بازارسال شده از TIKTOK Just BTS paved the way
نامنام
⃟
‹ #ꝀƗM_VƗȻŦØɌ ›'! ꔫ ִ ۫ 𝗝𝗼𝗶𝗻 :@btstiktok13🤍
۱
۹:۴۲
بعضی وقتا میشینم به خودِ قبلیم فکر میکنم… به اون آرشیدای قدیمی که با یه پیام خوشحال میشد، با یه آهنگ ذوق میکرد، با آدمایی که دوستشون داشت از ته دل میخندید و هنوز قلبش اونقدری زخمی نشده بود که بخواد همه چیزو قایم کنه. نمیدونم دقیقاً از کِی عوض شدم… شاید از وقتی که فهمیدم هر کسی که میگه «میمونم» واقعاً نمیمونه، شاید از وقتی که زیادی به آدما اهمیت دادم و آخرش فقط خودم موندم و یه عالمه فکر و ناراحتی. فقط میدونم الان دیگه اون آدم قبلی نیستم.
الان خیلی چیزا رو توی دلم نگه میدارم. خیلی وقتا ناراحتم ولی نمیگم. خیلی وقتا دلم میخواد یکی فقط حالمو بفهمه بدون اینکه مجبور باشم توضیح بدم. دیگه مثل قبل ساده نیستم، مثل قبل زود اعتماد نمیکنم، مثل قبل هر حرفی رو باور نمیکنم. شاید از بیرون عادی باشم، شاید بخندم، شاید شوخی کنم، شاید بگم خوبم… ولی هیچکس نمیفهمه توی ذهنم چقدر شلوغه.
یه زمانی من از ته دل خوشحال بودم. از ته دل زندگی میکردم. ولی بعضی اتفاقا آدمو آروم آروم عوض میکنن… بدون اینکه خودش بفهمه. یه جوری عوضت میکنن که یهو یه روز به خودت میای و میبینی دیگه اون آدم قبلی نیستی. دیگه مثل قبل ذوق نداری، مثل قبل امید نداری، حتی بعضی وقتا خودتم خودتو نمیشناسی.
من یاد گرفتم همه چیزو توی خودم بریزم. یاد گرفتم وقتی ناراحتم ساکت بشم. یاد گرفتم به جای توضیح دادن فقط بگم «هیچی». چون هر بار خواستم واقعی حرف بزنم، یا کسی نفهمید یا اهمیت نداد. برای همین کمکم ساکتتر شدم… سردتر شدم… دورتر شدم.
بعضیا فکر میکنن من تغییر کردم الکی، ولی هیچکس نمیپرسه چی به سرم اومد که اینجوری شدم. هیچکس نمیفهمه بعضی شبا چقدر فکر توی سرم میچرخه. هیچکس نمیفهمه پشت اون «خوبم» چند تا بغض قایم شده.
من هنوزم احساس دارم، هنوزم دلم زود میشکنه، هنوزم بعضی حرفا تا مدتها توی ذهنم میمونه… فقط دیگه یاد گرفتم نشونش ندم. یاد گرفتم قوی به نظر بیام حتی وقتی از داخل خستهام. یاد گرفتم به جای اینکه بگم «حالم بده» فقط موزیک گوش بدم و توی فکرای خودم گم بشم.
شاید یه روز دوباره مثل قبل بخندم، شاید دوباره دلم سبک بشه، شاید دوباره اون حس خوب برگرده… ولی فعلاً فقط میدونم من دیگه اون آرشیدای خوشحالِ قبلی نیستم. اون دخترِ ساده و بیخیال یه جایی بین ناراحتیها، وابستگیها، دلشکستگیها و فکرای زیاد گم شد. و الان فقط یه نسخه ساکتتر، خستهتر و محتاطتر ازش مونده که سعی میکنه همه چی رو درست کنهولی زورش نمیرسه:)#raraMy One Minute|یک دقیقه من
الان خیلی چیزا رو توی دلم نگه میدارم. خیلی وقتا ناراحتم ولی نمیگم. خیلی وقتا دلم میخواد یکی فقط حالمو بفهمه بدون اینکه مجبور باشم توضیح بدم. دیگه مثل قبل ساده نیستم، مثل قبل زود اعتماد نمیکنم، مثل قبل هر حرفی رو باور نمیکنم. شاید از بیرون عادی باشم، شاید بخندم، شاید شوخی کنم، شاید بگم خوبم… ولی هیچکس نمیفهمه توی ذهنم چقدر شلوغه.
یه زمانی من از ته دل خوشحال بودم. از ته دل زندگی میکردم. ولی بعضی اتفاقا آدمو آروم آروم عوض میکنن… بدون اینکه خودش بفهمه. یه جوری عوضت میکنن که یهو یه روز به خودت میای و میبینی دیگه اون آدم قبلی نیستی. دیگه مثل قبل ذوق نداری، مثل قبل امید نداری، حتی بعضی وقتا خودتم خودتو نمیشناسی.
من یاد گرفتم همه چیزو توی خودم بریزم. یاد گرفتم وقتی ناراحتم ساکت بشم. یاد گرفتم به جای توضیح دادن فقط بگم «هیچی». چون هر بار خواستم واقعی حرف بزنم، یا کسی نفهمید یا اهمیت نداد. برای همین کمکم ساکتتر شدم… سردتر شدم… دورتر شدم.
بعضیا فکر میکنن من تغییر کردم الکی، ولی هیچکس نمیپرسه چی به سرم اومد که اینجوری شدم. هیچکس نمیفهمه بعضی شبا چقدر فکر توی سرم میچرخه. هیچکس نمیفهمه پشت اون «خوبم» چند تا بغض قایم شده.
من هنوزم احساس دارم، هنوزم دلم زود میشکنه، هنوزم بعضی حرفا تا مدتها توی ذهنم میمونه… فقط دیگه یاد گرفتم نشونش ندم. یاد گرفتم قوی به نظر بیام حتی وقتی از داخل خستهام. یاد گرفتم به جای اینکه بگم «حالم بده» فقط موزیک گوش بدم و توی فکرای خودم گم بشم.
شاید یه روز دوباره مثل قبل بخندم، شاید دوباره دلم سبک بشه، شاید دوباره اون حس خوب برگرده… ولی فعلاً فقط میدونم من دیگه اون آرشیدای خوشحالِ قبلی نیستم. اون دخترِ ساده و بیخیال یه جایی بین ناراحتیها، وابستگیها، دلشکستگیها و فکرای زیاد گم شد. و الان فقط یه نسخه ساکتتر، خستهتر و محتاطتر ازش مونده که سعی میکنه همه چی رو درست کنهولی زورش نمیرسه:)#raraMy One Minute|یک دقیقه من
۵
۱۱:۴۸