آمریکا هر طور که میتونه میخواد این قضیه رو اثبات کنه که ما به بچههای شما، خانواده شما و آینده شما رحم نمیکنیم یه عده جلبک مغز پیدا میشن میگن نه کنار مدرسه لانچر موشک بوده، توی عروسی داشتن پهپاد درست میکردن، پل محل جابهجایی ادوات نظامی بوده. تا جایی که فکر کنم دست آخر خود آمریکا از میزان بلاهت اینا به ستوه بیاد و بخواد شبکه احمق ساز اپزوسیون ایران رو جمع کنه.
۷۹۲
۷:۵۲
[ All that's left of you 2025 ]
#فیلم
#فیلم
۴۵۵
۱۰:۱۴
نـــــــگــــــاهــــــ
[ All that's left of you 2025 ] #فیلم
از ما چه میماند؟ ما چیستیم؟ از این روزهایمان چه داستانی برای تعریف کردن داریم؟ بیشترمان قرار است بگذرانیم تا تمام شود/شویم. و کمترمان تاریخ رونده هستیم. قرار است گذشته را برای آینده به ارث بگذاریم. قرار است حافظه ناطق باشیم یا حتی حافظهی ثبت شده در دل شبکههای مختلف ارتباطی مدرن این سالها. اگر سالها از حیات ما بگذرد شهرهایمان متروکه شوند، زمینهایمان لمیزرع باقی بمانند و مردمانمان رها شده باشند باز هم ما با آنها میمانیم. مایی که رنجهای گذشتگانمان را در بدن خود حمل میکردیم و آینده رنجهای ما را روی شانههایش به دوش خواهد کشید. انسانها منوط به خاطرههایشان هستند. نمیتوانند از گذشته فرار کنند. ملت بیگذشته آیندهای ندارد.
سالها پیش مقالهای باموضوع کرانه باختری خواندم با این مضمون: شهروند فلسطینی ساکن در فلسطین اشغالی وقتی پایش را از خانه بیرون میگذارد باید سرش را پایین بگیرد مبادا سرباز اسرائیلی محض خنده او را بکشد. او در زمین و خانه خودت به عنوان شهروند پناهنده بین سیمهای فلزی طلاییای زندگی میکند و مردمان بیوطنی که هر کدام از نقطهی جغرافیایی خاصی رانده شدند انتقام تاریخِ نفرین شدهشان را هر روز از او میگیرند.
فیلم را که میدیدیم یاد باغهای روستای مادریام افتادم. زمینهای بزرگ روستای پدریام. یاد همه درختان توتِ توی خیابانهای شهرم. آلبالوهای نوبرانه درخت حیاط همسایهمان. چه کسی میتواند من بگوید این هوا، این زمین، این خاک برای تو نیست؟ چه کسی میتواند من را از سرزمینم بیرون کند؟ به اینکه آیا در شصت سالگیام -اگر جور غاصب مهلت زنده ماندن بدهد- باید برای نوههایم تعریف کنم بهترین پرتقالها برای باغهای پدریام بوده یا میتوانم دستش را بگیرم تا مثل من از تنفس در هوای زندگی در وطن مست شود؟ من قرار است جنگزدهای باشم که در مقابل حقیقت عریان شده ظلم تسلیم شده یا باید شهروند کشور دیگری باشم تا برای آمدن به کشور خودم ویزا بگیرم یا قرار است نامم روی همه دیوار نوشتههای شهر به عنوان نماد مقاومت حک شود: شهیده .... ؟
گذشته فلسطین پیچیدگیهای خودش را دارد. از خواب ماندن ملتهای عرب مسلمان تا خواب زدگی آوارگان یهودی برای احداث ارض موعود. اما چیزی که بسیار واضح در صفحه ذهن یک خاورمیانهای پخش میشود خاموش ماندن فریاد میلیونها فلسطینی برای دهههای متمادی رنج، نسلکشی و در وطن خویش و میان نژاد خویش غریب ماندن است. کار به آنجایی میرسد که خیزش ۷ اکتبر را "طوفان الاقصی" مینامند. طوفان همه چیز را با خودش میبرد و این فریادهای خفته در خون و خاک حتی به قیمت مرگ، شبیه غریو مردی به روی تختهی چوبی میانه اقیانوس بدونِ خشکی میماند. این آهِ از نهاد برآمده به کشتیبانی میرسد و حکایت تنها ماندن مرد حتی اگر زنده نماند بر حافظهی سرنشینان کشتی میماند. حالا هم انگار کمکم طوفان هفتم اکتبر دو هزار و بیست و سه میلادی دامنهاش همه جهان را گرفته و ما میبینیم چگونه هر روز اثرش در حافظهی تکتک انسانهای ساکن کره زمین حک میشود. صداها در همه جهان بلند میشوند و امروز نمایش قابل قبولی قرار است بر پرده معتبرترین جشنوارههای جهان اجرا شود و همه مظلومنماییهای هولوکاست را بیاعتبار کند تا اگر حتی قرار است غزه تلی از خاک بشود و فلسطینی باقی نماند این سوال تا ابد بر تارک تاریخ باقی بماند: چرا تاوان رنجهای تاریخی یک قوم را باید مردمان دیگری بدهند؟- دیالوگ فیلم-.
#فیلم
[ All that's left of you 2025 ]
سالها پیش مقالهای باموضوع کرانه باختری خواندم با این مضمون: شهروند فلسطینی ساکن در فلسطین اشغالی وقتی پایش را از خانه بیرون میگذارد باید سرش را پایین بگیرد مبادا سرباز اسرائیلی محض خنده او را بکشد. او در زمین و خانه خودت به عنوان شهروند پناهنده بین سیمهای فلزی طلاییای زندگی میکند و مردمان بیوطنی که هر کدام از نقطهی جغرافیایی خاصی رانده شدند انتقام تاریخِ نفرین شدهشان را هر روز از او میگیرند.
فیلم را که میدیدیم یاد باغهای روستای مادریام افتادم. زمینهای بزرگ روستای پدریام. یاد همه درختان توتِ توی خیابانهای شهرم. آلبالوهای نوبرانه درخت حیاط همسایهمان. چه کسی میتواند من بگوید این هوا، این زمین، این خاک برای تو نیست؟ چه کسی میتواند من را از سرزمینم بیرون کند؟ به اینکه آیا در شصت سالگیام -اگر جور غاصب مهلت زنده ماندن بدهد- باید برای نوههایم تعریف کنم بهترین پرتقالها برای باغهای پدریام بوده یا میتوانم دستش را بگیرم تا مثل من از تنفس در هوای زندگی در وطن مست شود؟ من قرار است جنگزدهای باشم که در مقابل حقیقت عریان شده ظلم تسلیم شده یا باید شهروند کشور دیگری باشم تا برای آمدن به کشور خودم ویزا بگیرم یا قرار است نامم روی همه دیوار نوشتههای شهر به عنوان نماد مقاومت حک شود: شهیده .... ؟
گذشته فلسطین پیچیدگیهای خودش را دارد. از خواب ماندن ملتهای عرب مسلمان تا خواب زدگی آوارگان یهودی برای احداث ارض موعود. اما چیزی که بسیار واضح در صفحه ذهن یک خاورمیانهای پخش میشود خاموش ماندن فریاد میلیونها فلسطینی برای دهههای متمادی رنج، نسلکشی و در وطن خویش و میان نژاد خویش غریب ماندن است. کار به آنجایی میرسد که خیزش ۷ اکتبر را "طوفان الاقصی" مینامند. طوفان همه چیز را با خودش میبرد و این فریادهای خفته در خون و خاک حتی به قیمت مرگ، شبیه غریو مردی به روی تختهی چوبی میانه اقیانوس بدونِ خشکی میماند. این آهِ از نهاد برآمده به کشتیبانی میرسد و حکایت تنها ماندن مرد حتی اگر زنده نماند بر حافظهی سرنشینان کشتی میماند. حالا هم انگار کمکم طوفان هفتم اکتبر دو هزار و بیست و سه میلادی دامنهاش همه جهان را گرفته و ما میبینیم چگونه هر روز اثرش در حافظهی تکتک انسانهای ساکن کره زمین حک میشود. صداها در همه جهان بلند میشوند و امروز نمایش قابل قبولی قرار است بر پرده معتبرترین جشنوارههای جهان اجرا شود و همه مظلومنماییهای هولوکاست را بیاعتبار کند تا اگر حتی قرار است غزه تلی از خاک بشود و فلسطینی باقی نماند این سوال تا ابد بر تارک تاریخ باقی بماند: چرا تاوان رنجهای تاریخی یک قوم را باید مردمان دیگری بدهند؟- دیالوگ فیلم-.
#فیلم
[ All that's left of you 2025 ]
۵۶۹
۱۰:۱۴
سلام بالاخره امکان مشاوره آنلاین فراهم شد و میتونید برای رزرو وقت مشاوره روزهای شنبه، سهشنبه و چهارشنبه از اول مهر ماه از طریق آیدی زیر با ادمین هماهنگ کنید.
: @MGO_psychology
۴۹۹
۱۵:۴۷
نـــــــگــــــاهــــــ
سلام بالاخره امکان مشاوره آنلاین فراهم شد و میتونید برای رزرو وقت مشاوره روزهای شنبه، سهشنبه و چهارشنبه از اول مهر ماه از طریق آیدی زیر با ادمین هماهنگ کنید.
: @MGO_psychology
حوزههای فعالیتم: اختلالات اضطرابیافسردگی مشاوره پیش از ازدواج
۵۹۲
۱۶:۱۵
بزرگترین درسی که از رهبر شهید یاد گرفتم ادامه دادن بود و امروز با دیدن رتبه نوهشون یه بار دیگه این بهم یادآوری شد که انسان میتونه سختیهای بسیار بیشتر از ظرفیت خودش رو تحمل کنه و به جای تسلیم شدن، ظرفش رو بزرگتر کنه. اینکه ادامه دادن از نتیجه هم مهمتره. میتونیم بگیم با حرکت کردن ممکنه به نتیجه خوبی هم برسیم ولی با سکون یه هیچ جا نمیرسیم.
۴۸۵
۱۶:۳۸
سلام روز همگی بخیرخبر خوب برای کسایی که مشاوره حضوری میخواستن با پیگیریهای شبانه روزی :))، امکان مشاوره حضوری در تهران برای شما فراهم شد.
روزهای دوشنبه، محدوده هفت تیر، کلینیک سرای سهابرای ثبت وقت به این آیدی پیام بدید:@MGO_psychology
۲۹۲
۱۵:۳۱
مقالهای میخوندم تحت عنوان "غفلت عاطفی". یعنی والدینی که بچه خودشون رو کتک نمیزنند، پرخاشگری کلامی و فیزیکی نمیکنند اما هیچ وقت برای بچههاشون وقت ندارن، مدام اولویت و کار مهمتری نسبت به کودک دارن و هنگامی که بچه ازشون توجه میخواد با جملهی" الان کار دارم." توجه رو به تاخیر میاندازن.
توی مقاله نوشته بود اتفاقا این مدل از غفلت در خانوادههای سطح بالا و از بیرون موفق دیده میشه. خانوادههایی که بچههاشون توی بهترین مدرسهها هستن، بهترین امکانات و پرستارها رو دارن اما انگار چون توجه رو از والدین دریافت نمیکنن به جای اینکه والدین رو مقصر بدونن به طور مداوم فکر میکنن مشکل از خودشونه و این خودشون هستن که چیزی کم دارن. برای همین باوجود اینکه این زخم به عمیقی زخمهای بزرگسالی نیست اما واقعیتر و پیش درآمدی بر زخمهای بزرگسالیه.
وقت گذروندن با بچهها علیالخصوص از لحاظ کیفی هم ما رو والدین به اندازهی کافی خوبی میکنه و هم احساس ناکافی بودن در بزرگسالی رو کم و از بین میبره.
#یادداشت
توی مقاله نوشته بود اتفاقا این مدل از غفلت در خانوادههای سطح بالا و از بیرون موفق دیده میشه. خانوادههایی که بچههاشون توی بهترین مدرسهها هستن، بهترین امکانات و پرستارها رو دارن اما انگار چون توجه رو از والدین دریافت نمیکنن به جای اینکه والدین رو مقصر بدونن به طور مداوم فکر میکنن مشکل از خودشونه و این خودشون هستن که چیزی کم دارن. برای همین باوجود اینکه این زخم به عمیقی زخمهای بزرگسالی نیست اما واقعیتر و پیش درآمدی بر زخمهای بزرگسالیه.
وقت گذروندن با بچهها علیالخصوص از لحاظ کیفی هم ما رو والدین به اندازهی کافی خوبی میکنه و هم احساس ناکافی بودن در بزرگسالی رو کم و از بین میبره.
#یادداشت
۱۹۲
۱۸:۳۲