لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نن دخدونن
۶۳۰ عضو

نن دخدون

دکتر فاطمه شجاع نوری دندانپزشک کودکundefinedآدرس: شهید کلاهدوز(دولت)،بین چهار راه قنات ودیباجی،کوچه حسینیه،ساختمان پزشکان نرگس،طبقه۳undefined09901303881 وقت دهیundefined09013770151 پشتیبانی
مشاهده در وب بله
۲۷ شهریور
thumbnail
#طنز_دندانپزشکی
وقتی ادبیات دندانپزشکی با منطقِ کودکان برخورد می‌کند! undefined
داشتم به مامانِ یک کوچولوی بانمک توضیح می‌دادم که: «بله، متأسفانه دیگه وقتش رسیده و باید با این دندون وداع کنیم...» خلاصه با کلی مقدمات، مراسم وداع رو برگزار کردیم و دندون تشریف آورد بیرون.
دختر گلمون یه نگاهی به دندونش انداخت و با یه تعجبِ فیلسوفانه‌ای پرسید:«عه! چه جالب! پس "وداع" یعنی "کَندن"؟!» undefined
بعد هم بلافاصله رفت سراغ تحلیل‌های علمی خودش:«خانم دکتر! پس این که میگن "وداع با فصل تابستان"، یعنی قراره خورشید رو از تو آسمون بِکَنن؟!» undefinedیا لابد «وداع با سال تحصیلی» هم یعنی قراره کل مدرسه رو از ریشه دربیارن! undefined
بچه‌ها دنیای عجیبی دارن؛ با کلماتِ جدیِ ما، برای خودشون قصه‌های خنده‌دار می‌سازن. همین منطق‌های شیرینشون هست که مطب ما رو همیشه شاد نگه می‌داره. undefined
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
undefined شناسه مطب دکتر فاطمه شجاع نوری در undefinedاینستاگرام undefinedبلهundefined
undefinedوقت دهی undefined ۰۹۹۰۱۳۰۳۸۸۱undefinedپشتیبانی undefined ۰۹۰۱۳۷۷۰۱۵۱
undefinedآدرس مطبundefinedخیابان شهید کلاهدوز (دولت)،بین چهار راه قنات و دیباجی، کوچه حسینیه، ساختمان پزشکان نرگس، واحد ۱۵، طبقه سوم
#نن_دخدون undefined عضو شویدundefined@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
undefined۳۶
undefined۱۱

۱.۸K

۹:۴۶

۲۸ شهریور
thumbnail
#طنز_دندانپزشکی
تلخ، مثل بادام‌های ناقلای عید! undefinedundefined
واقعاً چرا «تلخی» برای بچه‌ها غول مرحله آخر است؟ مگه چقدر غرق در شیرینی و شکلات هستن که طاقت یه ذره تلخی رو ندارن؟
زمان ما، بزرگترین ریسک زندگی این بود که توی شلوغیِ آجیل‌خوریِ عید، دستمون بره سمت یه بادام که ظاهرش فرقی با بقیه نداشت، اما امان از وقتی که می‌جویدی‌اش! یهو کل دنیا پیش چشمت سیاه می‌شد از تلخیِ اون بادام ناقلا! حالا بچه‌های امروزی که ماشالله از شکلات تلخ ۸۰ درصد گرفته تا قهوه (به رسم باکلاسی!) رو تست می‌کنن، باز هم وقتی به ما می‌رسن، از تلخی گریزانن.
همین چند وقت پیش، گل‌پسری مهمون مطب بود که هر کاری می‌کردم، راضی نمی‌شد روی صندلی آروم بگیره. اولش فکر کردم لابد از هیبت دستگاه‌ها ترسیده؛ نشستم با حوصله تمام اجزا رو براش توضیح دادم... فایده نداشت!گفتم لابد صدای مته و دندانپزشکی اذیتش می‌کنه؛ براش فضاسازی کردم... باز هم آروم نشد!
آخر سر، مستأصل شدم و پرسیدم: «قهرمان! دقیقاً بگو چی اینجا اذیتت می‌کنه؟»با یه بغضی گفت: «خانم دکتر، من فقط می‌ترسم دهنم تلخ بشه!» undefined
اوف!undefined یعنی کل اون همایش علمی که راه انداخته بودم برای توضیح دستگاه‌ها، با همین یه جمله دود شد رفت هوا! ماجرا به همین سادگی بود. تا قول دادم که «عملیات ضد تلخی» اجرا می‌کنیم و دهنش اصلاً تلخ نمی‌شه، مثل یه فرشته خوابید و گذاشت کارشو انجام بدم.
گاهی دنیای بچه‌ها خیلی ساده‌تر از تحلیل‌های پیچیده ماست؛ اونا فقط دنبال یه طعم شیرین و یه قول مردونه‌ان! undefinedundefined
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
undefined شناسه مطب دکتر فاطمه شجاع نوری در undefinedاینستاگرام undefinedبلهundefined
undefinedوقت دهی undefined ۰۹۹۰۱۳۰۳۸۸۱undefinedپشتیبانی undefined ۰۹۰۱۳۷۷۰۱۵۱
undefinedآدرس مطبundefinedخیابان شهید کلاهدوز (دولت)،بین چهار راه قنات و دیباجی، کوچه حسینیه، ساختمان پزشکان نرگس، واحد ۱۵، طبقه سوم
#نن_دخدون undefined عضو شویدundefined@nan_dakhdoonble.ir/join/2BuSWHNabt
undefined۲۳
undefined۱۴
undefined۲
undefined۲

۱.۸K

۱۴:۱۴

۲۹ شهریور
thumbnail
تا حالا متوجه شدید بچه‌ها چقدر از شنیده‌های همدیگه می‌ترسند؟ دختر قهرمان ما هم کلی از دوستاش توی مدرسه شنیده بود که «دندون کشیدن خیلی درد داره!» و احتمالاً با همین ترس‌ها اومده بود مطب...
اما تهِ داستان چی شد؟ لبخند زد و گفت: «من اصلاً درد ندارم!» undefined
وقتی ترس‌های بچه‌ها با مهربانی و محیط شاد جایگزین بشه، می‌بینیم که اون‌ها چقدر قوی‌تر از چیزی هستند که فکر می‌کنند. آفرین به تو دختر قوی و شجاع که ترس‌هاتو شکستی! undefined
#دندانپزشکی_اطفال #ترس_از_دندانپزشکی #لبخند_کودکان #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندان_لق #تجربه_شیرین #اعتمادبه_نفس_کودکان
undefined۳۱
undefined۱۴

۱.۷K

۱۸:۱۴

۳۰ شهریور
thumbnail
#طنز_دندانپزشکیوقتی همکار جدید روی دست آدم بلند می‌شود!
نشسته روی صندلی یونیت، طوری تکیه داده که انگار مالک شش‌دانگ مطب است!undefined نگاهش هم از آن نگاه‌های «ما خودمون ذغال‌فروشیم، جلوی ما سیاه‌بازی نکن» بودundefined آمدم آینه را بردارم که خیلی مجلسی فرمودند:ـ خانم دکتر! یه لحظه صبر کنید... قبلش بگم که من خودم همکارتونم، خیالتون راحت باشه!
چشم‌هام گرد شدundefined گفتم: «ای جان! پس بگو خانم دکتر، تخصصتون چیه؟»یک جوری که انگار دارد بورد تخصصی‌اش را به رخم می‌کشد، گفت:ـ معلومه دیگه، دکترِ دندون! من تمام دندونای عروسکام رو خودم عمل می‌کنم. اصلاً هر کدوم که خراب می‌شن، با خمیر نون براشون پر می‌کنم، عین روز اولش می‌شه!و ادامه داد: فقط خانم دکتر، یک سوال مهم! شما اینجا دندونا رو با خمیر «نون بربری» پر می‌کنید یا خمیر «نون باگت»؟ آخه بنظر من خمیر نون بربری ماندگاریش بالاتره، ولی باگت زود خمیرش خورد میشه وقتی خشک میشه!
همچنان چشمای منundefinedundefined! یعنی داشتم فکر می‌کردم الان اگر بگویم ما با "آمالگام" و "کامپوزیت" کار می‌کنیم، لابد می‌گوید: «خانم دکتر، این قرتی‌بازی‌ها رو کنار بذار، هیچی مثل خمیرِ شاطر‌عباس واسه دندونِ قدامی جواب نمی‌ده!»
خلاصه آن روز فهمیدم شاطر عباس محصول بهتری برای پر کردن دندون تولید میکنه! حالا هر بار می‌خواهم دندان کسی را پر کنم، ناخودآگاه دنبال کنجد می‌گردم که روی دندانش بپاشم!undefined
#دندانپزشکی_اطفال #لبخند_کودکان #دندان_لق #قهرمان_کوچولو #مطب_شاد #دندانپزشکی_مهربان #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #طنز
undefined۷۹
undefined۴
undefined۱

۱.۶K

۱۷:۲۲

thumbnail
شاعری در قطار قم_مشهد چای می خورد و زیر لب می گفت:شک ندارم که زندگی یعنی طعم سوهان و زعفران بانوشعر از دست واژه ها خسته است، بغض راه گلوم را بسته استبغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان ،بانو
یا فاطمهُ اشفعی لنا فی الجنهundefinedundefined
undefined۴۸
undefined۸
undefined۳

۱.۸K

۱۸:۵۹

۱ مهر
thumbnail
#طنز_دندانپزشکی«قوانینِ نانوشته‌ی مطبِ دندان‌پزشکی که کشفشون نوبلِ خنده داره» undefinedundefined
سلام، من دندون‌پزشکم 🦷undefined و یه چیزِ عجیب کشف کردم: بعضی مامان‌ها یه استعدادِ مخصوص دارن که با یه جمله، بچه رو از «سکوتِ مطلق» ببرن به «فینالِ گریه‌ی جهانی» undefinedundefined
بذارین قوانینش رو براتون بگم undefined
۱️⃣ قانونِ دکمه‌ی خودکارِ گریه undefinedundefinedمامان می‌گه: «گریه نکنیااا!» undefinedمغزِ کوچولوی بچه: «آهااا... یعنی الآن وقتِ گریه‌ست! بزن بریم!» undefinedundefinedنتیجه: من فقط می‌خواستم دندون معاینه کنم و ببینم، شدم شاهدِ سیلابِ نوح undefinedundefined
۲️⃣ قانونِ پنچریِ یهویی undefinedundefinedبچه مثلِ یه عروسک کوچیک نشسته، آروم، حتی یه لبخندِ ملیح هم داره undefinedمامان یهو: «چیزی نیستااا!» undefinedو بوم! بچه مثلِ بادکنکی که سوزن خورده، پهنِ صندلی می‌شه undefinedundefinedمامان فکر می‌کنه کارِ منه، ولی شرمنده، کارِ خودتونه undefined
۳️⃣ قانونِ فنرِ کُپِش undefinedundefinedبچه ساکت و مؤدب 🥺مامان لبخند می‌زنه: «الان تموم میشه» undefinedبچه دقیقاً همون لحظه کُپ می‌کنه و یه جوری نگام می‌کنه که انگار من قاتلِ باباشم undefinedundefinedundefinedمن نمی‌دونم چرا؟؟؟، من فقط یه آینه و یه پنس دستمه 🪞undefined
۴️⃣ قانونِ نهایی — این یکی خودش یه سریالِ کامله undefinedundefinedاز مطب می‌زنی بیرون undefinedیه کوچه جلوتر... همون مامان رو می‌بینی! undefinedundefinedبچه داره گریه می‌کنه، دستش توو دستِ مامانه، پاهای کوچیکش عملاً روی آسفالت کشیده می‌شن undefinedundefinedبچه: گریهههههundefinedundefinedundefinedمامان: خیلی ریلکسundefinedundefined (داره چت می‌کنه)حتی یه بار هم نمی‌گه: «عزیزم چته؟» undefinedundefined
الآن من واقعاً گیجم undefinedundefined
توو مطب: «نترس‌ا، چیزی نیست‌ا» undefined بچه گریه می‌کنه undefinedتوو خیابون: گریه‌ی واقعیه undefined ولی مامان ریلکس و بیخیاله : «خب گریه‌تو بکن، گریه اصلا برا روده بچه خوبه، رودش باز میشه!!!» undefined
یعنی دلجویی فقط برایِ محیطِ درمانه؟ undefined برایِ دلِ خودِ بچه که نچ؟ undefinedundefined
می‌خوام برم کنارش بگم:> «مامان‌جان، الآن که مطب نیست، لازم نیست بگی "نترس‌ا" undefined ولی خب... بچه‌ت داره گریه می‌کنه، یه دلجویی هم بد نیستا! حداقل یه بغل! undefined»
بعد فکر کردم شاید مامان‌ها تمامِ شارژِ دلجویی‌شون رو توو مطب خالی می‌کنن undefinedundefinedبیرون که می‌رسن، ۱٪ باتری مونده، اون یه درصد هم مالِ چتِای شبکه های اجتماعیهundefinedundefinedنتیجه‌ی کشفیاتِ من undefinedundefined🦷 من: دندون‌تراپی می‌کنمundefined مامان‌ها: گریه‌درمانیِ معکوسundefined بچه‌ها: یه بسته‌ی سرگرمیِ متحرک که همیشه با «گریه» تموم می‌شه undefinedundefined
خلاصه: دندون‌پزشکی سخت نیست، مدیریتِ جملاتِ مامان‌ها سخته! 🦷undefined
پی‌نوشت: ویدئو به متن ربطی نداره هاااundefined
#دندانپزشک_کودک #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری#روابط_مادر_و_فرزند#مامانهای_مطب#ریلکسهای_خارج_از_مطب
undefined۳۳۱
undefined۴۳

۶۷.۵K

۱۲:۵۰

۲ مهر
thumbnail
#طنز_دندانپزشکی انتقام به سبک لیوان کاغذی! undefinedundefined
می‌گویند دندانپزشکی اطفال یعنی صبر ایوب، قدرت هرکول و سرعت عملِ میگ‌میگ! اما گاهی هیچ‌کدام از این‌ها جواب نمی‌دهد وقتی با یک «استراتژیست فسقلی» روبرو هستی🫠
داستان از جایی شروع شد که وسط کار، حس کردم زانویم کمی خنک شده... بعد خیس... و بعد قشنگ یک جریانِ آبِ روان! با خودم گفتم حتماً هندپیس نشتی پیدا کرده یا لوله‌های یونیت غش کرده‌اند.
نگاهم را از دهانِ گل‌پسرِ روی یونیت آوردم پایین و دیدم بله! آقا با آرامشِ تمام، لیوان آبِ کنارش را برداشته و خیلی نامحسوس، قطره‌قطره (و گاهی جرعه‌جرعه) می‌ریزد روی شلوار بنده!
با خنده گفتم: «ای شیطون! داری چیکار می‌کنی؟ چرا منو خیس می‌کنی آخه؟»
بچه خیلی جدی، طوری که انگار دارد از یک معاهدهٔ بین‌المللی دفاع می‌کند، زل زد توی چشم‌هایم و گفت:«آخه خانم دکتر، حساب حسابِ کاکا برادر! شما هم هی با اون مته‌تون به من آب می‌پاشید، منم گفتم یه کم از خجالتتون دربیام که یربه‌یر بشیم!»
نتیجه اخلاقی: در دندانپزشکی اطفال، قانونِ سوم نیوتن (هر عملی عکس‌العملی دارد) کاملاً صادق است؛ فقط گاهی عکس‌العملش به جای دهان بیمار، سر از زانوی پزشک در می‌آورد! undefined🦷
#دندانپزشک_اطفال #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #کوچولوهای_با_نمک_مطب_من
undefined۲۲۲
undefined۴۴

۴۸.۸K

۹:۴۹

۳ مهر
thumbnail
#طنز_دندانپزشکی
راهنمای رسمی تلفظ «نخ دندون» توسط بچه‌ها از دیدگاه یک متخصص دندانپزشکی اطفال
ما بزرگترها یه کلمه داریم: نخ دندون!بچه‌ها این کلمه رو برداشتن، بردن آزمایشگاه، و هر دفعه با یه نسخه برگشتن.
مثلا:«نن دَخدون» →بنظر من انگار یه موجود پشمالو داره دندونات رو نوازش می‌کنهundefined
«نخ مِنـدون» → بازم از نگاه منِ دندانپزشک یعنی نمیدونم کدوم «مِندون»یه. من فقط میخوام دندونام تمیز بشه.undefinedundefined
«نخ نَندون» → حسم بعنوان یک دندانپزشک میگه نصفه راه ولش کرده. با اعتماد‌به‌نفس کامل می‌گه، ولی خودشم میدونه تهش گم شده.undefined
و بعدش با قیافه‌ی حق‌به‌جانب می‌گن: «مامان، نخ دندون بده» و تو منگ می‌مونی که اینا الان یک کلمه گفتن یا داشتن یه دعای قدیمی می‌خوندن.
قانون طلایی هم اینه: هرچی که «نخ نَندونه»، ولی «نخ دندون» گفته نشه → قبوله.🫠 چون ما هم دیگه انعطاف پذیرفتیم.
پی‌نوشت: اسم کانالمم چون پسرم گفت «نن دَخدون» و من نتونستم ازش بگذرم، شده «نن دَخدون».undefined
خب تقصیر منه که زبونِ یه آدمِ یک‌متری، از فارسیِ هفتاد میلیونی خوشگل‌تره؟undefined نه والاح!
#دکتر_فاطمه_شجاع_نوری #دندانپزشک_اطفال #درمان_ریشه #یک_مادر #نن_دخدون #نخ_دندون
undefined۱۶۵
undefined۳۳
undefined۱۳

۳۹.۸K

۱۳:۲۶

۵ مهر
thumbnail
#طنز_دندانپزشکی
«پدال» — دکمه‌ای که همه دوستش دارند، جز دکتر! 🦶
قانون نانوشته : هر مطبی یک پدال دارد و هر پدالی یک دردسر: هیچ مریضی نمی‌داند پدال چیست، ولی همه دوست دارند پایشان را رویش بگذارند!undefined
یک مامان سرحالی هم آمده بود مطب و با اصرار می‌گفت: «خانم دکتر شما کارت رو بکن، من پدال رو فشار می‌دم!» undefined
مامان جان، این ترمز اتوبوس نیست! undefined
فرض کن آدم می‌خواهد یونیت را با یک حرکت آرام بالا بیاورد،مامان پدال را فشار بده و یونیت مثل موشکِ فضایی بره رو سقف!undefined بعد من لرزه بگیرم و هول کنم بعد یهو مامان ، پاشو از روی پدال بردارد ، و فررررت یونیت بیاد پایینundefinedundefined بعد من بالای سر مریض با لبخند و فشار عصبی در حالی که یه چشمم تیک عصبی گرفته چی بگم؟ بگم: «ممنون، خودم می‌کنم.» undefinedundefined
مامانها توی مطب چون پاهاشون بیکاره، براشون پدال تنها چیزِ فنیِ در دسترسِ زیرِ پاست، و دلشون میخواد یکبارهم که شده فشارش بدن»! undefined
و اما راه حل اختصاصی من برای مطبم: یک پدال تزئینی بگذاریم سمت مامان مریض چیز یعنی مامان مراجعه کننده که فشار بدهد، و فقط صدای «میو» ازش در بیاد!undefined سرگرمی هم داره براشونundefined
این عکس هم مدرکِ صحنهٔ جرم است: آن کفشِ اسپرت کنارِ پدال ایستاده، مثل گربه‌ای که وانمود می‌کند اصلاً به ماهی نگاه نمی‌کند. undefined والاح!
#طنز #مامانهای_پدال_دوست #پا_نزن_جیزه #دندانپزشکی #اطفال #مادران_همیشه_در_صحنه #نکن_مامان #میو_میو
undefined۱۰۶
undefined۴۹
undefined۱

۲۱.۷K

۱۸:۲۰

۶ مهر
thumbnail
#باهم_آشنا_بشیم#من_دکتر_فاطمه_شجاع_نوری
🦷undefined سلام، من دکتر فاطمه شجاع نوری هستم؛ دندانپزشک کودکان.و اینجا، همان جایی است که همه چیز از یک لبخند کوچک شروع شد. undefinedundefined مسیر من از سال ۱۳۸۵ آغاز شد؛ اما از سال ۱۳۹۳، با تمرکز ویژه بر دنیای شیرین و حساس کودکان، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفت.همیشه باور دارم که من دندانپزشکی کودکان را انتخاب نکردم؛ این کودکان بودند که مرا بهعنوان همراه و درمانگر خود برگزیدند.undefined

undefined در طول این سالها، یک باور قلبی چراغ راهم بوده است:
undefined «اگر میخواهی دندان کودکی را درست کنی، باید او تو را دوست داشته باشد؛ و تا زمانی که عاشق کودکان نباشی، هرگز نمیتوانی جایگاهی در قلب آنها پیدا کنی.»

undefined در این راه، تمام تلاشم را کرده‌ام که درمان فقط به ترمیم دندانها محدود نباشد.
undefined️ با گذراندن دوره‌های تخصصی روانشناسی کودک (STDBM) و تمرکز بر تقویت خودباوری فرزندانتان، کوشیده‌ام مطب را به فضایی امن و سرشار از آرامش تبدیل کنم؛ تا جایی که در بسیاری از موارد،
نیاز به بیهوشی برای درمان دندانهای کودکان از بین رفته است.*🧸

undefined علاوه بر درمان، همیشه دنبال راهی بودم تا ترس و اضطراب کودکان را پیش از ورود به مطب کم کنم؛به همین دلیل، مجموعه پنج‌جلدی «علی و دندانپزشکی» را سروده‌ام تا کودکان در فضای داستان و شعر، با دندانپزشکی آشنا و دوست شوند. undefined
🦷 از اینکه در کنار من هستید خوشحالم؛ اینجا با هم، لبخندِ بچه‌ها را میسازیم. undefinedundefined
#بیوگرافی #دکتر_فاطمه_شجاع_نوری#عاشق_دنیای_کودکان #دندانپزشک_کودک #دندانپزشکی_با_آرامش
undefined۳۴
undefined۱۱

۳۷۲

۱۱:۳۵