خب ۶۹٪ شما جواب درست دادید!
آفریناما توضیح رو برای آگاهی بیشتر بخونیندر نگاه اول ممکن است گزینه A جذاب به نظر برسد؛ چون وقتی تبلیغات فروش ایجاد میکند، افزایش بودجه تبلیغاتی ظاهراً باید فروش را بیشتر کند. بسیاری از کسبوکارها دقیقاً در همین نقطه اشتباه میکنند. آنها رشد فروش را با رشد سالم کسبوکار اشتباه میگیرند.مشکل اصلی این شرکت acquisition نیست؛ retention است.یعنی شرکت میتواند مشتری جذب کند، اما نمیتواند او را نگه دارد.این موضوع بسیار مهم است، چون در مارکتینگ مدرن، هزینه جذب مشتری جدید (CAC) معمولاً بسیار بالاست. اگر مشتری فقط یک بار خرید کند و برنگردد، شرکت مجبور میشود دائماً پول جدید برای جذب مشتری جدید خرج کند. در نتیجه رشد فروش ممکن است ظاهراً خوب باشد، اما سود واقعی ضعیف میشود.در مقابل، وقتی retention بالا باشد:مشتری دوباره خرید میکندهزینه جذب روی چند خرید پخش میشودسودآوری بلندمدت بالا میرودبرند قویتر میشودوابستگی به تبلیغات کمتر میشودبه همین دلیل شرکتهای موفق دنیا معمولاً فقط روی تبلیغات تمرکز نمیکنند؛ بلکه روی:تجربه محصولاعتمادخدماتتحویلپشتیبانیاحساس مشتری بعد از خریدسرمایهگذاری سنگین میکنند.در واقع تبلیغات مثل ریختن آب داخل سطل است.اگر ته سطل سوراخ باشد، بیشتر آب ریختن مشکل را حل نمیکند؛ فقط هدررفت را بیشتر میکند.بنابراین در این سناریو، تصمیم حرفهای این است که شرکت ابتدا علت بازنگشتن مشتری را حل کند و بعد مقیاس تبلیغات را افزایش دهد. چون تبلیغات زمانی بیشترین اثر را دارد که محصول و تجربه مشتری بتوانند ارزش ایجادشده را حفظ کنند.@myindustry_ir
۱۹:۲۷
اگر درآمدت هرچقدر هم باشد ولی مدیریت نداشته باشی، آخر ماه باز کم میاری!
۱۸:۵۵
اگر منوی فیزیکی یا آنلاین شما بیش از حد شلوغ است، احتمال فروش بعضی آیتمها کمتر میشود.
هرچه تعداد گزینهها بیشتر شود، مغز برای تصمیمگیری خستهتر میشود و احتمال تعلل یا انتخاب تصادفی بالا میرود.
برای همین بسیاری از برندهای موفق:
کانال مرجع بازاریابی و فروش را دنبال کنید
۹:۴۷
ble.ir/join/HrMgV8XWVh
۱۸:۲۶
در کانال《مرجع مدیریت و بازاریابی》با هدف یادگیریِ بیشتر و نگاه علمی و دقیق به جای 《دانشِ سرانگشتی》سوالات مدیریت و بازاریابی از دانشگاههای برترِ جهان خصوصا هاروارد را در کانال مطرح و پس از ساعاتی پاسخ تحلیلی آن را قرار میدهیم.@myindustry_irمیتوانید دوستان مدیر و بازاریِ خود را به کانال دعوت کنیدble.ir/join/HrMgV8XWVh
۱۹:۱۵
شرکت Nike تصمیم گرفته برای ورود به بازار کفشهای ورزشی اقتصادی در خاورمیانه، یک لاین جدید با قیمت پایینتر معرفی کند.
تیم بازاریابی متوجه شده که اگرچه قیمت پایین میتواند حجم فروش را افزایش دهد، اما ممکن است جایگاه برند (Brand Positioning) و ادراک «پرستیژ» مشتریان فعلی آسیب ببیند.
در تحقیقات بازار مشخص شده:
مشتریان فعلی برند، کیفیت و پرستیژ را مهمترین مزیت رقابتی میدانند.
مشتریان جدید بازار هدف، حساسیت قیمتی بالایی دارند.
رقبا در این سگمنت عمدتاً بر «ارزش خرید» تمرکز کردهاند نه برند لوکس.
بودجه تبلیغاتی محدود است و شرکت نمیتواند همزمان دو پیام متفاوت را بهخوبی مدیریت کند.
تیم بازاریابی متوجه شده که اگرچه قیمت پایین میتواند حجم فروش را افزایش دهد، اما ممکن است جایگاه برند (Brand Positioning) و ادراک «پرستیژ» مشتریان فعلی آسیب ببیند.
در تحقیقات بازار مشخص شده:
مشتریان فعلی برند، کیفیت و پرستیژ را مهمترین مزیت رقابتی میدانند.
مشتریان جدید بازار هدف، حساسیت قیمتی بالایی دارند.
رقبا در این سگمنت عمدتاً بر «ارزش خرید» تمرکز کردهاند نه برند لوکس.
بودجه تبلیغاتی محدود است و شرکت نمیتواند همزمان دو پیام متفاوت را بهخوبی مدیریت کند.
۱۹:۱۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
مرجع مدیریت و بازاریابی
شرکت Nike تصمیم گرفته برای ورود به بازار کفشهای ورزشی اقتصادی در خاورمیانه، یک لاین جدید با قیمت پایینتر معرفی کند. تیم بازاریابی متوجه شده که اگرچه قیمت پایین میتواند حجم فروش را افزایش دهد، اما ممکن است جایگاه برند (Brand Positioning) و ادراک «پرستیژ» مشتریان فعلی آسیب ببیند. در تحقیقات بازار مشخص شده: مشتریان فعلی برند، کیفیت و پرستیژ را مهمترین مزیت رقابتی میدانند. مشتریان جدید بازار هدف، حساسیت قیمتی بالایی دارند. رقبا در این سگمنت عمدتاً بر «ارزش خرید» تمرکز کردهاند نه برند لوکس. بودجه تبلیغاتی محدود است و شرکت نمیتواند همزمان دو پیام متفاوت را بهخوبی مدیریت کند.
۶۰٪ پاسخ درست دادید 
گزینه B
تحلیل:
ایجاد Sub-Brand باعث میشود شرکت بتواند:بدون تخریب جایگاه برند اصلی، وارد بازار حساس به قیمت شود، سگمنت جدیدی جذب کند، و Brand Equity برند اصلی را حفظ نماید.
این استراتژی را بسیاری از برندهای بزرگ مانند Toyota با برند Lexus یا Marriott International با برندهای متنوع هتلی اجرا کردهاند.@myindustry_ir
تحلیل:
ایجاد Sub-Brand باعث میشود شرکت بتواند:بدون تخریب جایگاه برند اصلی، وارد بازار حساس به قیمت شود، سگمنت جدیدی جذب کند، و Brand Equity برند اصلی را حفظ نماید.
این استراتژی را بسیاری از برندهای بزرگ مانند Toyota با برند Lexus یا Marriott International با برندهای متنوع هتلی اجرا کردهاند.@myindustry_ir
۱۵:۲۱
بانک ملت از طریق دیجیپی طرحی را تبلیغ میکند که روی آن نوشته شده:
«وام با سود ۲۳٪»
اما بیایید ببینیم هزینه واقعی این وام چقدر است.
برای دریافت این وام، ابتدا باید اشتراک پلاتینیوم دیجیپی را به قیمت حدود ۲۹ میلیون تومان خریداری کنید.
سپس وام به شما تعلق میگیرد و از ۳۰ روز بعد، باید پرداخت اقساط را آغاز کنید:
۱۲ قسط ماهانه، هرکدام ۱۸ میلیون و ۸۱۶ هزار تومان.
یعنی مجموع بازپرداخت شما میشود:
۱۸.۸۱۶ × ۱۲حدود ۲۲۵.۸ میلیون تومان.
اما نکته مهم اینجاست:
شما در عمل ۲۰۰ میلیون تومان کامل دریافت نمیکنید؛ چون حدود ۲۹ میلیون تومان همان ابتدا بابت عضویت کسر میشود.
پس پول واقعیای که در اختیار شما قرار میگیرد حدود ۱۷۱ میلیون تومان است.
از طرف دیگر، بازپرداخت هم از ماه بعد شروع میشود.
یعنی شما ۱۲ ماه کامل فرصت استفاده از کل پول را ندارید و اصل و سود وام خیلی زود وارد فاز بازپرداخت میشود.
در نتیجه:
یعنی هزینه واقعی پول، بیش از دو برابر عددی است که در تبلیغات دیده میشود.
این موضوع نشان میدهد که در وامها فقط نباید به «نرخ سود اسمی» نگاه کرد؛
بلکه باید:
- مبلغ واقعی دریافتی- هزینههای جانبی- و زمانبندی اقساط
را هم در محاسبه لحاظ کرد.
نگارنده، اگرچه دریافت چنین سودی را توسط وامدهنده و پلتفرم واسط خلاف نمیداند، اما شیوه تبلیغ و معرفی مصداقِ واضحِ 《گمراه نمودن مخاطب》و خلاف اخلاقِ تبلیغات میداند.
۱۴:۰۰
۱۵:۴۹