لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل شهیده نرگس حاجی ملاحیدرش
۳۳۱ عضو

شهیده نرگس حاجی ملاحیدر

شهیده گمنام مجاهد : نرگس حاجی ملاحیدر.شهیده جنگ رمضانشهید سایبری و امنیت.تاریخ ولادت : 1378/9/27تاریخ شهادت : 1404/12/11محل شهادت : تهرانپارس _ تهران .مزار مطهر : صحن اصلی امام زاده علی اکبر چیذر
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ مرداد

صدامو میشنوی؟؟.mp4

۱۹ مگابایت

undefinedفایل با کیفیت برای انتشارundefined
undefined۱۲
undefined۳
undefined۱
undefined۱
undefined۱
undefined۱

۸۶۰

۱۷:۱۱

۸ مرداد
thumbnail
می‌گن اربعین آدم تنها نیست، ولی امسالِ من واقعاً عجیبه.
نرگس جانم!دارم با عکسِ وسایلت، با خاطراتت، پا توی جاده می‌ذارم. تو که از ما خیلی جلوتری، تو که زودتر از همه به قرارمون رسیدی…
هوایِ برادرت رو داشته باش. من می‌آم، با کوله‌باری از دلتنگی...تا برسم به جایی که تو منتظری...
:: عکس توسط خود شهیده گرفته شده است ::
#شهیده_نرگس_حاجی_ملاحیدر@Narges_Molaheidar
undefined۳۲
undefined۱۲
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۸۱۷

۲۲:۱۵

۹ مرداد
thumbnail
به نجف رسیده ایم. مثل تمام این سال ها مهمان خانه ی ابوزهرا ایم از اول سفر تو کنارم بودی از اتوبوسی که به سمت مرز می آمد گرفته تا اولین چایی ای که خوردم اولین مداحی ای که پلی شد.. از اول ش از همه بیشتر نگران خونه ابوزهرا بودم نگران جایی که قرار بود در و دیوار ها را ببینم.. اما تو را نه.. اتاق روبه روی راه پله هنوز هم همونجوری سر جایش هست و من باز هم ، خودمان را میبینم که کنار هم نشسته ایم و تصمیم داریم قبل از نماز زیارت عاشورا بخوانیم.. تو کنار منی انگار از اول ، این سفر را تنها شروع نکرده ام.. و تمام ثانیه ها بودنت را حس میکنم در حالی که تو حالا در مقصد ایستاده ای.. نبودنت هم برایم پارادوکس زیبایی دارد انقدر کنار من هستی که نمیتوانم ببینم جسمت را کنار خودم ندارم..راه پله ای که عکس گرفتم همیشه خالی از سکنه استآنروز صبح هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشود بعد از اولین شبی که در زندگی م در حرم گذرانده ام.. به خانه ی ابوزهرا برگشتیم و جایی برای خوابیدن من و تو نیست. نماز صبح را در حرم خوانده بودیم هر دویمان در راه پله نشسته ایم و تو در موبایلت مفاتیح را باز میکنی متن دعای عهد روی صفحه خودنمایی میکند آنروز که دعای عهد را با هم میخوانیم هیچ وقت تصورش هم نمیکردم.. روزی روی همین راه پله بنشینم و با خودم بگویم من نشستم ، نرگس چه خوب برخاستی:) دنیای بزرگی را انتخاب کردی و من در برابرش پر از نمیدانم ام..و من ذره ای کوچیک و دلتنگ بیش نیستم در برابر دنیای تو دنیایی که راه ش را از علی آموختیدنیایی که برایت مهم بود اهل کوفه نشویـ.:)حالا تو کنار مولایی هر وقت بخواهی به نجف می‌آیی و سهم من از کنار تو بودن خاطراتی ست که با نام مولا به جا گذاشتی.. چه سهم کوچکی دارم..رفیق یادت نرود دست مرا هم بگیری مثل همان روز صبح مرا هم در عهدت شریک کنی..:)
::: پیام یکی از رفیق ها و همسفر های اربعین شهیده نرگس حاجی ملاحیدر :::
::عکس توسط خود شهیده در مسیر اربعین گرفته شده است ::

#شهیده_نرگس_حاجی_ملاحیدر
@Narges_molaheidar
undefined۳۲
undefined۱۳
undefined۱
undefined۱
undefined۱

۸۷۳

۱۱:۵۷

thumbnail
جهان که لطف ندارد، بگو نجف چه خبر..؟آغاز کردن این سفر بی تو از ابتدا اشتباه بود... اصلا اربعین بی تو، اربعین نمیشد... یک چیزش کم بود... تازه ابتدای سفر است و نبودنت بیشتر از این چند ماه، دلمان را به درد آورده است و چشمانمان را پر اشک... معلوم است، نجف و خونه ابوزهرا، حله و خونه حاج رضا، بی تو نمی شود... مگر می شود تو نباشی..؟ نه، پس، اربعین بی تو اشتباه است، تو هستی... تو همه جا هستی... کنار آینه کاری های صحن حرم حضرت علی، صحن حضرت زهرا، دم چایخونه حرم، کنار ایوان طلا، خونه ابوزهرا، همه جا... اما خودمانیم، این شکل از بودنت پیرمان کردتو که چند ماهی هست مهمان پدرت هستی،جهان که لطف ندارد، تو بگو نجف چه خبر...؟؟
#شهیده_نرگس_حاجی_ملاحیدر
@Narges_Molaheidar
undefined۳۶
undefined۱۱
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۱.۴K

۱۴:۱۷

۱۰ مرداد
thumbnail
به این صفحه نگاه می‌کنم و دلم می‌لرزه…هنوز هم باورم نمی‌شه روزی رو که با ذوق نوشتی: «ما راه افتادیم به سمت کربلا»
آن لحظه فکر می‌کردم یعنی راهِ جاده، یعنی عمودها، یعنی خستگیِ مسیر…اما حالا می‌فهمم تو از جاده‌ای حرف می‌زدی که آخرش به آسمون می‌رسه؛از سفری که برگشت نداره… از راهی که فقط به رسیدن ختم می‌شه.
نرگسِ قشنگِ من…تو راه افتادی و من جا موندم.تو زودتر از همه رسیدی، زودتر از همه مهمانِ امام شدی، زودتر از همه کنارِ نور جا گرفتی…و من اینجا ماندم، با جای خالی‌ات، با دلی که هر روز از نبودنت تازه‌تر می‌شکند.
امسال توی طریق‌الحسین هر قدم که برمی‌دارم، انگار دنبال ردِّ تو می‌گردم…انگار هر عمود، نشانی از تو دارد…انگار تو از میانِ این همه شلوغی، آرام و بی‌صدا جلوتر از منی و داری برایم دعا می‌کنی.
خوش به سعادتت نرگس جان…که طریق‌العشق را رفتی و به طریق‌النور رسیدی.من مانده‌ام و این راه، این بغض، این دلتنگی…فقط امیدم به خداست که روزی، دوباره زیرِ سایه‌ی رحمتش، تو را ببینم؛این‌بار نه در عکس و پیام…بلکه روبه‌رو، در روشن‌ترین جایِ بهشت.
:: این عکس اسکرین شات پیام های نرگس در اربعین پارسال است ::
#شهیده_نرگس_حاجی_ملاحیدر
undefined۵۰
undefined۱۷
undefined۷
undefined۱
undefined۱

۱.۶K

۸:۴۹

۱۵ مرداد
thumbnail
به این چند خطِ نرگس که نگاه می‌کنم، دلم آتیش می‌گیرد…همان‌قدر ساده، همان‌قدر معمولی، همان‌قدر قشنگ…برای ما می‌نوشت که کجاست، چه می‌کند، در چه حال و هوایی‌ست؛و ما چه می‌دانستیم روزی می‌رسد که همین حرف‌های ساده، بشود همه‌ی داراییِ دلمان از او…توی ون نشسته بود، تشنه‌اش شده بود…راننده نگه می‌دارد کنارِ موکب…همه پیاده می‌شوند، آب می‌خورند… اما نرگسِ من نه…آبِ کلمن نخورده بود، دلش آبِ بسته‌بندی می‌خواست…و یکی از همسفرهایش می‌رود برایش آب معدنی می‌خرد…خدایا…چقدر این چند خط برای دیگران شاید فقط یک خاطره‌ی ساده باشد،اما برای من، یک دنیا گریه‌ست…یک دنیا دلتنگی‌ست…یک دنیا حسرت برای خواهرم که آن روز، میانِ راهِ کربلا، با همان سادگی و معصومیتِ همیشگی‌اش، فقط آب خواسته بود…حالا من مانده‌ام و همین چند پیام…همین چند روایتِ کوتاه از سفرِ آخرش…و دلی که هر بار می‌خوانَدشان، بیشتر می‌شکند…نرگس جان…تو آن روز تشنه بودی و آب خواستی…و امروز منم که بعد از تو، هر چه می‌گردم، هیچ‌چیز این عطش دیدنت را آرام نمی‌کند…تو رفتی و من ماندم با این چند خط به ظاهر ساده،که برای من از هر روضه‌ای سوزناک‌ترند…

:: این عکس اسکرین شات پیام های نرگس
در اربعین پارسال است ::

#نرگس_حاجی_ملاحیدر
@Narges_Molaheidar
undefined۳۵
undefined۱۰
undefined۳
undefined۱

۷۲۴

۰:۵۵

thumbnail
قرار روضه هر ساله اربعینهر سال سفر اربعینمان یک «نقطه‌ عطفی» داشتآن نقطه عطف، روضه ای بود که آن را اهالی کاروان باهم می گرفتیم. روضه ای که تک تک اعضای کاروان، ادامه ی سفرشان را با آن روضه می ساختن. گاهی این روضه در خانه حاج رضا خوانده می شد و گاهی روبروی حرم حضرت علی و شاید هم کنار رود فرات.. مکان و زمان این روضه از پیش تعیین شده بود اما نه توسط ما، توسط کسی که ما را به این سفر طلبیده بود... امسال روضه نه در خانه حاج رضا بود و نه در کنار بارگاه امیرالمومنین و نه حتی کنار رود فرات... فکر نمی کردیم امسال قسمت شود و این نقطه عطف دوباره تکرار شود:) اما شد؛جایی که هیچکس فکرش را نمیکرد.. مکان روضه، خانه ای در شهر طویریج بود.. در چند کیلومتری کربلا.. اما این خانه، خانه ای معمولی برای مان نبوداین خانه از شش ماه پیش دیگر برایمان خانه ای معمولی نشدتک تک اعضا و جوارح این خانه، یادآور تو بود و بس... حدیث کسا خوانده شد در همان اتاقی که بیشترین عکس را از با تو بودن داریم:)) حدیث کسا خوانده شد با یاد توحدیث کسا خواندی با ما، در این اتاق در این خانه در این شهر در این فاصله با مقصد این سفر..ممنون که تنها رها نکردی ما را در این سفر
:: عکس توسط خود شهیده گرفته شده است ::
#شهیده_نرگس_حاجی_ملاحیدر
@Narges_Molaheidar
undefined۲۱
undefined۱۱
undefined۱

۶۵۲

۱۳:۲۸

thumbnail
بسم رب الشهدا...گاهی خدا فرصت می‌دهد تا دوباره عطر حضور عزیزانمان را حس کنیم؛ این بار از قاب تلویزیون...

«برنامه تلوزیونی لاله خیز با موضوع شهدا و روایت خانواده های شهید» با عنوان «مثل گل نرگس...» که روایتگر بخشی از زندگی و خاطرات شهید عزیزمان است،

امروز از شبکه یک سیما پخش خواهد شد.


undefined امروز | ساعت ۱۸:۱۵ undefined شبکه یک سیما undefined بازپخش: ساعت ۱۱ صبح


اگر دوست داشتید، با دیدن این برنامه و معرفی آن به دیگران، در زنده نگه داشتن یاد و راه شهید همراه ما باشید. یادش همیشه در دل‌ها ماندگار...


#پخش_تلوزیونی#صداسیما#لاله_خیز#شهیده_نزگس_حاجی_ملاحیدر
::: آیدی کانال :::
@Narges_Molaheidar
undefined۱۰۶
undefined۱۶
undefined۲
undefined۲

۵K

۱۴:۵۸

۱۶ مرداد
بازارسال شده از برنامه تلوزیونی «لاله خیز»
thumbnail
undefined مثل گل نرگسundefined برایش ایمیل فرستادند که اگر زنده ماندن را می‌خواهی، پروژه‌ات را رها کن... اما «نرگس» اهلِ جا زدن نبود. نخبه‌ی کامپیوتر و قهرمانِ کاراته‌ای که عظمت روحش، بزرگ‌تر از مدال‌هایش بود؛ دختری که در مقابل تهدیدِ دشمن تا آخرین نفس ایستاد و شهادتش نصیبش شد.
undefined شنبه تا پنج‌شنبهundefined ساعت ۱۸:۱۵undefined بازپخش ساعت ۱۱ روز بعد
undefinedبرنامه «لاله خیز» را از اینجا ببینید#شبکه_یک #لاله_خیزundefined پخش زنده شبکه یک
undefined @lalehkhiztv

۱۶۸

۹:۳۹

۲۳ مرداد
بازارسال شده از بَلْ أَحْیٰاءٌ 🇮🇷

سخنان مادر شهیده.mp3

۰۶:۵۵-۶.۳۴ مگابایت
undefinedسخنان مادر "شهیده نرگس حاجی‌ملاحیدر"
undefinedاین‌بار از زبان مادر شهیده می‌شنویم؛ قضیه‌ی مفصلِ عاشقی‌ را!
undefinedاز آذر می‌دانست قرار است شهید شود...
undefinedصبح شهادتش بود. نگران بودم، گفتم مامان میشه این چند روز رو نری سرکار؟...
undefined همکار‌ها و رئیسش چند روز قبل آمده بودند اینجا...
شهدا نوری هستند، از امتداد عاشورا تا به امروزروایت آن‌روزهای ابتدای‌ انقلاب را به دست تاریخ می‌سپاریم و روایت امروز را به دست مادران و پدران شهدا
undefinedبا ما همراه باشید

#شهیده_نرگس_حاجی‌ملاحیدر#شرح_شیدایی#بَلْ_أَحْیٰاءٌ
undefined ستاد تکریم شهدای جنگ تحمیلی رمضانبسیج دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران‌ما را در پیام رسان بله دنبال کنید.undefined@balahyaundefined@basijfanni

۱

۱۷:۵۲