لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نوای نور و نی (N3)ن
۶۷ عضو

نوای نور و نی (N3)

با نام خدا.به کلیدهای طلایی و عملی قرآن و مولانا برای آرامش، سلامت ذهنی و کسب آگاهی در زندگی می پردازد. عضو شدن درواتسآپ: https://chat.whatsapp.com/F7ZB65BqJHr8iLxxUS2ZD4
undefined YouTube, Telegram & Instagram: @N3_Navaye_Noor_o_Ney
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۶ اسفند ۱۴۰۴
thumbnail
به زودی کلیدهای عملی این آیه و اشعار مرتبط مولانا
لطفا تدبر نمایید ....

۹۷

۸:۴۹

thumbnail

۹۸

۸:۴۹

undefinedundefined *به نام صاحب نور و نی؛ آغاز فصلی نو در ماه رمضان

همزمان با طلوع ماه مبارک رمضان ـ ماه نزول قرآن، ماه تزکیه جان و مهندسی اندیشه ـ و در آستانه
ششمین سال تأسیس* کانال «نوای نور و نی»، فصلی تازه از سلوک علمی و عرفانی را آغاز می‌کنیم.

شش سال پیش، این خانه کوچک نور، با نیت پیوند دل‌ها به حقیقت و آشتی اندیشه با معنویت بنا شد. امروز، به فضل الهی، گام در مسیری عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌نهیم:
undefined آغاز تفسیر موضوعی قرآنی و کاربردی بخش‌به‌بخش مثنوی معنوی
با رویکردی تلفیقی و روشمند میان قرآن کریم و اندیشه مولانا
در این طرح، قصد آن است که مثنوی معنوی ـ این اقیانوس حکمت هشتصدساله ـ نه صرفاً به‌صورت ادبی، بلکه در نسبت زنده و پویا با آیات قرآن کریم تفسیر شود؛تفسیری موضوع‌محور، منسجم و روشمند، که در آن:
undefined ابیات مرتبط هر بخش، در کنار یکدیگر دیده شوند؛undefined آیات قرآن، نه بر اساس واژه‌های پراکنده، بلکه بر پایه مضمون و ساختار معنایی انتخاب شوند؛undefined پیوند عرفانی مولانا با متن وحی، با استدلال و تحلیل روشن گرددundefinedو خواننده بتواند هم فهمی عمیق‌تر از مثنوی بیابد و هم پرتوی تازه بر تفسیر آیات قرآن از زاویه حکمت عرفانی مشاهده کند.
این کار، اگر به توفیق الهی به انجام رسد، گامی نو در تاریخ هشتصد ساله شرح مثنوی خواهد بود؛تلاشی برای پیوند دوباره «نی» و «نور»، شعر و وحی، عقل و عشق.
undefined از خدای متعال توفیق اخلاص و استمرار می‌طلبیم،از حضرات معصومین علیهم‌السلام مدد معنوی می‌جوییم،و دل به عنایت خاصه حضرت ولیّ عصر (عج) و شفاعت حضرت صدیقه طاهره (س) می‌سپاریم،تا این مسیر تا پایان مثنوی، و اگر خدا خواهد، تا پایان عمر، به انجام رسد.
این پروژه، نه یک کار شخصی، که یک عهد است؛عهدی برای آن‌که از ابتدا تا انتهای مثنوی معنوی، گام‌به‌گام پیش رویم و منظومه‌ای منسجم از تفسیر تطبیقی قرآن و مولانا فراهم آوریم.
undefined از همه همراهان «نوای نور و نی» درخواست می‌کنیم با دعای خیر، نقد عالمانه و همدلی صمیمانه، ما را در این راه یاری کنند.
باشد که رمضان امسال، آغازی باشد برای فهمی تازه؛فهمی که از استخوان به آگاهی هجرت کند،و از واژه به معنا برسد.

undefinedمحقق: ابوالقاسم صادقی‌نیارکی (نون سه)undefinedundefined رمضان المبارک – سال ششم تأسیس
🥳۱

۹۶

۱۸:۱۲

thumbnail

۹۵

۱۸:۴۲

thumbnail

۹۵

۱۸:۴۲

thumbnail

۹۵

۱۸:۴۲

۷ اسفند ۱۴۰۴
undefined *لطفاً پیش از انتشار این بخش، بر نخستین قسمت داستانیِ مثنوی معنوی ـ دفتر اول ـ تأمل و تدبر فرمایید.

undefined
نکته:* سی‌وپنج بیت پیش از این قسمت، بخشی کلی و سنگین از حیث مفاهیم بنیادین است که ان‌شاءالله در آینده به‌صورت مستقل و مبسوط ارائه خواهد شد.
نخستین حکایت، عملاً از بخش دوم (در ادامه) آغاز می‌شود.

بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او

بشنوید ای دوستان این داستان/خود حقیقت نقدِ حالِ ماست آن

بود شاهی در زمانی پیش ازین/ملک دنیا بودش و هم ملکِ دین

اتّفاقا شاه روزی شد سوار/با خواص خویش از بهر شکار

یک کنیزک دید شه بر شاه‌راه/شد غلام آن کنیزک پادشاه

مرغ جانش در قفس چون می‌طپید/داد مال و آن کنیزک را خرید

چون خرید او را و برخوردار شد/آن کنیزک از قضا بیمار شد

آن یکی خر داشت، پالانش نبود/یافت پالان گرگ خر را در ربود

کوزه بودش آب می‌نامد بدست/آب را چون یافت خود کوزه شکست

شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راست/گفت جان هر دو در دست شماست

جان من سَهلست جان جانم اوست/دردمند و خسته‌ام درمانم اوست

هر که درمان کرد مَر جان مرا/برد گنج و دُرّ و مَرجانِ مرا

جمله گفتندش که جانبازی کنیم/فهم گِرد آریم و انبازی کنیم

هر یکی از ما مسیح عالِمیست/هر الم را در کفِ ما مرهمیست

«گر خدا خواهد» نگفتند از بطر/پس خدا بنمودشان عجز بشر

ترک استثنا مُرادم قَسوتی‌ست/نه همین گفتن که عارِض حالتی‌ست

ای بسا ناورده اِستثنا به گُفت/جان او با جانِ استثناست جفت

هرچه کردند از علاج و از دوا/گشت رنج افزون و حاجت ناروا

آن کنیزک از مرض چون موی شد/چشم شه از اشکِ خون چون جوی شد
از قضا سرکنگبین صَفرا فزود/روغن بادام خشکی می‌نمود

از هلیله قبض شد‌، اطلاق رفت/آب آتش را مدد شد همچو نَفت

۱۰۳

۶:۵۳

۹ اسفند ۱۴۰۴
undefined کانال نوای نور و نی
undefined شیطان؛ یک افسانه قدیمی یا یک واقعیت درونیِ همیشگی؟
چند روز پیش در یکی از گروه‌های فامیلی، لینکی ارسال شد؛ویدیویی از سوگند شیطان که در قرآن آمده است؛ همان جایی که می‌گوید:undefined سوره اعراف، آیه ۱۶–۱۷> قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ> ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ…«گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی، حتماً بر سر راه مستقیم تو برای آنان کمین می‌کنم؛سپس از پیش رو و پشت سر و راست و چپشان بر آنان می‌آیم…»
پس از آن، یکی از اعضای جوان و به‌روز خانواده پاسخی نوشت که خلاصه‌اش این بود:> «مفهوم مذهبیِ شیطان یک اصطلاح قدیمی است. امروز روان‌شناسی و جامعه‌شناسی جای آن را گرفته‌اند. دیگر نیازی به مفهوم شیطان نداریم.»
این سخن، سخن یک ذهن آگاهِ قرن ۲۱ است.و اتفاقاً باید با احترام و دقت به آن پاسخ داد، نه با واکنش احساسی.
undefined اما آیا واقعاً «شیطان» فقط یک اصطلاح کهنه است؟ یا شاید ما هنوز عمق معنای آن را درست نفهمیده‌ایم؟
undefined تحلیل اول: شیطان در قرآن؛ یک موجود بیرونی یا یک سازوکار درونی؟
اگر با دقت به قرآن نگاه کنیم، می‌بینیم شیطان صرفاً یک «هیولای بیرونی» نیست.
undefined سوره ناس، آیه ۵> الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ«آن که در سینه‌های مردم وسوسه می‌کند.»محل فعالیت شیطان در قرآن: صدر انسان است.یعنی درونِ نظام شناختی و عاطفی انسان.
undefined سوره انفال، آیه ۴۸> *وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ
«شیطان اعمالشان را برایشان زیبا جلوه داد.»
اینجا یک نکته بسیار مدرن وجود دارد:
شیطان «تحمیل» نمی‌کند؛
او «زیبا جلوه می‌دهد».
در زبان امروز روان‌شناسی این را چه می‌نامند؟
*Moral Rationalization (توجیه اخلاقی خطا)
*Cognitive Bias (سوگیری شناختی)
*Self-Justification Mechanism (مکانیسم خودتوجیهی)
*Ego Defense Mechanism (سازوکار دفاعیِ خودمحور)
undefined آیا این‌ها همان «تزیین خطا» نیست که در آیات قرآن ۱۴۰۰ سال پیش گفته شده؟

undefined تحلیل دوم: ریشه شیطان در قرآن چیست؟*

undefined *سوره بقره، آیه ۳۴
>
أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ*
شیطان «استکبار» ورزید.
استکبار یعنی چه؟ Narcissistic Ego (خودشیفتگی)
Arrogant Cognitive Rigidity (خشکی شناختی متکبرانه)
Refusal to Accept Truth (امتناع از پذیرش حقیقت)

قرآن، داستان شیطان را با «خودبزرگ‌بینی» آغاز می‌کند.

undefined آیا امروز روان‌شناسی نگفته است که بسیاری از انحراف‌های اخلاقی و اجتماعی، از همین خودمحوری آغاز می‌شود؟


undefined تحلیل سوم: مولانا؛ شیطان را چگونه می‌فهمد؟*

مولانا در مثنوی معنوی (دفتر سوم بیت ۱۰۵۳) می‌گوید:> نفس اژدرهاست او کی مرده است> از غم بی‌آلتی افسرده است
او شیطان را در قالب «نفس» معرفی می‌کند؛یعنی نیرویی درونی، نه صرفاً یک موجود بیرونی.در جای دیگر می‌گوید:> ای برادر تو همان اندیشه‌ای> ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای(مثنوی، دفتر اول)
اگر انسان «اندیشه» است،پس میدان نبرد، میدان فکر است.شیطان در نگاه مولانا یعنی:سیستمِ خودفریبیِ ذهن.
undefined تحلیل چهارم: آیا در عصر تکنولوژی، شیطان از بین رفته است؟سوالهای عمیق:آیا امروز در کشورهای پیشرفته: جنگ وجود ندارد؟
فساد اقتصادی نیست؟
اعتیاد به پورنوگرافی و مواد مخدر نیست؟
افسردگی و خودکشی کاهش یافته؟

اگر شیطان را فقط «موجود شاخ‌دار» ببینیم،طبیعی است که بگوییم دیگر کاربرد ندارد.
اما اگر شیطان را «الگوریتم انحراف در آگاهی» بدانیم چه؟امروز: الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی ما را وارد Addiction Loop (چرخه اعتیاد) می‌کنند.
Echo Chamber (اتاق پژواک) باورهای ما را افراطی‌تر می‌کند.
Consumer Manipulation (دستکاری مصرف‌گرایانه) رفتار ما را هدایت می‌کند.

قرآن چه گفت؟
> «از پیش رو و پشت سر و راست و چپشان می‌آیم.»
یعنی: حمله چندجهتی به آگاهی انسان.

undefined آیا این توصیف شگفت‌آور نیست؟

undefined تحلیل پنجم: قرآن خود میدان درونی را تأیید می‌کند*

undefined سوره شمس، آیه ۸> *فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
در درون انسان هم گرایش به فجور هست و هم تقوا.

پس شیطان = گرایش به فجور
فرشته = گرایش به تقوا

این یک مدل دوگانه از ساختار روان انسان است.

undefined تحلیل ششم: پاسخ به نسل جدید*
می‌توان به آن جوان عزیز چنین گفت:اگر شیطان را یک موجود افسانه‌ای ببینیم،بله، شاید برای ذهن علمی امروز قابل پذیرش نباشد.
اما اگر شیطان را چنین بفهمیم:
> شیطان = مکانیسم خودفریبی + تزیین خطا + خودمحوری متکبرانه + سوگیری شناختی
undefined آیا هنوز هم مفهومش قدیمی است؟
نام‌ها تغییر می‌کنند؛اما پدیده‌ها باقی می‌مانند.
قرآن زبان عصر خود را دارد.روان‌شناسی

۱۰۲

۰:۱۷

زبان عصر ما را.
اما هر دو درباره یک میدان مشترک حرف می‌زنند:undefinedآگاهی انسان.
undefined تحلیل هفتم: سخن پایانی برای نسل فناوری
در عصر هوش مصنوعی،خطر اصلی نه ربات‌ها هستند،نه متاورس،نه الگوریتم‌ها.
خطر اصلی:
خودفریبیِ درونیِ انسان است.
و قرآن هزار و چهارصد سال پیش،نام آن را گذاشت:
undefinedشیطان
نه برای ترساندن،بلکه برای آگاه کردن.
undefined اگر شیطان را شاخ‌دار ببینی، انکارش می‌کنی.اگر شیطان را خودمحوریِ توجیه‌گر ببینی، هر روز با او روبه‌رو می‌شوی.

undefinedگفت‌وگویی برای بیداری، نه برای جدال.
https://chat.whatsapp.com/F7ZB65BqJHr8iLxxUS2ZD4undefined بله:https://ble.ir/n3_navaye_noor_o_ney
undefined YouTube, Telegram & Instagram: @N3_Navaye_Noor_o_Ney
undefined محقق: دکتر ابوالقاسم صادقی نیارکی (نون سه)
undefined۱

۱۱۸

۰:۱۷

۲۸ فروردین
undefinedکانال نوای نور و نی
undefined نکات مهم در مورد شب قدر با توجه به آیات ۱۱ سجده، ۴۲ و ۵۴ زمر و ۱۵ لقمان و با توجه به سه معادله انگلیسی کلمه قدر در این قسمت بیان می شود.
undefined Night of Measures شب اقداماتundefined Night of determination شب عزمundefined Night of Decreeشب گرفتن فرمان و امر از عالم امر

https://chat.whatsapp.com/F7ZB65BqJHr8iLxxUS2ZD4
undefinedما در شب قدر باید بمیریم بصورت مردن اختیاری و از جنس "انیب" .

undefinedاول ببینیم "انیب"، "منیب"، انابه به چه معنی هست و چه تفاوتی با توبه دارد:

undefinedاصل در لغت نوب، فرود آمدن در جایگاهی با اختیار و قصد است که از مصادیق آن جانشین کسی شدن و بازگشت به مکانی از روی قصد است و انابه را برای تعدیه و عبارت از آن دانسته‌اند که شخصی، دیگری یا خودش را در مقامی فرود آورد.[ التحقیق، ج۱۲، ص۲۶۹، «نوب».]

undefinedبه معنای بازگشت چیزی به صورت مکرر است.
به زنبور عسل نیز چون پیوسته به کندویش باز می‌گردد نُوب می‌گویند


undefinedبعضی نیز احتمال داده‌اند انابه معتلّ‌یایی از «ناب» به معنای انقطاع باشد.[ تفسیر موضوعی، ج۱۲، ص۱۶۸.]
«ناب» به معنای دندان نیش نیز آمده است[لسان‌العرب، ج۱۴، ص۳۴۵، «نیب».]که با آن چیزی را قطع می‌کنند.
براساس معنای لغوی اگر انابه از نوب باشد انابه به سوی خدا به معنای بازگشت به اوست و اگر از ناب باشد، به معنای انقطاع کامل به سوی خدای سبحان است.[فطرت در قرآن، ص۱۶۸.]

undefinedعرفا انابه را منزل چهارم از ۱۰۰ منزل سلوک به سوی خدا دانسته{منازل السائرین، ص۱۶}

undefinedدر تفاوت توبه و انابه نظرات گوناگون دیگری نیز ارائه شده است؛ از جمله:
۱. توبه پشیمانی از فعل و انابه ترک گناهان و شاهد آن قول امام سجاد(علیه السلام)است: «اللهم ان یکن الندم توبةً إلیک فأنا أندم النادمین و ان یکن الترک لمعصیتک انابةً فأنا أوّل المنیبین = خدایا، اگر پشیمانی توبه است پس من پشیمان‌ترین پشیمانان هستم و اگر ترک معصیت انابه است پس من اولین انابه کنندگانم».[۴۰]
۲. توبه در افعال ظاهری است و انابه در امور باطنی.
۳. توبه رهبت (ترس و بیم) است و انابه رغبت (اشتیاق).
۴. انابه مقامی پس از مقام توبه است.
۵. توبه بازگشت از معصیت به اطاعت و انابه بازگشت از غفلت به ذکر و فکر است.
۶. اگر سبب بازگشت، ترس از عقوبت باشد، توبه و اگر رغبت در ثواب باشد انابه است.
۷. انابه بازگشت بنده است به خدای خویش با دل و همت؛ ولی توبه بازگشت بنده است از معصیت به اطاعت. (https://fa.wikifeqh.ir/)


undefinedپس انیب یعنی مرگ و برگشت بصورت مختار هست. پس در شب قدر ما باید قدر و اندازه و برنامه ریزی می کنیم که اینکه چقدر مردیم یا چقدر در سال آینده خواهیم مردundefined

undefined
حالا یک مثال عالی برای درک مرگ*
مردن یعنی مثل حالتی که خلبان اتوپایلوت می گذارد هواپیما را و می رود یک لیوان آب یا یک غذایی بخورد. خلبان به سیستم هوشمند ناوبری ایمان دارد و اجازه می دهد کل هواپیما از این سیستم فرمان ببرد . رفتن خلبان از پشت فرمان هواپیما مانند رفتن روح از جسم
undefined حالا ما سه حالت مرگ داریم
undefined در حالت شماره یک که در حالت مرگ "روح"برای همیشه می رود (۱۱ سجده که ملک الموت روح را برای همیشه به فرمان خدا می برد )
undefined در حالت مرگ، ملک الموت مامور گرفتن روح از جسم undefined ۱۱ سجدةقُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَﺑﮕﻮ: «ﻓﺮﺷﺘﻪ ی ﻣﺮﮒ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﮔﻤﺎﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ، ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺷﻤﺎ (ﺗﻦ ﻭ ﺟﺎﻧﺘﺎﻥ) ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎم ﻭ ﻛﻤﺎﻝ ﺑﺮﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ، ﺳﭙﺲ ﺳﻮی ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ.»

undefined در حالت دوم که در حالت خواب ، "روح" برای چند ساعت می رود(۴۲ زمر خدا می برد نه ملک الموت یا فرشته)
undefined در حالت خواب، خدا بصورت موقت روح را از جسم می کشد بیرون دوباره برمی گرداند.undefined ۴۲ زمراللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَﺧﺪﺍ ﺟﺎﻥ ﻫﺎی ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎم ﻣﺮﮔﺸﺎﻥ (ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﻲ) ﻫﻤﻲ ﻣﻲ ﺳﺘﺎﻧﺪ، ﻭ ﺟﺎﻥ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﺸﺎﻥ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ (ﻗﺒﺾ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ). ﭘﺲ ﺟﺎﻥ ﻫﺎی ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺑﺮﺷﺎﻥ ﺣﺘﻤﻲ ﻛﺮﺩﻩ (ﺑﺮﻭﻥ ﺑﺪﻥ) ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺁﻥ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻣﻌﻴﻦ (ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎ) ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﺪ. ﻗﻄﻌﺎً ﺩﺭ ﺍﻳﻦ (ﺍﻣﺮ) ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ (ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍ) ﺍﺳﺖ.

undefined حالت سوم نه مرگ و نه خواب بلکه حالت انیب و مردن اختیاری همان که مولانا گفت انسان روح و نفس را از جسم می کشه بیرون و فرمان را می دهد به خدا . ). در شب قدر ما باید اندازه بگیریم در سال جدید چقدر می توانیم فرمان را بدهیم به سیستم هوشمند الهی و همان اطمینانی که یک خلبان به سیستم هوشمند ناوبری هواپیما دارد ما هم به سیستم فوق هوشمند الهی داشته باشیمundefined
undefinedحالت بازگشت مختارن

۶۷

۱۵:۱۶