به زودی کلیدهای عملی این آیه و اشعار مرتبط مولانا
لطفا تدبر نمایید ....
لطفا تدبر نمایید ....
۹۷
۸:۴۹
۹۸
۸:۴۹
همزمان با طلوع ماه مبارک رمضان ـ ماه نزول قرآن، ماه تزکیه جان و مهندسی اندیشه ـ و در آستانه ششمین سال تأسیس* کانال «نوای نور و نی»، فصلی تازه از سلوک علمی و عرفانی را آغاز میکنیم.
شش سال پیش، این خانه کوچک نور، با نیت پیوند دلها به حقیقت و آشتی اندیشه با معنویت بنا شد. امروز، به فضل الهی، گام در مسیری عمیقتر و گستردهتر مینهیم:
با رویکردی تلفیقی و روشمند میان قرآن کریم و اندیشه مولانا
در این طرح، قصد آن است که مثنوی معنوی ـ این اقیانوس حکمت هشتصدساله ـ نه صرفاً بهصورت ادبی، بلکه در نسبت زنده و پویا با آیات قرآن کریم تفسیر شود؛تفسیری موضوعمحور، منسجم و روشمند، که در آن:
این کار، اگر به توفیق الهی به انجام رسد، گامی نو در تاریخ هشتصد ساله شرح مثنوی خواهد بود؛تلاشی برای پیوند دوباره «نی» و «نور»، شعر و وحی، عقل و عشق.
این پروژه، نه یک کار شخصی، که یک عهد است؛عهدی برای آنکه از ابتدا تا انتهای مثنوی معنوی، گامبهگام پیش رویم و منظومهای منسجم از تفسیر تطبیقی قرآن و مولانا فراهم آوریم.
باشد که رمضان امسال، آغازی باشد برای فهمی تازه؛فهمی که از استخوان به آگاهی هجرت کند،و از واژه به معنا برسد.
🥳۱
۹۶
۱۸:۱۲
۹۵
۱۸:۴۲
۹۵
۱۸:۴۲
۹۵
۱۸:۴۲
بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بشنوید ای دوستان این داستان/خود حقیقت نقدِ حالِ ماست آن
بود شاهی در زمانی پیش ازین/ملک دنیا بودش و هم ملکِ دین
اتّفاقا شاه روزی شد سوار/با خواص خویش از بهر شکار
یک کنیزک دید شه بر شاهراه/شد غلام آن کنیزک پادشاه
مرغ جانش در قفس چون میطپید/داد مال و آن کنیزک را خرید
چون خرید او را و برخوردار شد/آن کنیزک از قضا بیمار شد
آن یکی خر داشت، پالانش نبود/یافت پالان گرگ خر را در ربود
کوزه بودش آب مینامد بدست/آب را چون یافت خود کوزه شکست
شه طبیبان جمع کرد از چپّ و راست/گفت جان هر دو در دست شماست
جان من سَهلست جان جانم اوست/دردمند و خستهام درمانم اوست
هر که درمان کرد مَر جان مرا/برد گنج و دُرّ و مَرجانِ مرا
جمله گفتندش که جانبازی کنیم/فهم گِرد آریم و انبازی کنیم
هر یکی از ما مسیح عالِمیست/هر الم را در کفِ ما مرهمیست
«گر خدا خواهد» نگفتند از بطر/پس خدا بنمودشان عجز بشر
ترک استثنا مُرادم قَسوتیست/نه همین گفتن که عارِض حالتیست
ای بسا ناورده اِستثنا به گُفت/جان او با جانِ استثناست جفت
هرچه کردند از علاج و از دوا/گشت رنج افزون و حاجت ناروا
آن کنیزک از مرض چون موی شد/چشم شه از اشکِ خون چون جوی شد
از قضا سرکنگبین صَفرا فزود/روغن بادام خشکی مینمود
از هلیله قبض شد، اطلاق رفت/آب آتش را مدد شد همچو نَفت
۱۰۳
۶:۵۳
چند روز پیش در یکی از گروههای فامیلی، لینکی ارسال شد؛ویدیویی از سوگند شیطان که در قرآن آمده است؛ همان جایی که میگوید:
پس از آن، یکی از اعضای جوان و بهروز خانواده پاسخی نوشت که خلاصهاش این بود:> «مفهوم مذهبیِ شیطان یک اصطلاح قدیمی است. امروز روانشناسی و جامعهشناسی جای آن را گرفتهاند. دیگر نیازی به مفهوم شیطان نداریم.»
این سخن، سخن یک ذهن آگاهِ قرن ۲۱ است.و اتفاقاً باید با احترام و دقت به آن پاسخ داد، نه با واکنش احساسی.
اگر با دقت به قرآن نگاه کنیم، میبینیم شیطان صرفاً یک «هیولای بیرونی» نیست.
«شیطان اعمالشان را برایشان زیبا جلوه داد.»
اینجا یک نکته بسیار مدرن وجود دارد:
شیطان «تحمیل» نمیکند؛
او «زیبا جلوه میدهد».
در زبان امروز روانشناسی این را چه مینامند؟
*Moral Rationalization (توجیه اخلاقی خطا)
*Cognitive Bias (سوگیری شناختی)
*Self-Justification Mechanism (مکانیسم خودتوجیهی)
*Ego Defense Mechanism (سازوکار دفاعیِ خودمحور)
> أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ*شیطان «استکبار» ورزید.
استکبار یعنی چه؟ Narcissistic Ego (خودشیفتگی)
Arrogant Cognitive Rigidity (خشکی شناختی متکبرانه) Refusal to Accept Truth (امتناع از پذیرش حقیقت)
قرآن، داستان شیطان را با «خودبزرگبینی» آغاز میکند.
مولانا در مثنوی معنوی (دفتر سوم بیت ۱۰۵۳) میگوید:> نفس اژدرهاست او کی مرده است> از غم بیآلتی افسرده است
او شیطان را در قالب «نفس» معرفی میکند؛یعنی نیرویی درونی، نه صرفاً یک موجود بیرونی.در جای دیگر میگوید:> ای برادر تو همان اندیشهای> ما بقی تو استخوان و ریشهای(مثنوی، دفتر اول)
اگر انسان «اندیشه» است،پس میدان نبرد، میدان فکر است.شیطان در نگاه مولانا یعنی:سیستمِ خودفریبیِ ذهن.
فساد اقتصادی نیست؟ اعتیاد به پورنوگرافی و مواد مخدر نیست؟
افسردگی و خودکشی کاهش یافته؟
اگر شیطان را فقط «موجود شاخدار» ببینیم،طبیعی است که بگوییم دیگر کاربرد ندارد.
اما اگر شیطان را «الگوریتم انحراف در آگاهی» بدانیم چه؟امروز: الگوریتمهای شبکههای اجتماعی ما را وارد Addiction Loop (چرخه اعتیاد) میکنند.
Echo Chamber (اتاق پژواک) باورهای ما را افراطیتر میکند. Consumer Manipulation (دستکاری مصرفگرایانه) رفتار ما را هدایت میکند.
قرآن چه گفت؟
> «از پیش رو و پشت سر و راست و چپشان میآیم.»
یعنی: حمله چندجهتی به آگاهی انسان.
در درون انسان هم گرایش به فجور هست و هم تقوا.
پس شیطان = گرایش به فجور
فرشته = گرایش به تقوا
این یک مدل دوگانه از ساختار روان انسان است.
اما اگر شیطان را چنین بفهمیم:
> شیطان = مکانیسم خودفریبی + تزیین خطا + خودمحوری متکبرانه + سوگیری شناختی
نامها تغییر میکنند؛اما پدیدهها باقی میمانند.
قرآن زبان عصر خود را دارد.روانشناسی
۱۰۲
۰:۱۷
زبان عصر ما را.
اما هر دو درباره یک میدان مشترک حرف میزنند:
آگاهی انسان.
تحلیل هفتم: سخن پایانی برای نسل فناوری
در عصر هوش مصنوعی،خطر اصلی نه رباتها هستند،نه متاورس،نه الگوریتمها.
خطر اصلی:
خودفریبیِ درونیِ انسان است.
و قرآن هزار و چهارصد سال پیش،نام آن را گذاشت:
شیطان
نه برای ترساندن،بلکه برای آگاه کردن.
اگر شیطان را شاخدار ببینی، انکارش میکنی.اگر شیطان را خودمحوریِ توجیهگر ببینی، هر روز با او روبهرو میشوی.
گفتوگویی برای بیداری، نه برای جدال.
https://chat.whatsapp.com/F7ZB65BqJHr8iLxxUS2ZD4
بله:https://ble.ir/n3_navaye_noor_o_ney
YouTube, Telegram & Instagram: @N3_Navaye_Noor_o_Ney
محقق: دکتر ابوالقاسم صادقی نیارکی (نون سه)
اما هر دو درباره یک میدان مشترک حرف میزنند:
در عصر هوش مصنوعی،خطر اصلی نه رباتها هستند،نه متاورس،نه الگوریتمها.
خطر اصلی:
خودفریبیِ درونیِ انسان است.
و قرآن هزار و چهارصد سال پیش،نام آن را گذاشت:
نه برای ترساندن،بلکه برای آگاه کردن.
https://chat.whatsapp.com/F7ZB65BqJHr8iLxxUS2ZD4
۱۱۸
۰:۱۷
https://chat.whatsapp.com/F7ZB65BqJHr8iLxxUS2ZD4
به زنبور عسل نیز چون پیوسته به کندویش باز میگردد نُوب میگویند
«ناب» به معنای دندان نیش نیز آمده است[لسانالعرب، ج۱۴، ص۳۴۵، «نیب».]که با آن چیزی را قطع میکنند.
براساس معنای لغوی اگر انابه از نوب باشد انابه به سوی خدا به معنای بازگشت به اوست و اگر از ناب باشد، به معنای انقطاع کامل به سوی خدای سبحان است.[فطرت در قرآن، ص۱۶۸.]
۱. توبه پشیمانی از فعل و انابه ترک گناهان و شاهد آن قول امام سجاد(علیه السلام)است: «اللهم ان یکن الندم توبةً إلیک فأنا أندم النادمین و ان یکن الترک لمعصیتک انابةً فأنا أوّل المنیبین = خدایا، اگر پشیمانی توبه است پس من پشیمانترین پشیمانان هستم و اگر ترک معصیت انابه است پس من اولین انابه کنندگانم».[۴۰]
۲. توبه در افعال ظاهری است و انابه در امور باطنی.
۳. توبه رهبت (ترس و بیم) است و انابه رغبت (اشتیاق).
۴. انابه مقامی پس از مقام توبه است.
۵. توبه بازگشت از معصیت به اطاعت و انابه بازگشت از غفلت به ذکر و فکر است.
۶. اگر سبب بازگشت، ترس از عقوبت باشد، توبه و اگر رغبت در ثواب باشد انابه است.
۷. انابه بازگشت بنده است به خدای خویش با دل و همت؛ ولی توبه بازگشت بنده است از معصیت به اطاعت. (https://fa.wikifeqh.ir/)
۶۷
۱۵:۱۶