تو بولتژورنال، تقویم و برنامهریزی صفحات اینستاگرامی که میخوان بهمون انگیزه و امید و برنامه بدن و سحرخیز و کتابخونمون کنن و بهزور بهترین ورژنمون رو نشونمون بدن، هیچ تایمی برا مرتب کردن خونه، ظرفها، ناهار درست کردن و ... در نظر گرفته نمیشه. طرف ولاگ میذاره از روز شونصد چالش بهترین خودت باش، میبینی ساعت ۵ بیدار شده، قهوه یا ماچاشو خورده، بولتژورنالشو نوشته، صبحانه پروتئینیشو زده، رفته باشگاه، نشسته کتابشو خونده و...!
خب مسلمون، کی خونهتو جمع میکنه؟ کی این ناهارای رژیمی رو میپزه برات؟ کی به بچهت میرسه؟
یه فیلد به بولتژورنالها و دفترهای برنامهریزی بازاری باید اضافه بشه؛ دفتر برنامهریزی زنان متاهل و دفتربرنامهریزی زنان متاهل بچهدار یا حتی دفتر برنامهریزی زنان متاهل بچهدار و بیمار.
خب مسلمون، کی خونهتو جمع میکنه؟ کی این ناهارای رژیمی رو میپزه برات؟ کی به بچهت میرسه؟
یه فیلد به بولتژورنالها و دفترهای برنامهریزی بازاری باید اضافه بشه؛ دفتر برنامهریزی زنان متاهل و دفتربرنامهریزی زنان متاهل بچهدار یا حتی دفتر برنامهریزی زنان متاهل بچهدار و بیمار.
۹۶
۹:۲۴
«زنی بچه به بغل از کلبه بیرون اومد، داشت گریه میکرد. چون پسر کوچیکش جلوی کلبهشون بوده و سربازی با شلیک تیر اون بچه رو کشته بود. وقتی مادر پیدایش شد، یکی از افراد مدینا با یک ام – 16 به اون شلیک کرد و زن به زمین افتاد، نوزاد از دستش پرت شد، بعد اون سرباز با تفنگ ام – 16اش به نوزاد شلیک کرد»
پاراگرافی که خواندید بخش بسیار کوتاهی از گزارش سیمون هرش، روزنامهنگار آمریکایی از قتلعام مای لای 4 است. احتمالا شما هم چیز زیادی راجعبه جنگ ویتنام نمیدانید. اگر میخواهید فقط یک چیز درباره این جنگ بخوانید پیشنهاد من همین گزارش سیمون هرش است. بخواهم خلاصه برایتان بگویم، ارتش امریکا به بهانهی پیگیری و نابودی ویتکنگها به یک دهکده در ویتنام جنوبی حمله میکند. ویتکُنگ یا جبهه آزادیبخش ملی نام سازمان سیاسی و چریکی کمونیست بود که در جریان جنگ ویتنام در ویتنام جنوبی و کامبوج در برابر ارتش آمریکا و دولت ویتنام جنوبی مدت طولانی جنگید.
مردم این دهکده زندگی عادیشان را داشتند، یا در کلبههایشان بودند یا مشغول به کشاورزی و شالیکاری. حتی کمونیست نبودند. البته بعد از این قتل عام مردم آن منطقه همگی کمونیست شدند. گزارش میگوید: «کمی پیش از ساعت 8 صبح روز شانزدهم مارس سال 1968 گروهان سی از گردان اول پیاده نظام بیستم، از تیپ یازدهم لشگر آمریکال ارتش ایالات متحده امریکا، در یک عملیات پیگرد و نابودی وارد دهکده مای لای شد. اما تقریبا هر موجود زندهای که این گروهان به آن برخورد تا ظهر، جان باخته بود. حدود پانصد زن، کودک و مرد سالخورده به گونهای حساب شده و هوشمند به قتل رسیدند.»
نکته جالب این گزارش تلاش گسترده ارتش آمریکا برای پنهان کردن گندی است که بار آمده. ارتش در ابتدا این عملیات را یک پیروزی نظامی معرفی کرد و از کشته شدن شمار زیادی از «نیروهای دشمن» سخن گفت، در حالی که قربانیان عمدتاً غیرنظامیان بیدفاع بودند. گزارشها دستکاری شدند، بسیاری از شاهدان سکوت کردند و فرماندهان کوشیدند ماجرا هرگز به افکار عمومی نرسد. اگر پیگیری چند سرباز، شهادت شاهدان و مهمتر از همه گزارش تحقیقی سیمور هرش نبود، احتمالاً مایلای هم مانند بسیاری از جنایتهای جنگی دیگر، برای همیشه در میان اسناد محرمانه دفن میشد.از نظر من این گزارش فقط در مورد یک جنایت جنگی مانند هزاران جنایت جنگی دیگر که از قضا در اغلبشان دستان کثیف امریکا در کار است، نیست. این گزارش چکیدهای است از واقعیت خشن، بیرحم، کثیف و غیرقال تغییر سیاستهای نظامی امریکا که وقتی دختران آرایش کردهی ناز و گوگولی جلوی دوربین موبایلشان مینشینند و به ما ایرانیها میگویند اگر سربازهای امریکایی را دیدید نترسید با شما کاری ندارند و بسیار مهربان و جنتلمن هستند، احمقانه باورمان نشود. این فقط یک مثال از وارونهسازی واقعیت است. مصداقهای دیگرش را خودتان این مدتها بارها با چشم دیدهاید.
برای درک عمق حماقت امریکا در جنگ ویتنام باید بدانید که اصلا امریکا در این جنگ چهکاره است؟ چرا وارد شد؟ چندسال طول کشید؟ چرا خارج شد؟ در نهایت پیروز میدان که بود! چه جنایتهایی رخ داد و ...!
اگر قتل عام مای لای 4 را سرچ کنید میتوانید چند عکس محدود که عکاس ارتش امریکا همان روز گرفته است را ببینید.
من این گزارش را در کتاب به من دروغ نگو (گزارشهایی تاریخساز از روزنامهنگاران کاوشگر) به کوشش جان پیلجر از نشر اختران خواندم.
پاراگرافی که خواندید بخش بسیار کوتاهی از گزارش سیمون هرش، روزنامهنگار آمریکایی از قتلعام مای لای 4 است. احتمالا شما هم چیز زیادی راجعبه جنگ ویتنام نمیدانید. اگر میخواهید فقط یک چیز درباره این جنگ بخوانید پیشنهاد من همین گزارش سیمون هرش است. بخواهم خلاصه برایتان بگویم، ارتش امریکا به بهانهی پیگیری و نابودی ویتکنگها به یک دهکده در ویتنام جنوبی حمله میکند. ویتکُنگ یا جبهه آزادیبخش ملی نام سازمان سیاسی و چریکی کمونیست بود که در جریان جنگ ویتنام در ویتنام جنوبی و کامبوج در برابر ارتش آمریکا و دولت ویتنام جنوبی مدت طولانی جنگید.
مردم این دهکده زندگی عادیشان را داشتند، یا در کلبههایشان بودند یا مشغول به کشاورزی و شالیکاری. حتی کمونیست نبودند. البته بعد از این قتل عام مردم آن منطقه همگی کمونیست شدند. گزارش میگوید: «کمی پیش از ساعت 8 صبح روز شانزدهم مارس سال 1968 گروهان سی از گردان اول پیاده نظام بیستم، از تیپ یازدهم لشگر آمریکال ارتش ایالات متحده امریکا، در یک عملیات پیگرد و نابودی وارد دهکده مای لای شد. اما تقریبا هر موجود زندهای که این گروهان به آن برخورد تا ظهر، جان باخته بود. حدود پانصد زن، کودک و مرد سالخورده به گونهای حساب شده و هوشمند به قتل رسیدند.»
نکته جالب این گزارش تلاش گسترده ارتش آمریکا برای پنهان کردن گندی است که بار آمده. ارتش در ابتدا این عملیات را یک پیروزی نظامی معرفی کرد و از کشته شدن شمار زیادی از «نیروهای دشمن» سخن گفت، در حالی که قربانیان عمدتاً غیرنظامیان بیدفاع بودند. گزارشها دستکاری شدند، بسیاری از شاهدان سکوت کردند و فرماندهان کوشیدند ماجرا هرگز به افکار عمومی نرسد. اگر پیگیری چند سرباز، شهادت شاهدان و مهمتر از همه گزارش تحقیقی سیمور هرش نبود، احتمالاً مایلای هم مانند بسیاری از جنایتهای جنگی دیگر، برای همیشه در میان اسناد محرمانه دفن میشد.از نظر من این گزارش فقط در مورد یک جنایت جنگی مانند هزاران جنایت جنگی دیگر که از قضا در اغلبشان دستان کثیف امریکا در کار است، نیست. این گزارش چکیدهای است از واقعیت خشن، بیرحم، کثیف و غیرقال تغییر سیاستهای نظامی امریکا که وقتی دختران آرایش کردهی ناز و گوگولی جلوی دوربین موبایلشان مینشینند و به ما ایرانیها میگویند اگر سربازهای امریکایی را دیدید نترسید با شما کاری ندارند و بسیار مهربان و جنتلمن هستند، احمقانه باورمان نشود. این فقط یک مثال از وارونهسازی واقعیت است. مصداقهای دیگرش را خودتان این مدتها بارها با چشم دیدهاید.
برای درک عمق حماقت امریکا در جنگ ویتنام باید بدانید که اصلا امریکا در این جنگ چهکاره است؟ چرا وارد شد؟ چندسال طول کشید؟ چرا خارج شد؟ در نهایت پیروز میدان که بود! چه جنایتهایی رخ داد و ...!
اگر قتل عام مای لای 4 را سرچ کنید میتوانید چند عکس محدود که عکاس ارتش امریکا همان روز گرفته است را ببینید.
من این گزارش را در کتاب به من دروغ نگو (گزارشهایی تاریخساز از روزنامهنگاران کاوشگر) به کوشش جان پیلجر از نشر اختران خواندم.
۱۱۵
۶:۴۲
برای اسرائیلیها، برای شارون، بگین نخستوزیر و سربازانش واژه «تروریست» آن بار معنایی را که در جاهای دیگر داراست نداشت. در اروپا و آمریکا، در بسیاری از کشورهای آسیایی و حتی در اتحاد شوروی، واژهی «تروریست» صحنههایی از هواپیماربایی، بمبگذاری در رستورانها، مدارس یا فرودگاهها، قتل غیرنظامیان در هواپیماها، اتوبوسها، قطارها یا کشتیها را به ذهن متبادر میکند. اما در اسرائیل، «تروریستها» یعنی همهی عربهای فلسطینی ـ و اغلب، همهی عربی ـ که با اسرائیل در کلام یا عمل مخالفت میورزند.
پ.ن: تروریستها از رابرت فیکس
پ.ن: تروریستها از رابرت فیکس
۱۳۱
۱۰:۴۵
کشورهایی که بیشترین سلاح را به جهان میفروشند، همانهایی هستند که مسئولیت صلح جهانی را به عهده دارند...
#دنیای_وارونه
#دنیای_وارونه
۱۱۰
۹:۳۲
حتی در این تکهی آسیا که هرگز از حادثه خالی نبوده هم، ملال و تکرار جاری است.
۸۸
۸:۲۸
۷۰
۱۰:۲۶
شب میلاد پیامبر(ص) وضعیت جوانان مملکت در حرم امام رضا (ع) بدین شرح است؛صحن جمهوری: دیت اول و قرار آشنایی دارالحجه: عقدصحنهای اطراف و مخصوصا انقلاب: عکس بعد از عقد
۷۹
۱۴:۱۳

پاکت هدیه
میلاد پیامبر عزیز ما مبارک.
اهل مطالعه بودن که فخرفروشی ندارد. شکست نفسی، تواضع و تعارف را هم که کنار بگذاریم، اهل مطالعه بودن یک فعالیت کاملا شخصی است. یک انتخاب. ممکن است دیگری از سفر کردن، کوهنوردی، معاشرت و ... لذت ببرد و تو همان زمان را صرف مطالعه کنی. خب؟ یعنی تو بهتری یا انتخابت بهتر است یا باشعور و آگاهتری؟ نه الزاما. فقط تفاوت سلیقه در انتخاب یک فعالیت لذتبخش شخصی است که اتفاقا خودخواهی روشنی هم درش نهفته است. پس لطفا بخاطر خواندن چهارخط کتاب بیشتر از دیگران، قیافه نگیرید. دنیا پر از تنوع مسیر برای فهمیدن، تجربه کردن، لذت بردن و ... است.
۳۹
۶:۱۹
جناب روحانی، رئیس جمهور اسبق که اغلب ایرانیها دل خوشی از دوره ریاست جمهوری ایشان ندارند در آخرین مصاحبهشان چیزهایی گفتند که خلاصهش میشود: «با مردم حرف بزنید و با مردم مشورت کنید، پیامبر هم با مردم مشورت میکرد و مگر شما از پیامبر بیشتر میفهمید.» کاش اینها را کسی نمیگفت که صبح بیدار شد و با لبخند مضحکی که روی صورتش ماسیده بود ادعا کرد تازه از بالا رفتن قیمت بنزین باخبر شده. لطفا شما در مورد حرف زدن با مردم و مشورت و اینجور چیزها نظر ندهید. احتمالا شما هم روی ضعف حافظه عمومی حساب کردهاید که چنین بر منبر عتاب و خطابید.
۳۹
۶:۳۲