۱- مستند قانونی
۲- مستند قضایی
بنابراین، صدور رأی علیه مقاطعهدهنده، نیازمند احراز شرایط مقرر در ماده ۱۳ قانون کار است و صرف اینکه شخص، کارفرمای اصلی پروژه باشد، برای محکومیت وی کفایت نمیکند.
۱۳۶
۴:۳۰
در روزهای اخیر، همزمان با شرایط ناشی از جنگ و تعطیلی برخی کارگاهها، این پرسش به دفعات مطرح شده است که:آیا صرف وقوع جنگ یا تعطیلی کارگاه، موجب تعلیق قرارداد کار و عدم پرداخت حقوق کارگران میشود؟پاسخ، منفی است؛ مگر اینکه شرایط قانونی تعلیق قرارداد کار محقق شده باشد.
بر اساس ماده ۱۵ قانون کار، هرگاه به واسطه قوه قهریه یا حوادث غیرقابل پیشبینی ـ مانند جنگ، زلزله، سیل، آتشسوزی گسترده و سایر حوادث خارج از اراده طرفین ـ انجام تعهدات کارگر یا کارفرما به طور موقت غیرممکن شود، قرارداد کار به حالت تعلیق درمیآید.نکته بسیار مهم آن است که صرف وقوع جنگ یا بروز یک حادثه، بهتنهایی موجب تعلیق قرارداد کار نیست؛ بلکه باید ثابت شود که آن حادثه، ادامه فعالیت کارگاه و اجرای تعهدات طرفین را واقعاً غیرممکن کرده است. همچنین تشخیص تحقق این شرایط، مطابق ماده ۱۵ قانون کار، بر عهده وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.
چنانچه تعلیق قرارداد کار مطابق ماده ۱۵ احراز شود:
اگر دولت یا مرجع قانونی، دستور تعطیلی کارگاههای مشمول قانون کار را صادر نکرده باشد و کارفرما نیز بدون تحقق شرایط ماده ۱۵، صرفاً به استناد وقوع جنگ یا شرایط مشابه، کارگاه را تعطیل کند، این اقدام بهتنهایی تعلیق قانونی قرارداد کار محسوب نمیشود.در چنین وضعیتی، هرگاه کارگر آماده انجام کار باشد و عدم اشتغال ناشی از تصمیم کارفرما باشد، کارگر استحقاق دریافت کلیه حقوق و مزایای ایام تعطیلی را خواهد داشت و کارفرما نمیتواند با استناد به تعطیلی خودخواسته، از پرداخت مزد خودداری کند.
۱۲۵
۱۱:۱۲
۱۰۹
۶:۰۲
«این شخص فقط کارآموز بوده، پس مشمول قانون کار نیست!»
یکی از دفاعیات متداول برخی کارفرمایان در مراجع حل اختلاف کار این است که پس از طرح دعوا، مدعی میشوند:«این فرد کارگر نبوده، بلکه کارآموز بوده و بنابراین مشمول قانون کار نیست.»اما این برداشت، در بسیاری از موارد، ناشی از عدم توجه به مقررات قانون کار است.مطابق ماده ۱۱۲ قانون کار، «کارآموز» دو نوع است:۱- کارآموز موضوع بند (الف):فردی که صرفاً برای فراگیری یک حرفه، بازآموزی یا ارتقای مهارت، در مراکز کارآموزی یا آموزشگاههای آزاد آموزش میبیند. این شخص اصولاً رابطه کارگری و کارفرمایی با کارفرما ندارد.۲- کارآموز موضوع بند (ب):فردی که بر اساس قرارداد کارآموزی، در یک کارگاه معین، ضمن فراگیری حرفه، به کار نیز اشتغال دارد. این دسته از کارآموزان مشمول مقررات قانون کار مربوط به قرارداد کارآموزی هستند.از سوی دیگر، ماده ۱ آیین دادرسی کار نیز صراحتاً مقرر میدارد که:«رسیدگی به اختلافات فردی بین کارگر و کارفرما یا کارآموز و کارفرما که ناشی از اجرای قانون کار، قرارداد کارآموزی و سایر مقررات مربوط باشد، در صلاحیت هیأتهای تشخیص و حل اختلاف است.»بنابراین، صرف استفاده از عنوان «کارآموز» موجب خروج شخص از شمول قانون کار یا صلاحیت مراجع حل اختلاف کار نمیشود.اگر رابطه موجود، قرارداد کارآموزی موضوع بند (ب) ماده ۱۱۲ قانون کار باشد، اختلاف ناشی از آن مطابق ماده ۱ آیین دادرسی کار، در مراجع حل اختلاف کار قابل رسیدگی است.
۱۰۶
۱۳:۵۸
«چون معلمان و مربیان مدارس غیردولتی فقط ۳۰ ساعت در هفته و مدیران، معاونان و کارکنان اداری نیز ۳۶ ساعت در هفته موظف به کار هستند، بنابراین افراد پارهوقت محسوب شده و حقوق و مزایای آنان نباید مطابق حقوق و مزایای کامل قانونی پرداخت شود.»این برداشت، یکی از اشتباهات رایج در تفسیر مقررات مربوط به کارکنان مدارس غیردولتی است و در عمل موجب ایجاد اختلافات متعدد میان کارکنان و مؤسسان مدارس در مراجع حل اختلاف کار شده است.منشأ این اشتباه، عدم تفکیک بین ضابطه تعیین ساعات موظف کارکنان مدارس غیردولتی با ضوابط پرداخت حقوق و مزایای قانونی موضوع قانون کار است.
۱- حکم ماده ۱۱ آییننامه اجرایی قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی
مطابق ماده ۱۱ آییننامه اجرایی قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی:
ساعات تدریس و حضور کارکنان آموزشی تماموقت مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی، ۳۰ ساعت در هفته تعیین شده است.
ساعات کار مدیران، معاونان، کارکنان اداری، دفتری و خدماتی مدارس و مراکز، ۳۶ ساعت در هفته تعیین شده است.
کارکنانی که کمتر از ساعات تعیینشده در این ماده فعالیت کنند، پارهوقت محسوب میشوند.
بنابراین، ماده ۱۱ صرفاً درصدد تعیین معیار تماموقت یا پارهوقت بودن کارکنان مدارس غیردولتی است و به هیچ عنوان به معنای حذف یا کاهش حقوق و مزایای قانونی کارکنان نیست.
۲- ارتباط موضوع با قانون کار
چنانچه بین کارکنان مدارس غیردولتی و مؤسس مدرسه، رابطه کارگری و کارفرمایی وجود داشته باشد، مقررات قانون کار بر رابطه طرفین حاکم خواهد بود.مطابق:
۳- دیدگاه دیوان عدالت اداری درباره ماده ۱۱ آییننامه
در خصوص ماده ۱۱ آییننامه اجرایی، درخواست ابطال این مقرره در دیوان عدالت اداری مطرح شد.استدلال شاکی این بود که:
مطابق ماده ۵۱ قانون کار، ساعات کار عادی کارگران حداکثر ۴۴ ساعت در هفته است.
تعیین ۳۰ ساعت برای کارکنان آموزشی و ۳۶ ساعت برای سایر کارکنان، با مقررات قانون کار مغایرت دارد.
اما هیأت تخصصی فرهنگی، آموزشی و پزشکی دیوان عدالت اداری در رأی شماره ۲۰۵ مورخ ۱۹/۰۴/۱۴۰۰، درخواست ابطال ماده ۱۱ را رد کرد.بر اساس این رأی:
تعیین ساعات مقرر در ماده ۱۱ در حدود اختیارات قانونی مرجع تصویبکننده بوده است.
این ماده صرفاً برای تعیین وضعیت تماموقت یا پارهوقت کارکنان مدارس غیردولتی وضع شده است.
مقرره مذکور مغایرتی با قانون تشخیص داده نشد.
اشتباه اساسی برخی مدارس این است که ساعات موظف مقرر در ماده ۱۱ آییننامه را با میزان حقوق و مزایای قانونی کارکنان به همان نسبت ساعات تعیین شده تنظیم می کنند ،در حالی که این دو موضوع کاملاً متفاوت است:
۹۹
۵:۱۰
۹۷
۱۰:۲۹
۶۹
۱۸:۵۱
۸۲
۱۸:۵۲
۱۰۴
۱۸:۵۸
پرداخت بیشتر از حداقل مزد ≠ پرداخت تمام مزایای قانونیبرای مثال، اگر کارفرما ماهانه مبلغی بیش از حداقل حقوق به کارگر پرداخت کند، نمیتوان صرفاً از همین موضوع نتیجه گرفت که:
اگر قصد دارید بخشی از مزایا را به صورت ماهانه پرداخت کنید، موضوع را شفاف و اصولی در قرارداد کار و اسناد پرداخت منعکس کنید.
در روابط کار، نامگذاری و نحوه ثبت پرداختها اهمیت حقوقی دارد.کارفرما باید بتواند در زمان رسیدگی نشان دهد:چه مبلغی → بابت چه مزیتی → بر چه مبنایی → در چه زمانی → و با چه مستندی پرداخت شده است.بنابراین، حقوق بالاتر از حداقل قانونی، بهخودیخود دلیل پرداخت تمام مزایای قانونی نیست.
۵۵
۵:۱۲