سالهاست به ما یاد دادهاند: «درس بخوان تا استخدام شوی.»اما سورنا ستاری، استاد دانشگاه شریف میگوید: «درس بخوان تا دنیا را تکان بدهی. تفاوت من با جوانها در این است که آنها بخش زیادی از آیندهشان را هنوز دارند.»
تفاوتِ ماندگارها با گذریها، در همین تصمیمِ بزرگ نهفته است. دنیایی که منتظرِ شماست، با مدرک تغییر نمیکند؛ با جسارتِ شما برای ساختن، زیر و رو میشود.
نگو نمیشه | @nagoonemishe
تفاوتِ ماندگارها با گذریها، در همین تصمیمِ بزرگ نهفته است. دنیایی که منتظرِ شماست، با مدرک تغییر نمیکند؛ با جسارتِ شما برای ساختن، زیر و رو میشود.
۱۵۵.۲K
۱۱:۵۷
این دانشجوهای عمران، جایِ عجیبی را برای کلاس درس انتخاب کردند: «پل B1 کرج».همان پلی که آمریکا موشکبارانش کرد.حالا مهندسهای جوان صندلیها را آوردهانددرست کنارِ همان بتنهایِ آسیبدیده نشستهاند.
ایران را قرار نیست کسی از بیرون بسازد.
ایران را همین دانشجوهایی میسازند
که امروز یاد میگیرند چطور زخمهای گذشته را با سیمانِ اراده بپوشانند.آینده، با دستهای ما ساخته میشود.
نگو نمیشه @nagoonemishe
ایران را قرار نیست کسی از بیرون بسازد.
ایران را همین دانشجوهایی میسازند
که امروز یاد میگیرند چطور زخمهای گذشته را با سیمانِ اراده بپوشانند.آینده، با دستهای ما ساخته میشود.
۸۶.۶K
۱۰:۲۹
همیشه یکی از فانتزیهام این بوده که یه روز برم لارستان، وسطِ بزرگترین مزرعه عقربِ «جواد آتشی»!
جایی که میلیونها نیش سمی، برعکسِ همهجا، نه نشونه مرگ، که نشونه ثروت و زندگیه.
جواد آتشی از ۱۳ سالگی بچه کار بود و طعمِ تلخِ شکست رو خوب چشیده. ولی وقتی کلی دعوتنامه از اونورِ آب داشت که بره یه زندگیِ راحت بسازه، دلش نیومد خاکِ لارستان رو ول کنه…
شما جاش بودید، با اونهمه دعوتنامه، باز هم میموندید که اینجا رو بسازید؟
@natavakoli_es
جایی که میلیونها نیش سمی، برعکسِ همهجا، نه نشونه مرگ، که نشونه ثروت و زندگیه.
جواد آتشی از ۱۳ سالگی بچه کار بود و طعمِ تلخِ شکست رو خوب چشیده. ولی وقتی کلی دعوتنامه از اونورِ آب داشت که بره یه زندگیِ راحت بسازه، دلش نیومد خاکِ لارستان رو ول کنه…
شما جاش بودید، با اونهمه دعوتنامه، باز هم میموندید که اینجا رو بسازید؟
@natavakoli_es
۶.۷K
۱۲:۲۴
بزرگترین مزرعه عقرب دنیا رو دارم.
از کشورهای مختلف دعوتنامه دارم
ولی من نمیرم
میخوام بمونم تو کشور خودم
و کشورمو بسازم.»
آینده جای دوری نیست؛جواد ثابت کرد برای ساختنِ بزرگترین مزرعه عقربِ دنیا، نیاز نیست به سرزمینِ آرزوهای دیگران بروی،فقط کافی است بمانی و اراده کنی. با این کار، میتوانی از خطرناکترین موجودِ زمین، «طلا» استخراج کنی..
#جواد_آتشی#بزرگترین_مزرعه_عقرب
نگو نمیشه | @nagoonemishe
از کشورهای مختلف دعوتنامه دارم
ولی من نمیرم
میخوام بمونم تو کشور خودم
و کشورمو بسازم.»
آینده جای دوری نیست؛جواد ثابت کرد برای ساختنِ بزرگترین مزرعه عقربِ دنیا، نیاز نیست به سرزمینِ آرزوهای دیگران بروی،فقط کافی است بمانی و اراده کنی. با این کار، میتوانی از خطرناکترین موجودِ زمین، «طلا» استخراج کنی..
#جواد_آتشی#بزرگترین_مزرعه_عقرب
۴۷.۷K
۱۲:۵۶
بهجرئت میتونم بگم یکی از کسایی که از مصاحبه باهاش خیلی کیف کردم، آقای اکبری بود.آقای اکبری برای تحصیلات تکمیلی رفته آمریکا و وقتی برگشت، سعی کرد بلوبری رو در ایران به عمل بیاره.شاید براتون سوال باشه که مگه توی ایران بلوبری نبود؟؟ چرا بود، اما نه در اشل صنعتی. اصلا خاک ایران مستعد پرورش این محصول نبود. تا اینکه با تخصصی که آقای اکبری داشت، در حالی که همه بهش میگفتن «نمیشه», ایشون با زحمت فراوان، به ترکیبی از خاک میرسه که توش میشد بلوبری رو به صورت صنعتی تولید کرد.بخشی از مصاحبهاش رو میذارم. اون روز توی باغ بلوبری.
نگو نمیشه | @nagoonemishe
۶.۲K
۱۵:۵۲
«بیشترِ بچههایی که دوست دارن پزشکی بخونن، اونا پزشکی رو دوست ندارن، ماشین شاسیبلندو دوست دارن، پرستیژ پزشکیو دوست دارن...»
پشتِ هر «باید»ی که جامعه به ما دیکته کرده،
یک «منِ» واقعی دفن شده است.کسی که قرار بود قهرمانِ قصه خودش باشد،حالا زیرِ آوارِ پرستیژِ دیگران نفسش بند آمده.شجاعت یعنی بتوانی از زیرِ این آوار خودت را بیرون بکشی.
#محمد_اکبری#بورس_نخبگی_آمریکا#اولین_تولیدکننده_بلوبری_صنعتی
نگو نمیشه | @nagoonemishe
پشتِ هر «باید»ی که جامعه به ما دیکته کرده،
یک «منِ» واقعی دفن شده است.کسی که قرار بود قهرمانِ قصه خودش باشد،حالا زیرِ آوارِ پرستیژِ دیگران نفسش بند آمده.شجاعت یعنی بتوانی از زیرِ این آوار خودت را بیرون بکشی.
#محمد_اکبری#بورس_نخبگی_آمریکا#اولین_تولیدکننده_بلوبری_صنعتی
۵۵.۵K
۱۵:۵۵
توی جمعمون بهش میگفتیم «آقای پرچاره»؛ بس که برای هر مشکلی، یه راهی تو آستینش داشت.این مهندسِ پرچاره یه ویژگیِ دیگه هم داشت؛ اصلاً اهل جواب دادن نبود. نه تلفن جواب میداد، نه پیامک! خبر کار و ایدهاش رو تو اینترنت خونده بودم، ولی دریغ از یه جواب. میخواستم ببینم ایدهای که داره واقعیه یا نه، یا اصلاً این مهندسِ پرچاره حقیقته یا قصه؟
یه روز دیگه خیلی کُفری شدم. زدم به سیم آخر! دختر کوچیکم رو گذاشتم پیش مامانم و راه افتادم سمت شهرداری چابکسر. پرسانپرسان دفترش رو پیدا کردم. سجاد حبیبی پشت میزش، وسط یه خروار کاغذ نشسته بود. بدون مقدمه گفتم: «مهندس! تلفن جواب نمیدی نه؟! واسه روایتتون...»با خنده گفت: «پس اون کسی که همیشه چهارشنبهها زنگ میزد شما بودید! خب زمان بدی بود، حجم کارام آخر هفته زیاده.»
رکوردرم رو روشن کردم و رفتیم واسه مصاحبه...مهندس یه ایده خیلی جذابی داشت..
نگو نمیشه | @nagoonemishe
یه روز دیگه خیلی کُفری شدم. زدم به سیم آخر! دختر کوچیکم رو گذاشتم پیش مامانم و راه افتادم سمت شهرداری چابکسر. پرسانپرسان دفترش رو پیدا کردم. سجاد حبیبی پشت میزش، وسط یه خروار کاغذ نشسته بود. بدون مقدمه گفتم: «مهندس! تلفن جواب نمیدی نه؟! واسه روایتتون...»با خنده گفت: «پس اون کسی که همیشه چهارشنبهها زنگ میزد شما بودید! خب زمان بدی بود، حجم کارام آخر هفته زیاده.»
رکوردرم رو روشن کردم و رفتیم واسه مصاحبه...مهندس یه ایده خیلی جذابی داشت..
۲.۴K
۷:۱۸
اولین بار در دنیا، زباله رو به مصالح ساختمانی تبدیل کرده.
سجاد که رشته بازیافت خونده بود، اول پیمانکار زبالههای شهرداری چابکسر بود و با یک محوطه پر از زباله کارشو شروع کرد.حین کار با یک مسئله جدی روبهرو شد: حدود ۲۵٪ زبالهها اصلاً قابل بازیافت نبودن.سجاد و دوستانش ماهها تحقیق کردن تا بالاخره راهی پیدا کردند: تبدیل همین زبالههای غیرقابلبازیافت به مصالح ساختمانی.
آینده کشورو هیچکس از بیرون نمیسازه.
راهِ حلِ این سرزمین، دستِ همین بچههاییه
که آستین بالا زدن
و از دلِ ویرانهها، سازندگی آوردن.#سجاد_حبیبی#نسل_سازنده#جوان_ایرانی
نگو نمیشه | @nagoonemishe
سجاد که رشته بازیافت خونده بود، اول پیمانکار زبالههای شهرداری چابکسر بود و با یک محوطه پر از زباله کارشو شروع کرد.حین کار با یک مسئله جدی روبهرو شد: حدود ۲۵٪ زبالهها اصلاً قابل بازیافت نبودن.سجاد و دوستانش ماهها تحقیق کردن تا بالاخره راهی پیدا کردند: تبدیل همین زبالههای غیرقابلبازیافت به مصالح ساختمانی.
آینده کشورو هیچکس از بیرون نمیسازه.
راهِ حلِ این سرزمین، دستِ همین بچههاییه
که آستین بالا زدن
و از دلِ ویرانهها، سازندگی آوردن.#سجاد_حبیبی#نسل_سازنده#جوان_ایرانی
۱۹۳.۵K
۷:۲۹
باباش با بغض کلید ماشینو کوبید رو میز:«مهسا، جمع کن بریم! مگه ندیدی با دکتر چیکار کردن؟ نوبتِ توئه دختر...»استادشو تازه ترور کرده بودن و خطر بیخِ گوشش بود؛اما این دخترِ دهه هفتادی رفت و درست نشست پشتِ میزی که هنوز بوی باروت میداد:«کار نباید زمین بمونه...»ماموریتش، ساخت «سپر حرارتی» در سرعت ۱۵ ماخ بود؛نه فرمولی بود، نه کاتالوگی؛ تحریمِ مطلق.انفجار تستها، شببیداری پای کوره و خاکسترشدنِ نمونهها...بالاخره روز شلیک، موشک آسمون رو شکافت و به هدف نشست؛اما شگفتی اصلی روی قطعهٔ آزمایشگاه جا مونده بود؛جایی که مهسا با دستخط خودش گوشهٔ فلز حک کرده بود:«این از نمونه آمریکاییشم بهتره!»
دخترِ ایرانی یعنی همین؛
جلوی تهدید میایسته،
اما باج به ناممکنها نمیده.
#شهید_مهسا_طاهری #هوافضا #دختر_کوانتومی_ایران#پیشرفت_ایران
نگو نمیشه | @nagoonemishe
دخترِ ایرانی یعنی همین؛
جلوی تهدید میایسته،
اما باج به ناممکنها نمیده.
#شهید_مهسا_طاهری #هوافضا #دختر_کوانتومی_ایران#پیشرفت_ایران
۶۱.۸K
۱۱:۴۶
«یک آرزو دارم در زندگی...
اگه مُردم این آرزوی منو برآورده کنید...»
گاهی فکر میکنیم برای ساختنِ آینده، باید حتماً جای دوری باشیم. اما حقیقت این است که آینده،همینجا، با دستهای تکتکِ ما ساخته میشود.
#دکتر_مجتهدی_گیلانی#موسس_دانشگاه_شریف
نگو نمیشه | @nagoonemishe
اگه مُردم این آرزوی منو برآورده کنید...»
گاهی فکر میکنیم برای ساختنِ آینده، باید حتماً جای دوری باشیم. اما حقیقت این است که آینده،همینجا، با دستهای تکتکِ ما ساخته میشود.
#دکتر_مجتهدی_گیلانی#موسس_دانشگاه_شریف
۱۶۴.۷K
۱۴:۵۸