ن

نسیم خیال

۳۹ عضو
thumbnail
مثال دختری کوچک که در ترس دل دوران با فکر سرافرازی میهن خوب میخوابد

@nasimkhiyal
undefined۱

۹۷

۳:۳۷

thumbnail
یتیم زخم و دلی بد به جان ما دارد هر آنکه در دل خود دردی از دوا دارد برفت سیده ما تشنه و گرسنه ، غریبچقدر شباهت بارز به کربلا دارد
@nasimkhiyal

۹۲

۱۸:۱۲

بسم رب الخامنه ای
چقدر زیباست که کلمات جایگزین میشوند یاد دارم که زمان جنگ دوازده روزه جیغ و داد جوابی برای خوردن موشک و پهپاد های کفار بود یا سکوت و دلهره حال اما فرقی میان مردم جنگ دوازده روزه با جنگ رمضان است :مردم ما جمله ای ناب و زیبا را جایگزین کرده اند الله اکبر ، الله اکبر الله اکبر به این مردم جان در کف در زیر بیرق اسلام
حال میفهمیم که خون امام شهیدمان هم کار خودش را کرده است و خواهد کرد ای که خون تو همه را بیدار کرده استحماسه عاشورایی ادامه دارد
@nasimkhiyal
undefined۱

۷۲

۱۲:۰۶

thumbnail
ای که در معرکه همچون شیری انتقام پدرت میگیری

@nasimkhiyal

۸۵

۱۷:۲۹

Peace of Mind.mp3

۰۱:۰۵-۳.۲۴ مگابایت
ای دیو سپید پای در بند!ای گنبد گیتی! ای دماوند!
از سیم به سر یکی کله خودز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیندت رویبنهفته به ابر، چهر دلبند
تا وارهی از دم ستورانوین مردم نحس دیومانند
چون گشت زمین ز جور گردونسرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت ز خشم بر فلک مشتآن مشت تویی، تو ای دماوند!
تو مشت درشت روزگاریاز گردش قرن ها پس افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شوبر ری بنواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاریای کوه! نیم ز گفته خرسند
تو قلب فسرده زمینیاز درد ورم نموده یک چند
شو منفجر ای دل زمانه !وآن آتش خود نهفته مپسند
خامش منشین، سخن همی گویافسرده مباش، خوش همی خند
ای مادر سر سپید! بشنواین پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزهبخروش چو شرزه شیر ارغند
ترکیبی ساز بی‌ مماثلمعجونی ساز بی‌همانند
از آتش آه خلق مظلوموز شعله کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ریبارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریزبادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینهٔ عادصرصر شرر عدم پراکند
بفکن ز پی این اساس تزویربگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که بایداز ریشه بنای ظلم برکند
زین بی‌خردان سفله بستانداد دل مردم خردمند
شاعر : ملک الشعرا بهار

@nasimkhiyal
undefined۱

۷۹

۱۵:۴۴

زمین همیشه نشانی ز وعده ها دارد و این زمین که دل پر ز بنده ها دارد

@nasimkhiyal
undefined۴

۴۱

۲۰:۰۴

غرشی از رعد و برق ، صدای باران رحمت در میانهٔ سوره توبه انگار کسی در این جمع توبه ای از جان و دلش کرده است که پروردگار چنین رحمت الهی را بر سر ما بارانده ، اما غرش در آسمان ندایی برای آنان است که هنوز شکی در دل برای توبه دارند باید آن شک را با رعدی تبدیل به خاکی بی جان نمود که پروردگار تعالی بسیار توبه کنندگان را دوست دارد.
@nasimkhiyal
undefined۴

۵۶

۲۰:۰۸

thumbnail
رسیدم تا حرم گویی کسی می گفت در گوشم بیا ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم سلیمانا بیا بردار بار از شانه موری مرا باریست از غم ها که سنگین است بر دوشمز سنگین بودن حزنم نفهمیدند عالم ها که تلخندیست در چهرم همین حالت که خاموشممنم مجنون آن سیما امام مهربان من برای دیدن رویت فقط در عشق می کوشم تویی سلطان منم خادم ولی این نیز اغراق استچو من هم یک گدا هستم چو یک نوکر که می‌جوشمچو در این بارگاه عشق چای حضرتی خوردمبفهمیدم می ناب طهورم چیست می‌نوشمتو که هرکس گنهکارست ضامن میشوی آری منم از این ضمانت های پی در پی که مدهوشممرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم که این لطف امام را به هیچ عالم نیفروشم

@nasimkhiyal
undefined۴

۶۴

۵:۱۸

مارا همین بس که محب کوی حیدریممارا ز جهان بس که غلامان زینبیم

@nasimkhiyal
undefined۲

۴۰

۱۳:۴۹

thumbnail
زیر طوفان هم شده می ایستیم
@nasimkhiyal
undefined۳

۱۸

۲۰:۱۷