نامه 41(نامه به یکی از فرمانداران که در سال 38 هجری طبق نقل خوئی یا 40 هجری به نقل طبری، نوشته شد)(1)1 - علل نکوهش یک کارگزار خیانت کارپس از یاد خدا و درود! همانا من تو را در امانت خود شرکت دادم و همراز خود گرفتم، و هیچ یک از افراد خاندانم برای یاری و مددکاری و امانت داری چون تو مورد اعتمادم نبود. آن هنگام که دیدی روزگار بر پسرعموت سخت گرفته و دشمن به او هجوم آورده و امانت مسلمانان تباه گردیده و امت اختیار از دست داده و پراکنده شدند، پیمان خود را با پسرعمویت دگرگون ساختی و همراه با دیگرانی که از او جدا شدند فاصله گرفتی. (1):برخی نوشتند این نامه به عبدالله بن عباس نوشته شد و برخی دیگر مقام و شان ابن عباس را والاتر از این مسایل می دانند و می گویند به برادر ایشان عبیدالله نوشته شد.
۳.۵K
۰:۴۳
نامه 411- علل نکوهش یک کارگزار خیانت کارتو هماهنگ با دیگران دست از یاری اش کشیدی و با دیگر خیانت کنندگان خیانت کردی، نه پسرعمویت را یاری کردی و نه امانت ها را رساندی. گویا تو در راه خدا جهاد نکردی! و برهان روشنی از پروردگارت نداری و گویا برای تجاوز به دنیای این مردم نیرنگ می زدی و هدف تو آن بود که آنها را بفریبی! و غنایم و ثروت های آنان را در اختیار گیری. پس آنگاه که فرصت خیانت یافتی شتابان حمله ور شدی و با تمام توان، اموال بیت المال را که سهم بیوه زنان و یتیمان بود، چونان گرگ گرسنه ای که بز زخمی یا استخوان شکسته ای را می رباید به یغما بردی و آنها را به سوی حجاز با خاطری آسوده، روانه کردی، بی آن که در این کار احساس گناهی داشته باشی.
۳.۶K
۰:۵۲
نامه ۴۱۲-نکوهش از سوء استفاده در بیت المالدشمنت بی پدر باد، گویا میراث پدر و مادرت را به خانه می بری! سبحان الله!! آيا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی؟ ای کسی که در نزد ما از خردمندان به شمار می آمدی! چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کردی در حالی که می دانی حرام خوردی! و حرام می نوشی! چگونه با اموال یتیمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، کنیزانی می خری و با زنان ازدواج می کنی؟ که خدا این اموال را به آنان واگذاشته و این شهرها را به دست ایشان امن فرموده است!.
۳.۸K
۱:۰۳
نامه 42(نامه به عمر بن ابی سلمه مخزومی فرماندار بحرین، پس از نصب نعمان بن عجلان زرقی در سال 36 هجری) روش دلجویی در عزل و نصب هاپس از یاد خدا و درود؛ همانا من نعمان بن عجلان زرقی، را به فرمانداری بحرین نصب کردم، بی آنکه سرزنشی و نکوهشی برای تو وجود داشته باشد، تو را از فرمانداری آن سامان گرفتم. براستی تا کنون زمامداری را به نیکی انجام دادی و امانت را پرداختی. پس، به سوی ما حرکت کن، بی آنکه مورد سوء ظن قرار گرفته یا سرزنش شده یا متهم بوده و یا گناه کار باشی، که تصمیم دارم به سوی ستمگران شام حرکت کنم، دوست دارم در این جنگ با من باشی، زیرا تو از دلاورانی هستی که در جنگ با دشمن و برپاداشتن ستون دین از آنان یاری می طلبم. ان شاء الله.
۳.۶K
۱:۵۷
نامه 43(نامه به مصقله بن هبیره شیبانی، فرماندار اردشیر خره ((فیروزآباد)) از شهرهای فارس ایران که در سال 38 هجری نوشته شد))سخت گیری در مصرف بیت الملگزارشی از تو به من دادند که اگر چنان کرده باشی، خدای خود را به خشم آورده ای، و امام خویش را نافرمانی کرده ای. خبر رسید که تو غنیمت مسلمانان را که نیزه ها و اسب هاشان گرد آورده و با ریخته شدن خون هایشان به دست آمده، به اَعرابی که خویشاوندان تو هستند و تو را برگزیدند، می بخشی!به خدایی که دانه را شکافت، و پدیده ها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده، و منزلت تو سبک گردیده است! پس حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیای خود را با نابودی دین آباد نکن، که زیان کارترین انسانی. آگاه باش! حق مسلمانانی که نزد من یا پیش تو هستند، در تقسیم بیت المال مساوی است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند.
۳.۷K
۱۳:۲۸
نامه ٤٤(نامه به زياد بن أبيه در سال ٣٩ هجري، آن هنگام که امام باخبر شد، معاویه نامه ای به او نوشته و به بهانه اینکه زیاد برادر معاویه است می خواهد او را فریب دهد)افشای توطئه معاویه نسبت به زیاداطلاع یافتم که معاویه برای تو نامه ای نوشته تا عقل تو را بلغزاند و اراده تو را سست کند، از او بترس که شیطان است و از پیش رو، و پشت سر، و از راست و چپ به سوی انسان می آید تا در حال فراموشی، او را تسلیم خود سازد و شعور و درکش را برُباید.آری! ابوسفیان در زمان عمربن خطاب ادعایی بدون اندیشه و با وسوسه شیطان کرد که نه سببی را درست می کند و نه کسی با آن سزاوار ارث می شود، ادعاکننده چونان شتری بیگانه است که در جمع شتران یک گله وارد شده تا از آبشخور آب آنان بنوشد، که دیگر شتران او را از خود ندانسته و از جمع خود دور کنند. یا چونان ظرفی که بر پالان مرکبی آویزان و پیوسته از این سو بدان سو لرزان باشد.(وقتی زیاد نامه را خواند گفت به پروردگار کعبه سوگند که امام علیه السلام به آنچه در دل من می گذشت گواهی داد. تا آنکه معاویه او را به همکاری دعوت کرد.)
۱۳.۹K
۴:۲۷
نامه ۴۵(نامه به فرماندار بصره عثمان بن حنیف انصاری در سال ۳۶ هجری، که دعوت مهمانی سرمایه داری از مردم بصره را پذیرفت) ۱-ضرورت ساده زیستی کارگزاران
۲- امام الگوی ساده زیستی
۳- امام و دنیای دنیاپرستان
۱- ضرورت ساده زیستی کارگزارانپس از یاد خدا و درود! ای پسر حنیف! به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی. خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند. گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی، دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.
۲- امام الگوی ساده زیستی
۳- امام و دنیای دنیاپرستان
۱- ضرورت ساده زیستی کارگزارانپس از یاد خدا و درود! ای پسر حنیف! به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی. خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند. گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی، دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.
۱۳.۲K
۱:۴۳
نامه ۴۵۲-امام الگوی ساده زیستیآگاه باش! هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد. آگاه باش! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید.پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام؛ بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیز تر است!.
۱۳.۴K
۳:۰۲
نامه ۴۵۲-امام الگوی ساده زیستیآری! از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمی بر آن بخل ورزیده و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار؟ در حالی که جایگاه فردای آدمی گور است، که در تاریکی آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان می گردد، گودالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند و دست های گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده و خاک انباشته رخنه هایش را مسدود کند.
۱۳.۱K
۱:۱۹
نامه ۴۵۲-امام الگوی ساده زیستیمن نفس خود را با پرهیزکاری می پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک ترین روزهاست در أمان و در لغزش گاه های آن ثابت قدم باشد. من اگر می خواستم، می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم، برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام های لذیذ برگزینم، در حالی که در ((حجاز)) یا ((یمامه)) کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد، یا چنان باشم که شاعر گفت: ((این درد تو را بس که شب با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکم هایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند))
۱۱.۷K
۵:۵۳