لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نَحبن
۴۸۲ عضو

نَحب

وفای به عهد الهی
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۴ تیر
thumbnail
undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️undefined️
سلام بر حسین
undefined۱۸

۱.۳K

۱۹:۵۱

۱۶ تیر
thumbnail
خیلی تو این ایام عکس و فیلم گرفتم ولی دلم گیر کرده تو این قاب ...
نمیدونم مال کجاست نمیدونم خونه داره تو تهران یا نهنمیدونم چقدر راه رفته که انقدر صورتش سوختهنمیدونم چقدر سرپا بوده که همونجا تو میدون آزادی رو زمین خاکی بدون چمن زیر یه سایه ای از خستگی خوابش برده نمیدونم تونسته پیکر اقا رو ببینه خداحافظی دل سیر کرده یا نه ...
ولی میدونم پرچم خونین انتقام رو گذاشته زیر سرش!
دل من تو این قاب گیر کرده ...تو این آوارگی بعد از رفتن آقا تو این بی پدری استخون سوز آقا یا دل ما برای تحمل غم شما کوچیکه یا غم شما انقدر بزرگه که هیج دلی نمیتونه تحملش کنه
اقا ما تا وقتی گلوی قاتلت رو پاره نکردیم پرچم انتقامت بالشت سرمون هست ...
سفرت بخیر اقای ایران زمین
@nahbgroup
undefined۵۱
undefined۲۴
undefined۱

۲.۵K

۲۰:۵۲

۱۹ تیر
thumbnail
درجریان سیل سال ۵۷ در ایرانشهر اقای خامنه ای با عده ای برای بازدید از منطقه رفته بودند.
رهبر انقلاب : "*وقتی مشغول بازدید از آن منطقه بودیم، در فاصله دورتر، خانواده‌ای از بلوچ که تعدادی زن و بچه و یک مرد در بین آنها بودند دیدیم. بچه‌ای روی دست آن مرد خوابیده و زنها گریه و شیون می‌کردند*."
وقتی نزدیکتر شدند، فهمیدند آن بچه مرده است."*دیدن این منظره مرا از درون درهم شکست و با صدای بلند گریه کردم. من حساسیت خاصی نسبت به زنها و بچه‌ها دارم و به هیچ وجه تاب تحمل مشاهده آزار و اذیت زن یا بچه‌ای ندارم.تاکنون چندین بار به دوستانم گفته‌ام که من صلاحیت قضاوت بین زن و مرد را ندارم زیرا قطعا به نفع زن داوری می‌کنم. نیز تاب دیدن ناراحتی و رنجوری هیچ بچه‌ای حتی در فیلم‌ها را ندارم*."
آن خانواده بلوچ وقتی هق هق آقای خامنه‌ای را دید، درد خود را فراموش کرد و با تعجب و حیرت به او نگریست.
undefined برشی از کتاب "شرح اسم"..آقا جان من از وقتی این روایت را خوانده ام جگرم میسوزد که شما در پیشگاه خداوند با عزیزترین و شیرین ترین جان هایتان حاضر شدید ... شنیده ام که این طفل را همراه شما به خاک سپرده اندای کاش باز هم خداوند به ابراهیم رحم میکرد و تیزی چاقو نمی بُرید !و قربانی را از قربانگاه برمیگرداند.
undefined۱۲۳

۳.۴K

۱۶:۵۷

۲۰ تیر
thumbnail
عزیزم ...از پیکری که بعد شهادت نشانه های حضرت زهرا رو داشته ، نشانه های امام حسین و حضرت عباس رو داشته دیگه چی باقی مونده ؟
هی به تابوتتون نگاه میکردم میگفتم آخه آقای ما قد بلند بودن !این تابوت به قد و قواره اشون نیست !کاش یکم تابوت بزرگتر بود...
نکنه اون خادم اربا اربای امام رضا ... ؟
نه انشاءالله !
ما قلبمون واسه فهمیدن حقیقت های بیشتر از این کوچیکه بابا جان ...ما طاقت حتی صدای یکم خسته شما رو هم نداشتیم چه برسه به ...
undefined۴۹
undefined۶

۱.۲K

۱۶:۲۴

۲۲ تیر
thumbnail
گفتم آمار پسرهایی که تو میناب شهید شدن از دختر ها بیشتره ولی چرا همه میگن دخترای میناب ؟گفت صد پسر در خون بغلتد گم نگردد دختری
@nahbgroup
undefined۳۹
undefined۲

۱.۲K

۹:۵۴

۲۷ تیر
thumbnail
مُ زِینالُم ...
با یه عده پاپَتی اهل حَیِّن که بِنا دارن خونه اشونو از این حرومی ها پس بگیرن !
شِنُفتی
؟
...تقدیم به مردم با غیرت جنوب ..برش هایی از فیلم های سینمایی :دوئلچهآبا جانبمب یک عاشقانهزیر درخت گردوآسمان غربسرو زیر آبشیار ۱۴۳ویلایی هاغریبنفستنگه ابوغریبروز سوم
@nahbgroup
undefined۸
undefined۵
undefined۲

۱.۱K

۱۱:۰۵

۱۶ مرداد
thumbnail
شهادت آن میوه خوش آب و رنگی که همیشه سر تاک بلندی بود که فقط نصیب خوش قامتان بلند همت میشد حالا در ساختمان شیشه ای صدا و سیما رفت سر میز سردبیر خوش خلق و خوی شبکه خبر نشست
چه کسی باورش میشد نیما رجب پور با آن آرامش و ملاحت همیشگی‌اش روزی بشود نقطهٔ عرض حاجت برای در راه ماندگان این دیار.
همسرش می‌گفت:«خیلی‌ها تلاش کردند نیما برود قطعهٔ شهدای هنرمندان اما واقعا دل نیما گیر قطعه ۴۲ بود.
اسمش را دوست نداشت، میگفت زیادی قرتی است!اما من خیلی اسمش را دوست داشتم.کسی فکرش را نمی‌کرد این نیمای آستین کوتاه بپوش خوش روی من، روزی عکسش به عنوان شهید برود روی دیوار اتاق رژی ...
ما فکر می‌کنیم برای شهادت باید از قله‌های سختی عبور کنیم. اما گاهی همان یک لیوان چایی بعد از شام، با نبات بغل دستش و شیرین زبانی آخر وقت، برگهٔ عبور آدم را امضا می‌کند.
و تو می‌شوی آبروی اهالی رسانه ...
undefinedشهید نیما رجب پورundefinedشهید رسانه
مجری : مریم یوسفی
گروه رسانه ای نحب
undefined کانال بله : @nahbgroupundefinedپیج اینستاگرام : naahbgroup
undefined۳۸۳
undefined۴۸

۳۳.۴K

۲۰:۴۳

۱۷ مرداد
thumbnail
ما نمیدونستیم امروز روز خبرنگاره و روایت عاشقانه شهید رجب پور ، سردبیر شبکه خبر رو منتشر کردیم.
برای خودم خیلی جالب بود ...
انشاءالله همونطور که تو این دنیا عنایت و توجه خاص نشون میدن قیامت هم دستگیر باشن اینها آبرومند هستن در درگاه خدا انشاءالله شفیعمون باشن
undefinedروزتون مبارک شهید رسانه ای خوش روی قطعه ۴۲undefinedشهید نیما رجب پور
@nahbgroup
undefined۵۰
undefined۴

۹۸۵

۵:۴۶

۱۹ مرداد
thumbnail
میگفت قبل از اولین باری که ببینمش از نهاد دانشگاه نامه ای به من دادند و گفتند برو دفتر بسیج برادران پیش آقا نیما ...دختری خجالتی و ریز نقش بودمدر دفتر را زدمچند تا آقا بیرون آمدند پرسیدم آقای نیما هستن ؟بچه ها با طعنه گفتند بلهههه !دستش انداختند که آقای نیما بیا با شما کار دارند ...دیدم پسری محجوب و نورانی گوشه اتاق ایستاده و میپرسد بفرمایید خواهر همان شد !شروع عاشقانه من و نیمای آستین کوتاه بپوش شبکه خبر
تا روزی که نامه خواستگاری اش به دستم رسیدبا لحنی آمیخته از طنز و متانت تمام خواسته هایش را از همسر آینده اش برایم نوشته بودو من به یک جمله اش بله گفتم مهمترین شرطش : اعتقاد قلبی به ولی فقیه آه چقدر این جمله هنوزم برایم شیرین استچقدر در میان خواستگارانم دنبال همین وجه میگشتم ! و حالا مردی پیدا شده بود که شرط اصلی اش خواسته تمام قلبم بود.
و چه شیرین نکاحی که عاشق را مقصد رساند و حالا معشوق از فراق میسوزد
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی

undefinedشهید نیما رجب پور نیکو@nahbgroup
undefined۲۹۰
undefined۲۱
undefined۲
undefined۱

۲۶K

۱۸:۱۹

۲۸ مرداد
thumbnail
بر زلف خون پر شكنت شانه می كشمبر زخـم هـای دل شكـنت بـوسه می زنم
شـایـد لـبـی گـشـوده و بـابـا بـخـوانـیـمقـامت خـمیده بر دهـنت بوسه می زنـم
هر سـو دویـده و تن تـو جـمع می كـنمبـر تـكّـه تكّـه های تنت بـوســه می زنم...undefinedتصویر تولید تیم رمانتیک وار استundefined آدرس اینستاگرام : romantic_war
undefined۹
undefined۱
undefined۱

۱۵۲

۰:۰۶