لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نفس باد صبان
۸۲ عضو

نفس باد صبا

هر روز همراه حافظ شو
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ تیر
thumbnail
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
undefined۱

۴۱

۲۰:۴۹

۱ مرداد
thumbnail
بر در شاهم گدایی نکته‌ ای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
undefined۲

۴۳

۱۹:۳۷

۳ مرداد
thumbnail
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدشبر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منالمرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کارکار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریستراهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
undefined۲

۴۸

۱۳:۴۶

۵ مرداد
thumbnail
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود استبدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی
undefined۲

۴۱

۱۹:۴۲

۷ مرداد
thumbnail
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد استچو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بودکه جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانهکه این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آورکه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زرکه جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظکه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
undefined۲

۴۰

۴:۳۵

۸ مرداد
thumbnail
جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گداچشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریمبعد منزل نبود در سفر روحانی
سر عاشق که نه خاک در معشوق بودکی خلاصش بود از محنت سرگردانی
ای نسیم سحری خاک در یار بیارکه کند حافظ از او دیده دل نورانی
undefined۲

۸۵

۹:۰۶

۱۷ مرداد
thumbnail
نظر پاک تواند رخ جانان دیدنکه در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد
undefined۲

۲۹

۱۵:۳۱

۱۸ مرداد
thumbnail
در طریقت هر چه پیشِ سالک آید خیرِ اوست  در صراطِ مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
undefined۲

۲۹

۱۸:۵۴

۱۹ مرداد
thumbnail
زیر بارند درختان که تعلق دارندای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوانتا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد
undefined۲

۲۳

۱۹:۱۳

۲۱ مرداد
thumbnail
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنانکه به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداختگفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بودبنده من شو و برخور ز همه سیمتنان
کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورزتا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داریشادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش بادگفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسلمرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایماز می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
undefined۱

۱۱

۱۰:۱۱