لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نسخن
۱۶۲ عضو

نسخ

رسانهٔ تعاملی کتاب نوجوان
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۷ فروردین ۱۴۰۲
thumbnail
نسخرسانهٔ تعاملی کتاب نوجوان
می‌خواهیم مجالی فراهم کنیم برای گفت‌وگو دربار‌ه‌ی خوانده‌هایمان. می‌دانیم که بهتر است برای بالا بردن کمّیت و کیفیت مطالعه، به گفت‌وگو دربار‌ه‌ی کتاب‌ها و معرفی آن‌ها به یکدیگر عادت کنیم. چنین عادتی، جریان فرهنگ و علوم انسانی را تنوع و شادابی می‌بخشد، دانش و بینش تک‌تک ما را عمیق‌تر می‌کند، و به ما چراغ‌هایی می‌دهد تا از جزیره‌های تنهاییِ کتاب‌خوانی‌مان به همسایه‌ها علامت بدهیم و دیدوبازدیدهایی فرهنگی داشته باشیم!در سال‌های گذشته در میانِ فارسی‌زبانان، رسانه‌هایی ویژه‌ی #مرور_کتاب راه‌اندازی شده است. اما مانند بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی دیگر، جای رسانه‌ و فضای تعاملی با محوریت نوجوان (هم به‌عنوان مخاطب، هم به‌عنوان مؤلف) خالی بود. می‌خواهیم در این میدان هم عادت کنیم که نوجوانی را دور از سایه‌ی سنگین کودکی و بزرگسالی ببینیم. همراهی شما، به‌ویژه شما عزیزانی که در ایستگاه نوجوانی هستید، این جریان را ده‌ها برابر قوی‌تر و غنی‌تر خواهد کرد.
ما را بخوانید!برای ما بنویسید!ما را به دیگران معرفی کنید!
https://ble.ir/naskh_nojavan
undefined۴
undefined۱

۱.۲K

۲۳:۱۷

۷ تیر ۱۴۰۲
thumbnail
undefined مرور کتاب
undefined «نخل و نارنج»
undefined نوشته وحید یامین پور

undefined یکی از فقهای بزرگ ایرانی اسلام و مرجع تقلید بزرگ شیعه، بی‌شک شیخ مرتضی انصاری است که او را به «خاتم الفقها و المجتهدین» می‌شناسند. شیخ مرتضی که متولد سال ۱۲۱۴در دزفول است، در جوانی به نجف سفر می‌کند و در آنجا به تحصیل علم می‌پردازد. او شاگردان بزرگی مانند میرزا جلال‌الدین اسدآبادی و میرزای شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکو) را پرورش داده است.
undefined کتاب نخل و نارنج نوشته وحید یامین‌پور روایتی داستانی است از زندگی‌نامه‌ی شیخ مرتضی انصاری و رویدادهایی که در زمان حیات او رخ می‌دهد؛ مانند جنگ‌های ایران و روس، امپراتوری عثمانی و حضور انگلستان در ایران. این کتاب توسط انتشارات جمکران به چاپ رسیده و شامل ۲۴۸ صفحه است.
undefined جالب توجه این است که در حالی که این اثر اولین تجربه‌ی یامین‌پور در حوزه‌ی نویسندگی داستانی است، متن با لحنی شیرین و روان به رشته‌ی تحریر درآمده است. به‌طوری‌ که از خواندن متن کتاب خسته نخواهید شد.
موضوعی که باعث لطافت بیشتر کتاب می‌شود، استفاده‌ی نویسنده از جملات شاعرانه و پرمعنایی در میانه‌ی متن است. برای مثال در جایی از کتاب نوشته شده:
«گاهی حسِ مبهمی از انتظار یک واقعه یا شنیدن یک خبر ناخوشایند یا حل نشدن یک تلخی مزمن به هم می‌آمیزد و دل را آشفته می‌کند. دل راه خودش را می‌رود و گاه باید او را گرفت و نشاند و پرسید: «به کدام راه می‌روی؟ به کدام راه من را می‌کشانی دل؟»
undefined نویسنده‌ی کتاب در مصاحبه‌ای بیان می‌کند: «نخل و نارنج اثری درباره‌ی دین نیست، بلکه خوانشی از زندگی است که به نظرم تاریخ مصرف ندارد، مخاطب همراه اثر می‌شود و همان ابتدا ممکن است شباهت‌هایی بین خودش و شخصیت اصلی و شرایطی که او را احاطه کرده، پیدا کند.»
undefinedبرشی از کتاب را با هم می‌خوانیم:
«بازار نجف از هفت شاخه به حرم منتهی می‌شد و آن راهی که مرتضی می‌آمد از سمت شرق و در مقابل ایوان طلا به حرم می‌رسید. چند نفر با لباس‌های بلند عربی در حال بازگشت از نماز جماعت ظهر و عصر بودند. از اقامه‌ی نماز چیزی نگذشته بود و هنوز خادمان حرم درها را نبسته بودند. مرتضی نعلینش را بیرون حرم از پا درآورد و به سمت درگاه چوبی رفت. نعلینی که به زردی می‌زد فرسوده‌تر از آن بود که کسی را به طمع بیندازد. درگاه را بوسید و گونه‌ی راستش را روی زمین گذاشت که ناگهان موجی از دلتنگی آمیخته با اشتیاق توفید و چشم‌ها را به اشک نشاند. در برابر ایوان طلا ایستاد تا اذن دخول بخواند، ولی پیش از آن دوست داشت بار دیگر تمام زوایای حرم را با دقت ببیند و به خاطر بسپارد.
حرم خالی از زائر و نمازگزار بود و جز گفت‌وگوی مبهم خادمان در شبستان‌های اطراف صدایی شنیده نمی‌شد. مرتضی با قدم‌های کوتاه خود را به ضریح رساند؛ دست‌هایش را در پنجره‌های نقره‌ای آن گره کرد و پیشانی را بر آن تکیه داد. آن رؤیای ملکوتی را به یاد آورد و تمام وجودش از خاطره‌ی شنیدن صدای امیرالمومنین مشتعل شد.»
گفتن یک نکته لازم است. اگر فکر می‌کنید روایت زندگینامه‌ای از زندگی شخصی که احتمالا او را نمی‌شناسید نمی‌تواند آنقدر هم جذاب باشد ، باید بگویم این اثر را بخوانید تا متوجه خطای شناختی خود بشوید!
undefined محمد‌سجاد حاجی رحیمیان دانش آموز دبیرستان علامه حلی ۱۰ #نخل_و_نارنج#مرور_کتاب#نوجوان#نسخ┄┄┅┅┅❅undefinedundefinedundefined❅┅┅┅┄┄undefined@naskh_nojavanundefined humanitieshelli10.ir/category/naskh
undefined۴

۴۰۲

۲۰:۲۵

۱۰ تیر ۱۴۰۲
thumbnail
undefined مرور کتاب
undefined سمفونی مردگان
undefined نوشته عباس معروفی

undefined سمفونی مردگان اثر عباس معروفی داستان خانواده­‌ای اردبیلی در دهه ده تا سی ایران را روایت می­‌کند.در نقد و ستایش سمفونی مردگان بسیار نوشته­‌اند. اما من قصد دارم تا مواجه شخصی خودم را با این اثر روایت کنم.چهار سال پیش در نمایشگاه کتاب، از انتشارات ققنوس این کتاب را خریدم. وقتی شروع به خواندن آن کردم فهمیدم که بعد از خواندن چند سطر، بند و یا حتی صفحه، متوجه روند داستان نیستم! فهم داستان برای نوجوان کم­ سنی مثل من در آن زمان کمی دشوار بود و باعث می­شد کتاب جذابیتی نداشته باشد. و آن موقع از خیر خواندن این کتاب گذشتم و آن را به وقت مناسب خودش موکول کردم. و پدرم شروع به خواندن آن کرد که البته او هم در اواسط کتاب رهایش کرد.
undefined پارسال عباس معروفی فوت کرد. با این که من نه به دلیل فوت او دوباره شروع به خواندن دوباره‌ی کتاب کردم، حس می­کنم مرگ معروفی به معروف­تر شدن کتابش کمک کرده باشد و مطرح شدن نام این کتاب – که شاید بهترین اثر ایشان باشد-  باعث شده تا نگاهی دوباره به کتاب بیندازم.
undefined این بار دیگر بی­‌اعتنا به سوال­های اساسی­‌ام از داستان، به خواندنش ادامه دادم. شیوه‌ی فهم داستان با این سبک را از خود این کتاب آموختم. در این سبک که به “جریان سیال ذهن” شناخته می­‌شود، نویسنده هیچ اهمیتی به نظم زمانی روایتش نمی­‌دهد و هیچ تلاشی نمی­‌کند تا به مخاطب، داستان را بفهماند. متن کتاب جریان سیال ذهن راوی­‌ها و دانای کل است. که البته زمان و مکان ندارد و در خاطرات و تجربیات و احساسات شخصیت‌ها شناور است. می­گویم راوی‌ها چون یکی از ویژگی­‌های اصلی سمفونی مردگان، داشتن راویان متعدد است. این، کتاب را منحصر به فرد می­‌کند و از جهت دیگری شبیه آثار دیگران با همین سبک و سیاق مثل “خشم وهیاهو” از ویلیام فاکنر می­‌کند.
undefined در قسمتی از پشت جلد کتاب آمده است: «کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه‌اش در آورده‌ایم، به قتلگاهش برده‌ایم و با این همه او را جسته‌ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده‌ایم. کدام یک از ما؟
undefined این کتاب درست مثل یک سمفونی در موسیقی از چند موومان تشکیل شده است که هر موومان از زبان یک شخصیت روایت می‌شود و ریتم و آوای متفاوتی دارد. آیدین که به نوعی شخصیت اصلی کتاب است موومان دوم را روایت می­‌کند. موومان چهارم هم از زبان آیدین است، ولی با تفاوتی آشکار، زیبا و غم­‌انگیز که آن سوجی شدن اوست که به معنی دیوانه و مجنون شدن او و تغییر شخصیتی­‌اش به­‌خاطر تجربیاتش است. اورهان، برادر کوچکترش، روایتگر موومان یک است. آخرین موومان هم به نام موومان یک (۲) دوباره از زبان اوست و پایان سمفونی است و به سکوت ختم می­‌شود.
undefined سمفونی مردگان زندگی با مرگ آمیخته خانواده اورخانی است. هر کدام از اعضای خانواده را می‌توان به مثابه قشری در جامعه آن زمانه در نظر گرفت. جابر اورخانی، پدر، نماد تفکر پدرسالارانه و سنتی است. آیدین شاعر و کتابخوان است و این در آن زمانه بسیار نو و ضد انتظارات پدر است. این کتاب برای هر فرزندی می­تواند حس همدردی با رابطه‌ی آیدین با پدر سنتی­‌اش را برانگیزد. زیرا هر نسلی نسبت به پدران خود نو­اندیش‌تر می­‌شوند. بر خلاف او، اورهان که آخرین فرزند خانواده است با تفکرات سنتی پدر بزرگ شده است. به طور کلی سمفونی مردگان در پس داستان خود نمادها و مفاهیم متعددی از منظر روانشناسانه تا اساطیری در فرامتن آن قابل مشاهده است. گاهی مثال زدن از آنها منجر به لو رفتن مضمون یک بخش داستانی می­‌شود.
undefined ایلیا ربیعی دانش آموز دبیرستان علامه حلی ۱۰
#سمفونی_مردگان#مرور_کتاب#نوجوان#نسخ┄┄┅┅┅❅undefinedundefinedundefined❅┅┅┅┄┄undefined@naskh_nojavanundefined humanitieshelli10.ir/category/naskh
undefined۴

۳۲۴

۱۵:۰۵