بازارسال شده از روشنگری
یه کاربر آمریکایی نوشته اگه آمریکا بود 5 سال طول می کشید...
۳۵
۱۸:۳۷
بسمه تعالی
اصول پیشرفت ایران؛ زمینه ساز موفقیت سرداران پیشرفت بازتعریف و تمرکز رسالت کانال اصول پیشرفت ایران
ما برای اصلاح روند پیشرفت کشور نیاز داریم بدانیم بازیگران اصلی آن چه کسانی هستند؟! زمین فوتبالی را تصور کنید که 200 نفر در آن بازی می کنند و ما نمی دانیم کدامیک از آنها آن یازده نفر تیم هستند. چگونه می خواهیم بازی این تیم را بهبود ببخشیم؟!تاریخ معاصر پیشرفت ایران نشان می دهد برخلاف تصور و نظریه های موجود، نقش اصلی پیشرفت ایران برعهده دولت به معنای نهادمند آن نبوده است. بلکه بار پیشرفت بر دوش سرداران پیشرفت بوده است. سرداران پیشرفت کسانی هستند که در بیرون و درون دولت، مبتنی بر سازوکارهای جامعه ایرانی(انچه ما نهادمندی جامعه ای می نامیم) و نه مبتنی بر بوروکراسی های دولتی، و عموماً با حداقل¬ امکانات، پیشرفت های کشور را رقم زده اند و می زنند. رشدیه در آموزش و پرورش نوین، امیرکبیر در صنعت و پزشکی و آموزش عالی، میرزا صالح شیرازی در روزنامه، صحاف باشی در سینما، تیمورتاش و علی اصغر حکمت در آموزش عالی، سیدرضا نیازمند در صنعت، برادران خیامی در صنعت خودروسازی، دکتر قریب در پزشکی کودکان، باغچه بان در آموزش و پرورش ناشنوایان، سیدمحمودرضا سجادی در حوزه فناوری و شهید تهرانی مقدم در صنعت موشکی تنها نمونه ای سرداران پیشرفت در تاریخ معاصر ایران است. به عبارتی وقتی به عرصه و پهنه پیشرفت ایران می نگریم، بازیگران آن را این سرداران می بینیم. فهم این موضوع از آنجا اهمیت دارد که اگر بار پیشرفت را بر ارابه اشتباه قرار دهیم و انتظار داشته باشیم نهاد دولت پیشرفت کشور را رقم بزند، پیشرفت هیچ گاه اتفاق نمی افتد. اگر کسانی درون دولت هم پیشرفت هایی را رقم زده اند، با استفاده از بوروکراسی و نهادمندی دولتی نبوده و چه بسا این بوروکراسی ها مانع بوده است. اگر بپذیریم که سرداران پیشرفت بازیگران اصلی این عرصه هستند، آن¬گاه تلاش برای بهبود روند پیشرفت کشور به معنای تغییر سبک بازی آنهاست. ای بسا بازیکنان خوبی که ترکیب تیمی آنها نتیجه خوبی به بار نمی دهد. کشور ما دارای متخصصین چیره دست در حوزه های گوناگون پیشرفت است. و عموماً راهکارهای اصلاح حوزه خویش را به خوبی می دانند. اما آنچه نیاز است رعایت اصولی است که باید بر تلاش های معطوف به هدف پیشرفت حاکم باشد. هنگامی که تلاش های افراد و شخصیت های دلسوز متعدد در دوران معاصر و نیز سالیان اخیر را برای پیشرفت کشور مرور می کنیم، متوجه می شویم صرف نظر از رشته و تخصص، برخی شیوه ها و روش ها به کرات تکرار شده و نتیجه بخش نبوده است و در عین حال بخشی از این تلاش ها توانسته پیشرفت را به جلو ببرد. این موضوع نشان می دهد که پیشرفت تصادفی نیست و تابع قواعد و اصولی است. قواعد و اصولی که بخشی از آن ها مشترک میان جوامع و بخشی از آنها تابعی از فرهنگ و جامعه و جغرافیا و به طورکلی شرایط جامعه ایران هستند. مهم آن است که توجه داشته باشیم این اصول فرابخشی بوده و به تخصص خاصی ارتباط ندارند. این اصول در همه حوزه ها اعم از کشاورزی، تجارت، فناوری، فرهنگ و .... اهمیت دارند. در سالهای گذشته تلاش کردیم تا با این نگاه تحولات حوزه های مختلف پیشرفت را مورد تحقیق قرار دهیم و به بخشی از این اصول دست پیدا کنیم. آنچه مهم تر از این اصول است، نوع این نگاه است. ممکن است کسان دیگری اصول دیگری را نیز اضافه نمایند. اما اصل اساسی در همه این بررسی ها مراجعه به تاریخ و جامعه خودمان است و پذیرفتن اینکه ما نیز علاوه بر شکست ها، موفقیت هایی داشته ایم و اصول حاکم بر این موفقیت ها استخراج شوند. استفاده از تجربه ها و الگوهای دیگران را نفی نمی کنیم، اما به گمانمان به آنچه مغفول بوده پرداخته ایم. در این کانال، از ابتدای تأسیس سعی نموده ایم تا برخی از این اصول را بیان کنیم و البته به موضوعات دیگر پرداخته ایم. از این جا به بعد تلاش می کنیم تا تمرکز کانال بر بیان و تشریح اصول پیشرفت ایران باشد تا ان شاء الله برای سرداران پیشرفت بالفعل و بالقوه کشورمان مفید واقع گردد و نقشی در حد بضاعت خویش و در کنار این سرداران برای پیشرفت کشور ایفا نماید.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)چهاردهم اردیبهشت ماه 1405
اگر مطلب را برای دیگران مفید می دانید، لطفا بازنشر بفرمایید.
اگر علاقمند به مطالعه سایر مطالب کانال «اصول پیشرفت ایران» هستید می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید:https://ble.ir/nejat1402
اصول پیشرفت ایران؛ زمینه ساز موفقیت سرداران پیشرفت بازتعریف و تمرکز رسالت کانال اصول پیشرفت ایران
ما برای اصلاح روند پیشرفت کشور نیاز داریم بدانیم بازیگران اصلی آن چه کسانی هستند؟! زمین فوتبالی را تصور کنید که 200 نفر در آن بازی می کنند و ما نمی دانیم کدامیک از آنها آن یازده نفر تیم هستند. چگونه می خواهیم بازی این تیم را بهبود ببخشیم؟!تاریخ معاصر پیشرفت ایران نشان می دهد برخلاف تصور و نظریه های موجود، نقش اصلی پیشرفت ایران برعهده دولت به معنای نهادمند آن نبوده است. بلکه بار پیشرفت بر دوش سرداران پیشرفت بوده است. سرداران پیشرفت کسانی هستند که در بیرون و درون دولت، مبتنی بر سازوکارهای جامعه ایرانی(انچه ما نهادمندی جامعه ای می نامیم) و نه مبتنی بر بوروکراسی های دولتی، و عموماً با حداقل¬ امکانات، پیشرفت های کشور را رقم زده اند و می زنند. رشدیه در آموزش و پرورش نوین، امیرکبیر در صنعت و پزشکی و آموزش عالی، میرزا صالح شیرازی در روزنامه، صحاف باشی در سینما، تیمورتاش و علی اصغر حکمت در آموزش عالی، سیدرضا نیازمند در صنعت، برادران خیامی در صنعت خودروسازی، دکتر قریب در پزشکی کودکان، باغچه بان در آموزش و پرورش ناشنوایان، سیدمحمودرضا سجادی در حوزه فناوری و شهید تهرانی مقدم در صنعت موشکی تنها نمونه ای سرداران پیشرفت در تاریخ معاصر ایران است. به عبارتی وقتی به عرصه و پهنه پیشرفت ایران می نگریم، بازیگران آن را این سرداران می بینیم. فهم این موضوع از آنجا اهمیت دارد که اگر بار پیشرفت را بر ارابه اشتباه قرار دهیم و انتظار داشته باشیم نهاد دولت پیشرفت کشور را رقم بزند، پیشرفت هیچ گاه اتفاق نمی افتد. اگر کسانی درون دولت هم پیشرفت هایی را رقم زده اند، با استفاده از بوروکراسی و نهادمندی دولتی نبوده و چه بسا این بوروکراسی ها مانع بوده است. اگر بپذیریم که سرداران پیشرفت بازیگران اصلی این عرصه هستند، آن¬گاه تلاش برای بهبود روند پیشرفت کشور به معنای تغییر سبک بازی آنهاست. ای بسا بازیکنان خوبی که ترکیب تیمی آنها نتیجه خوبی به بار نمی دهد. کشور ما دارای متخصصین چیره دست در حوزه های گوناگون پیشرفت است. و عموماً راهکارهای اصلاح حوزه خویش را به خوبی می دانند. اما آنچه نیاز است رعایت اصولی است که باید بر تلاش های معطوف به هدف پیشرفت حاکم باشد. هنگامی که تلاش های افراد و شخصیت های دلسوز متعدد در دوران معاصر و نیز سالیان اخیر را برای پیشرفت کشور مرور می کنیم، متوجه می شویم صرف نظر از رشته و تخصص، برخی شیوه ها و روش ها به کرات تکرار شده و نتیجه بخش نبوده است و در عین حال بخشی از این تلاش ها توانسته پیشرفت را به جلو ببرد. این موضوع نشان می دهد که پیشرفت تصادفی نیست و تابع قواعد و اصولی است. قواعد و اصولی که بخشی از آن ها مشترک میان جوامع و بخشی از آنها تابعی از فرهنگ و جامعه و جغرافیا و به طورکلی شرایط جامعه ایران هستند. مهم آن است که توجه داشته باشیم این اصول فرابخشی بوده و به تخصص خاصی ارتباط ندارند. این اصول در همه حوزه ها اعم از کشاورزی، تجارت، فناوری، فرهنگ و .... اهمیت دارند. در سالهای گذشته تلاش کردیم تا با این نگاه تحولات حوزه های مختلف پیشرفت را مورد تحقیق قرار دهیم و به بخشی از این اصول دست پیدا کنیم. آنچه مهم تر از این اصول است، نوع این نگاه است. ممکن است کسان دیگری اصول دیگری را نیز اضافه نمایند. اما اصل اساسی در همه این بررسی ها مراجعه به تاریخ و جامعه خودمان است و پذیرفتن اینکه ما نیز علاوه بر شکست ها، موفقیت هایی داشته ایم و اصول حاکم بر این موفقیت ها استخراج شوند. استفاده از تجربه ها و الگوهای دیگران را نفی نمی کنیم، اما به گمانمان به آنچه مغفول بوده پرداخته ایم. در این کانال، از ابتدای تأسیس سعی نموده ایم تا برخی از این اصول را بیان کنیم و البته به موضوعات دیگر پرداخته ایم. از این جا به بعد تلاش می کنیم تا تمرکز کانال بر بیان و تشریح اصول پیشرفت ایران باشد تا ان شاء الله برای سرداران پیشرفت بالفعل و بالقوه کشورمان مفید واقع گردد و نقشی در حد بضاعت خویش و در کنار این سرداران برای پیشرفت کشور ایفا نماید.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)چهاردهم اردیبهشت ماه 1405
۱.۴K
۳:۳۸
ماهیت موانع سرداران پیشرفت ایران.pdf
۶۳.۷۸ کیلوبایت
بسمه تعالی
ماهیت موانع سرداران پیشرفت ایران
پس از انتشار یادداشت قبل(14 اردیبهشت) پیرامون سرداران پیشرفت، سوالاتی مقدر از سوی دوستان مطرح شد مبنی بر اینکه سرداران پیشرفت عموماً با موانعی سخت از سوی دولت(به معنای حکومت) مواجه شده و می شوند؛ این موانع را چگونه باید از پیش پای این سرداران برداشت؟در این یادداشت(فایل پیوست) تلاش کرده ایم تا به این پرسش پاسخ دهیم.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)هفدهم اردیبهشت ماه 1405
اگر مطلب را برای دیگران مفید می دانید، لطفا بازنشر بفرمایید.
اگر علاقمند به مطالعه سایر مطالب کانال «اصول پیشرفت ایران» هستید می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید:https://ble.ir/nejat1402
ماهیت موانع سرداران پیشرفت ایران
پس از انتشار یادداشت قبل(14 اردیبهشت) پیرامون سرداران پیشرفت، سوالاتی مقدر از سوی دوستان مطرح شد مبنی بر اینکه سرداران پیشرفت عموماً با موانعی سخت از سوی دولت(به معنای حکومت) مواجه شده و می شوند؛ این موانع را چگونه باید از پیش پای این سرداران برداشت؟در این یادداشت(فایل پیوست) تلاش کرده ایم تا به این پرسش پاسخ دهیم.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)هفدهم اردیبهشت ماه 1405
۹۲۶
۹:۵۸
بسمه تعالی
معرفی سرداران پیشرفت(1): میرزا حسن رشدیه
در سلسله یادداشت هایی سعی خواهیم کرد مصادیق عینی #سرداران_پیشرفت و نقش آفرینی آنها در حوزه های مختلف پیشرفت را به اختصار شرح دهیم. اهمیت شناخت عرصه پیشرفت ایران از این منظر آن است که متوجه خواهیم شد بازیگران و نقش آفرینان اصلی پیشرفت در کشور چه کسانی بوده و هستند؟! تیم پیشرفت کشور اینها هستند و نه دولت به معنای نظام مند. هر نوع برنامه ریزی و سیاستگذاری برای امر پیشرفت باید برای این بازیگران و نحوه بازی آنها باشد. اگر دولت را بازیگر اصلی پیشرفت بدانیم و برای آن برنامه ریزی کنیم، ماشین پیشرفت چندان جلو نخواهد رفت؛ میزان پیشرفت «برنامه های پنج ساله توسعه» و «طرحهای عمرانی» شاهدی بر این مدعاست. لذا سعی می کنیم این عینک جدید را به خواننده بدهیم که به عرصه پیشرفت به عنوان زمین بازی سرداران پیشرفت و تعامل آنها نگاه کند. شیوه یادداشت های این قسمت اینگونه خواهد بود که مختصری از نقش آفرینی سرداران پیشرفت حوزه های گوناگون و زندگی آنها ارایه می شود و نشان داده می شود، برخلاف تصور این حرکتها کاملا مردمی بوده است.
اولین شخصیتی که به او خواهیم پرداخت میزرا حسن رشدیه(1230-1323 ه.ش.) است که او را پدر آموزش نوین ایران می دانند. او که در خانوادهای روحانی در تبریز متولد شد، به جای تحصیلات سنتی در نجف، راهی استانبول، بیروت، مصر و قفقاز شد تا با روشهای نوین آموزشی آشنا شود. پس از بازگشت به ایران، اولین مدرسه نوین خود را در محله ششگلان تبریز تأسیس کرد. او حتی با فروش املاک شخصی، مسجد شیخالاسلام تبریز را به مدرسه تبدیل کرد، اما این اقدام با واکنش شدید مخالفان سنتی مواجه شد و مدرسه به آتش کشیده شد. او مدارس دیگری نیز در تهران و دیگر شهرها برپا کرد، اما بارها با تعطیلی اجباری، تبعید و تخریب مدارس مواجه شد. یکی از مهمترین ابتکارات رشدیه، ابداع الفبای صوتی بود که یادگیری خواندن و نوشتن را بسیار سادهتر کرد. او همچنین نخستین نویسنده کتابهای درسی ایران بود و ۲۷ کتاب آموزشی برای مقاطع مختلف تألیف کرد. رشدیه این کتابها را با هزینه خود چاپ میکرد و در اختیار دانشآموزان قرار میداد. جالب است بدانیم که رشدیه برای اداره مدرسه، نظامنامهای نوشته که شامل ۴۱ فصل است و هر فصل به یک موضوع اختصاص دارد. می توان گفت رشدیه یک آموزش و پرورش کامل به همراه اجزای آن را پایه ریزی کرد؛ از ساختمان مدرسه تا کتابهای درسی تا نظام نامه مدرسه و... و به طورکلی برای آموزش نوین نهادسازی کرد.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)بیست و ششم اردیبهشت ماه 1405
اگر مطلب را برای دیگران مفید می دانید، لطفا بازنشر بفرمایید.
اگر علاقمند به مطالعه سایر مطالب کانال «اصول پیشرفت ایران» هستید می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید:https://ble.ir/nejat1402
معرفی سرداران پیشرفت(1): میرزا حسن رشدیه
در سلسله یادداشت هایی سعی خواهیم کرد مصادیق عینی #سرداران_پیشرفت و نقش آفرینی آنها در حوزه های مختلف پیشرفت را به اختصار شرح دهیم. اهمیت شناخت عرصه پیشرفت ایران از این منظر آن است که متوجه خواهیم شد بازیگران و نقش آفرینان اصلی پیشرفت در کشور چه کسانی بوده و هستند؟! تیم پیشرفت کشور اینها هستند و نه دولت به معنای نظام مند. هر نوع برنامه ریزی و سیاستگذاری برای امر پیشرفت باید برای این بازیگران و نحوه بازی آنها باشد. اگر دولت را بازیگر اصلی پیشرفت بدانیم و برای آن برنامه ریزی کنیم، ماشین پیشرفت چندان جلو نخواهد رفت؛ میزان پیشرفت «برنامه های پنج ساله توسعه» و «طرحهای عمرانی» شاهدی بر این مدعاست. لذا سعی می کنیم این عینک جدید را به خواننده بدهیم که به عرصه پیشرفت به عنوان زمین بازی سرداران پیشرفت و تعامل آنها نگاه کند. شیوه یادداشت های این قسمت اینگونه خواهد بود که مختصری از نقش آفرینی سرداران پیشرفت حوزه های گوناگون و زندگی آنها ارایه می شود و نشان داده می شود، برخلاف تصور این حرکتها کاملا مردمی بوده است.
اولین شخصیتی که به او خواهیم پرداخت میزرا حسن رشدیه(1230-1323 ه.ش.) است که او را پدر آموزش نوین ایران می دانند. او که در خانوادهای روحانی در تبریز متولد شد، به جای تحصیلات سنتی در نجف، راهی استانبول، بیروت، مصر و قفقاز شد تا با روشهای نوین آموزشی آشنا شود. پس از بازگشت به ایران، اولین مدرسه نوین خود را در محله ششگلان تبریز تأسیس کرد. او حتی با فروش املاک شخصی، مسجد شیخالاسلام تبریز را به مدرسه تبدیل کرد، اما این اقدام با واکنش شدید مخالفان سنتی مواجه شد و مدرسه به آتش کشیده شد. او مدارس دیگری نیز در تهران و دیگر شهرها برپا کرد، اما بارها با تعطیلی اجباری، تبعید و تخریب مدارس مواجه شد. یکی از مهمترین ابتکارات رشدیه، ابداع الفبای صوتی بود که یادگیری خواندن و نوشتن را بسیار سادهتر کرد. او همچنین نخستین نویسنده کتابهای درسی ایران بود و ۲۷ کتاب آموزشی برای مقاطع مختلف تألیف کرد. رشدیه این کتابها را با هزینه خود چاپ میکرد و در اختیار دانشآموزان قرار میداد. جالب است بدانیم که رشدیه برای اداره مدرسه، نظامنامهای نوشته که شامل ۴۱ فصل است و هر فصل به یک موضوع اختصاص دارد. می توان گفت رشدیه یک آموزش و پرورش کامل به همراه اجزای آن را پایه ریزی کرد؛ از ساختمان مدرسه تا کتابهای درسی تا نظام نامه مدرسه و... و به طورکلی برای آموزش نوین نهادسازی کرد.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)بیست و ششم اردیبهشت ماه 1405
۱K
۱۵:۳۲
بسمه تعالی
عنوان: الزامات سياستگذاري شهری در دوران پساجنگ با محوريت تابآوري اجتماعيبرگزارکننده: پايش و ارزيابي سياستهاي شهريلینک: https://skyroom.online/ch/turpc/iran182 خرداد از ساعت 14الي 16
عنوان: الزامات سياستگذاري شهری در دوران پساجنگ با محوريت تابآوري اجتماعيبرگزارکننده: پايش و ارزيابي سياستهاي شهريلینک: https://skyroom.online/ch/turpc/iran182 خرداد از ساعت 14الي 16
۱۹۶
۱۴:۱۷
بسمه تعالی
چشم انداز ایران
آنچه مردم ما امروز به آن احتیاج دارند، چشم انداز روشن است. روشن به معنای مثبت نیست؛ بلکه به معنای آشکار است. در مسیر رسیدن به اهداف متعالی، یک جامعه فراز و نشیب دارد، شکست و پیروزی دارد، دره ها و تنگه های صعب العبور دارد، اما وقتی می داند که به کجا دارد می رود، این شکست ها و سختی ها و تنگناها برای او معنی دار می شود. ما در حال حرکت به کدام سو هستیم؟آنچه چشم انداز ایران را تعیین می کند، خود مردم ایران هستند. این یک شعار نیست. ما اگر مسیری که مردم ایران طی حدود 200 سال اخیر طی کردند را مرور کنیم، می توانیم متوجه شویم که مردم ایران در حال حرکت به کدام سو هستند:سال 1194: تأسیس اولین روزنامهسال 1227: صدارت امیرکبیر و اقدامات اصلاحی اوسال 1230: دارالفنونسال 1267: آموزش و پرورش نوینسال 1275: تأسیس صنایع بزرگ سال 1280: پزشکی نوینسال 1284: سینماسال 1284: انقلاب مشروطهسال 1293: قیام جنگلسال 1298: تأسیس انستیتو پاستورسال 1313: تأسیس دانشگاهسال 1319: تأسیس رادیو سال 1357: انقلاب اسلامیسال 1358: جهاد سازندگیسال 1382: ستاد ویژه توسعه فناوری های نانوسال 1388: نیروی هوا فضای سپاهو ......آنچه این مسیر به روشنی می گوید دوتا خواسته است: پیشرفت و استقلال.آینده این مسیر را نیز با همین دو واژه می توان پیش بینی کرد و پیش بینی کرد که نیروی جامعه به سمت چه هدفی حرکت خواهد کرد. جامعه می خواهد پیشرفت کند و در عین حال استقلال داشته باشد و سرنوشت خویش را به دست خود تعیین کند. در این چشم انداز دین اسلام و تشیع جایگاه ویژه ای خواهد داشت، زیرا مردم استقلال و پیشرفت را در تحقق اسلام و حاکمیت اسلام یافتند. در این چشم انداز قطعا استکبار، استعمار و استثمار جایی نخواهد داشت؛ ولو اینکه در مسیر به ما آسیب هایی بزند، کمااینکه در گذشته نیز زده است. از مسلط کردن دست نشانده خویش تا تصویب قوانین و مقررات مانع پیشرفت و استقلال تا تأسیس سازمانهای دولتی تضمین کننده وابستگی به غرب تا نسل کشی ناشی از قحطی خودساخته جنگ جهانی اول تا نابود کردن کشاورزی تا جنگ های تحمیلی و امثالهم. اما وقتی نیروی مردم در جهت پیشرفت و استقلال است، به حول و قوه الهی کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد که «إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»(سوره الرعد، آیه11). آنچه در جامعه ایرانی در 200 سال اخیر رخ داده، تغییر در نفس آنها بوده است و به همین دلیل مادامی که چنین تغییری در نفس جامعه وجود داشته باشد، خداوند هم سرنوشتش را مطابق آن تعیین می کند.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)اول خرداد ماه 1405
اگر مطلب را برای دیگران مفید می دانید، لطفا بازنشر بفرمایید.
اگر علاقمند به مطالعه سایر مطالب کانال «اصول پیشرفت ایران» هستید می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید:https://ble.ir/nejat1402
چشم انداز ایران
آنچه مردم ما امروز به آن احتیاج دارند، چشم انداز روشن است. روشن به معنای مثبت نیست؛ بلکه به معنای آشکار است. در مسیر رسیدن به اهداف متعالی، یک جامعه فراز و نشیب دارد، شکست و پیروزی دارد، دره ها و تنگه های صعب العبور دارد، اما وقتی می داند که به کجا دارد می رود، این شکست ها و سختی ها و تنگناها برای او معنی دار می شود. ما در حال حرکت به کدام سو هستیم؟آنچه چشم انداز ایران را تعیین می کند، خود مردم ایران هستند. این یک شعار نیست. ما اگر مسیری که مردم ایران طی حدود 200 سال اخیر طی کردند را مرور کنیم، می توانیم متوجه شویم که مردم ایران در حال حرکت به کدام سو هستند:سال 1194: تأسیس اولین روزنامهسال 1227: صدارت امیرکبیر و اقدامات اصلاحی اوسال 1230: دارالفنونسال 1267: آموزش و پرورش نوینسال 1275: تأسیس صنایع بزرگ سال 1280: پزشکی نوینسال 1284: سینماسال 1284: انقلاب مشروطهسال 1293: قیام جنگلسال 1298: تأسیس انستیتو پاستورسال 1313: تأسیس دانشگاهسال 1319: تأسیس رادیو سال 1357: انقلاب اسلامیسال 1358: جهاد سازندگیسال 1382: ستاد ویژه توسعه فناوری های نانوسال 1388: نیروی هوا فضای سپاهو ......آنچه این مسیر به روشنی می گوید دوتا خواسته است: پیشرفت و استقلال.آینده این مسیر را نیز با همین دو واژه می توان پیش بینی کرد و پیش بینی کرد که نیروی جامعه به سمت چه هدفی حرکت خواهد کرد. جامعه می خواهد پیشرفت کند و در عین حال استقلال داشته باشد و سرنوشت خویش را به دست خود تعیین کند. در این چشم انداز دین اسلام و تشیع جایگاه ویژه ای خواهد داشت، زیرا مردم استقلال و پیشرفت را در تحقق اسلام و حاکمیت اسلام یافتند. در این چشم انداز قطعا استکبار، استعمار و استثمار جایی نخواهد داشت؛ ولو اینکه در مسیر به ما آسیب هایی بزند، کمااینکه در گذشته نیز زده است. از مسلط کردن دست نشانده خویش تا تصویب قوانین و مقررات مانع پیشرفت و استقلال تا تأسیس سازمانهای دولتی تضمین کننده وابستگی به غرب تا نسل کشی ناشی از قحطی خودساخته جنگ جهانی اول تا نابود کردن کشاورزی تا جنگ های تحمیلی و امثالهم. اما وقتی نیروی مردم در جهت پیشرفت و استقلال است، به حول و قوه الهی کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد که «إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»(سوره الرعد، آیه11). آنچه در جامعه ایرانی در 200 سال اخیر رخ داده، تغییر در نفس آنها بوده است و به همین دلیل مادامی که چنین تغییری در نفس جامعه وجود داشته باشد، خداوند هم سرنوشتش را مطابق آن تعیین می کند.
مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)اول خرداد ماه 1405
۹۲۳
۳:۲۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
درود بر مردم شجاع ایراندرود بر مقاومت ایراندرود بر همبستگی جهانی با مردم فلسطین
با محبت و احترامعایشه قذافی»
۳۵۹
۱:۰۱
بسمه تعالیگرانی ها را خود بازرگانان حل کنند!گرانی و تورم فشار زیادی به مردم وارد می کند. و اکثرا منتظر دولت هستند که کاری انجام دهد. اما تاریخ ایران نشان داده که در زمان های بحران خود مردم من جمله تجار نقش آفرین بوده و بخش قابل توجهی از مسأله را حل کرده اند. آن بخش از گرانی که ریشه در محاصره، تحریم، احتکار یا انحصار واردات کالا یا مواد اولیه آن دارد توسط تجار قابل حل شدن است. اگر عده ای از بازرگانان دست به احتکار و انحصار می زنند، حتما عده ای دیگر وجود دارند و می توانند با کمک همدیگر این انحصار و احتکار را بشکنند. اگر ریشه گرانی به محاصره و تحریم مواد اولیه یا خود کالا برمی گردد، بازرگانان به راه های جایگزین واردات آن کالا بیش از دیگران وارد هستند. ایران بحران های مشابهی را در تاریخ معاصر گذرانده است و این بازرگانان بودند که به مردم با تخصص خویش کمک کردند. و باید دقت نمود مقصود کارهای از جنس خیریه نیست(البته آن هم بوده) بلکه مقصود دقیقا استفاده از تخصص بازرگانی و اشراف آنها به تجارت بوده است. به چند نمونه تاریخی اشاره می کنیم تا نشان دهیم که بازرگانان در زمان کنونی می توانند مشکل گرانی را حل کنند:*حاج محمدحسن امینالضرب(۱۲۱۴-۱۲۷۷ ه.ش.): در سال ۱۲۵۰ه.ش. ایران دچار یکی از شدیدترین خشکسالیها و قحطیهای تاریخی خود شد. در حالیکه قیمت گندم به طور غیرعادی افزایش پیدا کرده بود، قیمت نان حدود ۱۵برابر شده بود و کمبودهای شدید در بازار پیش آمده بود و مردم در بسیاری از شهرها با گرسنگی مفرط دست و پنجه نرم میکردند و به علفخواری و آدمخواری روی آورده بودند، دولت به دلیل بیکفایتی، نبود زیرساختهای حملونقل و ضعف خزانه، عملاً توان مدیریت بحران را نداشت. البته این شرایط فقط نتیجهی قحطی و سوءمدیریت نبود بلکه سودجویان و محتکران با انبار کردن غلات، شرایط گرانی و بد اجتماعی را به وجود آورده تشدید کرده بودند. در این شرایط بود که محمدحسن امینالضرب، بدون اینکه سمتی در دولت داشته باشد، با استفاده از شبکهی تجاری و ارتباطی گسترده و سرمایه شخصیاش وارد عمل شد. او با هزینه شخصی خود و با استفاده از کشتیها و کاروانهای تجاریاش، مقادیر بسیار زیادی گندم از بنادر جنوب و هند خریداری کرد و به بنادر جنوبی ایران انتقال داد. با ورود حجم عظیم غله او به بازار، قیمتهای نجومیای که محتکران برای گندم تعیین کرده بودند، شکسته شد و دسترسی مردم به نان بهبود یافت. او تنها به واردات اکتفا نکرد؛ او شبکهی توزیعی را در شهرهایی که دچار قحطی بودند سازماندهی کرد تا اطمینان حاصل شود نان با قیمت منصفانه به دست قشرهای آسیبپذیر میرسد و انحصار محتکران شکسته میشود.حاج حسین ملک(۱۲۵۰-۱۳۵۱ه.ش.): در دوران قاجار، خراسان به دلیل هممرزی با روسیه و ناامنیهای داخلی، مدام در معرض بحرانهای قحطی و نایابیِ مایحتاج بود. حاج حسین به جای اینکه زمینهای وسیع خود را صرفاً اجاره دهد یا به فروش برساند، با ایجاد شبکهای از مباشران و سیستم حسابداری دقیق، بهرهوری کشاورزی در املاک خود (بهویژه در تربتجام و خراسان) را به شدت بالا برد. در سالهایی که در سایر نقاط کشور قحطی بیداد میکرد، املاک حاج حسین ملک به دلیل مدیریت متمرکز و ذخیرهسازی، به انبارِ غله و پناهگاه مردم تبدیل شد. او با توزیع نان و آرد در سطحی وسیع، مانع از فروپاشی معیشتی منطقه خراسان شد. حاج مهدی کوزهکنانی(1217-1297 ه.ش.): او که استقلال سیاسی را در گروی استقلال اقتصادی میدانست، یکی از پیشگامان در تحریم کالاهای اروپایی به ویژه روسی در دوران انقلاب مشروطه بود. در برههای که بازرگانان تبریز به شدت تحت فشار تعرفههای گمرکیِ تحمیلیِ روسیه بودند، او با ایجاد شبکههای تجاری جایگزین، سعی در کاهش وابستگی به بازارهای روسیه داشت. روسیه سعی داشت با تحریم خرید ابریشم از تبریز و ایجاد مانع در مسیرِ تجارتِ بازار، در حقیقت با اهرم اقتصادی مردم را به فقر بکشاند تا علیه مشروطهخواهان بشورند اما او با سازماندهی کاروانهای تجاری که به سمت شهرهای دیگر ایران و حتی خارج از مرزهای روسیه، از مسیرهای جایگزین میرفتند، تلاش کرد نگذارد اقتصاد تبریز به کلی فلج شود. او حتی به تاجران کوچکتر وام میداد تا ورشکست نشوند و کسبوکارشان را در زمان محاصره حفظ کنند. او سعی میکرد با حمایت از کالاهای ایرانی و توسعهی تجارت با همسایگان غیر سلطهگر، وزن اقتصادی تجار بومی را در برابر بانکها و شرکتهای خارجی افزایش دهد.مسعود عالمی نیسیعضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)بیست و سوم خرداد ماه 1405
اگر مطلب را برای دیگران مفید می دانید، لطفا بازنشر بفرمایید.
اگر علاقمند به مطالعه سایر مطالب کانال «اصول پیشرفت ایران» هستید می توانید به این آدرس مراجعه فرمایید:https://ble.ir/nejat1402
۸۳۴
۱۰:۰۰