۱۵۴
۱۶:۵۵
تراث حکمی امام رضا (ع)
۴۱.۷۷ مگابایت
@mt_sobhani
۱۵۵
۱۷:۰۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#پاسخ_به_یک_مصاحبه
دکتر محمدتقی سبحانی
پاسخ به مصاحبه دکتر سیدحسن اسلامی نویسنده کتاب «سودای تفکیک» با موضوع «خطر ایجاد جریان شبهوهابیت شیعی در اثر گسترش تفکرات مکتب تفکیک» https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/
ادامه در پست بعدی
@mt_sobhani
اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج 
پاسخ به مصاحبه دکتر سیدحسن اسلامی نویسنده کتاب «سودای تفکیک» با موضوع «خطر ایجاد جریان شبهوهابیت شیعی در اثر گسترش تفکرات مکتب تفکیک» https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/
ادامه در پست بعدی
@mt_sobhani
۱۵۷
۱۳:۱۲
#پاسخ_به_یک_مصاحبه #نقد
در نقد محتوای مصاحبه دکتر سید حسن اسلامی
دکتر محمدتقی سبحانی
پاسخ به مصاحبه دکتر سیدحسن اسلامی نویسنده کتاب «سودای تفکیک» با موضوع «خطر ایجاد جریان شبهوهابیت شیعی در اثر گسترش تفکرات مکتب تفکیک» https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/
مکتب معارفی خراسان که به نام دیگرش «مکتب تفکیک» مشهورتر است، از جمله جریانهای فکری اخیر و معاصر در تشیع امامی است که مؤسس آن مرحوم آیتالله میرزا مهدی اصفهانی است. این مکتب به سبب رویکردها و اندیشههای ویژهای که در حوزه معارف شیعی ـ اسلامی دارد، از قبیل توجه و اهتمام خاص به روایات اهلبیت(ع)، و نیز به جهت مخالفتهایی که با برخی جریانهای فکری مثل فلسفه و تصوف شناخته شده در جهان اسلام دارد، مورد اقبال یا ادبار و انکار متفکران و جریانهای فکری واقع شده است.
جناب حجتالاسلام والمسلمین دکتر اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، از جمله محققان بهنامی است که تاکنون آثاری از جمله دو کتاب «رؤیای خلوص» و اخیراً «سودای تفکیک» را در نقد این مکتب نگاشته است. اخیراً ایشان در مصاحبهای، ملاحظات انتقادی خود را درباره این مکتب بیان کردند. این مصاحبه بهتازگی در سایت دانشگاه ادیان و مذاهب بازنشر شده بود.https://urd.ac.ir/fa/cont/8127/
جناب حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، از اساتید بهنام کلام شیعه در قم، و از نزدیکان به اندیشه این مکتب، در پاسخ به نقطهنظرات انتقادی جناب دکتر اسلامی مطالبی نگاشتهاند که بنا به درخواست ایشان در سایت دانشگاه منتشر میگردد. دانشگاه ادیان و مذاهب، از این گفتوگوی علمی استقبال کرده و آماده است به استمرار این گفتوگوی انتقادی و انتشار آن یاری رساند و زمینه گفتوگوهای بیشتر و جامعتری را فراهم سازد.https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/ معاونت پژوهش دانشگاه ادیان و مذاهب
دکتر محمدتقی سبحانی
دوست عزیزم جناب دکتر سید حسن اسلامی که خود معلم اخلاق نقد است، در این مصاحبه مطالبی گفته که به گمانم به هیچ روی با ضوابط اخلاق نقد هماهنگی ندارد:
۱. ایشان استاد حکیمی را به عنوان همه هویت تفکیک گرفته و به جای نقد اندیشه تفکیک به نقد شخصیت و آثار استاد حکیمی پرداخته است، حال آنکه نه خود حکیمی چنین ادعایی دارد و نه اصحاب معارف خراسان ایشان را نماینده نوع نمون اندیشه مدرسه خراسان میدانند. روشن است که از منظر روش نقد، یک مکتب را از دریچه آرای اساطین آن میشناسند.
۲. جناب اسلامی ادعا میکند که «این جریان پروای حقیقت و درست و نادرست را ندارد. به همین دلیل هر نسبتی را به هرکسی میدهند».
نمیدانم که این حکم کلی، با کدام ضابطه اخلاقی سازگار است؟! مثلاً کسی که بزرگانی نظیر حضرات آقایان میرزا جواد تهرانی، شیخ حسنعلی مروارید، شیخ علی نمازی شاهرودی، سید کاظم مهدوی دامغانی و... و از گذشتگان کسانی چون میرزا مهدی اصفهانی، شیخ مجتبی قزوینی و شیخ هاشم قزوینی و از موجودین آیتالله سید جعفر سیدان و استاد حکیمی را اندک آشنایی داشته باشد، آیا میتواند به این کلام تفوه کند؟!
۳. همچنین فرمودهاند: «هدف سلبی مکتب تفکیک آن است که نشان دهد سه راه برای معرفت وجود دارد: یکی راه دل است که سر از عرفان درمیآورد؛ یکی راه تعقل است که سر از فلسفه درمیآورد؛ یکی هم راه وحی است که سر از قرآن درمیآورد».
معلوم نیست که مستند ایشان در این قول کدامیک از عبارات اصحاب معارف است؟ آیا کسی از آنها بر لب رانده است که «راه دل به عرفان است» و «راه تعقل به فلسفه»؟! اگر چنین بود که آنان خود بارها از عقل و تعقل نمیگفتند و راه دل یا فطرت را در کنار عقل، یکی از راههای رسیدن به شناخت حق تعالی نمیخواندند! واقعاً تفکیکیان ندیدهاند که قرآن به تعقل فرامیخواند و کتاب نخست از اصول کافی در باب عقل است؟ آیا جناب اسلامی به عنوان نویسنده صدها صفحه در نقد بر تفکیک نخوانده است که آنان بارها گفتهاند که بدون تمسک به عقل، استناد به قرآن دَور میشود و باطل است؟ هرکس که اندک اطلاعی از تفکیک دارد، میداند که آنها اصلاً فلسفه موجود را تعقل نمیدانند و راه عارفان را به این دلیل باطل میشمارند که آنها در مسیر دل و فطرت نیستند.
https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/
پاسخ به مصاحبه دکتر سیدحسن اسلامی نویسنده کتاب «سودای تفکیک» با موضوع «خطر ایجاد جریان شبهوهابیت شیعی در اثر گسترش تفکرات مکتب تفکیک» https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/
مکتب معارفی خراسان که به نام دیگرش «مکتب تفکیک» مشهورتر است، از جمله جریانهای فکری اخیر و معاصر در تشیع امامی است که مؤسس آن مرحوم آیتالله میرزا مهدی اصفهانی است. این مکتب به سبب رویکردها و اندیشههای ویژهای که در حوزه معارف شیعی ـ اسلامی دارد، از قبیل توجه و اهتمام خاص به روایات اهلبیت(ع)، و نیز به جهت مخالفتهایی که با برخی جریانهای فکری مثل فلسفه و تصوف شناخته شده در جهان اسلام دارد، مورد اقبال یا ادبار و انکار متفکران و جریانهای فکری واقع شده است.
جناب حجتالاسلام والمسلمین دکتر اسلامی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، از جمله محققان بهنامی است که تاکنون آثاری از جمله دو کتاب «رؤیای خلوص» و اخیراً «سودای تفکیک» را در نقد این مکتب نگاشته است. اخیراً ایشان در مصاحبهای، ملاحظات انتقادی خود را درباره این مکتب بیان کردند. این مصاحبه بهتازگی در سایت دانشگاه ادیان و مذاهب بازنشر شده بود.https://urd.ac.ir/fa/cont/8127/
جناب حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، از اساتید بهنام کلام شیعه در قم، و از نزدیکان به اندیشه این مکتب، در پاسخ به نقطهنظرات انتقادی جناب دکتر اسلامی مطالبی نگاشتهاند که بنا به درخواست ایشان در سایت دانشگاه منتشر میگردد. دانشگاه ادیان و مذاهب، از این گفتوگوی علمی استقبال کرده و آماده است به استمرار این گفتوگوی انتقادی و انتشار آن یاری رساند و زمینه گفتوگوهای بیشتر و جامعتری را فراهم سازد.https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/ معاونت پژوهش دانشگاه ادیان و مذاهب
دوست عزیزم جناب دکتر سید حسن اسلامی که خود معلم اخلاق نقد است، در این مصاحبه مطالبی گفته که به گمانم به هیچ روی با ضوابط اخلاق نقد هماهنگی ندارد:
۱. ایشان استاد حکیمی را به عنوان همه هویت تفکیک گرفته و به جای نقد اندیشه تفکیک به نقد شخصیت و آثار استاد حکیمی پرداخته است، حال آنکه نه خود حکیمی چنین ادعایی دارد و نه اصحاب معارف خراسان ایشان را نماینده نوع نمون اندیشه مدرسه خراسان میدانند. روشن است که از منظر روش نقد، یک مکتب را از دریچه آرای اساطین آن میشناسند.
۲. جناب اسلامی ادعا میکند که «این جریان پروای حقیقت و درست و نادرست را ندارد. به همین دلیل هر نسبتی را به هرکسی میدهند».
نمیدانم که این حکم کلی، با کدام ضابطه اخلاقی سازگار است؟! مثلاً کسی که بزرگانی نظیر حضرات آقایان میرزا جواد تهرانی، شیخ حسنعلی مروارید، شیخ علی نمازی شاهرودی، سید کاظم مهدوی دامغانی و... و از گذشتگان کسانی چون میرزا مهدی اصفهانی، شیخ مجتبی قزوینی و شیخ هاشم قزوینی و از موجودین آیتالله سید جعفر سیدان و استاد حکیمی را اندک آشنایی داشته باشد، آیا میتواند به این کلام تفوه کند؟!
۳. همچنین فرمودهاند: «هدف سلبی مکتب تفکیک آن است که نشان دهد سه راه برای معرفت وجود دارد: یکی راه دل است که سر از عرفان درمیآورد؛ یکی راه تعقل است که سر از فلسفه درمیآورد؛ یکی هم راه وحی است که سر از قرآن درمیآورد».
معلوم نیست که مستند ایشان در این قول کدامیک از عبارات اصحاب معارف است؟ آیا کسی از آنها بر لب رانده است که «راه دل به عرفان است» و «راه تعقل به فلسفه»؟! اگر چنین بود که آنان خود بارها از عقل و تعقل نمیگفتند و راه دل یا فطرت را در کنار عقل، یکی از راههای رسیدن به شناخت حق تعالی نمیخواندند! واقعاً تفکیکیان ندیدهاند که قرآن به تعقل فرامیخواند و کتاب نخست از اصول کافی در باب عقل است؟ آیا جناب اسلامی به عنوان نویسنده صدها صفحه در نقد بر تفکیک نخوانده است که آنان بارها گفتهاند که بدون تمسک به عقل، استناد به قرآن دَور میشود و باطل است؟ هرکس که اندک اطلاعی از تفکیک دارد، میداند که آنها اصلاً فلسفه موجود را تعقل نمیدانند و راه عارفان را به این دلیل باطل میشمارند که آنها در مسیر دل و فطرت نیستند.
۱۵۹
۱۴:۰۳
آری، از همه اینها میگذرم و فراموش میکنمکه یک محقق فلسفه حتی اگر تاریخ تفکر نمیداند، دستکم باید دقیق سخن بگوید، اما این نکته اصلی مصاحبه را نمیتوانم بگذرم که میفرمایند: «اگر پروژه مکتب تفکیک به سرانجام برسد و موفق شود که نمیشود، اسلام و تشیعی عرضه خواهد شد که در آن نه عرفان است و نه فلسفه. یعنی یک نوع تفکر شبیه به وهابیت ترویج میشود». جالب است که ایشان فرمودهاند «رویکردی که نقطه عزیمت من در نقد مکتب تفکیک است، رویکرد اخلاقی و معرفتشناختی است». واقعاً نمیدانم کجای این سخن، اخلاقی و کجایش معرفتشناختی است؟! زیرا:
اولاً اینکه مکتب تفکیک موفق شود یا نشود، با هیچ معیار معرفتشناختی قابل اثبات نیست. مگر وهابیت و سلفیگری در عمق دنیای مدرن موفق نشده است و مگر شما این تفکیکیان ملعون را وهابیصفت نمیدانید؟ پس چرا اینان توفیق نیابند؟!
ثانیاً اینکه موفقیت مکتب تفکیک به معنای نفی یا حذف مطلق فلسفه و عرفان است، با کدام مستند قابل اثبات است؟ از قضا بسیاری از منتقدان تفکیک، آن را یک عرفان یا فلسفه میدانند و آثار میرزای اصفهانی را شاهد میآورند.
ثالثاً، منظور شما از «تفکر شبیه به وهابیت» چیست؟ بیگمان منظورتان نفی توسل و زیارت قبور که نیست، و حتماً نمیخواهید بگویید که منظورتان از وهابی، اخباری است که بین این دو فاصله بسیار است، پس حتماً میخواهید بگویید که آنها اهل تکفیر هستند و جمود و تحجر را حاکم میکنند! میپرسم که شما این ادعا را از فقه آنان فهمیدید و یا از احکام کلامی آنها و یا سیره و حیات بزرگان این مکتب را بررسی کردهاید؟! سیره بزرگان تفکیک در عمل بر خلاف این گفتهها را اثبات میکند: میرزای اصفهانی هرگز کسی از معاصران خود را تکفیر نکرد و در تعطیلی درس فیلسوفان عصر خود نکوشید. او و شاگردانش چون شیخ مجتبی خود به تعلیم کتب یا آرای فیلسوفان و عارفان میپرداختند و زمانی که مرحوم میرزا مهدی آشتیانی به مشهد آمد، میرزای اصفهانی شاگردانش را به درس او دعوت کرد و با آنان در مجلس درس نشست؛ شیخ مجتبی قزوینی اولین کسی در مشهد بود که با روی گشاده به استقبال نهضت امام در پانزدهم خرداد رفت و او همان کسی است که مقام رهبری که او را از نزدیک میشناخت، به این عبارت ستود که «فلز او فلز امام بود و میشد بار اداره یک جامعه بزرگ را بر دوش او گذاشت»( نقل به مضمون). وانگهی، در زمانی که فتوای فیلسوفانی چون علامه طباطبایی علیه دکتر شریعتی در کشور پخش میشد و همفکران ایشان در مشهد علیه او مجالس لعن میگرفتند، نه تنها تفکیکیها با او از سر گفتوگو درآمدند، بلکه استاد حکیمی وصی او در بازبینی آثارش شد و... .
البته هیچکدام از اینها به معنای تقدیس این افراد نیست بلکه قطعاً اشتباهاتی نظیر دیگران داشتند، اما سخن در نقد تکفیری خواندن آنها است. اما اگر منظورتان از «شبیه وهابیت» این است که آنان مثل وهابیان، فلسفه و عرفان کنونی را رد میکنند اولاً این سخن توتولوژیک است چون از نظر شما تفکیک به معنای کسی است که فلسفه و عرفان کنونی را نمیپذیرد و ثانیاً در این اتهام که تفکیکیان، فلسفه و عرفان کنونی را نمیپذیرند، با بسیاری از فقیهان و متکلمان بزرگ نظیر شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، علامه حلی و صدها فقیه و متکلم و حتی عارف دیگر شریک هستند و باید آنان را هم شبیه وهابیت بنامیم!
۱۵۸
۱۴:۰۳
https://urd.ac.ir/fa/cont/8153/
@mt_sobhani
۱۵۷
۱۴:۰۴
مناظره با یکی از فضلا پس از نقد استاد سبحانی.pdf
۸۶.۴۵ کیلوبایت
#مناظره تلگرامی #گفت_وگوبه دنبال نقد استاد سبحانی بر استاد اسلامی در خصوص مکتب تفکیک، دریکی از گروههای مجازی در همین باره گفت وگویی رخ داد و با طرح بحثی از سوی یکی از فضلا، ابعاد دیگری از این موضوع مورد بحث قرار گرفت.
@mtsobhani
اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرَج 
@mtsobhani
۱۵۱
۶:۱۰
نقش و جایگاه مکتب تفکیک در-سبحانی-مرداد ۹۷.pdf
۳۶۶.۳۷ کیلوبایت
به دنبال نقد استاد سبحانی به شیوه منتقدان #مکتب_تفکیک، سؤالی در باب نقش و کاربرد اندیشههای این مکتب در امروز و فردای ما مطرح شد. این پرسش و پاسخ در فایل ضمیمه در دسترس است.
سؤال:با سلام خدمت اساتید محترم. سؤالی داشتم که اگر ممکن باشد برای اساتیدی که با #مکتب_تفکیک آشنا هستند پاسخ دهند.ضرورت پرداختن به آثار #میرزامهدی_اصفهانی (ره) در عصر حاضر چیست؟ به عبارت دیگر پیامی که برای جامعه علمی و زندگی عملی ما دارد چه میتواند باشد؟با سپاس از اساتیدی که پاسخ میدهند.
پاسخ:سلام خدا بر شمااین پرسش بسیار بااهمیت است و باید به طور مبسوط بدان پرداخت. اما اجمالاً عرض میکنم:
#پرسش_وپاسخ #یادداشت
@mt_sobhani
۱۶۱
۱۳:۳۵
@mt_sobhani
۱۷۱
۱۳:۴۴