قتل در برابر منطق
مهارت و ممارست در یک کار، سطح توانایی را خیلی بالا می برد.
یک تایپیست حرفه ای را با یک کارمند ثبت مقایسه کنید. هر دو، تایپ می کنند. اما سرعت و دقت تایپیست حرفه ای با سرعت و دقت کارمند ثبت قابل مقایسه نیست.
یا مثلاً یک قصاب حرفه ای با یک آشپز. اگر با هم مسابقه بگذارند، قطعا قصاب حرفه ای خیلی سریعتر از آشپز، گوشت تمیز می کند.
در برخی جمع ها می بینیم که ترور های اسراییل موجب حیرت افراد شده و می پرسند چرا اسراییل اینقدر در ترور سران و فرماندهان ما موفق بوده است؟
و این را به پای ضعف و کم کاری نیروی امنیتی و نظامی ما می گذارند. 
نه دوست من! مسأله این است که آنها خیلی در قتل و ترور حرفه ای هستند. اساسا اسراییل برای قتل مخفیانه و ترور طراحی شده است. از بدو تأسیس اسراییل، اینها به صورت ویژه برای ترور و آدم کشی آموزش دیده اند و تمرین کرده اند و اساسا راهبرد شان برای پیشبرد اهداف شان، همین قتل و ترور بوده است.
شما فکر می کنید اسراییل با منطق و استدلال، با افراد بحث می کند و سران کشور ها را متقاعد می کند؟ ادبیات اقناعی تولید می کنند؟ خیر! آدم می کشند و به این کار افتخار هم می کنند و تمام سیستم شان برای آدم کشی و ترور تنظیم شده است.
یک اندیشمند مثلا فرانسوی ممکن است با ایده های اسراییل بزرگ یا با نسل کشی هایشان مخالف باشد. آنها چه می کنند؟ او را تهدید و سپس ترور می کنند!
و چون در کارشان یعنی در قتل مخفیانه و ترور چیره دست شده اند، هم آوردی با آنها کار سختی است.
نیروی امنیتی خودمان را نباید سرزنش کنیم. نیروی امنیتی ما از صبح تا شب و شب تا صبح و در طول سالیان سال به قتل و آدم کشی فکر نمی کرده و در این کثافت کاری ها قطعا فرسنگها از دشمن عقب تر هستیم و همین موجب افتخار ماست! 
پس نوشت: بالاخره ما معتقدیم که خون بر شمشیر پیروز است. هر چه بکشند ما را، بیدارتر می شویم و هدف همین بیداری است.
@naqshmaqsood
مهارت و ممارست در یک کار، سطح توانایی را خیلی بالا می برد.
یک تایپیست حرفه ای را با یک کارمند ثبت مقایسه کنید. هر دو، تایپ می کنند. اما سرعت و دقت تایپیست حرفه ای با سرعت و دقت کارمند ثبت قابل مقایسه نیست.
یا مثلاً یک قصاب حرفه ای با یک آشپز. اگر با هم مسابقه بگذارند، قطعا قصاب حرفه ای خیلی سریعتر از آشپز، گوشت تمیز می کند.
در برخی جمع ها می بینیم که ترور های اسراییل موجب حیرت افراد شده و می پرسند چرا اسراییل اینقدر در ترور سران و فرماندهان ما موفق بوده است؟
نه دوست من! مسأله این است که آنها خیلی در قتل و ترور حرفه ای هستند. اساسا اسراییل برای قتل مخفیانه و ترور طراحی شده است. از بدو تأسیس اسراییل، اینها به صورت ویژه برای ترور و آدم کشی آموزش دیده اند و تمرین کرده اند و اساسا راهبرد شان برای پیشبرد اهداف شان، همین قتل و ترور بوده است.
شما فکر می کنید اسراییل با منطق و استدلال، با افراد بحث می کند و سران کشور ها را متقاعد می کند؟ ادبیات اقناعی تولید می کنند؟ خیر! آدم می کشند و به این کار افتخار هم می کنند و تمام سیستم شان برای آدم کشی و ترور تنظیم شده است.
یک اندیشمند مثلا فرانسوی ممکن است با ایده های اسراییل بزرگ یا با نسل کشی هایشان مخالف باشد. آنها چه می کنند؟ او را تهدید و سپس ترور می کنند!
و چون در کارشان یعنی در قتل مخفیانه و ترور چیره دست شده اند، هم آوردی با آنها کار سختی است.
پس نوشت: بالاخره ما معتقدیم که خون بر شمشیر پیروز است. هر چه بکشند ما را، بیدارتر می شویم و هدف همین بیداری است.
@naqshmaqsood
۱۳:۳۷
رونالدو، برج خلیفه، حق طلبی
چند سال پیش که عربستان سعودی (همان گاو شیرده)، شروع کرد به خرید های آن چنانی برای تیم های فوتبال، عده ای این کار را پیشرفت عربستان
در برند سازی بین المللی دانستند و افسوس خوردند که چرا ایران نمی تواند این کار را بکند تا وجهه بین المللی ش را بالا ببرد. 
فکر ش را بکن، کریستیانو رونالدو را برای یک تیم فوتبال اجیر کنی تا اعتبار کشور ت بالا برود و اسم ش سر زبان ها بیفتد! چقدر باید سطح نگاه پایین باشد که این را موجب افزایش اعتبار بین المللی برای خود بدانی که فلان بازیکن معروف، در ورزشگاه های ما توپ
️ می زند.
یا مثلا امارات
برج خیلی بلندی ساخته، که می روی آنجا و بلیط می گیری و با آسانسورهای فوق سریع پیشرفته، به بالای برج می روی. چند دقیقه ای آن بالای برج هستی و دوباره بر می گردی پایین. این شد اعتبار؟
ایران عزیزمان اما یک برندینگ متفاوت در دنیا دارد و آن هم حق طلبی و ایستادگی در مقابل زورگویان عالم است.
اصلا بیایید دنیایی نگاه کنیم! این بیشتر اعتبار برای یک کشور می آورد یا اینکه فلان بازیکن های مطرح از ما پول بگیرند و برایمان توپ بزنند؟ یا فلان برج بلند در کشورمان باشد تا توریست ها بلیط بخرند و به بالای آن بروند؟
اعتبار و عظمت یک ملت به فرهنگ و فهم و شعور است و درک و ایستادگی بر آرمان ها؟ یا به اینکه فلان مقدار آجر و آهن و شیشه روی هم بگذارند و برج بلندی بسازند؟ یا حتی آنکه فلان بازیکنان معروف در باشگاه هایش توپ بزنند؟
تازه ای کاش فلان بازیکن معروف، شهروند خودشان بود! یا ای کاش آن برج بلند را مهندس های خودشان که در دانشگاه های خودشان تربیت کرده بودند، ساخته باشند. نه اینکه از خارج مهندس بیاورند و به همین از خارج اجیر کردن، افتخار هم بکنند!
پس نوشت ۱: اخیرا البته یک افتخار دیگر هم به مجموعه افتخارات عربستان اضافه شد و آن هم باسن بوسی ترامپ بود!
و آن مفتی سعودی هم توجیه ش کرد که انتخاب بجایی بوده! 
پس نوشت ۲: امارت هم علاوه بر برج بلند، افتخار همدستی با اسراییل جنایتکار را به افتخارات خود اضافه کرد. بالاخره هر کشوری انتخابی دارد!
کانال نقش مقصود@naqshmaqsood
چند سال پیش که عربستان سعودی (همان گاو شیرده)، شروع کرد به خرید های آن چنانی برای تیم های فوتبال، عده ای این کار را پیشرفت عربستان
فکر ش را بکن، کریستیانو رونالدو را برای یک تیم فوتبال اجیر کنی تا اعتبار کشور ت بالا برود و اسم ش سر زبان ها بیفتد! چقدر باید سطح نگاه پایین باشد که این را موجب افزایش اعتبار بین المللی برای خود بدانی که فلان بازیکن معروف، در ورزشگاه های ما توپ
یا مثلا امارات
ایران عزیزمان اما یک برندینگ متفاوت در دنیا دارد و آن هم حق طلبی و ایستادگی در مقابل زورگویان عالم است.
اعتبار و عظمت یک ملت به فرهنگ و فهم و شعور است و درک و ایستادگی بر آرمان ها؟ یا به اینکه فلان مقدار آجر و آهن و شیشه روی هم بگذارند و برج بلندی بسازند؟ یا حتی آنکه فلان بازیکنان معروف در باشگاه هایش توپ بزنند؟
تازه ای کاش فلان بازیکن معروف، شهروند خودشان بود! یا ای کاش آن برج بلند را مهندس های خودشان که در دانشگاه های خودشان تربیت کرده بودند، ساخته باشند. نه اینکه از خارج مهندس بیاورند و به همین از خارج اجیر کردن، افتخار هم بکنند!
پس نوشت ۱: اخیرا البته یک افتخار دیگر هم به مجموعه افتخارات عربستان اضافه شد و آن هم باسن بوسی ترامپ بود!
پس نوشت ۲: امارت هم علاوه بر برج بلند، افتخار همدستی با اسراییل جنایتکار را به افتخارات خود اضافه کرد. بالاخره هر کشوری انتخابی دارد!
کانال نقش مقصود@naqshmaqsood
۸:۱۱
سفر خارج از کشور و تجربه تجمعات شبانه
گاهی که به خارج از کشور سفر می کنم، اصرار دارم به جای تاکسی، از سیستم حمل و نقل عمومی آن کشور مثل مترو شان استفاده کنم. خیلی وقت ها حتی پیاده می روم. البته که تاکسی در خارج از کشور خیلی گران است، اما هدف من فقط صرفه جویی نیست. بلکه می خواهم با مردم آن کشور آشنا شوم. فرهنگ و زندگی شان را از نزدیک تجربه کنم. رفتارشان در مترو و خیابان، دستفروش ها، مغازه دار ها، معماری ساختمان ها، رفتار ترافیکی، رفتار مردم با پلیس، نظافت خیابان ها، رستوران ها و فرهنگ غذایی و ... همه و همه برایم جالب و تماشایی هستند.
برای همین، در ایران عزیزمان هم سفر با ماشین را به سفر هوایی و حتی ریلی ترجیح می دهم. وقتی با ماشین از تهران به مشهد می روی، از چندین شهر رد می شوی و با فرهنگ های مختلف، غذاهای مختلف، پوشش های گیاهی مختلف و ... ولو مختصرا آشنا می شوی.
این روز ها برخی دوست و فامیل را می بینم که نسبت به تجمعات شبانه مردم و نیت افراد شرکت کننده تردید می کنند. مثلا یکی شان از قول راننده تاکسی ای می گفت که حکومت به او و خانواده اش پول می داده تا در تجمعات شرکت کنند!
یا آن دیگری می گفت اینها که در تجمعات شرکت می کنند، همه جنگ طلبند و طرفداران تندروی نظام هستند.
(البته فقط حدس می زد، چون با این افراد صحبتی نکرده بود.)
اینها کسانی هستند که می دانم بارها به خارج از کشور سفر کرده اند. و سعی کرده اند فرهنگ آن کشور خارجی را از نزدیک ببینند. اما نمی دانم پای کشور خودشان که می رسد، چرا در بین مردم کشور خودشان نمی روند تا از نزدیک حس و حال مردم در تجمعات شبانه را تجربه کنند؟
شما که با این مردم همزبان هستید! چرا به راننده تاکسی و حدس و گمان و تلویزیون و ... استناد می کنید؟ 
خب خودتان یک شب بروید به یکی از این میدان ها و چهارراه ها، ساعتی در بین این مردم باشید. ترس ندارد! ببینید غذای مجانی می دهند؟ اسم و شماره حساب می نویسند برای حقوق؟
گفتم پول، اصلا من با این قصه ی پول دادن مشکل دارم. در موضوع بی حجابی و آن اعتراضات "زن، زندگی، آزادی" هم عده ای می گفتند این مردم معترض و خصوصا زن ها از بیگانگان پول می گیرند تا بی حجاب در خیابان ظاهر شوند! این هم به نظرم نادرست بود.
نمی گویم هیچ کسی پول نگرفته بود، چون اساسا من که تک تک آدم ها را بررسی نکرده ام. شاید هم عده ای پول گرفته بودند. اما همان موقع هم می گفتم این همه دختر و زن بی حجاب، زنان و دختران عادی، و خواهران و مادران ما در این کشور هستند. چرا باید همه آنها را مزدور بیگانه قلمداد کنیم؟ بر فرض که عده کمی هم پول گرفته باشند، مگر می شود آن را به همه تعمیم داد؟
در خصوص تجمعات شبانه هم موضع م همین است. بر فرض که عده ای هم پول گرفته باشند. مثلا پول و حقوق گرفته که بیاید مداحی کند یا در برگزاری امنیت و مدیریت ترافیک و ... همکاری کند. اما این همه مردم که در تجمعات شرکت می کنند هم پول گرفته اند؟
پس چرا به ما چیزی ندادند؟ 
سخنم این است که خودتان بروید در این تجمعات و تجربه کنید. باور کنید شاخ تان نمی زنند.
ببینید که این مردم چطور از همه طبقه ای، از هر تفکری، از هر جناحی، یکی با پا درد و یکی با موتور و دیگری با ماشین آخرین مدل، آمده اند پای کار کشور شان و اصلا هم بحث شان جنگ طلبی نیست. دغدغه شان حفظ کیان کشور
و مبارزه با دشمن متجاوز است و نیز حق طلبی
. بروید در میان این مردم و باهاشان صحبت کنید و خودتان ببینید که چه می گویند و حرف شان چیست. به حرف راننده تاکسی و حدس و گمان بسنده نکنید. 
پس نوشت: این قصه پول گرفتن و مزدور شدن برای تجمعات، به نظرم در نگاه چپی و کمونیستی که در این کشور و در ذهن مردم ما رسوخ کرده ریشه دارد. که فکر می کنند هر کس هر کاری می کند، لابد برای پول است. چیزی به نام دین و مذهب و عرق ملی و حب پرچم و ... برای اینها معنی ندارد. همه چیز باید به پول منتهی شود چون انسان را یک موجود مبتنی بر اقتصاد می دانند. ما اما اینطور فکر نمی کنیم و مردم را دارای علایق و سلایقی جز پول می دانیم... مردم حاضرند پول را فدا کنند تا چیزهایی به دست بیاورند، از جمله استقلال و آزادی را...
کانال نقش مقصود
@naqshmaqsood
گاهی که به خارج از کشور سفر می کنم، اصرار دارم به جای تاکسی، از سیستم حمل و نقل عمومی آن کشور مثل مترو شان استفاده کنم. خیلی وقت ها حتی پیاده می روم. البته که تاکسی در خارج از کشور خیلی گران است، اما هدف من فقط صرفه جویی نیست. بلکه می خواهم با مردم آن کشور آشنا شوم. فرهنگ و زندگی شان را از نزدیک تجربه کنم. رفتارشان در مترو و خیابان، دستفروش ها، مغازه دار ها، معماری ساختمان ها، رفتار ترافیکی، رفتار مردم با پلیس، نظافت خیابان ها، رستوران ها و فرهنگ غذایی و ... همه و همه برایم جالب و تماشایی هستند.
برای همین، در ایران عزیزمان هم سفر با ماشین را به سفر هوایی و حتی ریلی ترجیح می دهم. وقتی با ماشین از تهران به مشهد می روی، از چندین شهر رد می شوی و با فرهنگ های مختلف، غذاهای مختلف، پوشش های گیاهی مختلف و ... ولو مختصرا آشنا می شوی.
این روز ها برخی دوست و فامیل را می بینم که نسبت به تجمعات شبانه مردم و نیت افراد شرکت کننده تردید می کنند. مثلا یکی شان از قول راننده تاکسی ای می گفت که حکومت به او و خانواده اش پول می داده تا در تجمعات شرکت کنند!
اینها کسانی هستند که می دانم بارها به خارج از کشور سفر کرده اند. و سعی کرده اند فرهنگ آن کشور خارجی را از نزدیک ببینند. اما نمی دانم پای کشور خودشان که می رسد، چرا در بین مردم کشور خودشان نمی روند تا از نزدیک حس و حال مردم در تجمعات شبانه را تجربه کنند؟
خب خودتان یک شب بروید به یکی از این میدان ها و چهارراه ها، ساعتی در بین این مردم باشید. ترس ندارد! ببینید غذای مجانی می دهند؟ اسم و شماره حساب می نویسند برای حقوق؟
گفتم پول، اصلا من با این قصه ی پول دادن مشکل دارم. در موضوع بی حجابی و آن اعتراضات "زن، زندگی، آزادی" هم عده ای می گفتند این مردم معترض و خصوصا زن ها از بیگانگان پول می گیرند تا بی حجاب در خیابان ظاهر شوند! این هم به نظرم نادرست بود.
نمی گویم هیچ کسی پول نگرفته بود، چون اساسا من که تک تک آدم ها را بررسی نکرده ام. شاید هم عده ای پول گرفته بودند. اما همان موقع هم می گفتم این همه دختر و زن بی حجاب، زنان و دختران عادی، و خواهران و مادران ما در این کشور هستند. چرا باید همه آنها را مزدور بیگانه قلمداد کنیم؟ بر فرض که عده کمی هم پول گرفته باشند، مگر می شود آن را به همه تعمیم داد؟
در خصوص تجمعات شبانه هم موضع م همین است. بر فرض که عده ای هم پول گرفته باشند. مثلا پول و حقوق گرفته که بیاید مداحی کند یا در برگزاری امنیت و مدیریت ترافیک و ... همکاری کند. اما این همه مردم که در تجمعات شرکت می کنند هم پول گرفته اند؟
سخنم این است که خودتان بروید در این تجمعات و تجربه کنید. باور کنید شاخ تان نمی زنند.
پس نوشت: این قصه پول گرفتن و مزدور شدن برای تجمعات، به نظرم در نگاه چپی و کمونیستی که در این کشور و در ذهن مردم ما رسوخ کرده ریشه دارد. که فکر می کنند هر کس هر کاری می کند، لابد برای پول است. چیزی به نام دین و مذهب و عرق ملی و حب پرچم و ... برای اینها معنی ندارد. همه چیز باید به پول منتهی شود چون انسان را یک موجود مبتنی بر اقتصاد می دانند. ما اما اینطور فکر نمی کنیم و مردم را دارای علایق و سلایقی جز پول می دانیم... مردم حاضرند پول را فدا کنند تا چیزهایی به دست بیاورند، از جمله استقلال و آزادی را...
کانال نقش مقصود
@naqshmaqsood
۱۵:۳۵
توافق، بی عذرخواهی، شیطان بزرگ
این سوال مرتبا در جمع ها مطرح می شود که چرا توافق نمی شود؟ چرا ایران توافق را نمی پذیرد؟
پاسخ ساده است: توافق مطلوب ایران روی میز نیست!
و اصلا کدام توافق؟ چیزی که آمریکا انتظار دارد، تسلیم است نه توافق!
تقریبا تمامی صاحبنظران مطرح دنیا اذعان دارند که آمریکا از طریق جنگ و حمله، به اهداف خود دست پیدا نکرد. سران اسراییل جنایتکار و نیز خود آمریکا هم می گویند که هنوز به اهداف شان نرسیده اند. یعنی از نقطه نظر آمریکا، آنها شکست خورده اند.
اصلا چرا ترامپ تهدید می کند؟ اگر به اهداف شان رسیده بودند که مرتبا تهدید نمی کردند!
اما امریکا توافقی را می خواهد که یک «برنده» ی قاطع جنگ، با یک «شکست خورده» و «تسلیم شده» امضا می کند.
انگار نه انگار که پیروز نشده اند و ضمنا اتفاقات جدیدی در منطقه رخ داده و سلاح جدیدی به دست ایران افتاده است. 
آمریکا این «شکست» را نمی پذیرد. می گویند آمریکا شکست ناپذیر ترین قدرت دنیاست
چون شکست هایش را نمی پذیرد! 
مثلا جنگ ویتنام هم که فرسایشی شد و تلفات آمریکایی ها زیاد شد و انتقادات در آمریکا بالا گرفت و نهایتا مردم دولت دیگری را روی کار آوردند تا جنگ را خاتمه دهد، با این حال دولت جدید بعدی هم به سادگی و سرعت نتوانست دست از جنگ بکشد! 🥴
این پدیده عجیبی است! آمریکا توان پذیرش شکست را ندارد. نمی تواند بگوید اشتباه کردیم و شکست خوردیم و عقب نشینی کند.
حالا عذر خواهی؟ اصلا در قاموس آمریکا نیست.
شاید یادتان باشد: از جرج بوش پدر در مورد شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی که ۲۹۰ شهروند بی گناه را شهید کرد، پرسیدند که آیا بابت این فاجعه، عذر خواهی می کنی؟
چه پاسخی داد؟ در کمال وقاحت گفت: «من هرگز از طرف ایالات متحده عذرخواهی نخواهم کرد. اهمیتی نمی دهم که حقیقت چه باشد، من آدمی نیستم که از طرف آمریکا عذرخواهی کنم.»
میت رامنی، جمهوری خواه سرشناس و رقیب انتخاباتی اوباما، اصلا کتابی نوشته با نام «بی عذرخواهی» و استدلال کرده که آمریکا باید توسعه طلبی هایش در دنیا را بدون هر گونه شرم و عذرخواهی ادامه دهد، و این به نفع دنیا هم هست!
خلاصه اینکه، آمریکا خوی استکباری دارد. خصوصیت «شیطان» است که ادعای خدایی دارد و می گوید اشتباه نمی کنم و لذا اشتباهاتش را نمی پذیرد.
و آمریکا، شیطان بزرگ است!
کانال نقش مقصود
این سوال مرتبا در جمع ها مطرح می شود که چرا توافق نمی شود؟ چرا ایران توافق را نمی پذیرد؟
پاسخ ساده است: توافق مطلوب ایران روی میز نیست!
و اصلا کدام توافق؟ چیزی که آمریکا انتظار دارد، تسلیم است نه توافق!
تقریبا تمامی صاحبنظران مطرح دنیا اذعان دارند که آمریکا از طریق جنگ و حمله، به اهداف خود دست پیدا نکرد. سران اسراییل جنایتکار و نیز خود آمریکا هم می گویند که هنوز به اهداف شان نرسیده اند. یعنی از نقطه نظر آمریکا، آنها شکست خورده اند.
اصلا چرا ترامپ تهدید می کند؟ اگر به اهداف شان رسیده بودند که مرتبا تهدید نمی کردند!
اما امریکا توافقی را می خواهد که یک «برنده» ی قاطع جنگ، با یک «شکست خورده» و «تسلیم شده» امضا می کند.
آمریکا این «شکست» را نمی پذیرد. می گویند آمریکا شکست ناپذیر ترین قدرت دنیاست
مثلا جنگ ویتنام هم که فرسایشی شد و تلفات آمریکایی ها زیاد شد و انتقادات در آمریکا بالا گرفت و نهایتا مردم دولت دیگری را روی کار آوردند تا جنگ را خاتمه دهد، با این حال دولت جدید بعدی هم به سادگی و سرعت نتوانست دست از جنگ بکشد! 🥴
این پدیده عجیبی است! آمریکا توان پذیرش شکست را ندارد. نمی تواند بگوید اشتباه کردیم و شکست خوردیم و عقب نشینی کند.
حالا عذر خواهی؟ اصلا در قاموس آمریکا نیست.
شاید یادتان باشد: از جرج بوش پدر در مورد شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی که ۲۹۰ شهروند بی گناه را شهید کرد، پرسیدند که آیا بابت این فاجعه، عذر خواهی می کنی؟
چه پاسخی داد؟ در کمال وقاحت گفت: «من هرگز از طرف ایالات متحده عذرخواهی نخواهم کرد. اهمیتی نمی دهم که حقیقت چه باشد، من آدمی نیستم که از طرف آمریکا عذرخواهی کنم.»
میت رامنی، جمهوری خواه سرشناس و رقیب انتخاباتی اوباما، اصلا کتابی نوشته با نام «بی عذرخواهی» و استدلال کرده که آمریکا باید توسعه طلبی هایش در دنیا را بدون هر گونه شرم و عذرخواهی ادامه دهد، و این به نفع دنیا هم هست!
خلاصه اینکه، آمریکا خوی استکباری دارد. خصوصیت «شیطان» است که ادعای خدایی دارد و می گوید اشتباه نمی کنم و لذا اشتباهاتش را نمی پذیرد.
و آمریکا، شیطان بزرگ است!
کانال نقش مقصود
۵:۰۱
هدایت امور در سکوت جاهلان
اخیرا یکی از نمایندگان مجلس گفته که اگر صحن مجلس تعطیل نبود و قانون تنگه هرمز تصویب شده بود، امروز دست دیپلماتها پر تر بود. او تعطیلی مجلس را «غیر قانع کننده» دانسته و خواستار پیگیری و «هدایت» امور مهم کشور از طریق مجلس شده است.
بعید می دانم دیپلماتها معطل قوانینی از سوی مجلس باشند!
الان در وضعیتی هستیم که نظام تصمیم گیری و اجرایی کشور، کارهای لازم را دارد انجام می دهد و نیازی به مجلس نمی بیند. بستن تنگه هرمز و آتش بس و مذاکرات و کلی کار مهم دیگر بدون نظر مجلس انجام شد و توافقی هم اگر صورت بگیرد، مجلس در آن سهیم نخواهد بود. (متأسفانه)
تعطیلی مجلس که تصمیم من نبوده
ولی کسانی که چنین تصمیمی گرفته اند، مطمئنا از دست شان در نرفته!
شاید اتفاقا نگران آن هستند که افرادی در این مجلس بخواهند «هدایت» و رهبری کارها را در دست بگیرند. و یا نگران تشتت و تفرقه در فضای سیاسی کشور هستند. 
ضعیف و بی اثر شدن مجلس در اداره امور کشور، نتیجه یک فرآیند چندین ساله است. آن زمان که افراد و جریاناتی، تصمیم به محدود کردن انتخاب مردم گرفتند و مشارکت در انتخابات مجلس پایین آمد، و خروجی های آن انتخابات کم رونق هم به امور کم اهمیت و فرعی پرداختند، نتیجه آن شد که عملا مجلس از چرخه تصمیم گیری کنار گذاشته شود و دیگر در رأس امور نباشد.
چندین ماه است که مجلس کشور عملا تعطیل است و هیچ خلأ خاصی هم احساس نمی شود، بلکه وحدت و یکپارچگی بیشتری هم در مردم دیده می شود.
وحدت کلمه در هر زمانی مهم است و در زمان جنگ حتی مهم تر!
همین اختلافاتی هم که هست، از بابت اظهار نظر برخی افراد نادان و ریاست طلب است. این افراد هرچه کمتر تریبون داشته باشند، به نفع مردم و به نفع اسلام است.
پس نوشت: امیرالمومنین ع:
اگر جاهل سکوت می کرد، مردم اختلاف پیدا نمی کردند.
لَوْ سَكَتَ الْجَاهِلُ، مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ
کانال نقش مقصود
اخیرا یکی از نمایندگان مجلس گفته که اگر صحن مجلس تعطیل نبود و قانون تنگه هرمز تصویب شده بود، امروز دست دیپلماتها پر تر بود. او تعطیلی مجلس را «غیر قانع کننده» دانسته و خواستار پیگیری و «هدایت» امور مهم کشور از طریق مجلس شده است.
بعید می دانم دیپلماتها معطل قوانینی از سوی مجلس باشند!
تعطیلی مجلس که تصمیم من نبوده
ضعیف و بی اثر شدن مجلس در اداره امور کشور، نتیجه یک فرآیند چندین ساله است. آن زمان که افراد و جریاناتی، تصمیم به محدود کردن انتخاب مردم گرفتند و مشارکت در انتخابات مجلس پایین آمد، و خروجی های آن انتخابات کم رونق هم به امور کم اهمیت و فرعی پرداختند، نتیجه آن شد که عملا مجلس از چرخه تصمیم گیری کنار گذاشته شود و دیگر در رأس امور نباشد.
چندین ماه است که مجلس کشور عملا تعطیل است و هیچ خلأ خاصی هم احساس نمی شود، بلکه وحدت و یکپارچگی بیشتری هم در مردم دیده می شود.
وحدت کلمه در هر زمانی مهم است و در زمان جنگ حتی مهم تر!
همین اختلافاتی هم که هست، از بابت اظهار نظر برخی افراد نادان و ریاست طلب است. این افراد هرچه کمتر تریبون داشته باشند، به نفع مردم و به نفع اسلام است.
پس نوشت: امیرالمومنین ع:
اگر جاهل سکوت می کرد، مردم اختلاف پیدا نمی کردند.
لَوْ سَكَتَ الْجَاهِلُ، مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ
کانال نقش مقصود
۵:۰۰
آقای لنکرانی: وقتی اسلام در خطر است ما نباید به آن آقایی که اسلحه به دوش گرفته و به میدان آمده بگوییم نماز میخوانی یا نه؟ چه رسد به مساله حجابآیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی:
ما امروز در یک شرایطی هستیم که همه ملت ایران پای ایران ایستادهاند، چه آن کسی که محجبه است و چه کسی که حجاب ندارد، این یک بحث دیگر و از جهت فقهی یک وادی دیگری است که حتی خود امام خمینی (ره) هم میفرمود و در روایات ما هم وجود دارد وقتی اصل کشور و اساس اسلام در خطر است ما به کارهای درجه دو و سه نباید بپردازیم، وقتی اسلام در خطر است ما نباید به آن آقایی که اسلحه به دوش گرفته و به میدان آمده بگوییم نماز میخوانی یا نه؟ چه رسد به مساله حجاب.
البته ما وظیفه خود راجع به حجاب را هیچ وقت نباید فراموش کنیم اما الآن در این شرایط که اساس اسلام و انقلاب در خطر است نباید بین افراد حاضر در میدان تفکیک کنیم و بگوئیم در این جهاد حضور که شبها برپا می شود بانوان با حجاب بیایند و کسی که حجاب درستی ندارد نیاید، این حرف غلط است.کانال نقش مقصود
۱۲:۲۹
خاک قهرمان خیز
سالها پیش سفری داشتم به خرمشهر قهرمان و خدا توفیق داد به مسجد جامع خرمشهر بروم. میعادگاه عاشقان! چه صفایی دارد و چه انرژی ای دارد این مسجد! جایی که در روزهای اولیه ی مقاومت در برابر عراق، ظاهرا محل فرماندهی و تجدید قوای نیروهای مردمی بوده و قبل از سقوط شهر، آخرین سنگر رزمندگان. انگار صدای آن قهرمانان هنوز در فضای مسجد هست!
الان را نمی دانم اما آن موقع، هنوز آثار گلوله های بعثی ها روی در و دیوار مسجد قابل دیدن بود. شاید از قصد مرمت نکرده بودند تا یادبودی باشد از مقاومت جانانه سربازان وطن.

آخرین رزمندگان وقتی داشتند پس از روزها مقاومت جانانه، به ناچار، مسجد را ترک می کردند، فرش ها را کنار زده بودند و با رنگ، روی زمین صحن مسجد جملاتی نوشته بودند با این مضمون که: ای خرمشهر دوست داشتنی و زیبا! می رویم اما بر می گردیم و تو را آزاد می کنیم!
چقدر دیدن این نوشته ها برایم جذاب و البته تکان دهنده بود. چه خون های پاک برای حفظ این دین و این کیان ریخته شده و چه فداکاری ها، ما را وارث این سرزمین کرده است!
عکس بالا، آخرین تصویر از سربازانی گمنام و البته نامدار است که رفتند و هیچگاه باز نگشتند. رفتند تا تصرف پل خرمشهر توسط ارتش متجاوز عراق را به تاخیر اندازند تا مردم وقت کافی برای تخلیه شهر داشته باشند.
و عکس پایین، نشانی از قهرمانانی دیگر، باز هم فداکار و گمنام و نامدار، در جنگ تحمیلی اخیر.
بَه که ایران عزیزمان چقدر قهرمان خیز است!
خدایشان رحمت کند و با سرور شهیدان، ابا عبدالله الحسین ع محشور باشند انشالله

پس نوشت: آن پنج نفر را بگو! با دست خالی رفتند جلوی دشمن ایستادند. هیچ فکر نکردند که نمی توانیم و مهمات نداریم و لشگر دشمن عظیم است و ... هر کدام احساس وظیفه کرد و رفت و ایستاد و یک تنه جنگید و دشمن را هم متوقف کرد. می دانست کشته می شود، اما رفت! این چه پایی بود که به سمت مرگ رفت؟ چه نیرویی آن جرأت و قدرت را به اینان داد؟ جز ایمان به خدا؟ الله اکبر
کانال نقش مقصود
سالها پیش سفری داشتم به خرمشهر قهرمان و خدا توفیق داد به مسجد جامع خرمشهر بروم. میعادگاه عاشقان! چه صفایی دارد و چه انرژی ای دارد این مسجد! جایی که در روزهای اولیه ی مقاومت در برابر عراق، ظاهرا محل فرماندهی و تجدید قوای نیروهای مردمی بوده و قبل از سقوط شهر، آخرین سنگر رزمندگان. انگار صدای آن قهرمانان هنوز در فضای مسجد هست!
الان را نمی دانم اما آن موقع، هنوز آثار گلوله های بعثی ها روی در و دیوار مسجد قابل دیدن بود. شاید از قصد مرمت نکرده بودند تا یادبودی باشد از مقاومت جانانه سربازان وطن.
آخرین رزمندگان وقتی داشتند پس از روزها مقاومت جانانه، به ناچار، مسجد را ترک می کردند، فرش ها را کنار زده بودند و با رنگ، روی زمین صحن مسجد جملاتی نوشته بودند با این مضمون که: ای خرمشهر دوست داشتنی و زیبا! می رویم اما بر می گردیم و تو را آزاد می کنیم!
چقدر دیدن این نوشته ها برایم جذاب و البته تکان دهنده بود. چه خون های پاک برای حفظ این دین و این کیان ریخته شده و چه فداکاری ها، ما را وارث این سرزمین کرده است!
عکس بالا، آخرین تصویر از سربازانی گمنام و البته نامدار است که رفتند و هیچگاه باز نگشتند. رفتند تا تصرف پل خرمشهر توسط ارتش متجاوز عراق را به تاخیر اندازند تا مردم وقت کافی برای تخلیه شهر داشته باشند.
و عکس پایین، نشانی از قهرمانانی دیگر، باز هم فداکار و گمنام و نامدار، در جنگ تحمیلی اخیر.
بَه که ایران عزیزمان چقدر قهرمان خیز است!
خدایشان رحمت کند و با سرور شهیدان، ابا عبدالله الحسین ع محشور باشند انشالله
پس نوشت: آن پنج نفر را بگو! با دست خالی رفتند جلوی دشمن ایستادند. هیچ فکر نکردند که نمی توانیم و مهمات نداریم و لشگر دشمن عظیم است و ... هر کدام احساس وظیفه کرد و رفت و ایستاد و یک تنه جنگید و دشمن را هم متوقف کرد. می دانست کشته می شود، اما رفت! این چه پایی بود که به سمت مرگ رفت؟ چه نیرویی آن جرأت و قدرت را به اینان داد؟ جز ایمان به خدا؟ الله اکبر
کانال نقش مقصود
۱:۵۰
۱:۵۰
خرمشهر آزاد شدخرمشهر را خدا آزاد کرد
تکه ای از سمفونی زیبای خرمشهر، اثر مجید انتظامی
انتظامی در این سمفونی، روزهای خوش خرمشهر قبل از تجاوز بعثی ها را به تصویر می کشد. بعد، حمله بعثی ها به شهر، نبرد جانانه مردم و سپس شکست و سقوط شهر را روایت می کند و سکوت مرگباری که بر شهر حاکم می شود و صدای زوزه گرگ ها به گوش می رسد.
کم کم تدارک برای باز پس گیری شهر شروع می شود، حمله به دشمن بعثی و بعد از جنگی جانانه، آزاد سازی خرمشهر و دست آخر، جشن پیروزی!
همه اینها از طریق فراز و فرود موسیقی در سمفونی به مخاطب منتقل می شود. کل سمفونی حدودا نیم ساعت است! که اینجا چند دقیقه آخر که جشن پیروزی است را ارسال کرده ام. لذت ببرید!
(در برخی صحنه ها، آن پشت، اثری از تئاتر روی صحنه هم دیده می شود. آن تئاتر ها را بر اساس سمفونی نوشته اند و اجرا کرده اند. با فراز و فرود سمفونی همخوان شده و در واقع تصویر چیزی است که صدا منتقل می کند!)
پس نوشت: آدم، موسیقی هم می سازد برای خدا بسازد! ویولن و دف هم می زند برای خدا بزند!
کانال نقش مقصود
تکه ای از سمفونی زیبای خرمشهر، اثر مجید انتظامی
انتظامی در این سمفونی، روزهای خوش خرمشهر قبل از تجاوز بعثی ها را به تصویر می کشد. بعد، حمله بعثی ها به شهر، نبرد جانانه مردم و سپس شکست و سقوط شهر را روایت می کند و سکوت مرگباری که بر شهر حاکم می شود و صدای زوزه گرگ ها به گوش می رسد.
کم کم تدارک برای باز پس گیری شهر شروع می شود، حمله به دشمن بعثی و بعد از جنگی جانانه، آزاد سازی خرمشهر و دست آخر، جشن پیروزی!
همه اینها از طریق فراز و فرود موسیقی در سمفونی به مخاطب منتقل می شود. کل سمفونی حدودا نیم ساعت است! که اینجا چند دقیقه آخر که جشن پیروزی است را ارسال کرده ام. لذت ببرید!
(در برخی صحنه ها، آن پشت، اثری از تئاتر روی صحنه هم دیده می شود. آن تئاتر ها را بر اساس سمفونی نوشته اند و اجرا کرده اند. با فراز و فرود سمفونی همخوان شده و در واقع تصویر چیزی است که صدا منتقل می کند!)
پس نوشت: آدم، موسیقی هم می سازد برای خدا بسازد! ویولن و دف هم می زند برای خدا بزند!
کانال نقش مقصود
۵:۵۰
موضع گیری شدید
چند روز پیش برخورد فیزیکی و تحقیر آمیز وزیر تندروی اسراییلی با فعالان کاروان کمک های انسان دوستانه منتشر شد. موجی از واکنش ها را در دنیا برانگیخت. تا جایی که وزرای اروپایی هم موضع گیری کردند.
حالا چه بود؟ او موی یکی از فعالان را گرفته بود و سر ش را به پایین کشیده بود. شاید چند تا فحش و ناسزا هم گفته بود. مو کشیدن برای اروپایی ها خیلی سنگین است. خصوصا که مو، موی اروپایی باشد.
فکر ش را بکن موی یک اروپایی کشیده شود!
وزیر اروپایی با خودش میگوید: ای وای! چه جرم سنگینی!
چه خطای نابخشودنی و بزرگی!
صدها بار از کشتار هزاران کودک و زن فلسطینی بدتر است! پس باید موضع محکمی بگیریم تا این وزیر عوضی دیگر از این غلطها نکند!
او چه میکند؟ بله، ورود این وزیر اسراییلی به کشور ش را ممنوع می کند!
آقا تو که این وزیر بدبخت رو کُشتی! اصلا بیچاره ش کردی!
این همه مجازات سنگین برای یک مو کشیدن؟
زیاده روی نکردی؟ 
جلوی چشم شان ده ها هزار انسان سلاخی شدند، کک شان هم نگزید. حالا برای ما موضع بگیر و مدافع حقوق انسانی!! شده اند، این اروپایی های نژاد پرست متظاهر متعفن

کانال نقش مقصود
چند روز پیش برخورد فیزیکی و تحقیر آمیز وزیر تندروی اسراییلی با فعالان کاروان کمک های انسان دوستانه منتشر شد. موجی از واکنش ها را در دنیا برانگیخت. تا جایی که وزرای اروپایی هم موضع گیری کردند.
حالا چه بود؟ او موی یکی از فعالان را گرفته بود و سر ش را به پایین کشیده بود. شاید چند تا فحش و ناسزا هم گفته بود. مو کشیدن برای اروپایی ها خیلی سنگین است. خصوصا که مو، موی اروپایی باشد.
فکر ش را بکن موی یک اروپایی کشیده شود!
وزیر اروپایی با خودش میگوید: ای وای! چه جرم سنگینی!
او چه میکند؟ بله، ورود این وزیر اسراییلی به کشور ش را ممنوع می کند!
آقا تو که این وزیر بدبخت رو کُشتی! اصلا بیچاره ش کردی!
جلوی چشم شان ده ها هزار انسان سلاخی شدند، کک شان هم نگزید. حالا برای ما موضع بگیر و مدافع حقوق انسانی!! شده اند، این اروپایی های نژاد پرست متظاهر متعفن
کانال نقش مقصود
۴:۰۰