیک های ویژه و حرکات سریع و ماهرانه را تمرین کنید . در معاشرت های اجتماعی، ممکن است به تمرین شوخ طبعی، طرح پرسش های بازپاسخ یا در میان گذاشتن مسایلی از خودتان با دیگران نیاز داشته باشید.اغلب ما به پذیرش این مسئله تمایل نداریم که باید تمرین کنیم و هیچ راه فراری از آن نیست. ذهن ما ممکن است اعتراض کند که منصفانه نیست، برخی افراد به طور طبیعی استعداد این کار را دارند و نیاز به تمرین بیشتری ندارند. اگر به این افکار بچسبیم کمکی به ما می کند؟ بهتر است تفاوت ها را بپذیریم و بپذیریم که ممکن است این افراد خیلی قبل از ما شروع کردند و تمرین زیادی داشتند. پس گام دوم انجام دادن آن همراه با ذهن آگاهی است. به عبارت دیگر، باید تمرین این مهارت ها را به فرصتی برای پرورش جدا سازی و غرق شدن تبدیل کنید. سه مزیت بزرگ ذهن آگاهی: ذهن آگاهی پادزهر خستگی است. ذهن آگاهی شامل توجه توام با گشودگی و کنجکاوی به فعالیتی است که در حال رخ دادن است، خستگی شامل بی توجهی به فعالیت کنونی و فقدان کنجکاوی است. دومین مزیت این است که هنگام تمرین مهارت های مختلف، اگر به جای آنکه تمرین ها را خودکار انجام دهید، توأم با ذهن آگاهی باشد، نتیجه بهتری می گیرید. مثلاً به هنگام رانندگی «نور افکن» را بر جاده و عبور و مرور خودروها می تابانیم، اگر دوست داریم خوب تنیس بازی کنیم « نور افکن» را روی توپ تنیس می تابانیم.سومین مزیت این است که این رویکرد زمینه را برای اوج گیری عملکردمان فراهم می کند. اگر می خواهید والد، همسر، ورزشکار، هنرمند و .... بهترین باشید باید مهارت بالایی داشته باشید و همچنین از توانایی متمرکز ماندن و غرق شدن در کارهایتان سود ببرید.@moshaverebamacom
مرور چرخه اعتماد به نفس: ۱. تمرین مهارت ها۲. به کارگیری موثر مهارت ها ۳. ارزیابی نتایج ۴. اعمال اصلاحات مورد نیاز چند لحظه فکر کنید که در کدام یک از زمینه های فعالیت تان اعتماد به نفس بیشترین تأثیر را خواهد داشت: ورزش، تجارت، روابط اجتماعی، خلاقیت و ....گام اول یکی از این زمینه ها که برایتان اولویت دارد انتخاب کنید و مراحل مختلف چرخه اعتماد به نفس را در مورد آن بررسی کنید. برای بهبود عملکرد در این زمینه باید روی کدام فعالیت ها فعالانه کار کنید؟ مثلاً در خصوص ورزش ممکن است نیاز باشد تکنیک های ویژه و حرکات سریع و ماهرانه را تمرین کنید . در معاشرت های اجتماعی، ممکن است به تمرین شوخ طبعی، طرح پرسش های بازپاسخ یا در میان گذاشتن مسایلی از خودتان با دیگران نیاز داشته باشید.اغلب ما به پذیرش این مسئله تمایل نداریم که باید تمرین کنیم و هیچ راه فراری از آن نیست. ذهن ما ممکن است اعتراض کند که منصفانه نیست، برخی افراد به طور طبیعی استعداد این کار را دارند و نیاز به تمرین بیشتری ندارند. اگر به این افکار بچسبیم کمکی به ما می کند؟ بهتر است تفاوت ها را بپذیریم و بپذیریم که ممکن است این افراد خیلی قبل از ما شروع کردند و تمرین زیادی داشتند. پس گام دوم انجام دادن آن همراه با ذهن آگاهی است. به عبارت دیگر، باید تمرین این مهارت ها را به فرصتی برای پرورش جدا سازی و غرق شدن تبدیل کنید. سه مزیت بزرگ ذهن آگاهی: ذهن آگاهی پادزهر خستگی است. ذهن آگاهی شامل توجه توام با گشودگی و کنجکاوی به فعالیتی است که در حال رخ دادن است، خستگی شامل بی توجهی به فعالیت کنونی و فقدان کنجکاوی است. دومین مزیت این است که هنگام تمرین مهارت های مختلف، اگر به جای آنکه تمرین ها را خودکار انجام دهید، توأم با ذهن آگاهی باشد، نتیجه بهتری می گیرید. مثلاً به هنگام رانندگی «نور افکن» را بر جاده و عبور و مرور خودروها می تابانیم، اگر دوست داریم خوب تنیس بازی کنیم « نور افکن» را روی توپ تنیس می تابانیم.سومین مزیت این است که این رویکرد زمینه را برای اوج گیری عملکردمان فراهم می کند. اگر می خواهید والد، همسر، ورزشکار، هنرمند و .... بهترین باشید باید مهارت بالایی داشته باشید و همچنین از توانایی متمرکز ماندن و غرق شدن در کارهایتان سود ببرید.@moshaverebamacom
۲۰۲
۶:۵۸
• نگاهی به ارزش ها و اهداف اگر می خواهیم امکان دستیابی به اهدافمان را بالا ببریم، باید ارزش هایمان را مشخص کنیم. چرا؟ حداقل به سه دلیل: ۱. ارزش ها به ما اشتیاق و انگیزه استمرار می دهند و کمک می کنند حتی زمانی که شرایط سخت می شود، اقدام لازم را انجام دهیم.۲. ارزش ها مانند قطب نما ما را هدایت می کنند.۳. ارزش ها باعث می شوند در مسیر دستیابی به اهداف نیز احساس رضایت کنیم.
@moshaverebamacom
@moshaverebamacom
۷۱
۶:۰۹
• ارزش ها و تمرین ما نمیتوانیم در هیچ کاری انتظار اعتماد به نفس داشته باشیم مگر اینکه مهارت های لازم را در خودمان ایجاد کنیم. همچنین، بدون تمرین، نمی توانیم به این مهارتها دست یابیم.متأسفانه، حرف زدن راجع به تمرین از عمل به آن بسیار ساده تر است. تمرین کردن احساسات و افکاری ناخوشایند در ما ایجاد می کند. انسان به ناراحت شدن علاقه ای ندارد؛ پس در آخر به چه کاری تمایل پیدا می کنیم؟ برای اجتناب از سختی، تمرین نمی کنیم یا آن را موقتا کنار می گذاریم یا برای انجام ندادن آن بهانه می آوریم. هنگامی که تصمیم می گیریم تمرین را به تعویق بیندازیم یا کلاً انجام ندهیم، معمولاً به یک احساس راحتی فوری دست می یابیم: تمام آن افکار و احساسات ناخوشایند ناپدید می شوند که احساس خوبی است. این روش ممکن است برایمان تبدیل به عادت شود. سپس شروع به انتخاب های ناکارآمد می کنیم: به جای انجام دادن کاری که در بلند مدت بیشترین رضایت را به ما بدهد، کاری می کنیم که در کوتاه مدت احساس ناراحتی به حداقل برسد. روانشناسان برای اشاره به این پدیده از اصطلاح « اجتناب تجربی» استفاده می کنند. هر قدر تمایل به ایجاد فضایی برای افکار و احساسات ناخوشایند کمتر باشد، کیفیت زندگی پایین تر است. در واقع سطح بالای اجتناب تجربی با کاهش عملکرد، افزایش استرس و خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب مرتبط است. هر چه بیشتر به جای اقدامات بلند مدتی که به زندگی مان غنا می بخشد، اعمالی را انجام دهیم که در کوتاه مدت ما را از سختی ها خلاص می کند، زندگی مان کوچک تر و تهی تر می شود. اغلب به چنین حالتی « زندگی کردن در منطقه آسایش » می گوییم.
@moshaverebamacom
@moshaverebamacom
۷۴
۶:۱۱
•ارزش های رایج: چیزی به نام ارزش درست یا غلط نداریم. ارزش ها مانند طعم های مختلف پیتزا هستند. ممکن است شما طعم ژامبون و گوشت دوست داشته باشید و من طعم ژامبون و پنیر، این بیانگر این است که ما ذائقه های متفاوت داریم. به همین ترتیب می توانیم ارزش های متفاوت داشته باشیم. در زیر برای نمونه چند ارزش می آوریم، شما شش تا از مهمترین ها را برای خود انتخاب کنید، روی برگه ای بنویسید، داخل کیف پولتان بگذارید و ببینید تا چه حد بر اساس این ارزش ها رفتار می کنید و تا چه حد رفتار شما خلاف ارزش های شماست. ۱. پذیرش: پذیرا بودن و گشودگی نسبت به خود، دیگران ، زندگی و ...۲. جرأتمندی: ایستادگی محترمانه برای گرفتن حقوق خود و بیان خواسته ها۳: اصالت: اعتبار؛ خود واقعی و اصیل بودن؛ صداقت با خود ۴. زیبایی: توجه به زیبایی؛ خلق کردن آن، پرورش دادن آن در خود، دیگران و محیط ۵. مراقبت: مراقبت از خود، دیگران و محیط ۶. شفقت: رفتار مهربانانه با کسانی که رنج می برند. ۷. مشارکت: کمک یاری رساندن و ایجاد تغییرات مثبت برای خود یا دیگران ۸. شهامت: شجاعت و دلیری؛ پایداری هنگام مواجهه با ترس، تهدید یا سختی۹. خلاقیت: ابتکار و نوآوری ۱۰. انصاف: با خود و دیگران منصف بودن ۱۱. تناسب اندام: حفظ یا بهبود تناسب اندام خود؛ مراقبت از سلامت ذهنی و جسمانی خود ۱۲. انعطاف پذیری: سازگاری و تطبیق سریع و راحت با شرایط در حال تغییر ۱۳. کوشایی: سخت کوشی و پرتلاش بودن ۱۴. استقلال: اتکای به خود؛ استقلال در انتخاب روش انجام دادن کار هابیش از صد ارزش دیگر می توان به این لیست اضافه کرد. تمرین انتخاب مهمترین ارزش ها چه ویژگی را در شما آشکار می کند؟ می خواهید چگونه انسانی باشید؟ دوست دارید با خود و دیگران به کدام روش ها رفتار کنید؟ اگر تمرین را انجام ندادید چه چیزی مانع شده است؟ وقتی تمرین را انجام می دهیم متوجه شکافی عمیق بین ارزش ها و اقداماتمان می شویم. مثلاً در حالی که ارزش هایی مثل مراقبت، مشارکت، انصاف برایتان مهم است در عمل با همسر یا فرزند خود به شدت دعوا می کنید و کلمات نامناسب بر زبان می رانید. یا در حالی که می گویید استقلال، خلاقیت، چالش و کوشایی برایتان مهم است اما در عمل برای شروع یا دامه کار برای رهایی از سختی، به اجتناب رو می آورید.وقتی متوجه فاصله بین ارزش ها و عمل خود شدید خودتان را سرزنش نکنید، شما یک انسان عادی هستید نه یک ابرقهرمان. همه ما می توانیم در عمل کردن به ارزش هایمان بهتر شویم اما هرگز نمی توانیم بی نقص و کامل باشیم. مراقب باشید ارزش ها را به قوانینی انعطاف ناپذیر تبدیل نکنید. مثل « باید همیشه با شهامت رفتار کنم» اگر ذهن از کلماتی چون «باید»، « حتماً »، « درست» یا « غلط» استفاده کرد ارزش ها را یادآوری نکرده، بلکه قوانین را دیکته کرده است. در مسیر زندگی ممکن است اولویت ارزش ها تغییر می کند. مثلاً مراقبت از فرزندان هنگامی که کوچک و آسیب پذیر هستند از بالاترین اولویت های شماست. اما به مرور که بزرگ می شوند و تشکیل خانواده می دهند، این ارزش در شما ناپدید نمی شود، فقط اهمیت و اولویت اش را تا حدی از دست می دهد.
@moshaverebamacom
@moshaverebamacom
۸۴
۶:۱۴