مسجد بهعنوان ابربرند بالقوه ایران در طول دورهای تاریخی، به دلیل بوروکراسی، مدیریت پراکنده و نگاههای سطحی، در سالهای اخیر از کارکرد اصیل خود فاصله گرفته و به تصویری منفعل و حتی طبقاتی تبدیل شده است.
تناقضهای کلیدی: ۱) شکاف میان شعار و عمل (بلاتکلیفی اداری)، ۲) ناکارآمدی و کاهش سرمایه اجتماعی، ۳) تقلیل مسجد به کالای لوکس و نمایشی.
بازتولید کارکرد واقعی (همچون دوران دهه ۶۰ و تجربه بازگشت محوری مساجد با محوریت مردم در جنگ ۴۰ روزه) نه فقط ضرورتی مذهبی، بلکه راهبردی برای بازتولید برند ملی ایران و ارائه هویت پویای جامعه ایرانی-اسلامی است؛ برندی که بر عملکرد واقعی استوار است، نه ظاهر!
Brand Iran | Telegram | بله | ایتا
تناقضهای کلیدی: ۱) شکاف میان شعار و عمل (بلاتکلیفی اداری)، ۲) ناکارآمدی و کاهش سرمایه اجتماعی، ۳) تقلیل مسجد به کالای لوکس و نمایشی.
بازتولید کارکرد واقعی (همچون دوران دهه ۶۰ و تجربه بازگشت محوری مساجد با محوریت مردم در جنگ ۴۰ روزه) نه فقط ضرورتی مذهبی، بلکه راهبردی برای بازتولید برند ملی ایران و ارائه هویت پویای جامعه ایرانی-اسلامی است؛ برندی که بر عملکرد واقعی استوار است، نه ظاهر!
۱۳۰
۱۸:۳۴
کریستوفر هلالی، روزنامهنگار و تحلیلگر آمریکایی: ایران پس از این جنگ بهعنوان یک ابرقدرت مهم در منطقه ظهور کرده است.
کشورهای حاشیۀ خلیجفارس حالا بیش از گذشته میدانند که ایران یک قدرت منطقهای است که نمیتوان آن را با زور کنار زد.
Brand Iran | Telegram | بله | ایتا
۷۸
۲۲:۰۵
فارسی؛ فراتر از زبان و نمادی از پرستیژ و حرفه ای بودن
تیم اندرسون نویسنده، فعال بینالمللی؛ و مدیر مرکز مطالعات ضد سلطه در استرالیا با انتشار این ویدئو نوشته است:
افراد تحصیلکرده باید ایران را ادراک کنند، به جای اینکه کلیشههای احمقانه را تکرار کنند.
ویدئو درباره یک ضرب المثل یونانی است:
- در انگلیسی، وقتی چیزی را نمیفهمند، میگویند: «این برایت مثل زبان یونانی است.»
- اما در زبان یونانی، برای بیان اینکه کسی کاری را بسیار روان، سریع و حرفه ای انجام میدهد، از تعبیر «مثل فارسی» استفاده میکنند.
- گوینده میگوید در یونانی، اگر کسی زبانی را خیلی خوب صحبت کند، میگویند آن را «مثل فارسی» صحبت میکند.
- علت این اصطلاح را ارتباط تاریخی یونانیها با امپراتوری عثمانی میداند؛ زیرا در آن دوره، افراد بسیار تحصیلکرده معمولاً فارسی میدانستند و به ایران سفر کرده بودند.
بهطور خلاصه، ویدئو نشان میدهد که «فارسی» در یونان یک پرستیژ و نماد تسلط و مهارت زیاد است.
Brand Iran | Telegram | بله | ایتا
تیم اندرسون نویسنده، فعال بینالمللی؛ و مدیر مرکز مطالعات ضد سلطه در استرالیا با انتشار این ویدئو نوشته است:
افراد تحصیلکرده باید ایران را ادراک کنند، به جای اینکه کلیشههای احمقانه را تکرار کنند.
ویدئو درباره یک ضرب المثل یونانی است:
- در انگلیسی، وقتی چیزی را نمیفهمند، میگویند: «این برایت مثل زبان یونانی است.»
- اما در زبان یونانی، برای بیان اینکه کسی کاری را بسیار روان، سریع و حرفه ای انجام میدهد، از تعبیر «مثل فارسی» استفاده میکنند.
- گوینده میگوید در یونانی، اگر کسی زبانی را خیلی خوب صحبت کند، میگویند آن را «مثل فارسی» صحبت میکند.
- علت این اصطلاح را ارتباط تاریخی یونانیها با امپراتوری عثمانی میداند؛ زیرا در آن دوره، افراد بسیار تحصیلکرده معمولاً فارسی میدانستند و به ایران سفر کرده بودند.
بهطور خلاصه، ویدئو نشان میدهد که «فارسی» در یونان یک پرستیژ و نماد تسلط و مهارت زیاد است.
۱۴۴
۹:۲۲
راهبرد برنده - برنده چین در قبال ایران
علی ملکی
آینده روابط تهران و پکن را نمیتوان جدا از منطق حاکم بر سیاست خارجی چین فهمید؛ منطقی که بر «اصول پنجگانه همزیستی مسالمتآمیز» استوار است: احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل، و همزیستی مسالمتآمیز. این اصول، زیرساخت هنجاری روابط آتی دو کشور را شکل میدهند و بستری اتکاپذیر برای گذار از همکاریهای مقطعی به شراکتی راهبردی و پایدار فراهم میآورند.
گام بعدی، معماری این شراکت بر پایه فصل مشترک برنامههای پنجساله توسعه دو کشور است. همراستاسازی برنامه هفتم توسعه ایران با برنامه پنجساله چین—و سیاستهای داخلی و خارجی پیشنیاز آنها، از ثبات اقتصاد کلان تا دیپلماسی توسعهمحور—همکاریها را از سطح تفاهمهای کلی به پروژههای زمانبندیشده و سنجشپذیر ارتقا میدهد و سند جامع ۲۵ساله را از چشمانداز به نقشه راه بدل میکند.
در این چارچوب، راهبرد ایران در قبال چین بر سه رکن استوار است: ایجاد زیرساختهای حقوقی، مالی و لجستیکی لازم؛ شفافیت و پاسخگویی در اجرای قراردادها؛ و تامین امنیت پایدار برای جذب سرمایهگذاری بلندمدت چین در زیرساختها و انتقال فناوری.
در کنار این، تهران با حمایتهای سیاسی و همبستگیهای اقتصادی—از پیمانهای پولی دوجانبه تا همافزایی در سازمان همکاری شانگهای و بریکس—در مسیر ایجاد توازن و جهانی چندقطبی بدون هژمونی دلار گام برمیدارد.
در سوی مقابل، راهبرد چین بر حمایت سیاسی و اقتصادی از ایران در برهه کنونی متمرکز گردد؛ با هدف تقویت تابآوری و تسهیل گذار به دوره ثبات، البته با مدیریت هوشمندانه ریسک و راهبردهای خلاقانه و نوآورانه در سازوکارهای مالی و تجاری.
پکن با تقویت و حمایت از نقش ایران در مدیریت راهبردی و ایجاد ثبات در غرب آسیا—بدون نقش مخرب آمریکا و سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل—بستر امنیت اقتصادی بدون تهدید تحریم را فراهم میسازد و همزمان از گسترش نفوذ ناتو و آمریکا به سمت مرزهای راهبردی خود جلوگیری میکند.
سرمایهگذاری زیرساختی چین در ایران نیز با لحاظ مقدماتی که تهران فراهم آورده، عمق و مقیاس مییابد.
نکته تعیینکننده آن است که این راهبردها ایستا نیستند؛ بلکه بهصورت دینامیک و دوجانبه، با گامهای حسابشده و متوازن عملیاتی میشوند:
هر اقدام اعتمادساز یک طرف، حرکت متقابل طرف دیگر را فرامیخواند و بازخوردهای میدانی، مسیر را پیوسته اصلاح میکند.
حاصل این پویایی، بازی برد–بردی است که در آن ایران به توسعه، ثبات و جایگاه منطقهای شایسته خود دست مییابد و چین به امنیت انرژی، عمق راهبردی و نظم چندقطبی مطلوب خویش؛ معادلهای که دوامش به اجرای دقیق و گامبهگام تعهدات دو طرف گره خورده است.
Brand Iran | Telegram | بله | ایتا
آینده روابط تهران و پکن را نمیتوان جدا از منطق حاکم بر سیاست خارجی چین فهمید؛ منطقی که بر «اصول پنجگانه همزیستی مسالمتآمیز» استوار است: احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل، و همزیستی مسالمتآمیز. این اصول، زیرساخت هنجاری روابط آتی دو کشور را شکل میدهند و بستری اتکاپذیر برای گذار از همکاریهای مقطعی به شراکتی راهبردی و پایدار فراهم میآورند.
گام بعدی، معماری این شراکت بر پایه فصل مشترک برنامههای پنجساله توسعه دو کشور است. همراستاسازی برنامه هفتم توسعه ایران با برنامه پنجساله چین—و سیاستهای داخلی و خارجی پیشنیاز آنها، از ثبات اقتصاد کلان تا دیپلماسی توسعهمحور—همکاریها را از سطح تفاهمهای کلی به پروژههای زمانبندیشده و سنجشپذیر ارتقا میدهد و سند جامع ۲۵ساله را از چشمانداز به نقشه راه بدل میکند.
در این چارچوب، راهبرد ایران در قبال چین بر سه رکن استوار است: ایجاد زیرساختهای حقوقی، مالی و لجستیکی لازم؛ شفافیت و پاسخگویی در اجرای قراردادها؛ و تامین امنیت پایدار برای جذب سرمایهگذاری بلندمدت چین در زیرساختها و انتقال فناوری.
در کنار این، تهران با حمایتهای سیاسی و همبستگیهای اقتصادی—از پیمانهای پولی دوجانبه تا همافزایی در سازمان همکاری شانگهای و بریکس—در مسیر ایجاد توازن و جهانی چندقطبی بدون هژمونی دلار گام برمیدارد.
در سوی مقابل، راهبرد چین بر حمایت سیاسی و اقتصادی از ایران در برهه کنونی متمرکز گردد؛ با هدف تقویت تابآوری و تسهیل گذار به دوره ثبات، البته با مدیریت هوشمندانه ریسک و راهبردهای خلاقانه و نوآورانه در سازوکارهای مالی و تجاری.
پکن با تقویت و حمایت از نقش ایران در مدیریت راهبردی و ایجاد ثبات در غرب آسیا—بدون نقش مخرب آمریکا و سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل—بستر امنیت اقتصادی بدون تهدید تحریم را فراهم میسازد و همزمان از گسترش نفوذ ناتو و آمریکا به سمت مرزهای راهبردی خود جلوگیری میکند.
سرمایهگذاری زیرساختی چین در ایران نیز با لحاظ مقدماتی که تهران فراهم آورده، عمق و مقیاس مییابد.
نکته تعیینکننده آن است که این راهبردها ایستا نیستند؛ بلکه بهصورت دینامیک و دوجانبه، با گامهای حسابشده و متوازن عملیاتی میشوند:
هر اقدام اعتمادساز یک طرف، حرکت متقابل طرف دیگر را فرامیخواند و بازخوردهای میدانی، مسیر را پیوسته اصلاح میکند.
حاصل این پویایی، بازی برد–بردی است که در آن ایران به توسعه، ثبات و جایگاه منطقهای شایسته خود دست مییابد و چین به امنیت انرژی، عمق راهبردی و نظم چندقطبی مطلوب خویش؛ معادلهای که دوامش به اجرای دقیق و گامبهگام تعهدات دو طرف گره خورده است.
۵۲
۱۰:۵۳
ضرورت خروج از بنبست نهادی در برندسازی ملی ایران
بیش از شصتوشش نهاد در ایران وظیفه برندسازی ملی دارند، اما با فقدان هماهنگی، عدم یکپارچگی و نبود همافزایی ذیل یک چشمانداز راهبردی واحد مواجهایم و این عدم همافزایی دارد به کشور ضربه میزند.
سه ضلع اصلی لایه اول برندسازی ملی ایران یعنی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت امور خارجه و معاونت برونمرزی صدا و سیما عملکرد مؤثری نداشتهاند و مهمترین دلیلش عدم همافزایی و عدم تقسیم وظایف درست بین این سه نهاد است.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی باید در فضای عمومی جامعه، رسانههای عمومی و دانشگاهها جریانساز باشد، اما عملکرد رایزنیهای فرهنگی ما در جنگ اخیر قابل سنجش نیست و نمیتوان اثرگذاری آن را ارزیابی کرد.
وزارت امور خارجه ظرفیت دیپلماسی توییتری خود را دیر فعال کرد؛ سفارت ایران در آفریقای جنوبی الگو شد و بقیه سفارتها از آن تبعیت کردند، اما چرا این ظرفیت سالها معطل مانده بود؟
معاونت برونمرزی صدا و سیما و شبکههایی مانند پرستیوی و العالم... نه شفافاند و نه اثربخشیشان قابل سنجش است؛ در حالی که رسانههایی مانند الجزیره و حتی روسیه تحریمشده با آرتی و اسپوتنیک توانستهاند روایت خود را وارد کنند.
برند ملی ایران به یک متولی واحد، مقتدر و برخوردار از جایگاه راهبردی نیاز دارد و سازمانها باید به همافزایی واقعی برسند، نه صرفاً هماهنگی صوری و اداری که خروجی ویژهای نخواهد داشت.
بودجه این حوزه کم نیست و سالانه چند همت هزینه میکنیم، اما مشخص نیست این بودجهها کجا میرود؛ سازمان برنامه و بودجه باید با همکاری مرکز آمار و سازمان ملی استاندارد سازوکارهای استاندارد و قابل سنجش را برای نظارت و ارزیابی طراحی و اجرا کند.
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط برگزار شد.
متن این سمینار و پرسش و پاسخ در سایت برند ملی ایران آمده است:http://irbrand.ir/fullNews.aspx?NID=90507
Brand Iran | Telegram | بله | ایتا
سمینار مجازی ضرورت خروج از بن بست نهادی در برندسازی ملی ایران به میزبانی اندیشکده ایران آینده و بصورت برخط برگزار شد.
متن این سمینار و پرسش و پاسخ در سایت برند ملی ایران آمده است:http://irbrand.ir/fullNews.aspx?NID=90507
۱۱۶
۱۸:۵۶
مقاله با عنوان «ایران در حال به دست گرفتن کنترل انتخابات میاندورهای [آمریکا] است» به تحلیل استراتژی ژئوپلیتیک ایران برای تأثیرگذاری بر سیاست داخلی آمریکا میپردازد.
سایت electoral-vote دست کم از سال 2004 توسط جمعی از متخصصان سیاسی ایالات متحده مشغول تحلیل وضعیت انتخاباتی و سیاسی آمریکاسا. آنها نسبتا مایل به دموکرات ها و به شدت ضدترامپ هستند .
ارزیابی آنها از تاثیر ایران بر انتخابات نوامبر امریکا جالب توجه است :
Iran Is Taking Control of the Midterms https://www.electoral-vote.com/evp2026/Items/Sep07-2.html
خلاصه محورهای مقاله:
۱. تلاش ایران برای ضربه زدن به ترامپ در انتخابات
رهبران ایران ممکن است مشتاق بازگشت به قرن هفتم میلادی باشند، اما غرایز سیاسی آنها قطعاً متعلق به قرن بیست و یکم است. آنها آشکارا میخواهند به دونالد ترامپ ضربه بزنند و کاملاً درک میکنند که آسیب زدن به او در انتخابات میاندورهای، راهی عالی برای این کار است. در نتیجه، آنها حملات خود را به کشورهای عرب خلیج فارس که متحد آمریکا هستند از سر گرفتهاند تا این کشورها را مجبور کنند از ترامپ درخواست کمک کنند. اگر جنگ گسترش یابد، برای ایران چه بهتر؛ چرا که وقوع یک جنگ تمامعیار در تاریخ ۳ نوامبر (روز انتخابات) کاملاً با برنامههای آنها همخوانی دارد.
۲. اهرم قیمت بنزین و تمرکز ترامپ روی سنا
در واقع، ایران با بالا نگه داشتن قیمت بنزین و زنده نگه داشتن اخبار جنگ در رسانهها، میتواند به ترامپ فشار بیاورد. اگر ایران در این فرآیند موفق به کشتن چند سرباز آمریکایی دیگر نیز بشود، از نظر آنها چه بهتر خواهد بود. ترامپ تقریباً هیچ کاری نمیتواند در این باره بکند—مگر اینکه تسلیم شود و کشورهای عربی را به حال خود رها کند، که این امر تقریباً به یقین به معنای تبدیل شدن آنها به باجگذاران و دستنشاندگان ایران است. این موضوع اصلاً برای ایالات متحده خوب نخواهد بود، اما ترامپ به ایالات متحده اهمیتی نمیدهد؛ او به سنا اهمیت میدهد. زیرا اگر دموکراتها سنا را به دست آورند، میتوانند پس از هر استیضاح، دادگاههای مناسب با حضور شاهدان و مدارک برگزار کنند.
۳. استراتژی تله جنگ بیپایان در تنگه هرمز
برای تداوم جنگ، ایران به حمله به کشتیها در تنگه هرمز و صادرات نفت خود از این آبراه، در تضاد با خواست آمریکا، ادامه میدهد. این اقدامات باعث شده که ترامپِ ماشهچکان دست به تلافی بزند؛ به عنوان نمونه، نیروهای آمریکایی به سه نفتکش خام ایرانی حمله کردند. دریادار براد کوپر، فرمانده سنتکام، در این باره گفت: «بگذارید پیام ما به سپاه پاسداران روشن باشد: اگر به دو کشتی ما شلیک کنید، ما هزینه اقتصادی بیشتری تحمیل خواهیم کرد—و سه کشتی شما را هدف قرار میدهیم».
اما به نظر میرسد کوپر متوجه اصل قضیه نیست؛ ایران علاقهای به جریان نفت ندارد، بلکه علاقه اصلی آن زنده نگه داشتن درگیری نظامی فعال ارتش آمریکا با خود است. زیرا سپاه میداند که ترامپ وعده داده بود به جنگهای بیپایان در خاورمیانه خاتمه دهد و با فریب دادن آمریکا برای ادامه یک جنگ بیپایان، به ترامپ در انتخابات میاندورهای ضربه میزنند. البته کوپر، بر خلاف ترامپ، احتمالاً ژئوپلیتیک منطقه را درک میکند (او فارغالتحصیل آکادمی نیروی دریایی آمریکا، دارای مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه ملی اطلاعات و تحصیلکرده هاروارد است)، اما این دریادار چهارستاره صرفاً دستورات رهبری غیرنظامی بالای سر خود را اجرا میکند.
۴. بنبست دیپلماتیک و گزینههای پیش رو
دیپلماتهای عرب هیچ راه خروجی از این وضعیت نمیبینند؛ ایالات متحده قرار است باعث رنج اقتصادی ایران شود و تنها کاری که ایران میتواند برای تلافی انجام دهد این است که جنگ را طولانیتر و آن را تا حد امکان برای ترامپ دردناک کند. جی.دی. ونس به عنوان پیامرسان این رویکرد، دو گزینه را مطرح کرده است:
یا منطقه را ترک کنیم که در این صورت وضعیت کل جهان بسیار بدتر خواهد شد، زیرا دسترسی تضمینشدهای به نفت و گاز وجود نخواهد داشت (و کشورهای عربی میگویند این بدترین اتفاق ممکن است).یا اینکه بپذیریم ایرانیها مانند دیوانهها به سمت کشتیها شلیک خواهند کرد و ما نیز کاری را که باید انجام میدهیم تا اطمینان حاصل کنیم تلاشهای آنها منجر به یک بحران جهانی انرژی نمیشود.
۵. گروگانهای ژئوپلیتیک ایران
هیچکدام از این گزینهها خوب نیستند و رقبای ونس در انتخابات مقدماتی سال ۲۰۲۸، این موضوع را علیه او به کار خواهند گرفت. الکس واتانکا از اندیشکده خاورمیانه معتقد است مبالغه نیست اگر بگوییم کل اقتصادهای خلیج فارس برای آیندهای قابلپیشبینی، صرفنظر از نتیجه این جنگ، گروگان ایران هستند. و در حال حاضر، سرنوشت ترامپ در انتخابات میاندورهای نیز گروگان ایران است.
سایت electoral-vote دست کم از سال 2004 توسط جمعی از متخصصان سیاسی ایالات متحده مشغول تحلیل وضعیت انتخاباتی و سیاسی آمریکاسا. آنها نسبتا مایل به دموکرات ها و به شدت ضدترامپ هستند .
ارزیابی آنها از تاثیر ایران بر انتخابات نوامبر امریکا جالب توجه است :
Iran Is Taking Control of the Midterms https://www.electoral-vote.com/evp2026/Items/Sep07-2.html
خلاصه محورهای مقاله:
۱. تلاش ایران برای ضربه زدن به ترامپ در انتخابات
رهبران ایران ممکن است مشتاق بازگشت به قرن هفتم میلادی باشند، اما غرایز سیاسی آنها قطعاً متعلق به قرن بیست و یکم است. آنها آشکارا میخواهند به دونالد ترامپ ضربه بزنند و کاملاً درک میکنند که آسیب زدن به او در انتخابات میاندورهای، راهی عالی برای این کار است. در نتیجه، آنها حملات خود را به کشورهای عرب خلیج فارس که متحد آمریکا هستند از سر گرفتهاند تا این کشورها را مجبور کنند از ترامپ درخواست کمک کنند. اگر جنگ گسترش یابد، برای ایران چه بهتر؛ چرا که وقوع یک جنگ تمامعیار در تاریخ ۳ نوامبر (روز انتخابات) کاملاً با برنامههای آنها همخوانی دارد.
۲. اهرم قیمت بنزین و تمرکز ترامپ روی سنا
در واقع، ایران با بالا نگه داشتن قیمت بنزین و زنده نگه داشتن اخبار جنگ در رسانهها، میتواند به ترامپ فشار بیاورد. اگر ایران در این فرآیند موفق به کشتن چند سرباز آمریکایی دیگر نیز بشود، از نظر آنها چه بهتر خواهد بود. ترامپ تقریباً هیچ کاری نمیتواند در این باره بکند—مگر اینکه تسلیم شود و کشورهای عربی را به حال خود رها کند، که این امر تقریباً به یقین به معنای تبدیل شدن آنها به باجگذاران و دستنشاندگان ایران است. این موضوع اصلاً برای ایالات متحده خوب نخواهد بود، اما ترامپ به ایالات متحده اهمیتی نمیدهد؛ او به سنا اهمیت میدهد. زیرا اگر دموکراتها سنا را به دست آورند، میتوانند پس از هر استیضاح، دادگاههای مناسب با حضور شاهدان و مدارک برگزار کنند.
۳. استراتژی تله جنگ بیپایان در تنگه هرمز
برای تداوم جنگ، ایران به حمله به کشتیها در تنگه هرمز و صادرات نفت خود از این آبراه، در تضاد با خواست آمریکا، ادامه میدهد. این اقدامات باعث شده که ترامپِ ماشهچکان دست به تلافی بزند؛ به عنوان نمونه، نیروهای آمریکایی به سه نفتکش خام ایرانی حمله کردند. دریادار براد کوپر، فرمانده سنتکام، در این باره گفت: «بگذارید پیام ما به سپاه پاسداران روشن باشد: اگر به دو کشتی ما شلیک کنید، ما هزینه اقتصادی بیشتری تحمیل خواهیم کرد—و سه کشتی شما را هدف قرار میدهیم».
اما به نظر میرسد کوپر متوجه اصل قضیه نیست؛ ایران علاقهای به جریان نفت ندارد، بلکه علاقه اصلی آن زنده نگه داشتن درگیری نظامی فعال ارتش آمریکا با خود است. زیرا سپاه میداند که ترامپ وعده داده بود به جنگهای بیپایان در خاورمیانه خاتمه دهد و با فریب دادن آمریکا برای ادامه یک جنگ بیپایان، به ترامپ در انتخابات میاندورهای ضربه میزنند. البته کوپر، بر خلاف ترامپ، احتمالاً ژئوپلیتیک منطقه را درک میکند (او فارغالتحصیل آکادمی نیروی دریایی آمریکا، دارای مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه ملی اطلاعات و تحصیلکرده هاروارد است)، اما این دریادار چهارستاره صرفاً دستورات رهبری غیرنظامی بالای سر خود را اجرا میکند.
۴. بنبست دیپلماتیک و گزینههای پیش رو
دیپلماتهای عرب هیچ راه خروجی از این وضعیت نمیبینند؛ ایالات متحده قرار است باعث رنج اقتصادی ایران شود و تنها کاری که ایران میتواند برای تلافی انجام دهد این است که جنگ را طولانیتر و آن را تا حد امکان برای ترامپ دردناک کند. جی.دی. ونس به عنوان پیامرسان این رویکرد، دو گزینه را مطرح کرده است:
یا منطقه را ترک کنیم که در این صورت وضعیت کل جهان بسیار بدتر خواهد شد، زیرا دسترسی تضمینشدهای به نفت و گاز وجود نخواهد داشت (و کشورهای عربی میگویند این بدترین اتفاق ممکن است).یا اینکه بپذیریم ایرانیها مانند دیوانهها به سمت کشتیها شلیک خواهند کرد و ما نیز کاری را که باید انجام میدهیم تا اطمینان حاصل کنیم تلاشهای آنها منجر به یک بحران جهانی انرژی نمیشود.
۵. گروگانهای ژئوپلیتیک ایران
هیچکدام از این گزینهها خوب نیستند و رقبای ونس در انتخابات مقدماتی سال ۲۰۲۸، این موضوع را علیه او به کار خواهند گرفت. الکس واتانکا از اندیشکده خاورمیانه معتقد است مبالغه نیست اگر بگوییم کل اقتصادهای خلیج فارس برای آیندهای قابلپیشبینی، صرفنظر از نتیجه این جنگ، گروگان ایران هستند. و در حال حاضر، سرنوشت ترامپ در انتخابات میاندورهای نیز گروگان ایران است.
۱۸۰
۱۷:۱۲
محمدمهدی خدابخش، کارشناس حوزه چین: براساس گزارش وزارت بازرگانی چین، پیچیدگی فرآیندهای ثبت شرکت، بروکراسی میاندستگاهی و زمانبر بودن صدور مجوزها، به مراتب بیش از تحریمها، مانع پیشرفت پروژههای سرمایهگذاری در ایران شده است.
وقتی راه برای تولیدکننده و سرمایهگذار مسدود است، تقصیر را به گردن تحریم انداختن میشود پاک کردن صورتمسئله.
۱۴۵
۱۴:۵۴
یک فصلنامه ژاپنی ۵۰ سال به کتابخانه چهلستون مسجد جامع تهران در بازار ارسال میشود؛ ارتباطی که مرحوم آیتالله حسن سعید تهرانی پایهگذاری کرد
یک روحانی ارتباطی ساخت که بعد نیم قرن زنده است
۱. از مسجد یک «گره بینالمللی» ساخت، نه صرفا نمازخانه: کتابخانه، مدرسه، مکاتبات، مرکز تبادل کتاب و نشریه.۲. به جای پروژه مقطعی، «نهاد» ساخت: کتابخانه ماندگار است!۳. اعتمادسازی بلندمدت: تداوم، پاسخگویی، ارتباط انسانی، ارسال متقابل نشریات.۴. استفاده از شبکههای غیررسمی: علما، بازاریان، دانشجویان، مراکز اسلامی فرامرزی.۵. بستهبندی فرهنگی: قرآن، کتاب، نشریه؛ با زبان دین و فرهنگ، نه صرفا شعار سیاسی.
نهادهای رسمی دیپلماسی فرهنگی ما چنین ارتباطاتی نمیسازند!
چون:
جزیرهای کار میکنند: سازمان فرهنگ و ارتباطات، حوزه، اوقاف، مجمع تقریب...
مدیران متغیرند و ارتباطات شخصی با رفتنشان میمیرد.
بودجه به همایش و بیانیه میرود، نه شبکهسازی پایدار.
نهادهای مردمی و کتابخانهها دیده نمیشوند.
نقش نهاد رسمی باید «تسهیلگری» باشد، نه «تصدیگری».
ارزیابی اثر ندارند؛ فقط گزارش فعالیت.
Brand Iran | Telegram | بله | ایتا
یک روحانی ارتباطی ساخت که بعد نیم قرن زنده است
۱. از مسجد یک «گره بینالمللی» ساخت، نه صرفا نمازخانه: کتابخانه، مدرسه، مکاتبات، مرکز تبادل کتاب و نشریه.۲. به جای پروژه مقطعی، «نهاد» ساخت: کتابخانه ماندگار است!۳. اعتمادسازی بلندمدت: تداوم، پاسخگویی، ارتباط انسانی، ارسال متقابل نشریات.۴. استفاده از شبکههای غیررسمی: علما، بازاریان، دانشجویان، مراکز اسلامی فرامرزی.۵. بستهبندی فرهنگی: قرآن، کتاب، نشریه؛ با زبان دین و فرهنگ، نه صرفا شعار سیاسی.
نهادهای رسمی دیپلماسی فرهنگی ما چنین ارتباطاتی نمیسازند!
چون:
۲۶
۲:۴۹
۲۶
۲:۴۹
۲۶
۲:۴۹