چرا این رویهی سخیف چادر پوشوندن به مجرم و متهم تموم نمیشه؟مگر نگفته بودید این الزام برداشته شده؟ پس چیه این دوباره؟ کلاً چرا دوست دارن روی تصمیمهای غلط اصرار کنن؟در روش حکمرانی، پشتشون به چی گرمه که توپ تکونشون نمیده؟
@nafasiat
@nafasiat
۵۸
۱۳:۲۲
بارها شده با آدمها و سگهاشون در خیابون به مشکل خوردم.فرقی نداره سگ کوچیک یا بزرگ،ترجیح میدم مسیرم رو عوض کنم چون بعد از تجربهی حملهی سگی که داشتم، واقعاً نمیتونم راحت از کنارشون رد بشم.
مشکل کجاست؟ جایی که صاحب سگ میخواد بهزور بهت بفهمونه که سگش خیلی مهربونه و با کسی کاری نداره و تو هم باید بهش عشق بورزی!اینجاست که اون روی سگم میاد بالا و باهاشون به مشکل میخورم :)))
والا به خدا!سگه پریده بهم، به صاحبش میگم خانم جمعش کن بهش قلاده بزن!میگه نترس آقا کاری نداره که خیلی مهربونه!گفتم بعضیها فوبیا دارن!میگه آخی! تو بچگی بهتون سگ حمله کرده؟
تو مگه روانشناسی زن؟! جمع کن سگت رو تا لگد نزدم بهش!
حالا اینا که سگهای کوچولو و بانمکن. اینهایی که با خودشون گرگ میارن تو خیابون رو واقعاً باید جریمه کرد!!!
پ.ن: این ویدئو رو هم دیدم، ترسم بیشتر شد. مطمئنم صاحب سگ آخر ویدئو داره میگه نترس عزیزم! فلانی جون خیلی مهربونه!
@nafasiat
مشکل کجاست؟ جایی که صاحب سگ میخواد بهزور بهت بفهمونه که سگش خیلی مهربونه و با کسی کاری نداره و تو هم باید بهش عشق بورزی!اینجاست که اون روی سگم میاد بالا و باهاشون به مشکل میخورم :)))
والا به خدا!سگه پریده بهم، به صاحبش میگم خانم جمعش کن بهش قلاده بزن!میگه نترس آقا کاری نداره که خیلی مهربونه!گفتم بعضیها فوبیا دارن!میگه آخی! تو بچگی بهتون سگ حمله کرده؟
تو مگه روانشناسی زن؟! جمع کن سگت رو تا لگد نزدم بهش!
حالا اینا که سگهای کوچولو و بانمکن. اینهایی که با خودشون گرگ میارن تو خیابون رو واقعاً باید جریمه کرد!!!
پ.ن: این ویدئو رو هم دیدم، ترسم بیشتر شد. مطمئنم صاحب سگ آخر ویدئو داره میگه نترس عزیزم! فلانی جون خیلی مهربونه!
@nafasiat
۴۱
۱۱:۰۶
نَفَسيات :)
در قرآن به چهار زن وحی شده. یعنی چهار زن هستند که خداوند مستقیماً یا از طریق جبرائیل و فرشتگان با اونها گفتوگو کرده. حوا، سارا، یوکابد و مریم... بعد جالبه که مفسران اونقدر تحت تاثیر نگرشهای مردسالارانهشون بودن که نتونستن این رو بپذیرن و اومدن گفتن منظور از وحی، الهام بوده! قرآن مگه باهاتون تعارف داشت؟ صراحتاً میگه جبرائیل با سارا و مریم گفتوگو کرده، چهجوری میگید الهام؟ اینقدر سخته به جای پایبندی به ارزشهای مردسالاری، به صراحت قرآن پایبند باشید؟ اینقدر سخته بپذیرید قرآن ضد زن نیست؟ @nafasiat
تویی که دیسلایک دادی، نمیدونم کی هستی.
یا اعتقاد داری قرآن از صحبت کردن خدا با زنان چیزی نگفته، که خب اشتباه میکنی و این واضحه.
یا اعتقاد داری مفسران مردسالار نبودن، که خب پس بگو چرا تصریح قرآن به نزول وحی بر زنان رو تحریف کردن؟
یا اینکه میگی قرآن ضد زنه، که خب بیا دربارهش گفتوگو کنیم عزیزم.
@nafasiat
یا اعتقاد داری قرآن از صحبت کردن خدا با زنان چیزی نگفته، که خب اشتباه میکنی و این واضحه.
یا اعتقاد داری مفسران مردسالار نبودن، که خب پس بگو چرا تصریح قرآن به نزول وحی بر زنان رو تحریف کردن؟
یا اینکه میگی قرآن ضد زنه، که خب بیا دربارهش گفتوگو کنیم عزیزم.
@nafasiat
۳۲
۱۶:۲۹
۳۴
۱۷:۳۵
متأسّفانه سانسورچی از دستش در رفت و گریم اصلی رو توی یک فریم نمایش داد و اسلام به خطر افتاد!
زنگ بزنید ١۶٢ شکایت کنید که چرا توی این فریم اون چهارپر کلاهگیس رو نپوشوندن و موجب انحراف مردم شدن؟
کارگردان و گریمور و بازیگر و اینا که حقی ندارن! هر چی سانسورچی بگه!
@nafasiat
زنگ بزنید ١۶٢ شکایت کنید که چرا توی این فریم اون چهارپر کلاهگیس رو نپوشوندن و موجب انحراف مردم شدن؟
کارگردان و گریمور و بازیگر و اینا که حقی ندارن! هر چی سانسورچی بگه!
@nafasiat
۳۴
۱۷:۳۵
دقیقاً در تایمی از زندگیم که هزارتا کار ریخته سرم و وقت سر خاروندن ندارم،برای مدیریت درست زمان چیکار میکنم؟
آفرین! یک پازل شونصدهزار تکهی دیگه با دشوارترین طرح ممکن رو شروع میکنم
@nafasiat
آفرین! یک پازل شونصدهزار تکهی دیگه با دشوارترین طرح ممکن رو شروع میکنم
@nafasiat
۳۴
۱۸:۲۰
من واقعاً پازل درست کردن رو دوست دارم. مخصوصاً اگر طرحش شگفتانگیز باشه! این پازل نقاشی «تراس کافه در شب» اثر ونگوگ سخت بود و سخت بود و سخت اما نتیجه واقعاً زیباست!
@nafasiat
@nafasiat
۳۷
۱۸:۲۵
این تابلوی «کویر» اثر کاظم چلیپا رو هم خیلی میدوستم...
که شهیدانِ کهاند این همه گلگونکفنان...
@nafasiat
که شهیدانِ کهاند این همه گلگونکفنان...
@nafasiat
۴۴
۱۸:۳۱
بازارسال شده از تداعیات
از آباژور تا حریر؛ تکنولوژی در خدمت استانداردسازی زنان
١. سالها قبل استفادهی تلویزیون از آباژور برای سانسور پوشش زنان در فیلمهای غیرایرانی به یک لطیفهی ژورنالی تبدیل شده بود. کیفیت پایین این سانسورهای دیجیتالی با گلدان و آباژورهایی که با حرکت بازیگر زن تکان میخوردند، موضوع خوبی برای خندیدن بود. هر چه زمان گذشت و تکنولوژی پیشرفت کرد، سانسور هم حرفهایتر و مترقیتر شد! دیگر مجری (یا همان سانسورچی) میتوانست بافتهای گوناگون پارچه را در طرحها و رنگهای مختلف بهکار ببرد و اگر خوشذوق بود، جوری قسمتهای ناپنهان بدن بازیگر زن را بپوشاند که هیچجور نفهمی که این شخصیت در نسخهی اصلی به جای کت و دامن، یک دکلتهی بالای زانو پوشیده!
٢. دربارهی فیلمهای غیرایرانی این سانسور موجه بود چون سبک پوشش عمومی زنان با آنچه عرف جامعهی ایرانی مجاز میدانست، تفاوت جدی داشت. حد سانسور البته هیچوقت یکسان نبود. در شبکههای پربیننده آستین تا میانهی بازو پوشانده میشد و پایین لباس تا بالای مچ پا. در شبکهی چهار و نمایش خانگی کمی منعطفتر بود و پوشاندن شانه و ران تا زانو کفایت میکرد. این اواخر لباس دیجیتالیای که برای قسمت قفسهی سینه بهکار میرفت هم کوتاهتر شده بود تا گردنبند احتمالی زیر لباس پنهان نشود. البته بود مواردی که فرد اصلاحکننده (سانسورچی) به سلیقهی خودش یک گردنبند جدید به گردن بازیگر میانداخت!
٣. این رویه مدتی به فیلمهای ایرانی هم رسید. تلویزیون برای سالها فیلمهای سینمایی خودمان را به دلیل عدم رعایت کامل حجاب پخش نمیکرد. معدود فیلمهایی بود که به دلیل محتوای آن، میشد از خیر خطموی آشکار بازیگران زن گذشت و آن را پخش کرد. اما مشخص نیست کدام مدیر خلّاقی به این نتیجه رسید که از تکنولوژی آباژوری برای فیلمهای ایرانی استفاده شود. نتیجه این شد که نیموجب موهایی که از زیر روسری آشکار بود، با پارچههای دیجیتالی پنهان شد و تصاویر غریبی ایجاد کرد. موهای چتری یا فِر روی پیشانی علناً نمیتوانست با روسری پوشانده شود و در حرکات بازیگران تکان میخورد و پارچههای دیجیتالی هم به رقص میآمدند. بعدها در شبکهی نمایش خانگی، این نوع حجابگذاری برای بازیگران زن سریال عاشقانه منجر به جنجالهای بسیاری شد و یکی از بازیگران به طنز از مدیران بهخاطر استخدام افراد حرفهای و با ذوق برای این کار تشکر کرد.
۴. با پیشرفت تکنولوژی، حالا این استانداردسازی بسیار سادهتر از گذشته شده و ابزارهای هوش مصنوعی جور بیسلیقگی ناظران و مجریان را هم میکشد. اما نکتهی قابل تامل آنجاست که با پیشرفت ابزار و امکان دخل و تصرف بیشتر، مرزهای پوشش استاندارد هم سختگیرانهتر میشود. نمونهی حال حاضر را در سریال رویای نیمه شب شاهد هستیم که چند سالی توقیف بود و این شبها به مدد هوش مصنوعی و تکنولوژی از محاق توقیف خارج شده. در این اثر تاریخی برای باورپذیری طراحی چهره، زنان دربار از گیسوان مصنوعی زیر سربند و تاج استفاده کردهاند. این نوع گریم در تلویزیون ایران سابقه داشته اما مجریان استانداردسازی (همان سانسورچی) تاب نیاوردند و بازیگران زن را به دست تکنولوژی سپردند تا پارچههای حریر جای آباژور را بگیرد و خدای نکرده نمایش یک وجب موی مصنوعی دختر حاکم ظالم حلّه در عهد مغول، بدآموزی نداشته باشد!
۵. مورد عجیبتر اینکه بازیگر زن عرب سریال هم از این استانداردسازی مستثنی نشده و گیسوان او هم با پارچههای اعلای زربافت پوشیده شده است. احتمالا اگر گروه سازنده میدانست که تکنولوژی به ناظران امکان میدهد چنین تصرفی در نسخهی نهایی اثر داشته باشند، هیچگاه زحمت اجرای ظریف آن گریمها و استفاده از بازیگر غیر ایرانی را متحمل نمیشد. چهبسا بازیگران نیز حاضر نمیشدند در نقشی بازی کنند که گریمش هیچ باورپذیر نیست.
۶. فارغ از حق معنوی گروه تولید، پرسش و محل تأمل آنجاست که چه در ذهن ناظران میگذرد که تصویر پیشتر پذیرفته شده را تاب نمیآورند و به خود اجازه میدهند آن را تغییر دهند؟ اگر نمایش گیسوان زنان غیرایرانی یا گیسوان مصنوعی زنان ایرانی در آثار تاریخی مجاز نیست، چرا برای سالها این تصویر از تلویزیون نمایش داده شده و همچنان نیز بازپخش میشود؟ اگر برای نمونه در زمان ساخت سریال یوسف پیامبر هم تکنولوژی اجازه میداد، زنان دربار مصر محجبه میشدند؟ و اساساً آیا این توهین به شعور مخاطب نیست که چون امکانش را داریم، باید در تصویر زنان دست ببریم و همه را استاندارد کنیم؟ چون متولی رسانهایم، میتوانیم بر سر اشرافزادهی مغول و ریاضیدان برجستهی مقیم خارج و زن معمولی ایرانی، به یک شکل حجاب بگذاریم؟ چهکسی بناست به این پرسش پاسخ دهد؟
روح الله طالبی توتیپژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان
#حجاب #رویای_نیمه_شب #زنان
@tadaeeat
١. سالها قبل استفادهی تلویزیون از آباژور برای سانسور پوشش زنان در فیلمهای غیرایرانی به یک لطیفهی ژورنالی تبدیل شده بود. کیفیت پایین این سانسورهای دیجیتالی با گلدان و آباژورهایی که با حرکت بازیگر زن تکان میخوردند، موضوع خوبی برای خندیدن بود. هر چه زمان گذشت و تکنولوژی پیشرفت کرد، سانسور هم حرفهایتر و مترقیتر شد! دیگر مجری (یا همان سانسورچی) میتوانست بافتهای گوناگون پارچه را در طرحها و رنگهای مختلف بهکار ببرد و اگر خوشذوق بود، جوری قسمتهای ناپنهان بدن بازیگر زن را بپوشاند که هیچجور نفهمی که این شخصیت در نسخهی اصلی به جای کت و دامن، یک دکلتهی بالای زانو پوشیده!
٢. دربارهی فیلمهای غیرایرانی این سانسور موجه بود چون سبک پوشش عمومی زنان با آنچه عرف جامعهی ایرانی مجاز میدانست، تفاوت جدی داشت. حد سانسور البته هیچوقت یکسان نبود. در شبکههای پربیننده آستین تا میانهی بازو پوشانده میشد و پایین لباس تا بالای مچ پا. در شبکهی چهار و نمایش خانگی کمی منعطفتر بود و پوشاندن شانه و ران تا زانو کفایت میکرد. این اواخر لباس دیجیتالیای که برای قسمت قفسهی سینه بهکار میرفت هم کوتاهتر شده بود تا گردنبند احتمالی زیر لباس پنهان نشود. البته بود مواردی که فرد اصلاحکننده (سانسورچی) به سلیقهی خودش یک گردنبند جدید به گردن بازیگر میانداخت!
٣. این رویه مدتی به فیلمهای ایرانی هم رسید. تلویزیون برای سالها فیلمهای سینمایی خودمان را به دلیل عدم رعایت کامل حجاب پخش نمیکرد. معدود فیلمهایی بود که به دلیل محتوای آن، میشد از خیر خطموی آشکار بازیگران زن گذشت و آن را پخش کرد. اما مشخص نیست کدام مدیر خلّاقی به این نتیجه رسید که از تکنولوژی آباژوری برای فیلمهای ایرانی استفاده شود. نتیجه این شد که نیموجب موهایی که از زیر روسری آشکار بود، با پارچههای دیجیتالی پنهان شد و تصاویر غریبی ایجاد کرد. موهای چتری یا فِر روی پیشانی علناً نمیتوانست با روسری پوشانده شود و در حرکات بازیگران تکان میخورد و پارچههای دیجیتالی هم به رقص میآمدند. بعدها در شبکهی نمایش خانگی، این نوع حجابگذاری برای بازیگران زن سریال عاشقانه منجر به جنجالهای بسیاری شد و یکی از بازیگران به طنز از مدیران بهخاطر استخدام افراد حرفهای و با ذوق برای این کار تشکر کرد.
۴. با پیشرفت تکنولوژی، حالا این استانداردسازی بسیار سادهتر از گذشته شده و ابزارهای هوش مصنوعی جور بیسلیقگی ناظران و مجریان را هم میکشد. اما نکتهی قابل تامل آنجاست که با پیشرفت ابزار و امکان دخل و تصرف بیشتر، مرزهای پوشش استاندارد هم سختگیرانهتر میشود. نمونهی حال حاضر را در سریال رویای نیمه شب شاهد هستیم که چند سالی توقیف بود و این شبها به مدد هوش مصنوعی و تکنولوژی از محاق توقیف خارج شده. در این اثر تاریخی برای باورپذیری طراحی چهره، زنان دربار از گیسوان مصنوعی زیر سربند و تاج استفاده کردهاند. این نوع گریم در تلویزیون ایران سابقه داشته اما مجریان استانداردسازی (همان سانسورچی) تاب نیاوردند و بازیگران زن را به دست تکنولوژی سپردند تا پارچههای حریر جای آباژور را بگیرد و خدای نکرده نمایش یک وجب موی مصنوعی دختر حاکم ظالم حلّه در عهد مغول، بدآموزی نداشته باشد!
۵. مورد عجیبتر اینکه بازیگر زن عرب سریال هم از این استانداردسازی مستثنی نشده و گیسوان او هم با پارچههای اعلای زربافت پوشیده شده است. احتمالا اگر گروه سازنده میدانست که تکنولوژی به ناظران امکان میدهد چنین تصرفی در نسخهی نهایی اثر داشته باشند، هیچگاه زحمت اجرای ظریف آن گریمها و استفاده از بازیگر غیر ایرانی را متحمل نمیشد. چهبسا بازیگران نیز حاضر نمیشدند در نقشی بازی کنند که گریمش هیچ باورپذیر نیست.
۶. فارغ از حق معنوی گروه تولید، پرسش و محل تأمل آنجاست که چه در ذهن ناظران میگذرد که تصویر پیشتر پذیرفته شده را تاب نمیآورند و به خود اجازه میدهند آن را تغییر دهند؟ اگر نمایش گیسوان زنان غیرایرانی یا گیسوان مصنوعی زنان ایرانی در آثار تاریخی مجاز نیست، چرا برای سالها این تصویر از تلویزیون نمایش داده شده و همچنان نیز بازپخش میشود؟ اگر برای نمونه در زمان ساخت سریال یوسف پیامبر هم تکنولوژی اجازه میداد، زنان دربار مصر محجبه میشدند؟ و اساساً آیا این توهین به شعور مخاطب نیست که چون امکانش را داریم، باید در تصویر زنان دست ببریم و همه را استاندارد کنیم؟ چون متولی رسانهایم، میتوانیم بر سر اشرافزادهی مغول و ریاضیدان برجستهی مقیم خارج و زن معمولی ایرانی، به یک شکل حجاب بگذاریم؟ چهکسی بناست به این پرسش پاسخ دهد؟
#حجاب #رویای_نیمه_شب #زنان
@tadaeeat
۳
۱۵:۵۰
نَفَسيات :)
از آباژور تا حریر؛ تکنولوژی در خدمت استانداردسازی زنان ١. سالها قبل استفادهی تلویزیون از آباژور برای سانسور پوشش زنان در فیلمهای غیرایرانی به یک لطیفهی ژورنالی تبدیل شده بود. کیفیت پایین این سانسورهای دیجیتالی با گلدان و آباژورهایی که با حرکت بازیگر زن تکان میخوردند، موضوع خوبی برای خندیدن بود. هر چه زمان گذشت و تکنولوژی پیشرفت کرد، سانسور هم حرفهایتر و مترقیتر شد! دیگر مجری (یا همان سانسورچی) میتوانست بافتهای گوناگون پارچه را در طرحها و رنگهای مختلف بهکار ببرد و اگر خوشذوق بود، جوری قسمتهای ناپنهان بدن بازیگر زن را بپوشاند که هیچجور نفهمی که این شخصیت در نسخهی اصلی به جای کت و دامن، یک دکلتهی بالای زانو پوشیده! ٢. دربارهی فیلمهای غیرایرانی این سانسور موجه بود چون سبک پوشش عمومی زنان با آنچه عرف جامعهی ایرانی مجاز میدانست، تفاوت جدی داشت. حد سانسور البته هیچوقت یکسان نبود. در شبکههای پربیننده آستین تا میانهی بازو پوشانده میشد و پایین لباس تا بالای مچ پا. در شبکهی چهار و نمایش خانگی کمی منعطفتر بود و پوشاندن شانه و ران تا زانو کفایت میکرد. این اواخر لباس دیجیتالیای که برای قسمت قفسهی سینه بهکار میرفت هم کوتاهتر شده بود تا گردنبند احتمالی زیر لباس پنهان نشود. البته بود مواردی که فرد اصلاحکننده (سانسورچی) به سلیقهی خودش یک گردنبند جدید به گردن بازیگر میانداخت! ٣. این رویه مدتی به فیلمهای ایرانی هم رسید. تلویزیون برای سالها فیلمهای سینمایی خودمان را به دلیل عدم رعایت کامل حجاب پخش نمیکرد. معدود فیلمهایی بود که به دلیل محتوای آن، میشد از خیر خطموی آشکار بازیگران زن گذشت و آن را پخش کرد. اما مشخص نیست کدام مدیر خلّاقی به این نتیجه رسید که از تکنولوژی آباژوری برای فیلمهای ایرانی استفاده شود. نتیجه این شد که نیموجب موهایی که از زیر روسری آشکار بود، با پارچههای دیجیتالی پنهان شد و تصاویر غریبی ایجاد کرد. موهای چتری یا فِر روی پیشانی علناً نمیتوانست با روسری پوشانده شود و در حرکات بازیگران تکان میخورد و پارچههای دیجیتالی هم به رقص میآمدند. بعدها در شبکهی نمایش خانگی، این نوع حجابگذاری برای بازیگران زن سریال عاشقانه منجر به جنجالهای بسیاری شد و یکی از بازیگران به طنز از مدیران بهخاطر استخدام افراد حرفهای و با ذوق برای این کار تشکر کرد. ۴. با پیشرفت تکنولوژی، حالا این استانداردسازی بسیار سادهتر از گذشته شده و ابزارهای هوش مصنوعی جور بیسلیقگی ناظران و مجریان را هم میکشد. اما نکتهی قابل تامل آنجاست که با پیشرفت ابزار و امکان دخل و تصرف بیشتر، مرزهای پوشش استاندارد هم سختگیرانهتر میشود. نمونهی حال حاضر را در سریال رویای نیمه شب شاهد هستیم که چند سالی توقیف بود و این شبها به مدد هوش مصنوعی و تکنولوژی از محاق توقیف خارج شده. در این اثر تاریخی برای باورپذیری طراحی چهره، زنان دربار از گیسوان مصنوعی زیر سربند و تاج استفاده کردهاند. این نوع گریم در تلویزیون ایران سابقه داشته اما مجریان استانداردسازی (همان سانسورچی) تاب نیاوردند و بازیگران زن را به دست تکنولوژی سپردند تا پارچههای حریر جای آباژور را بگیرد و خدای نکرده نمایش یک وجب موی مصنوعی دختر حاکم ظالم حلّه در عهد مغول، بدآموزی نداشته باشد! ۵. مورد عجیبتر اینکه بازیگر زن عرب سریال هم از این استانداردسازی مستثنی نشده و گیسوان او هم با پارچههای اعلای زربافت پوشیده شده است. احتمالا اگر گروه سازنده میدانست که تکنولوژی به ناظران امکان میدهد چنین تصرفی در نسخهی نهایی اثر داشته باشند، هیچگاه زحمت اجرای ظریف آن گریمها و استفاده از بازیگر غیر ایرانی را متحمل نمیشد. چهبسا بازیگران نیز حاضر نمیشدند در نقشی بازی کنند که گریمش هیچ باورپذیر نیست. ۶. فارغ از حق معنوی گروه تولید، پرسش و محل تأمل آنجاست که چه در ذهن ناظران میگذرد که تصویر پیشتر پذیرفته شده را تاب نمیآورند و به خود اجازه میدهند آن را تغییر دهند؟ اگر نمایش گیسوان زنان غیرایرانی یا گیسوان مصنوعی زنان ایرانی در آثار تاریخی مجاز نیست، چرا برای سالها این تصویر از تلویزیون نمایش داده شده و همچنان نیز بازپخش میشود؟ اگر برای نمونه در زمان ساخت سریال یوسف پیامبر هم تکنولوژی اجازه میداد، زنان دربار مصر محجبه میشدند؟ و اساساً آیا این توهین به شعور مخاطب نیست که چون امکانش را داریم، باید در تصویر زنان دست ببریم و همه را استاندارد کنیم؟ چون متولی رسانهایم، میتوانیم بر سر اشرافزادهی مغول و ریاضیدان برجستهی مقیم خارج و زن معمولی ایرانی، به یک شکل حجاب بگذاریم؟ چهکسی بناست به این پرسش پاسخ دهد؟
روح الله طالبی توتی پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان #حجاب #رویای_نیمه_شب #زنان @tadaeeat
تداعیات کانال مثلاً فرهیختهطورمونه که یادداشتهای مثلاً تخصصیمون رو اونجا میگذاریم.اصلش در تلگرامه و اینجا هنوز مخاطبهای خودش رو نشناخته. اولاً خیلی خیلی خوشحال میشم که مخاطبش باشید.دوم اینکه خیلی خیلی بیشتر خوشحال میشم دربارهی یادداشتها گفتوگو کنیم 
پیوند به کانال
@tadaeeat
پیوند به کانال
۲۱
۱۵:۵۲