🟠 به بهانه آزاد سازی بلندیهای استراتژیک لبنان
تسخیر سفارت امریکا در ایران بزرگترین عمل مبارزه با استعمار امریکا بود.تا این حد که حضرت امام خمینی آن را انقلاب دوم ملت ایران نامید .همین امر باعث صدور انقلاب ، و امید به آزادگان جهان بود که می توانند جلوی استعمار بایستند .
اواخر دهه هفتاد تا هشتاد میلادی بدنبال اختلافهای داخلی لبنان بین اقوام این فرصت را آفرید تا رژیم صهیونیستی جنوب لبنان را اشغال کند .بهمین بهانه گروههای چند ملیتی امریکا ، فرانسه ، ایتالیا و ... وارد لبنانشدند .صهیونیست ها با تقویت فالانژیستهایلبنان یا همان مسیحیان تند رو ، درپی ایجاد اختلافات در اقوام لبنانبودند .
در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۶۲ مصادف با ۱۸ اوریل ۱۹۸۳ ساعت ۱۳:۳۰ بوقت بیروت عمیلیات انفجار انتحاری سفارت امریکا توسط یک دستگاه ماشین ون بمب گذاری شده اجرا شد .در اصل سفارت امریکا ویژه سازمان CIAساخته شده بود .در آن ساعت جلسهمحرمانه سران ارشد CIA در امورخاورمیانه برگزار میشد .در این انفجار" فلیپ سی حبیب"فرستاده ویژه سیا "رابرت کلایتون ایمز" جاسوس متخصص در امور خاورمیانه . "موریس درایبر" فرستاده ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا و "رابرت دیلون" سفیر امریکا در سفارت کشته شدند ."ویلیام کیسی" که خود که مامور عالی رتبه درامور خاورمیانه بود از "رابرت ایمز" بعنوان مرد تکرار نشدنیCIA نام میبرد .و کشته شدن او را ضربه بزرگی برایCIA میدانست.
دومین ضربه ، عملیات انتحاری پایگاه استقرار تفگداران دریایی ( نیروهای مارینز ) توسط یک کامیون انتحاری انجام شد .که به عمیلیات مارینز معروف است توسط یک کامیون انتحاری انجام شد .در آن۲۴۱ نفر تفنگدار دریایی امریکا کشته و محل استقرار آنها کاملا نابود شد .ودر فاصله بیست ثانیه بعد به همین طریق در مرکز نیروهای تکاور چتر باز فرانسوی ۵۸ چتر باز کشته شدند .
پشت صحنه این عملیات ها کسی نبود جز شهید «حاج عماد مغنیه» و همرزمانش شهید احمد قصیر و سمیر مطوط .آنها اعلام کردند که عملیات آنها توسط گروه "جهاد اسلامی" انجام شده و این گروه مسئولیت عملیات را پذیرفت . و این آغاز بیرون راندن امریکا و اسرائیل از لبنان بود .
این مطلب به چه علت بصورت خیلی فشرده اطلاع رسانی شد با عملیاتهای مختلف توسط عماد مغنیه در پاسخ به ترور سید عباس موسوی، دبیرکل وقت حزبالله لبنان، در فوریه ۱۹۹۲، ضربهای به همینه رژیم صهیونسیتی وارد شد تا نزدیک به دو دهه اسرائیل جرأت نزدیک شدن به سید حسن نصرالله را نداشت، چون حاج رضوان قطعا چنان انتقامی میگرفت که صهیونسیتها تا سالهای بعد جنازه دفن کنند.
ما به ازا یعنی این.ما هم حاج رضوان داشتیم .داستان سعید و یوسیمئیر داگان داشتیم وقتی مئیر داگان نداشتن
علی عبدیـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
ما به ازا یعنی این.ما هم حاج رضوان داشتیم .داستان سعید و یوسیمئیر داگان داشتیم وقتی مئیر داگان نداشتن
علی عبدیـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
۲۳
۱۳:۱۳
🪖 تحقیر رژیم صهیونیستی در نبرد نظامی واگرایی کشورها از این پادگان را رقم زد
دشمن با شکست در میدان نظامی بر تابآوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی مسئولان تمرکز دارد
دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است.
لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند.
در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.
" />
بخشی از پیام رهبر انقلاب اسلامی بهمناسبت سی و هفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) ۱۴/خرداد/۱۴۰۵
@rahbar_enghelab_ir
۲۷
۱۳:۱۳
آیتالله پیشنمازی: اعضای خبرگان برای حفظ امنیت و فریب دشمن، با خودروهای غیرنظامی و در پوشش کاروانهای مردمی جابجا شده و در نهایت جلسه حساس انتخاب رهبری را در فضایی معنوی در مسجد مقدس جمکران برگزار کردند.
ـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
۲۵
۰:۰۱
ایران ویو 24ـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
۲۷
۰:۰۱
لازم دیدم در اینجا خلاصه ای از صحبت هایش را منتشر کنم؛ سپس در پیوست، نقدی از حسین قتیب بر حرف های سخیف و ساده اندیشانهی او منتشر خواهد شد.
۲۵
۰:۰۲
نامیران
زیباکلام اخیرا مصاحبه کرده. لازم دیدم در اینجا خلاصه ای از صحبت هایش را منتشر کنم؛ سپس در پیوست، نقدی از حسین قتیب بر حرف های سخیف و ساده اندیشانهی او منتشر خواهد شد.
سخنان شگفتانگیز زیباکلام (۱)
- آیتالله خامنهای ستون فقرات تندروها بود و اینک آنها او را از دست دادهاند. آینده از آن ایرانیان میانهروتر و تحصیلکردهتر است.
- برای ۳۶ سال آیتالله خامنهای روش خودش را داشت؛ آمریکاستیزی، نابودی اسرائیل، حمایت از حماس و حزبالله و... اما او دیگر اینجا نیست.
- برخی میگویند مجتبی خامنهای هم همان ایدهها را دارد. ولی من تردید دارم. اما حتی اگر او انقلابیتر هم باشد، برای پدرش ۳۶ سال طول کشید تا دست بالا را پیدا کند. پسرش نمیتواند چنان قدرت و جایگاهی را داشته باشد.
- آیتالله خامنهای ستون فقرات تندروها بود و اینک آنها او را از دست دادهاند. آینده از آن ایرانیان میانهروتر و تحصیلکردهتر است.
- برای ۳۶ سال آیتالله خامنهای روش خودش را داشت؛ آمریکاستیزی، نابودی اسرائیل، حمایت از حماس و حزبالله و... اما او دیگر اینجا نیست.
- برخی میگویند مجتبی خامنهای هم همان ایدهها را دارد. ولی من تردید دارم. اما حتی اگر او انقلابیتر هم باشد، برای پدرش ۳۶ سال طول کشید تا دست بالا را پیدا کند. پسرش نمیتواند چنان قدرت و جایگاهی را داشته باشد.
۲۶
۰:۰۲
نامیران
سخنان شگفتانگیز زیباکلام (۱) - آیتالله خامنهای ستون فقرات تندروها بود و اینک آنها او را از دست دادهاند. آینده از آن ایرانیان میانهروتر و تحصیلکردهتر است. - برای ۳۶ سال آیتالله خامنهای روش خودش را داشت؛ آمریکاستیزی، نابودی اسرائیل، حمایت از حماس و حزبالله و... اما او دیگر اینجا نیست. - برخی میگویند مجتبی خامنهای هم همان ایدهها را دارد. ولی من تردید دارم. اما حتی اگر او انقلابیتر هم باشد، برای پدرش ۳۶ سال طول کشید تا دست بالا را پیدا کند. پسرش نمیتواند چنان قدرت و جایگاهی را داشته باشد.
سخنان شگفتانگیز زیباکلام (۲)
- تصور کنید ایران سلاح هستهای داشت؛ علیه اسرائیل از آن استفاده میکنید؟ مشکلی نیست. دهبیستهزار نفر کشته خواهند شد. اسرائیل هم [۴۰۰] بمب اتم دارد و ۴۰میلیون ایرانی خواهند مرد. پس سلاح اتمی به چه دردی میخورد؟
- ما قبلاً موشک نداشتیم و حالا داریم. آیا آن موشکها برای ایرانیان شادی بیشتر، رونق اقتصادی بیشتر، و آزادی سیاسی بیشتر آوردهاند؟ آیا موشکها زندان اوین را بستهاند؟ زندانیان سیاسی را آزاد کردهاند؟
- موشکها برای ما بدبختی آوردهاند. بهتر بود پول موشک را خرج آموزش، سلامت و پیشرفت میکردیم. ما چه به دست آوردیم جز زدن کویت، عربستان، قطر و امارات؟!
- تصور کنید ایران سلاح هستهای داشت؛ علیه اسرائیل از آن استفاده میکنید؟ مشکلی نیست. دهبیستهزار نفر کشته خواهند شد. اسرائیل هم [۴۰۰] بمب اتم دارد و ۴۰میلیون ایرانی خواهند مرد. پس سلاح اتمی به چه دردی میخورد؟
- ما قبلاً موشک نداشتیم و حالا داریم. آیا آن موشکها برای ایرانیان شادی بیشتر، رونق اقتصادی بیشتر، و آزادی سیاسی بیشتر آوردهاند؟ آیا موشکها زندان اوین را بستهاند؟ زندانیان سیاسی را آزاد کردهاند؟
- موشکها برای ما بدبختی آوردهاند. بهتر بود پول موشک را خرج آموزش، سلامت و پیشرفت میکردیم. ما چه به دست آوردیم جز زدن کویت، عربستان، قطر و امارات؟!
۲۶
۰:۰۲
نامیران
سخنان شگفتانگیز زیباکلام (۲) - تصور کنید ایران سلاح هستهای داشت؛ علیه اسرائیل از آن استفاده میکنید؟ مشکلی نیست. دهبیستهزار نفر کشته خواهند شد. اسرائیل هم [۴۰۰] بمب اتم دارد و ۴۰میلیون ایرانی خواهند مرد. پس سلاح اتمی به چه دردی میخورد؟ - ما قبلاً موشک نداشتیم و حالا داریم. آیا آن موشکها برای ایرانیان شادی بیشتر، رونق اقتصادی بیشتر، و آزادی سیاسی بیشتر آوردهاند؟ آیا موشکها زندان اوین را بستهاند؟ زندانیان سیاسی را آزاد کردهاند؟ - موشکها برای ما بدبختی آوردهاند. بهتر بود پول موشک را خرج آموزش، سلامت و پیشرفت میکردیم. ما چه به دست آوردیم جز زدن کویت، عربستان، قطر و امارات؟!
🟠 طنز تلخ تاریخ دانشگاه ما
حسین قتیب
جناب آقای زیباکلام
گاهی آدم از کسی که سالها عنوان استادی علوم سیاسی را با خود داشته، انتظار دارد دستکم حرمت چند واحد «تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی» را نگه دارد. اما در سخنان اخیر شما نه کلام چندان زیباست و نه محتوایش چندان عالمانه.
فرم استدلال شما ساده است: «اگر سلاح هستهای استفاده نمیشود، پس به چه درد میخورد؟ اگر موشک آزادی و رفاه نمیآورد، پس چرا باید موشک داشت؟» این، نقد سیاست امنیتی نیست؛ سادهسازی کودکانه مفهوم بازدارندگی است. سلاح بازدارنده را برای جشن ملی، رفاه عمومی، باز شدن زندان، یا شادی شهروندان نمیسازند. برای این میسازند که طرف مقابل نداند هزینه تعرض، حمله، اشغال، تخریب زیرساخت یا تغییر رژیم چقدر بالا خواهد بود. بیمه خانه هم مدرسه نمیسازد، بیمارستان نمیسازد، زندانی سیاسی آزاد نمیکند؛ اما وقتی آتشسوزی آمد، نبودنش معنای دیگری پیدا میکند.
شما میپرسید موشکها زندان اوین را بستهاند؟ خیر. همانطور که ارتش آلمان، نیروی هوایی فرانسه، زیردریاییهای بریتانیا و سامانه هستهای اسرائیل هم قرار نیست زندان ببندند یا انتخابات آزاد برگزار کنند. آزادی سیاسی محصول نهاد سیاسی، قانون، جامعه مدنی، تفکیک قوا و پاسخگویی است. امنیت سخت نیز کارکرد دیگری دارد. مشکل شما این است که با ابزارهای یک حوزه، پرسشهای حوزه دیگر را میسنجید و بعد از آن نتیجه اخلاقی میگیرید.
اگر بنا باشد با منطق شما حرف بزنیم، باید بپرسیم: آیا ارتش اسرائیل برای شهروندان اسرائیلی عدالت اجتماعی آورده؟ آیا هزینه نظامی عربستان آزادی سیاسی آورده؟ آیا بودجه دفاعی آمریکا زندانهای آمریکا را بسته؟ روشن است که نه. اما هیچ دانشجوی جدی روابط بینالملل از این پاسخ نتیجه نمیگیرد که پس دولتها در محیط ناامن نباید ابزار بازدارندگی داشته باشند.
قبل از انقلاب ایران، یعنی در همان منطقهای که شما گویی آن را با سوئیس اشتباه گرفتهاید، عربستان در سال ۱۹۷۸ حدود ۱۶.۷۴ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکرد. اسرائیل در همان سال حدود ۲۲.۸۹ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکرد. این ارقام برای قبل از انقلاب است، نه محصول جمهوری اسلامی، نه سپاه، نه ادبیات موشکی امروز. منطقه از همان زمان منطقهای امنیتی، مسلح، بیاعتماد و پرهزینه بوده است. ایران نه در شمال با لوکزامبورگ همسایه است، نه در شرق با نروژ، نه در غرب با کانادا. ایران با عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان مرز زمینی دارد و در جنوب نیز در خلیج فارس و دریای عمان با شبکهای از رقابتهای امنیتی، پایگاههای خارجی، دولتهای مسلح و ائتلافهای متغیر روبهروست.
در چنین محیطی، سخن گفتن از امنیت بدون توجه به جغرافیا، همسایگان، جنگ تحمیلی، فروپاشی نظم منطقهای، حضور آمریکا، قدرت هستهای اعلامنشده اسرائیل، قدرت هستهای پاکستان، و بیثباتی مزمن پیرامونی، بیشتر شبیه خطابه اخلاقی است تا تحلیل علوم سیاسی.
بله، میتوان و باید درباره هزینه فرصت برنامه موشکی بحث کرد. بله، میتوان پرسید چرا توسعه، سلامت، آموزش و رفاه در ایران قربانی امنیتیسازی شده است. بله، میتوان نقد کرد که چرا توازن میان امنیت سخت، دیپلماسی، اقتصاد و آزادی سیاسی از بین رفته است. اما این نقد یک چیز است، و گفتن اینکه «چون موشک زندان اوین را نبسته پس به درد نمیخورد» چیز دیگر. اولی تحلیل است؛ دومی شعار است.
مشکل اصلی این است که شما نقد حکمرانی را با نفی ابزار بازدارندگی یکی میگیرید. میتوان همزمان منتقد فضای بسته سیاسی داخلی بود و ضرورت دفاع ملی را فهمید. میتوان همزمان منتقد هزینههای غیرشفاف بود و دانست کشوری با این جغرافیا، این تعداد مرز زمینی، این همسایگان، این تجربه جنگ، و این موازنه هستهای نامتقارن در منطقه، نمیتواند با پند اخلاقی و آرزوی صلح زندگی کند.
از قضا این همان جایی است که فقر نظری خود را نشان میدهد. علوم سیاسی فقط سخنرانی درباره آزادی و توسعه نیست. علوم سیاسی فهم نسبت قدرت، نهاد، تهدید، جغرافیا، موازنه، بازدارندگی و دولت است. کسی که میان «کارکرد آزادیساز نهاد سیاسی» و «کارکرد بازدارنده توان نظامی» فرق نمیگذارد، از ابتداییترین تمایزهای تحلیلی عبور کرده است.
طنز تلخ تاریخ دانشگاه ما همینجاست. پس از انقلاب فرهنگی، بسیاری از استادان و سنتهای جدی علمی حذف شدند و دانشگاهی شکل گرفت که در آن گاهی وفاداری، شهرت رسانهای یا سادهسازی سیاسی جای دقت مفهومی را گرفت. حاصلش همین است: کسی سالها در دانشکده حقوق و علوم سیاسی مینشیند، اما درباره امنیت ملی چنان سخن میگوید که گویی ایران کشوری بیمرز، بیدشمن، بیتاریخ، بیجنگ و بیمحیط راهبردی است
با آرزوی سلامتی
حسین
ـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
جناب آقای زیباکلام
گاهی آدم از کسی که سالها عنوان استادی علوم سیاسی را با خود داشته، انتظار دارد دستکم حرمت چند واحد «تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی» را نگه دارد. اما در سخنان اخیر شما نه کلام چندان زیباست و نه محتوایش چندان عالمانه.
فرم استدلال شما ساده است: «اگر سلاح هستهای استفاده نمیشود، پس به چه درد میخورد؟ اگر موشک آزادی و رفاه نمیآورد، پس چرا باید موشک داشت؟» این، نقد سیاست امنیتی نیست؛ سادهسازی کودکانه مفهوم بازدارندگی است. سلاح بازدارنده را برای جشن ملی، رفاه عمومی، باز شدن زندان، یا شادی شهروندان نمیسازند. برای این میسازند که طرف مقابل نداند هزینه تعرض، حمله، اشغال، تخریب زیرساخت یا تغییر رژیم چقدر بالا خواهد بود. بیمه خانه هم مدرسه نمیسازد، بیمارستان نمیسازد، زندانی سیاسی آزاد نمیکند؛ اما وقتی آتشسوزی آمد، نبودنش معنای دیگری پیدا میکند.
شما میپرسید موشکها زندان اوین را بستهاند؟ خیر. همانطور که ارتش آلمان، نیروی هوایی فرانسه، زیردریاییهای بریتانیا و سامانه هستهای اسرائیل هم قرار نیست زندان ببندند یا انتخابات آزاد برگزار کنند. آزادی سیاسی محصول نهاد سیاسی، قانون، جامعه مدنی، تفکیک قوا و پاسخگویی است. امنیت سخت نیز کارکرد دیگری دارد. مشکل شما این است که با ابزارهای یک حوزه، پرسشهای حوزه دیگر را میسنجید و بعد از آن نتیجه اخلاقی میگیرید.
اگر بنا باشد با منطق شما حرف بزنیم، باید بپرسیم: آیا ارتش اسرائیل برای شهروندان اسرائیلی عدالت اجتماعی آورده؟ آیا هزینه نظامی عربستان آزادی سیاسی آورده؟ آیا بودجه دفاعی آمریکا زندانهای آمریکا را بسته؟ روشن است که نه. اما هیچ دانشجوی جدی روابط بینالملل از این پاسخ نتیجه نمیگیرد که پس دولتها در محیط ناامن نباید ابزار بازدارندگی داشته باشند.
قبل از انقلاب ایران، یعنی در همان منطقهای که شما گویی آن را با سوئیس اشتباه گرفتهاید، عربستان در سال ۱۹۷۸ حدود ۱۶.۷۴ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکرد. اسرائیل در همان سال حدود ۲۲.۸۹ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکرد. این ارقام برای قبل از انقلاب است، نه محصول جمهوری اسلامی، نه سپاه، نه ادبیات موشکی امروز. منطقه از همان زمان منطقهای امنیتی، مسلح، بیاعتماد و پرهزینه بوده است. ایران نه در شمال با لوکزامبورگ همسایه است، نه در شرق با نروژ، نه در غرب با کانادا. ایران با عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان مرز زمینی دارد و در جنوب نیز در خلیج فارس و دریای عمان با شبکهای از رقابتهای امنیتی، پایگاههای خارجی، دولتهای مسلح و ائتلافهای متغیر روبهروست.
در چنین محیطی، سخن گفتن از امنیت بدون توجه به جغرافیا، همسایگان، جنگ تحمیلی، فروپاشی نظم منطقهای، حضور آمریکا، قدرت هستهای اعلامنشده اسرائیل، قدرت هستهای پاکستان، و بیثباتی مزمن پیرامونی، بیشتر شبیه خطابه اخلاقی است تا تحلیل علوم سیاسی.
بله، میتوان و باید درباره هزینه فرصت برنامه موشکی بحث کرد. بله، میتوان پرسید چرا توسعه، سلامت، آموزش و رفاه در ایران قربانی امنیتیسازی شده است. بله، میتوان نقد کرد که چرا توازن میان امنیت سخت، دیپلماسی، اقتصاد و آزادی سیاسی از بین رفته است. اما این نقد یک چیز است، و گفتن اینکه «چون موشک زندان اوین را نبسته پس به درد نمیخورد» چیز دیگر. اولی تحلیل است؛ دومی شعار است.
مشکل اصلی این است که شما نقد حکمرانی را با نفی ابزار بازدارندگی یکی میگیرید. میتوان همزمان منتقد فضای بسته سیاسی داخلی بود و ضرورت دفاع ملی را فهمید. میتوان همزمان منتقد هزینههای غیرشفاف بود و دانست کشوری با این جغرافیا، این تعداد مرز زمینی، این همسایگان، این تجربه جنگ، و این موازنه هستهای نامتقارن در منطقه، نمیتواند با پند اخلاقی و آرزوی صلح زندگی کند.
از قضا این همان جایی است که فقر نظری خود را نشان میدهد. علوم سیاسی فقط سخنرانی درباره آزادی و توسعه نیست. علوم سیاسی فهم نسبت قدرت، نهاد، تهدید، جغرافیا، موازنه، بازدارندگی و دولت است. کسی که میان «کارکرد آزادیساز نهاد سیاسی» و «کارکرد بازدارنده توان نظامی» فرق نمیگذارد، از ابتداییترین تمایزهای تحلیلی عبور کرده است.
طنز تلخ تاریخ دانشگاه ما همینجاست. پس از انقلاب فرهنگی، بسیاری از استادان و سنتهای جدی علمی حذف شدند و دانشگاهی شکل گرفت که در آن گاهی وفاداری، شهرت رسانهای یا سادهسازی سیاسی جای دقت مفهومی را گرفت. حاصلش همین است: کسی سالها در دانشکده حقوق و علوم سیاسی مینشیند، اما درباره امنیت ملی چنان سخن میگوید که گویی ایران کشوری بیمرز، بیدشمن، بیتاریخ، بیجنگ و بیمحیط راهبردی است
با آرزوی سلامتی
حسین
ـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
۳۵
۰:۰۳
۳۵
۰:۰۳
مهدی خراتیان
سخنان بسیار مهم لاوروف در مصاحبه با RT عربی در حاشیه اجلاس اقتصادی سنت پترزبورگ، نقطه عطفی مهم در سیاستهای اعلامی مسکو پیرامون معاهده عدم اشاعه و دکترین هسته ای جمهوری اسلامی ایران است.
این سخنان موید نظریه امکان "گفتگوی راهبردی" تهران و مسکو پیرامون امکان استناد ایران به ماده ۱۰ NPT،خروج از آن و در صورت لزوم تغییر دکترین هسته ای ایران است.
پیش از این جریانهای غربگرا مستند به مواضع پیشین روسیه این امر را محال و خط قرمزی آهنین و غیرقابل انعطاف ترسیم مینمودند، اما سخنان خاص و منحصر بفرد اخیر لاروف نشان داد که مسکو موضع خود را در این مورد از "چراغ قرمز" به "چراغ زرد" تغییر داده است.
لارورف در بیانات مهم خود جملاتی را بر زبان رانده است که از یک طرف هشداری به اطراف آمریکایی/اسراییلی است،با این مضمون که ادامه این مسیر یعنی تهدید دائمی نظامی و اطلاعاتی ایران، تهران را ناگزیر به سمت سلاح اتمی سوق خواهد داد.
و از طرف دیگر، سیگنالی به تهران است که مسکو شرایط خطیر تهران را درک میکند و در این مورد باب گفتگو بسته نیست.
در سخنان لاوروف میخوانیم: "تا قبل از حمله به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تمام سطوح رهبری ایران حول فتوای رهبر ترور شده این کشور، آیتالله علی حسینی خامنهای، متحد و همعقیده بودند.این اقدام یک ترور سیاسی بود.
و اگر چیزی بتواند ذهنیت نخبگان ایران و به طور کلی افکار عمومی این کشور را در قبال تعهد به اصل«عدم تولید سلاح هستهای»تغییر دهد، همین تجاوز نظامی است: اقداماتی که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند و همچنان ادامه میدهند و فاقد هرگونه توجیه منطقی هستند."
وی در ادامه ضمن تبیین تجربه تلخ لیبی (رها کردن برنامه هسته ای و در نهایت سقوط قذافی و تجزیه لیبی)بیان میدارد:"این همان منطقی است که بارها کشورهای در حال توسعه در مورد آن با ما سخن گفته اند"
که اشاره ای مستقیم به گفتگو حول بازدارندگی هسته ای است.
در ادامه لاوروف نقطه مقابل تجربه لیبی یعنی کره شمالی را مثال زده و نشان میدهد که اشاره وی به تاریخچه تلخ لیبی چه معنایی دارد: "کره شمالی را در نظر بگیرید. این کشور عضو معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای(NPT) نیست.
آنها به این نتیجه رسیدند که بدون سلاح هستهای، به کلی از روی نقشه محو خواهند شد. کره شمالیها بر اساس همین انتخاب عمل کردند و حالا کسی هم مزاحمشان نمیشود."
لاوروف یک دیپلمات کارکشته و هوشمند در انتخاب کلمات است و خوب میداند که صحبت از تجربه لیبی و قرار دادن تجربه کره در برابر آن چه معنا و هشداری برای مقامات ایران دارد.
این دو مثال نشان میدهد که روسیه از تبعات ژئوپولتیک فروپاشی ایران ناشی از فرسایش بازدارندگی آن و تسلط آمریکا بر جنوب روسیه بشدت نگران است،تا جایی که تعهد روسیه به اعمال قانون عدم اشاعه را تحت الشعاع خود قرار دهد.
وی در ادامه میگوید:"من پیشنهاد نمیکنم که همه کشورها این مسیر(مسیر کره شمالی)را دنبال کنند. اما در مورد ایران، هیچگاه هیچ شکی وجود نداشته است."
اینجا لاوروف گفتمانی که در ایران اخیرا رواج پیدا کرده است را هدف گرفته است: اگر قرار بر این باشد که تقید ایران بهNPT هیچ فایده ای نداشته باشد،چرا ایران به سمت سلاح اتمی حرکت نکند؟
لاروف با واژه "اما"،تلویحا ایران را از موضع عدم حرکت به سمت سلاح هسته ای مستثنا کرده است.
به عبارتی از منظر لاوروف، تقید ایران به NPT و در عین حال مورد اتهام قرارگرفتن و مورد حمله واقع شدن ایران، تهران را در وضعی استثنایی قرار داده است: "آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به طور منظم در گزارشهای خود اعلام کرده که هیچ نشانهای از انحراف هر بخش از برنامه هستهای یا انرژی ایران به سمت اهداف نظامی وجود ندارد.
و تا به امروز، هیچکس هیچ مدرکی خلاف این ادعا ارائه نکرده است.با این حال، واشنگتن اتهام بیاساس زده است."
قرار دادن این سخنان بیسابقه لاوروف در کنار حمایتهای پوتین از ایران در سخنان خود در این اجلاس و تکرار آمادگی مسکو جهت میانجیگری در جنگ، موید نکاتی است که پیش از این بارها آنرا تکرار کردیم:
تهران باید وارد گفتگوی راهبردی و کلان با مسکو شده و در صدر موضوعات به دکترین هسته ای خود و همچنین نحوه حل و فصل جنگ و معماری امنیتی خلیج فارس (بر اساس ابتکار امنیت جمعی روسیه) بپردازد.
این تعامل عینا باید در پکن هم پیگیری شود.
جریانهای غربگرا در مورد تحلیل رفتار پکن و مسکو همواره اشتباه کرده و گزاره های نادرستی را ترویج کرده اند، که سخنان اخیر لاوروف باطل کننده یکی از مهمترین آنهاست.
البته این سخنان به معنای "موافقت" روسیه با توسعه سلاح اتمی ایران نیست، اما فتح بابی مهم جهت تحدید تبعات خروج احتمالی ایران از NPT و جلوگیری از تبعات فصل هفتمی آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
ـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
پیش از این جریانهای غربگرا مستند به مواضع پیشین روسیه این امر را محال و خط قرمزی آهنین و غیرقابل انعطاف ترسیم مینمودند، اما سخنان خاص و منحصر بفرد اخیر لاروف نشان داد که مسکو موضع خود را در این مورد از "چراغ قرمز" به "چراغ زرد" تغییر داده است.
و از طرف دیگر، سیگنالی به تهران است که مسکو شرایط خطیر تهران را درک میکند و در این مورد باب گفتگو بسته نیست.
و اگر چیزی بتواند ذهنیت نخبگان ایران و به طور کلی افکار عمومی این کشور را در قبال تعهد به اصل«عدم تولید سلاح هستهای»تغییر دهد، همین تجاوز نظامی است: اقداماتی که آمریکا و اسرائیل انجام دادهاند و همچنان ادامه میدهند و فاقد هرگونه توجیه منطقی هستند."
که اشاره ای مستقیم به گفتگو حول بازدارندگی هسته ای است.
آنها به این نتیجه رسیدند که بدون سلاح هستهای، به کلی از روی نقشه محو خواهند شد. کره شمالیها بر اساس همین انتخاب عمل کردند و حالا کسی هم مزاحمشان نمیشود."
این دو مثال نشان میدهد که روسیه از تبعات ژئوپولتیک فروپاشی ایران ناشی از فرسایش بازدارندگی آن و تسلط آمریکا بر جنوب روسیه بشدت نگران است،تا جایی که تعهد روسیه به اعمال قانون عدم اشاعه را تحت الشعاع خود قرار دهد.
اینجا لاوروف گفتمانی که در ایران اخیرا رواج پیدا کرده است را هدف گرفته است: اگر قرار بر این باشد که تقید ایران بهNPT هیچ فایده ای نداشته باشد،چرا ایران به سمت سلاح اتمی حرکت نکند؟
به عبارتی از منظر لاوروف، تقید ایران به NPT و در عین حال مورد اتهام قرارگرفتن و مورد حمله واقع شدن ایران، تهران را در وضعی استثنایی قرار داده است: "آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به طور منظم در گزارشهای خود اعلام کرده که هیچ نشانهای از انحراف هر بخش از برنامه هستهای یا انرژی ایران به سمت اهداف نظامی وجود ندارد.
و تا به امروز، هیچکس هیچ مدرکی خلاف این ادعا ارائه نکرده است.با این حال، واشنگتن اتهام بیاساس زده است."
تهران باید وارد گفتگوی راهبردی و کلان با مسکو شده و در صدر موضوعات به دکترین هسته ای خود و همچنین نحوه حل و فصل جنگ و معماری امنیتی خلیج فارس (بر اساس ابتکار امنیت جمعی روسیه) بپردازد.
این تعامل عینا باید در پکن هم پیگیری شود.
البته این سخنان به معنای "موافقت" روسیه با توسعه سلاح اتمی ایران نیست، اما فتح بابی مهم جهت تحدید تبعات خروج احتمالی ایران از NPT و جلوگیری از تبعات فصل هفتمی آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
ـــ ـ ـ ـــ ـ@namiiraan
۵۸
۰:۰۳