سلام قشنگام بریم که رمان رو بنویسیم

۷۵۶
۲۱:۲۰
ℙ𝕒𝕣𝕥 : 1(رمان زندگی پرهیجان من )
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡هوففففف دوباره یه روز تکراری پاشدم رفتم سرویس صورتمو شستم لباس مدرسمو پوشیدم و یه آرایش ملایم کردم و صبحونه خوردم و راه افتادم چون مدرسه جدیدم بود خیلی استرس داشتم رفتم تو کلاس معلم معرفیم کرد و رفتم روی یه میز نشستم کلاس تموم شد رفتم خونه خیلی خسته بودم یه دفعه گوشیم زنگ زد جواب دادم دلارم بود.
دلارم :هستی امشب ساعت ۸ اینا میای خونمون شبشم بمونی فردا باهم بریم مدرسه؟هستی:بزار ببینم مامانم میزاره بهت خبر میدمدلارم:باشههستی:فعلادلارم فعلا
مامان جونی میشه امشب ساعت ۸ برم خونه دلارم اینا بعد بمونم فرداش ساعت ۹ ۱۰ بیای دنبالممامان :نههستی:مامان جونم خواهش تو رو خدا فقد یه شبهمامان:باشه بروهستی: مرسی مامان جونی عاشقتم تو بهترینی رفتم تو اتاق لباسمو جم کردم به دلارم زنگ زدم اومد دنبالم تو راهم یه زره خوراکی واسه شب خریدیم رفتیم خونشون کلی حرف زدیم فیلم دیدم ساعت ۱:۱۰ دقیقه خوابیدم چون فردا قرار بود بریم مدرسه.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لایک یادت نره
برن روی پیوستن🥹🫶https://ble.ir/jisoo_company_pink_red

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡هوففففف دوباره یه روز تکراری پاشدم رفتم سرویس صورتمو شستم لباس مدرسمو پوشیدم و یه آرایش ملایم کردم و صبحونه خوردم و راه افتادم چون مدرسه جدیدم بود خیلی استرس داشتم رفتم تو کلاس معلم معرفیم کرد و رفتم روی یه میز نشستم کلاس تموم شد رفتم خونه خیلی خسته بودم یه دفعه گوشیم زنگ زد جواب دادم دلارم بود.
دلارم :هستی امشب ساعت ۸ اینا میای خونمون شبشم بمونی فردا باهم بریم مدرسه؟هستی:بزار ببینم مامانم میزاره بهت خبر میدمدلارم:باشههستی:فعلادلارم فعلا
مامان جونی میشه امشب ساعت ۸ برم خونه دلارم اینا بعد بمونم فرداش ساعت ۹ ۱۰ بیای دنبالممامان :نههستی:مامان جونم خواهش تو رو خدا فقد یه شبهمامان:باشه بروهستی: مرسی مامان جونی عاشقتم تو بهترینی رفتم تو اتاق لباسمو جم کردم به دلارم زنگ زدم اومد دنبالم تو راهم یه زره خوراکی واسه شب خریدیم رفتیم خونشون کلی حرف زدیم فیلم دیدم ساعت ۱:۱۰ دقیقه خوابیدم چون فردا قرار بود بریم مدرسه.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لایک یادت نره
۷۸۴
۲۱:۲۷
قشنگا لایک کنید تا پارت بعدی رو بزارم

۷۷۴
۲۱:۳۰
100تای شدنمون مبارک🤍
۷۷۴
۲۲:۰۰
ℙ𝕒𝕣𝕥 : 2(رمان زندگی پرهیجان من )
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡دلارم:هستی هستی هستی هستی وای هستی بیدار شو دیگه ساعت ۶:۳۵ دقیقه دیرمون میشه هستی:وای دلارم باشه دیگه بزار یه ساعت بخوابم الان بیدار میشمدلارم :اصلا تنهایی صبحونه میخورمهستی :شوخی کردم بابا الان میام
صبحونه رو خوردیم دلارم سفره رو جم کرد منم مسواک زدم دلارم مسواکشو زده بود بعد لباس پوشیدم راه افتادیم .
هستی:خب دیگه دلارم باید راه هامون رو جدا کنیم
دلارم:چراهستی:خب خنگ من مدرسمو عضو کردم مگه بهت نگفته بودمدلارم: اع نه نگفته بودی منم راستی مدرسمو عضو کردمهستی:چرادلارم :دیگه اونجا خوب نبودهستی:اها میگم مدرست اونی که سر خیابونه؟دلارم :ارههستی:اع مدرسه منم اونجاس خدارشکر که تو مدرسه ای مای دارم ذوق مرگ میشم
رفتیم تو کلاس من رفتم نشستم سر میزم واسه دلارامم جا نگر داشتم معلم اومد دلارامو به همه بچه ها معرفی کرد اومد پیش من نشست و.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لایک یادت نره
برن روی پیوستن🥹🫶https://ble.ir/jisoo_company_pink_red

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡دلارم:هستی هستی هستی هستی وای هستی بیدار شو دیگه ساعت ۶:۳۵ دقیقه دیرمون میشه هستی:وای دلارم باشه دیگه بزار یه ساعت بخوابم الان بیدار میشمدلارم :اصلا تنهایی صبحونه میخورمهستی :شوخی کردم بابا الان میام
صبحونه رو خوردیم دلارم سفره رو جم کرد منم مسواک زدم دلارم مسواکشو زده بود بعد لباس پوشیدم راه افتادیم .
هستی:خب دیگه دلارم باید راه هامون رو جدا کنیم
دلارم:چراهستی:خب خنگ من مدرسمو عضو کردم مگه بهت نگفته بودمدلارم: اع نه نگفته بودی منم راستی مدرسمو عضو کردمهستی:چرادلارم :دیگه اونجا خوب نبودهستی:اها میگم مدرست اونی که سر خیابونه؟دلارم :ارههستی:اع مدرسه منم اونجاس خدارشکر که تو مدرسه ای مای دارم ذوق مرگ میشم
رفتیم تو کلاس من رفتم نشستم سر میزم واسه دلارامم جا نگر داشتم معلم اومد دلارامو به همه بچه ها معرفی کرد اومد پیش من نشست و.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لایک یادت نره
۷۸۴
۱۷:۰۸
قشنگام مرسی که همایت میکنید🫶🥺
لطفا لایک کنید واقعا به لایکتون احتیاج دارم🤍
لطفا لایک کنید واقعا به لایکتون احتیاج دارم🤍
۷۷۱
۱۷:۰۹