لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نانوشته‌هان
۳.۴ هزار عضو

نانوشته‌ها

اینجا، نانوشته‌هاستble.ir/SendHarfBot?start=169f0b02430944
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۴ تیر
قسم به خون تو، قتل ترامپ گردن ماست...
undefined۱۶۵
undefined۱۲

۲.۷K

۶:۳۲

بازارسال شده از نامحرمات 🚩

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

۱۵ تیر
می‌گفتند منزوی شده. بیایید در خیابان انزوایش را ببینید.
undefined۹۶
undefined۳۲

۲.۴K

۶:۳۳

thumbnail
از شاهکارهای سیدعلی خامنه‌ای، اداره‌ی کشور با وجود این بی‌عرضه‌ها بوده. چه صبری داشته...
undefined۴۱۶
undefined۴۵
undefined۲۶
undefined۲

۸.۳K

۷:۲۴

آن درجه‌ها فقط برای گذاشته شدن روی دوش نیست. گاهی باید کنده شوند که صاحب درجه درس عبرت شود. به نظرم دروغگویی به میلیون‌ها عزادار در شرق تهران اصلا جرم کمی نیست. برکنارش کنید که گاه بی‌عرضه خروجی کارش از خروجی کارِ خائن هم هولناک‌تر می‌شود.
undefined۳۲۵
undefined۳۰
undefined۲
undefined۱

۶.۹K

۷:۳۱

هرکس وظیفه‌ی خودش. مردم: ماندن در خیابان.سردار وحیدی: برکناری حسن زاده.عصبانیتِ به حق‌مان، سردمان نکند. این روز تکرارنشدنی است. عرصه را ترک نکنیم.
undefined۱۶۹
undefined۹
undefined۶
undefined۶

۳.۶K

۸:۰۹

۱۸ تیر
اینکه دارد بزرگترین تشییع تاریخ برای خامنه‌ای شهید برگزار می‌شود، نباید ما را در تله‌ی محبوبیت بیندازد. دلیل حقانیت «او»، این نیست که محبوب است و عاشقانِ بسیار دارد. او محبوب است، چون روی حرفش ایستاده و برای اصولش قیام کرده. قیامش هم در نقطه‌ی امن و آرامش نبوده. در یک وضعیت نااطمینانیِ کامل به دل خطر زده. بروید صحبت‌هایش را در رمضان ۵۳ بخوانید. بروید وقایع همین ۵ ماه قبل را بخوانید. خامنه‌ای، صلح‌کل نبود. رهبر نایسی نبود که همه دوستش دارند چون «پسر خوبی است». او شورشی بود. او همان کسی بود که تا پنج ماه پیش خیلی‌ها تصور می‌کردند مرگش، جشن ملی خواهد بود. او همان کسی است که یک ثانیه از زعامتش پوپولیست نشد. و معامله با خدا این شکلی است. قیام برای خدا این شکلی است. روی حرفت می‌ایستی و اعتنایی به خوش‌آمد این و آن نمی‌کنی و ناگهان می‌بینی از کشمیر تا بغداد برای عزایت سیاه‌پوش شده. پس اگر تشییعی ده نفره هم برایش برگزار می‌شد، هیچ‌ از داشته‌های او کم نمی‌شد. فقط گواهی می‌شد برای خواب بودن جامعه. همانطور که این تشییع نشان بیداری جامعه است. تشییع که تمام شود، کم کم تب و تاب این روزها خواهد خوابید، و درست در آن هنگام است که موعد انجامِ کار سخت آغاز می‌شود: عمل به ایده‌ای که خامنه‌ای شهید را به نقطه‌ی اکنون رساند. ایده‌ی «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَة أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنى وَ فُرادى». ایده‌ای که می‌گوید به کاری که فکر می‌کنی درست است عمل کن، برایش قیام کن و به تعداد همراهانت نگاه نکن. اگر در قبال خون خامنه‌ای شهید وظیفه‌ای بر گرده ما باشد، بازگشت به این منطق است. اصلا از پسِ این منطق است که دیگر ترس از خونخواهی معنا نخواهد داشت و از شعار به عمل تبدیل خواهد شد. باید به ایده‌ی قیام بازگردیم. این بزرگترین میراث خامنه‌ای است.
undefined۲۱۲
undefined۳۴
undefined۲
undefined۱

۵.۹K

۱۰:۴۲

۲۰ تیر
مهدی رسولی توسط عده‌ای «نقد» شده. اصلا تو بگو «به تندی» نقد شده. حالا به درست یا به غلط. منصفانه یا غیرمنصفانه. هرچه بوده، «نقد شده». ولی به شما نمی‌گویند «مهدی رسولی نقد شده». می‌گویند «مهدی رسولی تکفیر شده». می‌گویند «از دایره انقلاب بیرون انداخته شده». می‌گویند «ترور رسانه‌ای شده». بعد هم یکی یکی وارد صحنه می‌شوند، شروع به مدحِ کسی که فقط «نقد شده» می‌کنند و عملا فضایی می‌سازند که در آن منتقد با فشار اجتماعی، خود به خود دهانش را ببندد و سکوت کند. واقعا هم مکانیزم هوشمندانه‌ای است. با همین سیاه‌بازی‌ها، خفقان را به شکل نرم بازتولید می‌کنند. هزینه‌ی نقد را آنقدر بالا می‌برند که بدون بگیر و ببند، صداهای معترض سرکوب شوند. و در همین فرایند است که به مرور، وزیر و وکیل که هیچ، یک مداحِ ساده هم حائز درجه‌ی عصمت می‌شود. فریاد می‌زنند که «فلانی تکفیر شده» در حالی که تکفیر، هنرِ انحصاری خودشان است. بُت‌های انسانی می‌تراشند، برایشان معابد مجازی می‌سازند، در کامنت و پست و استوری بت‌هایشان را مدح می‌کنند، خودشان کاهنان معبد می‌شوند و هرکس بخواهد به ابروانِ بالای چشمِ آن بت‌های انسانی اشاره کند، تکفیر می‌کنند.
undefined۳۶۰
undefined۶۴
undefined۱۸
undefined۴
undefined۳

۵.۶K

۱۱:۴۷

۲۱ تیر
این «بیماری کوتاه ناگهانی» که درباره لیندسی گراهام می‌گویند، من را برد به روزهایی که سربازان آمریکایی «کشته» نمی‌شدند، «ضربه مغزی خفیف» می‌شدند.
undefined۱۵۳
undefined۱۴
undefined۵
undefined۳
undefined۱

۱.۸K

۷:۲۸

مسأله ارضای احساسات انتقام‌جویانه و لذتِ نفس نیست. مسأله این است که اعمالِ منطقِ «خون در برابر خون»، احیای یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی ایران است. آن ابزاری که در دهه هفتاد عملاً اپوزسیون خارج‌نشین را در اروپا از کارایی انداخت و راهیِ سوراخ موش‌شان کرد. همان ابزاری که قریب به سه دهه قبل با دست خودمان تعطیلش کردیم که پسرِ خوب نظم جهانی باشیم. «ترور» چیزی هم‌ردیف تواناییِ موشکی و هسته‌ای است. می‌تواند معادلات هر جنگی را عوض کند. می‌تواند نقطه‌ی ترمزِ بی‌ترمز‌ترین دشمن‌ها شود. و من ته دلم دوست دارم، مرگِ گراهام، نه یک تصادف شیرین که یک «حذف هدفمند» باشد. دوست دارم، عامل مرگ گراهام، انتقام ما باشد، چون در این صورت است که می‌توانم امیدوار باشم به اینکه داریم به تنظیمات سابق برمی‌گردیم. داریم دوباره از آن سلاحِ فراموش شده رونمایی می‌کنیم. سلاحی که عنصر کلیدی‌اش، ترسِ دشمن از مرگی است که حالا می‌تواند هرجا لانه کرده باشد. حتی در اتاق خواب‌شان، نزدیک ظرف قرص‌هایشان، کنار یک لیوان آب خنک.
undefined۱۳۸
undefined۱۳
undefined۵
undefined۳

۲.۵K

۱۷:۰۶