۱.۲K
۱۲:۱۳
با #درد خود بساز ، تا حدی که با تو سازگار است.
چه بسیار #دارویی که درد را میافزایدو چه بسیار #دردی که درمان است.
چه بسیار #دارویی که درد را میافزایدو چه بسیار #دردی که درمان است.
۱.۱K
۱۸:۴۱
Ali Fani - Dua meraj (320) (1).mp3
۰۹:۲۹-۱۵.۹۴ مگابایت
برای هر رنج و سختی#هدفی در نظر گرفته شدهکه چارهای جز سپری شدن زمان نداردبیتابی نکنید تا بگذرد،چارهاندیشی پیش از سپری شدن آنهارنجتان را بیشتر میکند.
| غُررالحکم،حدیث۱۷۰۷
| غُررالحکم،حدیث۱۷۰۷
۹۹۷
۸:۴۳
کاسبی خدمت آقای بروجردی رسید و گفت:آیا در شرع ایرادی دارد کهمن جنس های خود را دوبرابر قیمت بفروشمشیخ گفت: خیر هیچ اشکالی ندارداما انصاف نیست!کاسب خوشحال برخواست تا برودشیخ گفت: کاسب؛اگر شمر ذرهای انصاف داشتسر از تن امامحسین(ع) جدا نمیکرد..!
۸۶۱
۱۷:۴۷
گاهی آدم قبل از آمدنِ بعضیهادلش برایشان تنگ میشود…روزی پسری خواهد آمدکه ادامهی آرامِ نگاهِ من است؛با قلبی مهربانتر، صبورتر،و هنرمندتر از من…اسمش را اگر بگذارند «علیاکبر»بعید نیست تمامِ زندگیِ حسیندر لبخندش خلاصه شود…و من، کنارِ قابهای عکاسیامفقط تماشا میکنمکه چطور از من،عکاسی میآیدکه دنیا را زیباتر خواهد دید…
🥳۲
۱.۱K
۸:۰۴
شیعه به دنیا آمدهایمکه مؤثر در ظهور باشیم
۶۹۵
۱۶:۴۹
در مورد وضع حکومتش گزارش میداد،و میفرمود:• در کوفه، احدی نیست که وضع مالی خوبی نداشته باشد!• حتی ضعیف ترین قشر همنان گندم می خورند، خانه دارند، و از بهترین آب آشامیدنی استفاده می کنند...
_ امیرمسلمین، علیعلیهالسلام
_ امیرمسلمین، علیعلیهالسلام
۵۳۸
۲۲:۳۹
https://www.instagram.com/p/DaA2PCmDZg_/?igsh=Z3pucWFnYnp0dWc4
hosseinnaderii21
این صفحه اینستاگرام بنده هستش.خوشحال میشم مجموعه عکسهای جدیدرو در این صفحه مشاهده کنید
hosseinnaderii21
این صفحه اینستاگرام بنده هستش.خوشحال میشم مجموعه عکسهای جدیدرو در این صفحه مشاهده کنید
۴۰۴
۱۵:۳۵
دوربینم سالها به امید صید آن لبخند خداییات نفس میکشید. همیشه با خودم میگفتم یک روز، در نابترین زاویهی نور، کادر صورت ماهت را میبندم و آن خنده را که طعم آسمان میداد، برای ابد ثبت میکنم. اما دریغ... رزق چشمانم نشد. قسمتِ لنزهای من نشد که راویِ حیاتِ پرنورِ تو باشند.
و حالا، چه تقدیرِ جانسوزی. امروز که کادر میبندم، تو هستی، من هم هستم، اما آن لبخندِ روشن دیگر نیست. امروز به جای بزمِ لبخندت، باید راویِ بزمِ وداعت باشم. باید به جای آن صورتِ ماه، از «پیکرِ» آرامی عکاسی کنم که شکوهِ یک خواب ابدی را به دوش میکشد.
انگشتانم روی دکمهی شاتر میلرزد؛ شاتر چقدر امروز سنگین است. پشت این ویزور، چشمهایم تار میبیند؛ نه از کمنوریِ دنیا، از سیلابِ اشکی که امانِ عکاس را بریده است. من که سالها راویِ هزاران قصه و غصه بودهام، امروز در برابر پیکر تو، بیدفاعترین و شکستهترین راویِ جهانم.
اولین و آخرین قابِ مشترکِ من و تو، قابِ وداع شد. بخواب عزیزِ آسمانی... من این سکوتِ مقدس، این حسرتِ بزرگ و این داغِ بینهایت را ثبت میکنم؛ تا تاریخ ببیند و بداند که ما، حسرتِ ثبتِ چه خندههایی را به گور بردیم و چه ماههایی را با دستهای خودمان، به خاک سپردیم.
«حسیننادری»
و حالا، چه تقدیرِ جانسوزی. امروز که کادر میبندم، تو هستی، من هم هستم، اما آن لبخندِ روشن دیگر نیست. امروز به جای بزمِ لبخندت، باید راویِ بزمِ وداعت باشم. باید به جای آن صورتِ ماه، از «پیکرِ» آرامی عکاسی کنم که شکوهِ یک خواب ابدی را به دوش میکشد.
انگشتانم روی دکمهی شاتر میلرزد؛ شاتر چقدر امروز سنگین است. پشت این ویزور، چشمهایم تار میبیند؛ نه از کمنوریِ دنیا، از سیلابِ اشکی که امانِ عکاس را بریده است. من که سالها راویِ هزاران قصه و غصه بودهام، امروز در برابر پیکر تو، بیدفاعترین و شکستهترین راویِ جهانم.
اولین و آخرین قابِ مشترکِ من و تو، قابِ وداع شد. بخواب عزیزِ آسمانی... من این سکوتِ مقدس، این حسرتِ بزرگ و این داغِ بینهایت را ثبت میکنم؛ تا تاریخ ببیند و بداند که ما، حسرتِ ثبتِ چه خندههایی را به گور بردیم و چه ماههایی را با دستهای خودمان، به خاک سپردیم.
«حسیننادری»
۳۶۵
۲:۲۰
«کارگاه عکاسی»«نقشه راه یک عکاس روایتگر ، تا فتح سکوهای جهانی»
این رویداد مقدمه شروع یک دوره تخصصی عکاسیمستند هستش.دوستانی که تهران هستند میتونند بهصورت حضوری شرکت کنند.
این رویداد مقدمه شروع یک دوره تخصصی عکاسیمستند هستش.دوستانی که تهران هستند میتونند بهصورت حضوری شرکت کنند.
۲۲۲
۱۴:۳۶