فاز شاعرانه برداشتن، همان چیزی است که دشمن ایران میخواهد. ترند کردن و تولید محتواهایی با الفاظ ادبی همراه با موسیقی لایت، لاس زدن است. مردمان مقاوم جنوب، حماسه سازان فلان و از این دست عبارات لطیف، خالهبازی بیش نیست. باید دست از مزخرفات برداشت. اقدامات آتشین و اثرگذار راه حل داستان است؛ دست کشیدن از رویا بافی، خروج از انپیتی، قرار گرفتن در مسیر ساخت بمب اتم، خروج از هرگونه تفاهم و حمله پیشدستانه و به آتش کشیدن زیرساختهای مهم کشورهای حاشیه، راه حل است، نه این زر های مفت...
۲۶۹
۶:۵۴
Hans Zimmer - Time - musicgeek.ir.mp3
۰۴:۳۵-۱۰.۸۳ مگابایت
۱۷۵
۶:۵۵
فقط یک خائن و هماهنگ با دشمن وجودی، میتواند در بحرانیترین و حساسترین دوران ایران، قیمت زندگی را با افزایش سه برابری نرخ بنزین، به حد انفجار برساند. خیانت شاخ و دم ندارد!
۱۵۴
۱۹:۱۳
سکوت رژیم صهیونیستی جالب است. از طرف مقامات آن، اظهارنظر خاصی نمیشود فقط ما میتوانیم از روی تبلیغات فیلترشکنها که این روزها شدت گرفته، بازی آنها را بخوانیم. رژیم از حالت، نقش فعال در جنگ کلاسیک به جنگ در سایه بازگشته، چیزی که در آن مهارت بالایی دارد. با توجه به ضعیف بودن آمریکا در این عملیاتهای چند روز اخیر و ناتوانی آن در حل معادله، مشخص میشود که برگ برنده آنها دستگاه اطلاعاتی قوی رژیم است که اگر این توانایی دستگاه نبود، نه ناتو، نه ارتش آمریکا و نه حتی سیآی ای قدرت رویارویی با ایران را نداشتند. موساد فعال شده است. آیا مجددا شورش اجتماعی دیگری در راه است؟! آیا از داخل، زخم دیگری برای نشستن مگس فراهم شده است؟!
۱۰۳
۱۹:۴۰
نمونه دیگری از یارگیری مجدد موساد و تشدید فعالیت آن
۹۶
۲۰:۰۳
بازارسال شده از رُقعه رهگذر | الهه تاجیان
سنگواره
در مرتبهی سقوط آدمی، نقطهای هست که او به «تماشاچی رنج» و یا «ناظر بیطرف» بدل میشود؛ آنجا که نالهی غم دیگری برمیخیزد و در ما چیزی نمیجنبد. این بیتفاوتی، گسستن آن رشتهی پنهانیست که همهی جانها را به یک کانون واحد میبندد. آنکه در برابر شکستن انسانی دگر، به پیلهی سکوت خویش پناه میبرد، در حقیقت حضور خویش را در متن هستی هاشور زده است. این کوری وجودی و این بیشرفی مستور، نوعی انجماد عاطفی است؛ چرا که این موقعیت، شکستن آیینهای است که تصویر ما را در دیگری بازتاب میدهد و آنکه آیینه را شکسته میبیند و دم نمیزند، خود پیشتر در تاریکی محض فرو ریخته است.
الهه تاجیان | @roqeeRahgozar
در مرتبهی سقوط آدمی، نقطهای هست که او به «تماشاچی رنج» و یا «ناظر بیطرف» بدل میشود؛ آنجا که نالهی غم دیگری برمیخیزد و در ما چیزی نمیجنبد. این بیتفاوتی، گسستن آن رشتهی پنهانیست که همهی جانها را به یک کانون واحد میبندد. آنکه در برابر شکستن انسانی دگر، به پیلهی سکوت خویش پناه میبرد، در حقیقت حضور خویش را در متن هستی هاشور زده است. این کوری وجودی و این بیشرفی مستور، نوعی انجماد عاطفی است؛ چرا که این موقعیت، شکستن آیینهای است که تصویر ما را در دیگری بازتاب میدهد و آنکه آیینه را شکسته میبیند و دم نمیزند، خود پیشتر در تاریکی محض فرو ریخته است.
الهه تاجیان | @roqeeRahgozar
۲۵
۲۰:۱۱
فوتبال، کارکرد ورزشی خودش را از داده است و کارکرد سیاسی-امنیتی دارد. از فردوسیپور گرفته تا قلعهنوعی مهرههای امنیتیِ کاسب هستند و کلهی هرکدام در آخور یک جریان سیاسی -اقتصادی است.
۱۴۲
۴:۳۴
•| شهریاری، زبان عریان یک جریان بانفوذ و مسلط در جمهوری اسلامی است. ادبیات او وضعیت تصمیمگیری سیاست ما را به تصویر میکشد و مشخص میشود هنوز سیاستمداران و نخبگان سیاسی ما، چه آگاهانه و چه ناآگانه در نظم قبلی سیر میکنند و هنوز به ساختار فیزیکی و قواعد هنجاری نظم جهانی آمریکایی باور دارند و تلاش میکنند در همان بازیِ ناعادلانه، «بازیگر بهتری» به نظر برسند یا تخفیف بگیرند. این رویکرد، ذاتاً محافظهکارانه است و با روحیهی آوانگارد و آرمانی که دال مرکزی انقلاب اسلامی است، در تضاد است.
در صورتی که همانطور که نظم قبلی، نه صرفا با به چالش کشیده شدن توسط جمهوری اسلامی ایران و یا حتی چین که با اجرای غیرقانونی برخی اقدامات آمریکا، مانند سلاح انگاری دلار و سلاح انگاری وابستگی متقابل اقتصاد جهانی، دچار سستی و فروپاشی شده است. نظم قبلی نه صرفاً با فشار خارجی، بلکه با خودکشیِ هنجاری آمریکا در حال فروپاشی است.
همانطور که دیگر نباید قواعد هنجاری و ساختار جهانی قبلی کمتر به رسمیت شناخته شود، جمهوری اسلامی ایران با سلاح انگاری از تنگه هرمز و اهرم فشار ساختاری قوی، نه تنها در بازی قواعد قبلی بازی نکند که با وضع قواعد در منطقه به خصوص در تنگه هرمز، دست به ایجاد رژیم ها جدید بزند و در ادامه آن را به قواعد هنجاری تبدیل نماید. قواعدی که با زور و قدرت سلاح و سیاست، به رویه تبدیل شود.
۷۴
۲۱:۱۱
•| تنگه هرمز نباید فقط یک «گروگان» باشد؛ بلکه باید به «محل تولد» قواعد جدیدی تبدیل شود که در آن، امنیت و تجارت، نه با زبان ناوهای آمریکایی، که با منطق تابآوری، همسایگی و قدرت بومی تعریف میشود.
ایران نباید فقط از تنگه هرمز به عنوان یک «اهرم فشار برای امتیازگیری در مذاکرات قدیمی» استفاده کند، بلکه باید از آن برای «تأسیس یک رژیم هنجاری جدید» بهره ببرد. جمهوری اسلامی ایران باید به طور رسمی و عملی، دکترین «امنیت خلیج فارس توسط بیگانگان» را باطل اعلام کند. به جای تهدید به بستن تنگه (که یک کنش آنی و واکنشی است)، باید پیشنهاد ایجاد یک «چارچوب امنیتی-تجاری بومی» را بدهد که در آن، عبور و مرور ایمن، مشروط به پذیرش قوانین جدیدی است که توسط کشورهای ساحلی (و با محوریت ایران) تدوین شده، نه قوانین دریایی که توسط نیروی دریایی آمریکا تفسیر میشود.
ایران نباید فقط از تنگه هرمز به عنوان یک «اهرم فشار برای امتیازگیری در مذاکرات قدیمی» استفاده کند، بلکه باید از آن برای «تأسیس یک رژیم هنجاری جدید» بهره ببرد. جمهوری اسلامی ایران باید به طور رسمی و عملی، دکترین «امنیت خلیج فارس توسط بیگانگان» را باطل اعلام کند. به جای تهدید به بستن تنگه (که یک کنش آنی و واکنشی است)، باید پیشنهاد ایجاد یک «چارچوب امنیتی-تجاری بومی» را بدهد که در آن، عبور و مرور ایمن، مشروط به پذیرش قوانین جدیدی است که توسط کشورهای ساحلی (و با محوریت ایران) تدوین شده، نه قوانین دریایی که توسط نیروی دریایی آمریکا تفسیر میشود.
۸۰
۲۱:۱۴
اربعین و تمام مناسک و الگوی زندگی که در آن به ظهور رسیده، صرفا یک مراسم دینی نیست که یک نهادسازی بسیار قوی برای ایجاد اجماع و اتحاد جدید منطقهای است. به لحاظ معرفتی نوع جدیدی از عقلانیت است و نمونه کاملی از یک طرح کلان برای در هم شکستن دولت-ملت است. اربعین، انواع نژادها، طبقات، رنگها، مرزها را به هم کوک میزند و تصویر بزرگتری از یک اتحادیه جدید به ما عرضه میکند. اتحادیهای که با نظم غربی و آمریکایی کاملا در تضاد است.
۶۹
۸:۵۱