باز نمایی واقعگرایانه از زیست زنانه الیزا هیتمن در فیلم «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» به چیزی دست یافته که بسیاری از منتقدان اسمش را «رئالیسم زنانه» گذاشتهاند. اما من ترجیح میدهم بگویم فیلم، نشانهها را مستقیماً از بدن زن میگیرد، نه از ذهنیت مردانهای که معمولاً بر سینما حاکم است. داستان درباره «اوتومن» (با بازی سیدنی فلانیگان) دختر هفده سالهای در پنسیلوانیا است که برای سقط جنین به نیویورک سفر میکند. چیزی که این فیلم را از هر درام دیگری درباره سقط جنین متمایز میکند، نبود هیچ دیالوگ توضیحی اضافی است. هیچ کس نمیگوید «من حاملهام و میترسم». به جایش، دوربین به بدن اوتومن چسبیده است.در سکانس اول فیلم، او روی صحنه مدرسه آواز میخواند و ناگهان حالش بد میشود. بعد در دستشویی، با شلوار پایینرفته، مثبت بودن تست حاملگی را با چشمانی خالی میبیند. او حتی گریه نمیکند. فقط یک نفس عمیق میکشد. اما سکانسی که عنوان فیلم از آن گرفته شده، عمیقتر است: در کلینیک «پلند پارنتهود» در نیویورک، مشاور از اوتومن سوالاتی میپرسد. «آیا کسی تا به حال به شما فشار آورده؟»، «آیا شریک جنسی شما همیشه از کاندوم استفاده کرده؟»، «آیا تا به حال به شما تجاوز شده؟» هر سوال، اوتومن میتواند با «هرگز، به ندرت، گاهی، همیشه» پاسخ دهد. دوربین روی صورت اوست. سیدنی فلانیگان با کوچکترین تکان لب، نشانههایی از درد، خشم، شرم و بیحسی را منتقل میکند. مشاور میپرسد: «آیا همیشه میتوانید از رابطه جنسی سرباز بزنید؟» سکوت. بعد در پایینترین سطح صدا میگوید: «گاهی». آن «گاهی» تمام دنیای زیستشده یک دختر نوجوان در یک شهر کوچک محافظهکار است.فیلم هرگز نشان نمیدهد که اوتومن توسط چه کسی باردار شده. خشونت را در حاشیه نگاه میدارد چون قرار نیست ما را هیجانزده کند، بلکه قرار است نشانمان دهد که زیست زنانه یعنی هزاران «نه»ِ گفته نشده. از نظر فرم، فیلم پر است از نماهای بلند و بدون تداخل. در صحنه سفر اتوبوسی، اوتومن و پسرعمویش اسکایلار ساعتها بیحرف مینشینند. زن بودن در این فیلم معادل مونولوگ یا رازگشایی نیست. معادل حرکت کردن در دنیایی است که برای نیازهای تو طراحی نشده. یک پلان از ایستگاه پنسیلوانیا را یادم میآید: دخترها با چمدانهای سنگین از پلهها بالا میروند. هیچ مردی به آنها کمک نمیکند. دوربین از پشت، شانههای خمیده آنها را نشان میدهد. این یک تصویر سمبلیک نیست؛ یک روایت کاملاً فیزیکی از خستگی جنسیتی است. به نظر من، هیتمن با این فیلم اثبات کرد که رئالیسم زنانه نه در سوژه که در نگاه نهفته است: نگاهی که بدن را چون یک واقعیت اجتماعی میبیند، نه یک نماد.
۶۵
۴:۲۱
نسلی که در لکنت #اینترنت گم میشودگزارشی از بحران آموزش عملی هنر در دوران مجازی؛ از استودیوهای خالی تا شکاف طبقاتی اینترنت
آموزش هنر همزمان با ادامه شرایط جنگی در کشور، به یکی از پیچیدهترین چالشهای نظام دانشگاهی تبدیل شده است. جایی که ذاتِ عملی رشتههایی مانند سینما، کارگردانی، بازیگری، عکاسی، مجسمهسازی و گرافیک با بستر مجازی در تضاد آشکار قرار گرفته و شهریههای میلیونی نیز بیتغییر ماندهاند.
به گزارش سردبیر فصلنامه ناتمام، دانشجویان رشتههای هنری بدون حضور در استودیو، کارگاه و پلاتو، عملاً از «هستهی زنده» آموزش خود حذف شدهاند. دروس عملی در بسیاری از دانشگاهها به تماشای فایلهای ویدیویی یا بحثهای نظری تقلیل یافته است؛ در حالی که ماهیت رشتههایی چون بازیگری و کارگردانی، مبتنی بر تمرین گروهی، مواجههی زنده با بدن، میزانسن، نور و صدا و تجربهی مشترک خلق معنا مییابد.
بحران «حضور» در آموزش مجازیکارشناسان آموزشی تأکید دارند که هنر تنها با شنیدن یا تماشا آموخته نمیشود؛ دانشجو باید در فرایندِ «تجربهکردن» قرار بگیرد. حذف این تجربه، آموزش هنری را به قالبی ناقص و بیروح تبدیل کرده است. در شرایط فعلی، استادان نیز از ارائه بازخورد عملی به دانشجویان ناتواناند و کیفیت بازخوردهای مجازی، فاصلهی معناداری با آموزش واقعی کارگاهی دارد.
شهریهی ثابت در برابر امکانات صفریکی از مهمترین ابعاد این بحران، شکاف میان شهریههای دریافتی و امکانات ارائهشده است. برخی دانشگاهها در هر ترم بیش از بیست میلیون تومان شهریه دریافت میکنند، در حالی که استودیوها، کارگاهها، تجهیزات تخصصی و آزمایشگاهها در شرایط غیرحضوری در دسترس نیستند. از سوی دیگر، اینترنت ناپایدار و قطعیهای مکرر برق در شرایط جنگی، کیفیت آموزش مجازی را به شدت کاهش داده است.
خانوادهها و دانشجویان این پرسش را مطرح میکنند که چرا باید شهریهای نزدیک به شهریهی دورههای حضوری پرداخت کنند، در حالی که سطح آموزش و امکانات فاصلهی آشکاری با استانداردهای حضوری دارد
اینترنت طبقاتیگزارشها حاکی از آن است که دسترسی به اینترنت در کشور به یک مزیت طبقاتی تبدیل شده است. دانشجویانی که در مناطق محروم، حاشیهی شهرها یا مناطقی با زیرساخت ضعیف زندگی میکنند، با قطعیهای مداوم، سرعت پایین و نبود پشتیبانی مؤثر روبهرو هستند. با این حال، همان نرخ شهریه از همه یکسان دریافت میشود. این وضعیت نه یک بیعدالتی اقتصادی صرف، بلکه نوعی «حذف خاموش» بخش قابلتوجهی از دانشجویان از فرایند آموزش و پژوهش است. لذا باید نقد منصفانه داشت که هم دانشگاهها در تعدیل شهریه و هم دولت در تأمین زیرساخت اینترنتی عادلانه، مسئولیت دارند. نمیتوان در یک سوی میز، آموزش عملی را به چند فایل ویدیویی تقلیل داد و از سوی دیگر، همان ساختار شهریه را حفظ کرد. همچنین نمیتوان از دولت انتظار معجزه در شرایط جنگی داشت، اما حداقل اقدام ممکن، ارائهی ترافیک رایگان آموزشی، بستههای آفلاین محتوایی و پشتیبانی از نقاط دسترسی موقت در مناطق محروم و دسترسی به اینرنت جهانی برای کارهای علمی و پژوهشی و برای عموم مردم برای کسب و کارشان است.
پیشنهادهای مطرحشدهبرخی از استادان و صاحبنظران دانشگاه هنر، راهکارهایی را به شرح زیر پیشنهاد کردهاند:1- کاهش حداقل ۷۰ درصدی شهریهها در ترمهای اجباری غیرحضوری.2- موکول کردن دروس عملی به پس از پایان جنگ بدون دریافت هزینه اضافه.3- راهاندازی صندوق حمایت مالی و تخصیص اینترنت رایگان دانشجویان با همکاری سازمان برنامه و بودجه.4- الزام دانشگاه به شفافسازی هزینه کرد شهریه در ترمهای مجازی.
هشدار از تکرار بحرانکارشناسان آموزش هنر هشدار میدهند که تداوم وضعیت فعلی، منجر به پرورش نسلی از هنرمندان خواهد شد که هرگز تجربهی زیستهی کارگاه و استودیو را نچشیدهاند. این بحران نباید بهانهای برای کاهش استانداردهای آموزش هنر و افزایش فشار اقتصادی بر دانشجویان شود. عدالت آموزشی و حفظ کیفیت، دو رکنی هستند که نباید در شرایط بحرانی فدای تصمیمگیریهای اداری و مالی گردند.
#آموش #دانشگاه #هنر #اینترنت_طبقاتی
آموزش هنر همزمان با ادامه شرایط جنگی در کشور، به یکی از پیچیدهترین چالشهای نظام دانشگاهی تبدیل شده است. جایی که ذاتِ عملی رشتههایی مانند سینما، کارگردانی، بازیگری، عکاسی، مجسمهسازی و گرافیک با بستر مجازی در تضاد آشکار قرار گرفته و شهریههای میلیونی نیز بیتغییر ماندهاند.
به گزارش سردبیر فصلنامه ناتمام، دانشجویان رشتههای هنری بدون حضور در استودیو، کارگاه و پلاتو، عملاً از «هستهی زنده» آموزش خود حذف شدهاند. دروس عملی در بسیاری از دانشگاهها به تماشای فایلهای ویدیویی یا بحثهای نظری تقلیل یافته است؛ در حالی که ماهیت رشتههایی چون بازیگری و کارگردانی، مبتنی بر تمرین گروهی، مواجههی زنده با بدن، میزانسن، نور و صدا و تجربهی مشترک خلق معنا مییابد.
بحران «حضور» در آموزش مجازیکارشناسان آموزشی تأکید دارند که هنر تنها با شنیدن یا تماشا آموخته نمیشود؛ دانشجو باید در فرایندِ «تجربهکردن» قرار بگیرد. حذف این تجربه، آموزش هنری را به قالبی ناقص و بیروح تبدیل کرده است. در شرایط فعلی، استادان نیز از ارائه بازخورد عملی به دانشجویان ناتواناند و کیفیت بازخوردهای مجازی، فاصلهی معناداری با آموزش واقعی کارگاهی دارد.
شهریهی ثابت در برابر امکانات صفریکی از مهمترین ابعاد این بحران، شکاف میان شهریههای دریافتی و امکانات ارائهشده است. برخی دانشگاهها در هر ترم بیش از بیست میلیون تومان شهریه دریافت میکنند، در حالی که استودیوها، کارگاهها، تجهیزات تخصصی و آزمایشگاهها در شرایط غیرحضوری در دسترس نیستند. از سوی دیگر، اینترنت ناپایدار و قطعیهای مکرر برق در شرایط جنگی، کیفیت آموزش مجازی را به شدت کاهش داده است.
خانوادهها و دانشجویان این پرسش را مطرح میکنند که چرا باید شهریهای نزدیک به شهریهی دورههای حضوری پرداخت کنند، در حالی که سطح آموزش و امکانات فاصلهی آشکاری با استانداردهای حضوری دارد
اینترنت طبقاتیگزارشها حاکی از آن است که دسترسی به اینترنت در کشور به یک مزیت طبقاتی تبدیل شده است. دانشجویانی که در مناطق محروم، حاشیهی شهرها یا مناطقی با زیرساخت ضعیف زندگی میکنند، با قطعیهای مداوم، سرعت پایین و نبود پشتیبانی مؤثر روبهرو هستند. با این حال، همان نرخ شهریه از همه یکسان دریافت میشود. این وضعیت نه یک بیعدالتی اقتصادی صرف، بلکه نوعی «حذف خاموش» بخش قابلتوجهی از دانشجویان از فرایند آموزش و پژوهش است. لذا باید نقد منصفانه داشت که هم دانشگاهها در تعدیل شهریه و هم دولت در تأمین زیرساخت اینترنتی عادلانه، مسئولیت دارند. نمیتوان در یک سوی میز، آموزش عملی را به چند فایل ویدیویی تقلیل داد و از سوی دیگر، همان ساختار شهریه را حفظ کرد. همچنین نمیتوان از دولت انتظار معجزه در شرایط جنگی داشت، اما حداقل اقدام ممکن، ارائهی ترافیک رایگان آموزشی، بستههای آفلاین محتوایی و پشتیبانی از نقاط دسترسی موقت در مناطق محروم و دسترسی به اینرنت جهانی برای کارهای علمی و پژوهشی و برای عموم مردم برای کسب و کارشان است.
پیشنهادهای مطرحشدهبرخی از استادان و صاحبنظران دانشگاه هنر، راهکارهایی را به شرح زیر پیشنهاد کردهاند:1- کاهش حداقل ۷۰ درصدی شهریهها در ترمهای اجباری غیرحضوری.2- موکول کردن دروس عملی به پس از پایان جنگ بدون دریافت هزینه اضافه.3- راهاندازی صندوق حمایت مالی و تخصیص اینترنت رایگان دانشجویان با همکاری سازمان برنامه و بودجه.4- الزام دانشگاه به شفافسازی هزینه کرد شهریه در ترمهای مجازی.
هشدار از تکرار بحرانکارشناسان آموزش هنر هشدار میدهند که تداوم وضعیت فعلی، منجر به پرورش نسلی از هنرمندان خواهد شد که هرگز تجربهی زیستهی کارگاه و استودیو را نچشیدهاند. این بحران نباید بهانهای برای کاهش استانداردهای آموزش هنر و افزایش فشار اقتصادی بر دانشجویان شود. عدالت آموزشی و حفظ کیفیت، دو رکنی هستند که نباید در شرایط بحرانی فدای تصمیمگیریهای اداری و مالی گردند.
#آموش #دانشگاه #هنر #اینترنت_طبقاتی
۴۰
۱۵:۴۸