عکس پروفایل ندا اسدین

ندا اسدی

۳.۷ هزار عضو
thumbnail
چون هنوز نمایشگاه کتاب هست موافقید من چند تا کتاب بهتون پیشنهاد کنم؟در راستای فلسفه ی تربیت در قرانکتاب مهر و مهارت رو پیشنهاد می کنم!بهار دلهادر رابطه با خطبه ی نهج البلاغهسلوک ارغوانی (که در رابطه با عاشورا نگاه شما رو زیر و رو می کنه!)سودای نفس ( شناخت مراتب نفس که کلا در رابطه با انسان شناسی به شما دید میده)گامهای موفقیت ( که ما روی برگزاری دوره ی کتابخوانیش کار کردیم)منشور تربیت( که کلام قاصره از تعریف از این کتابی که شرح وصیت نامه ی امیرالمومنین هست)دیگه ... دیگه باز هم یادم اومد بهتون میگمundefinedundefinedundefinedundefined
لینک خرید https://ble.ir/nedaassadi/6332491015822771303/1779306565572
undefined۹۹
undefined۶۵
undefined۵
undefined۱

۴.۳K

۸:۵۸

thumbnail
سارا گفت مامان سه هفته ای هست که دارند برگ می خورند می خوابند و دستشویی می کنندبسه دیگه پس کی پیله می بافند؟گفتم سارا اینکه گفتی چقدر شبیه کار ما آدمهاستما هم می خوریم و می خوابیم و به دستشویی نیاز داریم!اما من شنیدم اگر بذاریمشون تو شونه ی تخم مرغزودتر پیله می بندند!الان دو روز که گذاشتیمشون تو شونه ی تخم مرغیکی که از همه کوچکتر بود زودتر از همه پیله بستباورتون نمیشه انقدر کوچیک بود که ما مدام چک می کردیم نمرده باشه اما زودتر از سیزده تای دیگه به هدفی که براش خلق شده بود رسید!!امروز دو تا کرم دیگه رو از روی برگ هایی که بهشون چسبیده بودند با زحمت برداشتم و گذاشتم تو شونهی تخم مرغو تو دلم گفتمخدایا اگر لازمه من رو تو شونه بگذاری تا زودتر به هدفم برسم نگاه به چسبندگی من به داشته هام نکن!من رو بگذار تو شونه حتی اگر اون شونه، شونه ی سختی و غم باشه چون باعث میشه من به مرحله ی بالاتری در حیاتم برسم!
پ.ن: خدایا رشد ما را معطل کم دلی ها و دلخواسته هایمان مکن!!undefined🥹undefined🥹undefined
http://ble.ir/nedaassadi
undefined۴۵۵
undefined۷۷
undefined۳۰
undefined۱۱
undefined۷
undefined۵
undefined۳
undefined۲
undefined۲

۴.۷K

۱۵:۳۵

thumbnail
صبح پر نور و پر شور به ما رسیده است جان دلمتو چگونه بیدار شده ای؟!
پ.ن: اصلا فکر نکنید هر روز از این خبراستشاید ماهی یه روز من از این کارها کنم!undefinedundefinedundefinedundefined
undefined۱۳۶
undefined۱۰۱
undefined۲۱
undefined۳
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۳.۸K

۶:۲۸

thumbnail
کرم ها مشغول رسیدن اند!!رسیدن به هدف!!درست مثل ضربان قلب ما!درست مثل سلول به سلول بدن ما همه مشغول رسیدن اند!درست مثل سیب های درخت حیاط مادربزرگمثل شکوفه های زردآلوو در این میان تنها انسان است که می تواند برای رسیدن خوداما و اگر بیاورد!!می تواند انتخاب کند برای رسیدن منتظر تابستان نماند و در زمستان برسدمی تواند انتخاب کند تمام فصل ها بگذرد و او کال بماند و کال بمیرد!!
کاش برسیم جان دلم!کاش وقتی از درخت حیات چیده می شویم رسیده باشیم به هدف!مثل سیب های سرخ حیاط مادربزرگ!کاش حیات ما مثل حیاط مادربزرگ باشد!🥹🥹🥹🥹🥹
http://ble.ir/nedaassadi
undefined۳۴۳
undefined۵۱
undefined۹
undefined۵
undefined۵
undefined۴
undefined۱

۵.۵K

۶:۳۵

thumbnail
شاید باورتون نشه اما روز عرفه برای من در کنار تفکر و معرفت به خالق وجود روز ناامید شدنه!!چطور؟وقتی به زندگی انبیاء فکر می کنم حتی به تمام اتفاق های همین ماه ذی الحجه فکر می کنم می بینم انتهای تمام اتفاقات ناامیدی ست!موسی امیدوارانه به طور رفت اما وقتی برگشت قوم خود را پس از دیدن دریاهایی که شکافته شده بود گوساله پرست یافت!پیامبر اسلام امیدوارانه تمام کاروان ها را نگه داشت و امیدوارانه دست وصی خود را بالا گرفت اما علی در نهایت تنها ماندحسین بن علی امیدوارانه راهی کربلا شد اما در نهایت کربلا مقتل او و یارانش شد
اشک هام رو پاک کردم و تا بنویسمما هم امیدوارانه زندگی کردیم امیدوارانه بخشیدیمامیدوارانه مادر شدیمامیدوارانه زنگ زدیمامیدوارانه ماندیم امیدوارانه رفتیم امیدوارانه شروع کردیم اما در نهایت تنها ماندیم!!!مانند تنهایی موسی هنگام بازگشت از طورمانند تنهایی علی هنگام دفن پیامبرمانند تنهایی حسین بن علی وقتی تماااااام یارانش در خون غلتیده بر خاک افتاده بودندundefinedundefinedundefinedundefined
وقتی می نشینم پای تفسیر می بینم جان کلام خدا برای من یک پیام استندا ... نهایت اینجا نیست!وقتی می گویی در نهایت تنها ماندند...وقتی با خودت فکر می کنی آخرش که چی؟یادت باشه خط پایان این مسابقه در این جهان و با مرگ نیستپس نبین که در نهایت قوم موسی چه کردندنبین که در سقیفه چه گذشتنبین که یزیدیان هله هله ها کشیدند این مسابقه تا قیامت ادامه داردو کسی مدال طلا را بر گردن می آویزد که که بر سکوی بندگی، نهایت خودش را گذاشته باشدهمین!و ابراهیم چه شکوهمندانه بر این سکو ایستاد
عیدتون مبارک
پ.ن: هر وقت اومدی به آخرش نگاه کنی
یادت باشه آخرش اینجا نیست!!
http://ble.ir/nedaassadi
undefined۵۷۶
undefined۵۸
undefined۳۲
undefined۲۰
undefined۱۶
undefined۸
undefined۲

۶.۳K

۴:۵۶

thumbnail
⁨ حقیقتش قرار نیست مثل قبل اینجا باشم این سه ماه تمرین خوبی بود برای اینکه بازبینی کنم و ببینم اینستاگرام چه چیزهایی به من میده و چه چیزهایی از من می گیرهو دیدم ... اون چیزی که از من میگیره خیلیییییی بیشتر از چیزی هست که به من میده!!ثروتی بنام تمرکز و توجه ...وقتی وارد این فضا میشی ... دنیایی از رنگها و زندگی های مختلف دنیایی از تفریح ها و دیدنی ها ... دنیایی از خوردنی ها و پوشیدنی ها به تو نشون داده میشه و این اتفاق خیلی خیلی زیر آستانه ای تو رو از شکر دور میکنه!شکر یا همون استفاده ی حداکثری از داشته ها برای رسیدن به هدف!و این استفاده ی حداکثری تمرکز حداکثری هم میخواد!بنابراین ...تصمیم گرفتم کارمند اینستاگرام نباشم!اینکه فکر کنم وای استوری نگذاشتم ... وای چند وقته چیزی ننوشتم!بلکه بر آن شدم تا بیشتر در پلتفرم بله بنویسمو بعد اگر رسیدم همون نوشته ها رو کپی کنم و هم اینجا و هم در تلگرام بارگذاری کنم!عوضش ...بیشتر کتاب می خونم کوه می رم نوشتن یه داستان رو شروع کردمتفسیر رو ادامه میدم دوره هایی که در دست دارم رو تکمیل می کنم و حتما اینجا هم اطلاع رسانی می کنم!با بچه هام حضور در لحظه ی بیشتری دارم کمتر گوشی دست می گیرمو بجای دیدن زندگی دیگران ... بیشتر زندگی می کنم!!⁩http://ble.ir/nedaassadi
undefined۶۰۶
undefined۹۷
undefined۶۲
undefined۱۵
undefined۱۴
undefined۳

۴.۹K

۱۲:۴۲

thumbnail
undefined۱۵۲
undefined۴۸

۳K

۱۳:۰۲

thumbnail
برای خودم برنامه ریزی کردممیگم که شما هم انگیزه بگیرید نه اینکه بگید وای خوش به حالش!!امروز کمی خونه رو مرتب کردمهمسایه ی بغلی و پشتی در حال کوبیدن خونه های کلنگی و ساختن آپارتمان هستنداز این رو خونه ی ما رو خاک برداشته البته ناگفته نمونه که دو سه هفته ای هم هست که خانم خونه بی خیال گردگیری شده!undefinedundefinedundefinedتنبلیم میومد!خلاصه خونه کمی تمیز شددیشب چهار تا پیتزا درست کرده بودم( خواستم بگم مثلا آشپزیم بد نیستundefined)لذا ناهار داشتیم!با بچه ها فیلم دیدمجولیا چایلدکلا این پافشاری جولیا برای شروع جدید رو دوست دارمشما هم دوست داشتید تماشا کنید!یه پرسشنامه طراحی کردم!البته از هوش مصنوعی هم کمک گرفتم!چند بار هم بهش گفتم دقت کن ، درست جواب بده!undefinedundefinedundefinedیه سری نظریه خوندم درباره ی یه موضوع جالب!بگم؟تعریف خوشبختی … رضایت … خرسندی!دارم یه مطالعه ی تطبیقی در رابطه با این مفاهیم بین قرآن و روانشناسی انجام میدم!شام؟!بله باز هم پیتزا خوردیماما چون کم بود بیشتر خودمون رو با سالاد سیر کردیم!اینطوری هم نبود که بچه ها راحت بخورند و ما بزرگترها بیشتر سالاد بخوریم!عمیقا اعتقاد دارم این ملاحظات جاهلانه محبت که به بچه نیست بلکه ظلم به بچه استبرای همین به حسام اشاره کردم حواسش به تعداد اسلایس هایی که خورده باشه تا برای پدرش هم نگه داره!خلاصه چند باری وسوسه شدم برم تو اینستاگرامیه دوری بزنم نرفتم!حالا جایزه به خودم چی بدم؟!شب زود خوابیدن!!چرا؟چون صبح می خوام یه دل سیر از کلام خدا بشنوم!و بشینم پای تفسیر!!
تو چگونه ای جان دلم؟http://ble.ir/nedaassadi
undefined۵۰۵
undefined۶۶
undefined۱۰
undefined۶

۴.۵K

۱۹:۰۱

thumbnail
undefined۲۸۳
undefined۳۰
undefined۱۲
undefined۴
undefined۱

۲.۶K

۵:۱۲

thumbnail
امروز یه دوست جدید پیدا کردم!دوستی که کمی از غم هاش برایم گفت ...و من جای زخم های تنهایی اش را دیدم ... دوستی که کمی از نگرانی هاش برایم گفتو من بر سر مزار آرزوهایش رفتم ...
شب شده بود ...سایه سار سنگین انسان بودن بر روی بودنم سایه انداخته بود!از خودم پرسیدم چقدررررر غمگینی ندا؟!قبلتر ها می پرسیدم چرا غمگینی ندا؟حالا دیگر از چرایی ها گذشتمانگار بعد از چند سال نشستن سر درس کتاب منشور اربیت به بطف علم امیرالمومنین از چرایی ها را گذشتم و به چگونگی هایم بیشتر فکر می کنم!به میزان غمها و شادی هایم و غمهایم را با هیچ چیز عوض نمی کنم!
پرسید پس زخم هایمان چه؟گفت ...از آنان نوری خواهد تابید ...
undefined۳۵۱
undefined۴۲
undefined۱۳

۱.۹K

۱۹:۳۷