لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مترجم شدنم
۸ عضو

مترجم شدن

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۵ اردیبهشت
undefinedنقد را ول کردن و نسیه را چسبیدن:


undefined slay the bird in the hand to capture the bird in the bush undefined


undefinedمتن زیر بریده ای از کتاب «استراتژی های اقیانوس آبی» است.undefined undefined undefined
undefined

Now stop for a moment and imagine: if disruption can get people’s backs up, lead to short-term organizational upheaval, and often create challenging financial decisions about when to slay the bird in the hand to capture the bird in the bush, wouldn’t we all do well to open our opportunity horizons by more systematically exploring nondisruptive creation?
حالا لحظه‌ای درنگ کنید و تصور کنید: اگر تحول‌آفرینی می‌تواند باعث موضع‌گیری و مقاومت افراد شود، به آشفتگی‌های سازمانی کوتاه‌مدت بینجامد و اغلب تصمیمات مالی دشواری درباره‌ی زمانِ رها کردن «نقد» برای چسبیدن به «نسیه» (یا فدا کردن سود فعلی برای دستاوردهای آتی) ایجاد کند، آیا بهتر نیست همه‌ی ما با کاوش سیستماتیک‌تر در حوزه‌ی «آفرینش غیرتحول‌آفرین»، افق‌های فرصت‌ پیش روی خود را گسترش دهیم؟
undefined undefined undefined
undefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی

۱۷

۱۲:۳۱

بازارسال شده از متنوک | کانال رسمی
undefined «پارس»؛ سرزمین آریاییان یا صدای سگ؟
undefined در آستانۀ ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی، نگاهی تخصصی به دو واژۀ هم‌شکل اما ناهمگونِ «پارس» می‌اندازیم و تبار آن‌ها را بررسی می‌کنیم، زیرا بسیاری از فارسی‌زبانان در تمایز این دو واژه دچار خطا می‌شوند.
undefined ۱) پارس: این واژه، نام کهن سرزمین ایران و تباری از اقوام آریایی است که در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی به صورت «پارسا» (_Pārsa_) ثبت شده‌است.undefined نکتهٔ زبان‌شناختی: در سیر تحول زبان فارسی، واج /پ/ در برخی واژه‌ها به دلیل فرایند «نرم‌شدگی» (Lenition) به /ف/ بدل شده‌است (مانند تبدیل «پیل» به «فیل» و «سپارش» به «سفارش»). واژۀ «فارسی» نیز بر همین مبنا صورت تحول‌یافتۀ «پارسی» است و نه عربی‌شدۀ آن.
undefined ۲) پارس: واژۀ «پارس»، به معنای «صدای سگ»، تبار متفاوتی دارد. این واژه، صورت دگرگون‌شدهٔ «پاس» (به معنای «نگهبانی») است. در این فرایند، واجِ غیراشتقاقیِ /ر/ (واجی که در اصلِ واژه نبوده) به «پاس» افزوده شده و به صورت «پارس» درآمده‌است. نمونه‌هایی چون «چرتکه» (از اصل روسی «چتکه») و «خاکشیر» (که در اصل «خاکشی» بوده)، نشان می‌دهد که افزودن این /ر/ در فارسی سابقه‌دار است (← مجلۀ زبانشناسی_، س ۲۰، ش ۱، ص ۱‌‌-۱‌‌‌‌‌۶).

undefined نتیجه‌گیری: دو واژۀ «پارس» ـ یکی به معنای «صدای سگ» و دیگری نام سرزمین پارس ـ تنها هم‌نویسه و هم‌آوا هستند و ریشۀ تاریخی مشترکی ندارند؛ درست مانند واژۀ فارسی «دَم» (= «لبه») و واژۀ عربی «دَم» (= «خون»).

undefined یادآوری: در ترکی کهن نیز واژۀ «پارس» (یا «بارس») نامی برای پلنگ (یوز) بوده‌است. این واژه و واژه‌های مشابه در زبان‌های غربی (مانند _pardus
در لاتین)، در نهایت به یک اصل ایرانی بازمی‌گردند (← _فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی_، سرواژهٔ «پارس»). این نشان می‌دهد که هم‌نویسه بودنِ واژه‌ها ـ حتی در زبان‌های مختلف ـ لزوماً به معنای هم‌ریشه بودنِ آن‌ها نیست.
#زبان‌شناسی #واژه‌شناسی سید محمد بصام@Matnook

۱

۱۴:۳۳

مترجم شدن
undefined «پارس»؛ سرزمین آریاییان یا صدای سگ؟ undefined در آستانۀ ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی، نگاهی تخصصی به دو واژۀ هم‌شکل اما ناهمگونِ «پارس» می‌اندازیم و تبار آن‌ها را بررسی می‌کنیم، زیرا بسیاری از فارسی‌زبانان در تمایز این دو واژه دچار خطا می‌شوند. undefined ۱) پارس: این واژه، نام کهن سرزمین ایران و تباری از اقوام آریایی است که در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی به صورت «پارسا» (_Pārsa_) ثبت شده‌است. undefined نکتهٔ زبان‌شناختی: در سیر تحول زبان فارسی، واج /پ/ در برخی واژه‌ها به دلیل فرایند «نرم‌شدگی» (Lenition) به /ف/ بدل شده‌است (مانند تبدیل «پیل» به «فیل» و «سپارش» به «سفارش»). واژۀ «فارسی» نیز بر همین مبنا صورت تحول‌یافتۀ «پارسی» است و نه عربی‌شدۀ آن. undefined ۲) پارس: واژۀ «پارس»، به معنای «صدای سگ»، تبار متفاوتی دارد. این واژه، صورت دگرگون‌شدهٔ «پاس» (به معنای «نگهبانی») است. در این فرایند، واجِ غیراشتقاقیِ /ر/ (واجی که در اصلِ واژه نبوده) به «پاس» افزوده شده و به صورت «پارس» درآمده‌است. نمونه‌هایی چون «چرتکه» (از اصل روسی «چتکه») و «خاکشیر» (که در اصل «خاکشی» بوده)، نشان می‌دهد که افزودن این /ر/ در فارسی سابقه‌دار است (← مجلۀ زبانشناسی_، س ۲۰، ش ۱، ص ۱‌‌-۱‌‌‌‌‌۶). undefined نتیجه‌گیری: دو واژۀ «پارس» ـ یکی به معنای «صدای سگ» و دیگری نام سرزمین پارس ـ تنها هم‌نویسه و هم‌آوا هستند و ریشۀ تاریخی مشترکی ندارند؛ درست مانند واژۀ فارسی «دَم» (= «لبه») و واژۀ عربی «دَم» (= «خون»). undefined یادآوری: در ترکی کهن نیز واژۀ «پارس» (یا «بارس») نامی برای پلنگ (یوز) بوده‌است. این واژه و واژه‌های مشابه در زبان‌های غربی (مانند _pardus در لاتین)، در نهایت به یک اصل ایرانی بازمی‌گردند (← _فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی_، سرواژهٔ «پارس»). این نشان می‌دهد که هم‌نویسه بودنِ واژه‌ها ـ حتی در زبان‌های مختلف ـ لزوماً به معنای هم‌ریشه بودنِ آن‌ها نیست. #زبان‌شناسی #واژه‌شناسی سید محمد بصام @Matnook
نکته بسیار مهم متن:
نکتهٔ زبان‌شناختی: در سیر تحول زبان فارسی، واج /پ/ در برخی واژه‌ها به دلیل فرایند «نرم‌شدگی» (Lenition) به /ف/ بدل شده‌است (مانند تبدیل «پیل» به «فیل» و «سپارش» به «سفارش»). واژۀ «فارسی» نیز بر همین مبنا صورت تحول‌یافتۀ «پارسی» است و نه عربی‌شدۀ آن.

۱۷

۱۴:۳۴

بازارسال شده از طاقچه
thumbnail
وقت انتشار کتابت رسیده!
اگر نویسنده‌ای یا مترجم یا می‌خواهی اولین کتابت را منتشر کنی، با نشر سنجاق (زیرمجموعهٔ طاقچه)، در چند کلیک، اثرت را در معرض دید هزاران خواننده قرار بده.
چرا سنجاق؟undefinedانتشار مستقیم در طاقچه، بدون واسطهundefinedدریافت شابک، فیپا و مجوز ارشادundefinedویراستاری، صفحه‌آرایی و طراحی جلدundefinedپنل اختصاصی مؤلف + تسویهٔ ماهانهٔ شفافundefinedهمه‌چیز کاملاً آنلاین، از هر جای ایران یا دنیا
اگر متن آماده داری و قصد داری انتشار اثرت را شروع کنی، همین حالا قدم اول را بردار:
undefined ثبت‌نام و شروع انتشار
بنویس؛ انتشارش با ما. undefinedundefined
undefined @taaghche_books

۱

۲۰:۰۵

بازارسال شده از طاقچه
thumbnail
undefined بارها خوانده‌ایم و شنیده‌ایم که «ادبیات» پلی است میان فرهنگ‌ها! چیزی که شاید کمتر به گوشمان خورده باشد، این است که «ترجمه» شالوده و پایه‌های این پل را استوار نگه می‌دارد. آثار کلاسیکی مانند گوژپشت نتردام، اثر جاودانه‌ی ویکتور هوگو، نه‌تنها روایت‌گر داستان‌هایی ماندگار هستند، بلکه سهم بزرگی در انتقال اندیشه‌ها، ارزش‌ها و روح زمانه‌ی خود دارند. ازآن‌جایی‌که بسیاری از ما به زبان اصلی این رمان، یعنی فرانسوی، مسلط نیستیم، راهی نمی‌ماند جز این‌که به ترجمه‌های آن روی بیاوریم. نباید فراموش کنیم که هر ترجمه‌ای علاوه‌بر معادل‌های واژگانی و نحوی، بازتاب‌دهنده‌ی ذوق، دیدگاه، لحن و تجربه‌ی مترجم هم هست. اینجاست که باید دست به انتخاب بزنیم؛ آن هم انتخابی آگاهانه و سنجیده!
undefined اگر می‌خواهید خواندن یا شنیدن کتاب گوژپشت نتردام را آغاز کنید اما هنوز با ترجمه‌های خوب‌ یا خوب‌تر آن آشنا نشده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم تا با این یادداشت از وبلاگ طاقچه همراه باشید.
undefined مطالعهٔ یادداشت
undefined @taaghche_books

۱

۲۰:۱۲

۲۸ اردیبهشت
Mr. Darcy’s letter she was in a fair way of soon knowing by heart. She studied every sentence; and her feelingstowards its writer were at times widely different. Whenshe remembered the style of his address, she was still fullof indignation; but when she considered how unjustly shehad condemned and upbraided him, her anger was turnedagainst herself; and his disappointed feelings became theobject of compassion. His attachment excited gratitude, hisgeneral character respect; but she could not approve him;nor could she for a moment repent her refusal, or feel theslightest inclination ever to see him again. In her own pastbehaviour, there was a constant source of vexation and regret; and in the unhappy defects of her family, a subjectof yet heavier chagrin. They were hopeless of remedy. Herfather, contented with laughing at them, would never exert himself to restrain the wild giddiness of his youngestdaughters; and her mother, with manners so far from rightherself, was entirely insensible of the evil. Elizabeth hadfrequently united with Jane in an endeavour to check theimprudence of Catherine and Lydia; but while they weresupported by their mother’s indulgence, what chance couldthere be of improvement?
چیزی نمانده بود که نامه‌ی آقای دارسی را از بر شود. او تک‌تک جملات را مطالعه کرده بود و هر بار احساس متفاوتی نسبت به به نویسنده‌ی آن در وجودش برانگیخته می‌شد. وقتی لحن دارسی را در نگارش نامه به یاد می‌آورد، سرشار از خشم می‌شد؛ اما وقتی فکر می‌کرد که چقدر ناعادلانه او را محکوم کرده و سرزنش نموده است، خشمش متوجه خودش می‌شد و احساسات سرخورده‌ی دارسی را شایسته‌ی ترحم می‌دانست. دلبستگی دارسی شایسته‌ی سپاس بود و شخصیتش شایسته‌ی احترام؛ اما نمی‌توانست او را تأیید کند؛ و نه می‌توانست لحظه‌ای از رد کردن پیشنهادش پشیمان باشد یا کوچکترین تمایلی به دیدار دوباره‌ی او داشته باشد. از رفتار گذشته‌ی خودش آزرده‌خاطر بود و بابتش حسرت می‌خورد و در نقص‌های ناگوار خانواده‌اش، بهانه‌ای برای افسوسی سنگین‌تر می‌یافت. آن‌ها اصلاح‌ناپذیر بودند. پدرش، که قانع شده بود آن‌ها را نادیده بگیرد، هرگز خود را به زحمت نمی‌انداخت تا سر‌به‌هوایی لجام‌گسیخته‌ی دختران کوچکش را مهار کند؛ و مادرش که خودش رفتاری بسیار دور از نزاکت داشت، هیچ حسی نسبت به این بدی‌ها نداشت. الیزابت بارها با جین همراه شده بود تا بلکه بی‌احتیاطی کاترین و لیدیا را مهار کند؛ اما تا زمانی که آن‌ها از حمایت و چشم‌پوشی مادرشان برخوردار بودند، چه شانسی برای بهبود وجود داشت؟ کاترین، که سست‌اراده و زودرنج بود و کاملاً تحت هدایت لیدیا قرار داشت، همواره از نصایح آن‌ها رنجیده خاطر می‌شد؛ و لیدیا، که خودرأی و بی‌ملاحظه بود، به‌سختی به حرف‌هایشان گوش می‌سپرد. آن‌ها نادان، تن‌پرور و متکبر بودند. تا زمانی که افسری در مریتون بود، آن‌ها با او دلربایی می‌کردند؛ از آنجا که پیمایشِ مریتون تا لانگ‌بورن نیازمند یک پیاده‌روی سبک بود، مدام به آنجا می‌رفتند.

۲۲

۹:۴۰

۱ خرداد
undefinedبریده‌ای از یک مقاله
undefined undefined undefined undefined





undefined The closer a planet is to the Sun, the greater its orbital velocity, and vice versa.undefinedترجمه: هرچه یک سیاره‌ به خورشید نزدیک‌تر باشد، سرعت مداری آن بیشتر خواهد بود، و برعکس.
undefinedundefinedundefinedvice versa برعکس
orbital velocity سرعت مداری
undefined undefined undefined
undefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی

۱۹

۸:۱۲

سنجد به انگلیسی undefinedundefinedundefined
undefined undefined undefined
undefined oleaster

مثال:


undefined Oleaster is a highly nutritious fruit renowned for its potent antimicrobial and antioxidant properties.

undefined سنجد میوه‌ای بسیار مغذی است که به‌دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدمیکروبی قوی‌اش شناخته‌شده است.
undefined undefined undefined
undefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی@tarjomehfori@tarjomehfori@tarjomehfori

۲۳

۱۰:۲۶

۵ خرداد
undefinedبریده‌ای از یک دفترچه راهنمای محصول
undefined undefined undefined undefined








undefined Should your appliance need replacement after extended use, do not dispose of it with the household refuse, but in an environmentally safe way.undefinedترجمه: در صورتی که پس از استفادۀ طولانی‌مدت، دستگاه شما نیاز به تعویض داشت، آن را همراه با پسماندهای خانگی دور نیندازید؛ بلکه به شیوه‌ای ایمن که برای محیط زیست آسیب‌زا نباشد نسبت به دفع آن اقدام کنید.
undefinedundefinedundefined dispose of دور انداختنreplacement جایگزینیhousehold refuse زباله خانگیenvironmentally safe way شیوه ای که به محیط زیست آسیب نرساندextended use استفاده طولانیundefined undefined undefinedدر جملۀ انگلیسی، should در واقع مشابه if در جمله‌های شرطی است. جمله انگلیسی نوعی جملۀ شرطی است. در اینجا should کاربردی مشابه if دارد.

undefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسیundefined #ترجمه_کتاب، مقاله، ترجمه فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی
@tarjomehfori@tarjomehfori@tarjomehfori

۲۰

۸:۱۲