یگوید: ((احسنت تمام فلاسفه غرب هم همین را میگویند)) و بعد همگی لیدوکائین تجویز میکنند.در بهترین و زیباترین شکل به همه بیماران لیدوکائین تجویز میکنند. سوپروایزر بیمارستانمحمد قوچانی به تک تک پرستاران سفارش میکند که تک تک این کارها را درست انجام بدهید. او خودش یک دانشکده پرستاری تاسیس میکند تا پرستارانی شیک با بهترین و زیباترین تجهیزات، تربیت کنند که بتوانند اینهادر جامعه نیز لیدوکائین تزریق کنند. مگر یک بیمارستان لیبرالیسم هرچند هزار تختخوابی هم باشد، چند درصد جامعه را میتواند ساپورت کند. پس شروع به تربیت تزریق کنندگان لیدوکائین به جامعه میکند.
اما واقعیت میدان این است که غدههای ما به درازای تاریخ بزرگ و بزرگتر شده است. ما این غدههای سرطانی را به ارث بردیم. از زمان خلق بشر اطبای بسیاری آمدند تا آن را درمان کنند، عده کمی به آنها رجوع میکردند و اکثر جامعه آنها را مسخره میکردند. در آن زمان هم داروی سر کننده بود اما نه به قدرت امروز، آن زمان نمیشد توی سرم و سرنگ ریخت و در کسر ثانیه وارد بدن کرد، آن زمان با برگ گیاهان خودشان را شاد میکردند تا فراموش کنند این درد را، این غدهها راآنها حتی اطبا را میکشتند. و آدمهای درمان شده را، اما تک تک آن طبیبان، مژده آمدن طبیبی را میدادند که دیگر بساط همه بیماری را جمع میکند. طبیبی که همه اطبای این چندهزارسال دوست داشتند او را ببینند.این قصه آمد و آمد و تا بیماریها بسیار بیشتر شدند و طبیبان یکی از یکی بهتر و زیباتر و پاکیزه تر، اما جریان مقابل آنها هم رشد کردیکی از یکی دغلکارتر، یکی از یکی فریبکارتر حتی لباس طبیب بر تن کردند. آنها خودشان را هم زیبا و تمیز جلوه میدادند حتی شعار آخرین طبیب را میدادند.جهان عاری از بیماری و سرطاناما خودشان قصه را خلاصه کنم۱۴۰۰ سال پیش بهترین طبیب دنیا به دنیا آمد و از نسل او ۱۱ طبیب که پس از او بهترین طبیبان دنیا بودند هم یکی پس از دیگری آمدند و تعدادی از مردم دنیا را از بند بیماری رهایی دادند و خوب ترین افراد دنیا شدند. اما بیمارترین و کثیفترین آدمها آنها را به بدترین حالت ممکن شهید کردند اما طبیب دوازدهم را آفریدگار بزرگ، مخفی کرد، هزاران سال مخفی کرد که دست آدمهای بیمار و مریض و تاجران مریضی و سرخوشی، ایشان را شهید نکنند. ۱۰۰۰ سال ایشان مخفی ماند و شاگردان بسیار خوب مکتب پدرهای ایشان، نسل به نسل تربیت میشدند تا اینکه ۴۷ سال پیشیکی از شاگردان این مکتب از کثرت بیماری های مختلف مردم مظلوم به خروش آمد و قیام کرد، و پس از آن روحی به جهان بخشیده شد، همه جای دنیا متوجه شدند چقدر بیماری سرطان استعمار و ظلم و ستم در آنجا شایع شده، همه آنها که لیدوکائین مصرف نکرده بودند، و میفهمیدند درد دارند و بیمارند، عاشق او شدند. او میگفت من از نسل آن بهترین طبیب عالم هستم. از نسل دختر ایشان و داماد و پسرعموی ایشان، از نسل آن ۱۱ طبیب شهید و میخواهم راه را برای آمدن آن تک طبیب حاذق دنیا که بساط بیماری را برمیچیند، باز کنمدر این راه ساختار به وجود آورد و کشوری که در طرح الهی بازیگر اصلی این عرصه بود را با قلب و روح و با تعالیم مکتب پدران طبیب شهیدش اداره کرد، تا اینکه جنگ شد، هشت سال عدهای از مردم که مثل همه ادوار تاریخ تعداد اندکی بودند، به حرف این بزرگ طبیب عالم کردند و لبیک گفتند و به جبهه رفتند.در همان زمان عدهای به جنگ نرفتند و در دانشگاههای بیماران عالم، هزاران کیلومتر دورتر از طبیبخانه ایران به آموختن درس و بحث پرداختند و بعد از آمریکا برگشتند.بعد از جنگ ریل کشور را به سمت آمریکا شدن، گذاشتند. اما طبیب بزرگی پس از سید روح اللهطبیب شد که او هم عصاره تمام فضائل بوداو با ریل آقایان مخالفت کرد و نمیگذاشت آنها طرح خود را که خلاف طرح الهی بود پیاده کننداو در این راه بسیار مبارزه کرد، بارها آمدند آمریکا که مرکز بیماری عالم بود دوست نداشتمردم دنیا از این سربودگی لیدوکائین، از این سرمستی، از این نئشگی بیرون بیایند و ببینند که بیمار هستند، ببینند اگر دل به دنیای اقتصادی ها بست، قلبشان می میردهرچند پزشکی خوانده باشند، هرچند در جهت تعمیر این قلب صنوبری، بر صدر نشینند و سروری کنند. اما او مثل استادش روح الهی بود.روح عالم بود، طبیب حقیقی بود، جلوی تمام بدهایعالم ایستاد تا زمینه را برای آمدن آخرین منجی آماده کند. اما او را به شهادت رساندند مثل جدش (طبیب سوم) تشنه و گرسنهحالا فرزندش که او هم از نسل ائمه معصومین است و جانشین تک طبیب حاذق عالم
راهبری این ملت ۴۷سال به پا خاسته را، بر عهده دارد.حالا چهار ماه است که امام خود را از دست دادیم و منتظر تشییع جنازه اش هستیمتا در تشییع جنازه اش خودمان را متبرک به خاک پای تشییع کنندگان بکنیم تا از شدت و مدت انواع بیماریهای عصر ظهورمان که در روح و جان و نفسمان رسوم کرده، کم کنیم
باید
اما واقعیت میدان این است که غدههای ما به درازای تاریخ بزرگ و بزرگتر شده است. ما این غدههای سرطانی را به ارث بردیم. از زمان خلق بشر اطبای بسیاری آمدند تا آن را درمان کنند، عده کمی به آنها رجوع میکردند و اکثر جامعه آنها را مسخره میکردند. در آن زمان هم داروی سر کننده بود اما نه به قدرت امروز، آن زمان نمیشد توی سرم و سرنگ ریخت و در کسر ثانیه وارد بدن کرد، آن زمان با برگ گیاهان خودشان را شاد میکردند تا فراموش کنند این درد را، این غدهها راآنها حتی اطبا را میکشتند. و آدمهای درمان شده را، اما تک تک آن طبیبان، مژده آمدن طبیبی را میدادند که دیگر بساط همه بیماری را جمع میکند. طبیبی که همه اطبای این چندهزارسال دوست داشتند او را ببینند.این قصه آمد و آمد و تا بیماریها بسیار بیشتر شدند و طبیبان یکی از یکی بهتر و زیباتر و پاکیزه تر، اما جریان مقابل آنها هم رشد کردیکی از یکی دغلکارتر، یکی از یکی فریبکارتر حتی لباس طبیب بر تن کردند. آنها خودشان را هم زیبا و تمیز جلوه میدادند حتی شعار آخرین طبیب را میدادند.جهان عاری از بیماری و سرطاناما خودشان قصه را خلاصه کنم۱۴۰۰ سال پیش بهترین طبیب دنیا به دنیا آمد و از نسل او ۱۱ طبیب که پس از او بهترین طبیبان دنیا بودند هم یکی پس از دیگری آمدند و تعدادی از مردم دنیا را از بند بیماری رهایی دادند و خوب ترین افراد دنیا شدند. اما بیمارترین و کثیفترین آدمها آنها را به بدترین حالت ممکن شهید کردند اما طبیب دوازدهم را آفریدگار بزرگ، مخفی کرد، هزاران سال مخفی کرد که دست آدمهای بیمار و مریض و تاجران مریضی و سرخوشی، ایشان را شهید نکنند. ۱۰۰۰ سال ایشان مخفی ماند و شاگردان بسیار خوب مکتب پدرهای ایشان، نسل به نسل تربیت میشدند تا اینکه ۴۷ سال پیشیکی از شاگردان این مکتب از کثرت بیماری های مختلف مردم مظلوم به خروش آمد و قیام کرد، و پس از آن روحی به جهان بخشیده شد، همه جای دنیا متوجه شدند چقدر بیماری سرطان استعمار و ظلم و ستم در آنجا شایع شده، همه آنها که لیدوکائین مصرف نکرده بودند، و میفهمیدند درد دارند و بیمارند، عاشق او شدند. او میگفت من از نسل آن بهترین طبیب عالم هستم. از نسل دختر ایشان و داماد و پسرعموی ایشان، از نسل آن ۱۱ طبیب شهید و میخواهم راه را برای آمدن آن تک طبیب حاذق دنیا که بساط بیماری را برمیچیند، باز کنمدر این راه ساختار به وجود آورد و کشوری که در طرح الهی بازیگر اصلی این عرصه بود را با قلب و روح و با تعالیم مکتب پدران طبیب شهیدش اداره کرد، تا اینکه جنگ شد، هشت سال عدهای از مردم که مثل همه ادوار تاریخ تعداد اندکی بودند، به حرف این بزرگ طبیب عالم کردند و لبیک گفتند و به جبهه رفتند.در همان زمان عدهای به جنگ نرفتند و در دانشگاههای بیماران عالم، هزاران کیلومتر دورتر از طبیبخانه ایران به آموختن درس و بحث پرداختند و بعد از آمریکا برگشتند.بعد از جنگ ریل کشور را به سمت آمریکا شدن، گذاشتند. اما طبیب بزرگی پس از سید روح اللهطبیب شد که او هم عصاره تمام فضائل بوداو با ریل آقایان مخالفت کرد و نمیگذاشت آنها طرح خود را که خلاف طرح الهی بود پیاده کننداو در این راه بسیار مبارزه کرد، بارها آمدند آمریکا که مرکز بیماری عالم بود دوست نداشتمردم دنیا از این سربودگی لیدوکائین، از این سرمستی، از این نئشگی بیرون بیایند و ببینند که بیمار هستند، ببینند اگر دل به دنیای اقتصادی ها بست، قلبشان می میردهرچند پزشکی خوانده باشند، هرچند در جهت تعمیر این قلب صنوبری، بر صدر نشینند و سروری کنند. اما او مثل استادش روح الهی بود.روح عالم بود، طبیب حقیقی بود، جلوی تمام بدهایعالم ایستاد تا زمینه را برای آمدن آخرین منجی آماده کند. اما او را به شهادت رساندند مثل جدش (طبیب سوم) تشنه و گرسنهحالا فرزندش که او هم از نسل ائمه معصومین است و جانشین تک طبیب حاذق عالم
راهبری این ملت ۴۷سال به پا خاسته را، بر عهده دارد.حالا چهار ماه است که امام خود را از دست دادیم و منتظر تشییع جنازه اش هستیمتا در تشییع جنازه اش خودمان را متبرک به خاک پای تشییع کنندگان بکنیم تا از شدت و مدت انواع بیماریهای عصر ظهورمان که در روح و جان و نفسمان رسوم کرده، کم کنیم
باید
۳۲
۲:۱۲
گوش به حرف طبیب جوان باشیمتا زمینه را برای آمدن تک طبیب حاذق مهیا کنیم.پس تا مدتی چشم و گوش و جانمان را در اختیار رسانههای دشمن قرار ندهیمبه تشییع جنازه برویم تا از بیماری پاک شویمقدر طبیب جوان عصرمان را بدانیم که نائب منجی است.برای صحبت هایش و فرمایشاتش راه باز کنیم و تنها صحبت هایش را طوطی وار بلغور نکنیم. به اشخاص نگاه نکنیم به سابقه طبابتشان
و بدانیم و یقین بدانیم این طرح خداست که قرار است این ملت عزیز شونددر این مدت دل به سفارتخانه های فرهنگی آمریکا در کیوسک های خیابان ولی عصر نبندیم و از لیدوکائین فروشان احساس انزجار کنیم. از بیماری احساس انزجار کنیممرض بیماری و سلامت را نشان دهیمبه امام کمک کنیمبه تک طبیب حاذق جهان دلخوش کنیمو بدانیم همانطور که دیدیددنیای اقتصاد به شما این قدرت را میدهد که در جهت خلاف طرح الهی حرکت کنید و خودتان را نیز رهرو راه حق بدانیددر صورتی که تهینژادها عدالت را سراب میدانند و امام عصر عج برای رسیدن به عدالت که همان اکسیر بشر است، قیام خواهند کرد
در یک جمله بخواهم برایتان بگویمدر این طرح الهی دنیای اقتصاد به شما لیدوکائین میدهدو شما قدرت این را دارید که بیحس شویدو در این انتهای داستان الهی ممکن است توسط واسطهها، بی حس شویم و تا به خود بیاییم، متوجه شویم در صف باطل هستیمدنیای اقتصادها قدرت این را به شما میدهند که از تمام انسانیت تهی شویدو خودتان هم نفهمید
#تهی_نژاد #دنیای_اقتصاد #ناوگروه_۸۶ #ناو_دنا #طرح_الهی #بیماری_سلامت #قصه_لیدوکایین
@neveshtanijat
و بدانیم و یقین بدانیم این طرح خداست که قرار است این ملت عزیز شونددر این مدت دل به سفارتخانه های فرهنگی آمریکا در کیوسک های خیابان ولی عصر نبندیم و از لیدوکائین فروشان احساس انزجار کنیم. از بیماری احساس انزجار کنیممرض بیماری و سلامت را نشان دهیمبه امام کمک کنیمبه تک طبیب حاذق جهان دلخوش کنیمو بدانیم همانطور که دیدیددنیای اقتصاد به شما این قدرت را میدهد که در جهت خلاف طرح الهی حرکت کنید و خودتان را نیز رهرو راه حق بدانیددر صورتی که تهینژادها عدالت را سراب میدانند و امام عصر عج برای رسیدن به عدالت که همان اکسیر بشر است، قیام خواهند کرد
در یک جمله بخواهم برایتان بگویمدر این طرح الهی دنیای اقتصاد به شما لیدوکائین میدهدو شما قدرت این را دارید که بیحس شویدو در این انتهای داستان الهی ممکن است توسط واسطهها، بی حس شویم و تا به خود بیاییم، متوجه شویم در صف باطل هستیمدنیای اقتصادها قدرت این را به شما میدهند که از تمام انسانیت تهی شویدو خودتان هم نفهمید
#تهی_نژاد #دنیای_اقتصاد #ناوگروه_۸۶ #ناو_دنا #طرح_الهی #بیماری_سلامت #قصه_لیدوکایین
@neveshtanijat
۴۰
۲:۱۲
اردوغان با ایلان ماسک و بیل گیتس میپرد و ما با حوثیها و حشدالشعبی
دنیای اینها بوی لجن میدهدداریم به آخرین ساعات ماراتن تاریخ نزدیک میشویم و باید انتخاب کنیمبا حسین هستیم یا با یزید
میبینید لجن روشنفکری را، میبینیداینها امروز در صف دشمنان حسین بن علی ع ایستادند و مصداق لعنتهای زیارت عاشورا و کسانی که کوچکترین حبی از این جماعت در دل داشته باشند والله باالله تاالله از حسین بن علی عدور میشوند و در سپاه مقابلشمی ایستند
مظلوم سید روحالله کبیر و رهبر شهیدکه انقلاب آنها به دست این کفتارهای آکادمیک افتاد.این سرباز لشگر عمربنسعد که دیگر دشمنی اش با علی و آل علی مشخص شده است۸ سال رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است.نظام جمهوری اسلامی مقدس است نه به خاطر و ساختارها و وجود چنین آدمهاییبلکه به خاطر آن مادر شهیدی که سه فرزند غیورش را به جبهه فرستاد و به امام نامه زد که برای فرمان شما این کار را کردیم رفقا عزیزانبه خدا ثانیههای آخر دنیا استنشود که جا بمانیم نشود که چراغ را خاموش کنند و شب عاشورا برویم در سپاه این روسیه های سرمستنشود اماممان را تنها بگذاریموالله که خامنهای شهید مسلم زمان ما بوداو ولی الهی بودهر آنچه گفت، شدندیدید، نشنیدیدبه خدا اگر فردی چنین آینده عالم را پیش بینی میکرد، او را می پرستیدنداما ......بیشرف استاد دانشگاه شهید بهشتی است۱۲ تا از همکارانش را در دانشگاه شهید بهشتی شهید کردند یک تسلیت نگفتدر یک لجنپراکنی اش گفته باید اسرائیل را به رسمیت بشناسیم ای تف بر تو تف بر غیرتت
دنیای اینها بوی لجن میدهدداریم به آخرین ساعات ماراتن تاریخ نزدیک میشویم و باید انتخاب کنیمبا حسین هستیم یا با یزید
میبینید لجن روشنفکری را، میبینیداینها امروز در صف دشمنان حسین بن علی ع ایستادند و مصداق لعنتهای زیارت عاشورا و کسانی که کوچکترین حبی از این جماعت در دل داشته باشند والله باالله تاالله از حسین بن علی عدور میشوند و در سپاه مقابلشمی ایستند
مظلوم سید روحالله کبیر و رهبر شهیدکه انقلاب آنها به دست این کفتارهای آکادمیک افتاد.این سرباز لشگر عمربنسعد که دیگر دشمنی اش با علی و آل علی مشخص شده است۸ سال رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است.نظام جمهوری اسلامی مقدس است نه به خاطر و ساختارها و وجود چنین آدمهاییبلکه به خاطر آن مادر شهیدی که سه فرزند غیورش را به جبهه فرستاد و به امام نامه زد که برای فرمان شما این کار را کردیم رفقا عزیزانبه خدا ثانیههای آخر دنیا استنشود که جا بمانیم نشود که چراغ را خاموش کنند و شب عاشورا برویم در سپاه این روسیه های سرمستنشود اماممان را تنها بگذاریموالله که خامنهای شهید مسلم زمان ما بوداو ولی الهی بودهر آنچه گفت، شدندیدید، نشنیدیدبه خدا اگر فردی چنین آینده عالم را پیش بینی میکرد، او را می پرستیدنداما ......بیشرف استاد دانشگاه شهید بهشتی است۱۲ تا از همکارانش را در دانشگاه شهید بهشتی شهید کردند یک تسلیت نگفتدر یک لجنپراکنی اش گفته باید اسرائیل را به رسمیت بشناسیم ای تف بر تو تف بر غیرتت
۴۱
۲۲:۲۰
شادی و غم ناشی از بازی امشب فراتر از برد و باخت یک فوتبال است، برد و باخت اخلاق است
۲۴
۲۲:۱۵
امشب که حضور یار جان افروزست
بختم به خلاف دشمنان پیروزست
سعدی
بختم به خلاف دشمنان پیروزست
سعدی
۲۴
۲۲:۲۹
ابن عربی ۱ - ارنست لکلائو ۰
دون کیشوت ۱ کتابخانه بابل ۰
فصوص الحکم ۱ مارکسیسم بدون مارکسیسم ۰
سروانتس ۱ بورخس ۰
رافائل آلبرتی ۱ خوان گلمن ۰
قرطبه ۱ ریو دلا پلاتا ۰
رئال مادرید ۱ ریور پلاته ۰
کاخ الحمرا ۱ ساختمان کالیکانتو ۰
فرناندو خوزه تورس سانتس ۱ لوئیز لیونل آندرس مسی ۰
پائلا (نوعی غذای اسپانیایی) ۱ هومیتا (اینم قاعدتاً اسم یک غذای آرژانتینیه )۰
خانه کاغذی ۱ قصه های وحشیانه ۰
فلسطین ۱ _ اسرائیل ۰
دون کیشوت ۱ کتابخانه بابل ۰
فصوص الحکم ۱ مارکسیسم بدون مارکسیسم ۰
سروانتس ۱ بورخس ۰
رافائل آلبرتی ۱ خوان گلمن ۰
قرطبه ۱ ریو دلا پلاتا ۰
رئال مادرید ۱ ریور پلاته ۰
کاخ الحمرا ۱ ساختمان کالیکانتو ۰
فرناندو خوزه تورس سانتس ۱ لوئیز لیونل آندرس مسی ۰
پائلا (نوعی غذای اسپانیایی) ۱ هومیتا (اینم قاعدتاً اسم یک غذای آرژانتینیه )۰
خانه کاغذی ۱ قصه های وحشیانه ۰
فلسطین ۱ _ اسرائیل ۰
۲۵
۲۲:۵۷
دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمچامه و چکامه نیستندتا به رشته ی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی است
دردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه استمردمی که چین پوستینشانمردمی که رنگ روی آستینشانمردمی که نامهایشانجلد کهنه ی شناسنامه هایشاندرد می کند
من ولی تمام استخوان بودنملحظه های ساده ی سرودنمدرد می کند
انحنای روح منشانه های خسته ی غرور منتکیه گاه بی پناهی دلم شکسته استکتف گریه های بی بهانه امبازوان حس شاعرانه امزخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیبپافشاری شگفت دردهاستدردهای آشنادردهای بومی غریبدردهای خانگیدردهای کهنه ی لجوج
اولین قلمحرف حرف درد رادر دلم نوشته استدست سرنوشتخون درد رابا گلم سرشته استپس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟دردرنگ و بوی غنچه ی دل استپس چگونه منرنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرادست درد می زند ورقشعر تازه ی مرادرد گفته استدرد هم شنفته استپس در این میانه مناز چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیستدرد، نام دیگر من استمن چگونه خویش را صدا کنم؟
قیصر امین پور
دردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی است
دردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه استمردمی که چین پوستینشانمردمی که رنگ روی آستینشانمردمی که نامهایشانجلد کهنه ی شناسنامه هایشاندرد می کند
من ولی تمام استخوان بودنملحظه های ساده ی سرودنمدرد می کند
انحنای روح منشانه های خسته ی غرور منتکیه گاه بی پناهی دلم شکسته استکتف گریه های بی بهانه امبازوان حس شاعرانه امزخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیبپافشاری شگفت دردهاستدردهای آشنادردهای بومی غریبدردهای خانگیدردهای کهنه ی لجوج
اولین قلمحرف حرف درد رادر دلم نوشته استدست سرنوشتخون درد رابا گلم سرشته استپس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟دردرنگ و بوی غنچه ی دل استپس چگونه منرنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرادست درد می زند ورقشعر تازه ی مرادرد گفته استدرد هم شنفته استپس در این میانه مناز چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیستدرد، نام دیگر من استمن چگونه خویش را صدا کنم؟
قیصر امین پور
۲۴
۱۲:۵۸
امسال دهکده نفسش بویِ مرگ داشتامسال مثلِ لاله دلم داغدار بود
امسال دارِ قالیِ ما بی شکوفه ماندنعشِ هزار خاطره بر رویِ دار بود
مرتضی امیری اسفدقه
امسال دارِ قالیِ ما بی شکوفه ماندنعشِ هزار خاطره بر رویِ دار بود
مرتضی امیری اسفدقه
۱۶
۱۹:۳۷
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را
حال نیازمندی در وصف مینیاید
آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که باز بیند دیدار آشنا را
نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنونِ مبتلا را
سعدی قلم به سختی رفتهست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
#غزل #سعدی #وصف_حال_این_ایام
گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را
باری به چشم احسان در حال ما نظر کن
کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم
کآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد
آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را
حال نیازمندی در وصف مینیاید
آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را
بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت
دیگر چه برگ باشد درویش بینوا را
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که باز بیند دیدار آشنا را
نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را
ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی
تا مدعی نماندی مجنونِ مبتلا را
سعدی قلم به سختی رفتهست و نیکبختی
پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را
#غزل #سعدی #وصف_حال_این_ایام
۱۲
۲۲:۵۹
این عکس در ساعت ۰۰:۳۰ دقیقه بامداد گرفته شده در راه نجف به کربلا عمود ۶۳۷، نه اگر خوب دقت کنید می بینید که یکی از خیابانهای ایران است. از آن آرم شاهین موتور باید متوجه بشوید:-))جوانی ساعت ۱۲:۳۰ شب ۲ مرداد ۱۴۰۵ می آید روی سر مردمی که در اوج گرمای تابستان نزدیک ۲۰۰ شب است که بیرون می آیند و راه می روند، آب و گلاب می پاشد. آسیدعلی آقا با ما چه کردی؟؟؟؟قوربونت برم شما که اربعیین نرفته بودی چطور تونستی اینقدر قشنگ حال و هوای خیابان های ایران رو اربعیینی کنی؟؟آقاجان چطور پدری کردی برای این ملت که وقتی رفتی همه شدیم یک خانواده و به جای یک هفته بودن کنار خانواده صاحب عزا، ۲۰۰ شب است کنار هم هستیم. تازه فهمیدیم چقدر خواهر و برادریم. آقای خانواده دوست، خانواده ات الان خیلی وقت است که دورهم جمع میشوند تا داغ یکدیگر را کم کنند. ده ساله بودم که پدرم فوت شد، تا یک هفته خانه پر بود، شلوغ بود، پر از خواهر و خواهرزاده و داماد و فامیل، باهم بودیم. اما بعد یک هفته خانه خالی شد. من ماندم و مادر، تمام داغ های دنیا روی دلم جمع شد.اما آقاجان شما چه کردی که اینچنین بچههایت شبها کنارهم جمع میشوندچای میخورند و باهم راه میروند و الله اکبر میگویند.آقا جان چه سر و سری با امام حسین ع داشتی که خیابان های ایران را مسیر مشایه کردی. آقاجان آن دو روز مصلی مثل بین الحرمین شده بود. تهران شده بود نجف و قمکربلا بعدش که خوب ایرانی ها را به هم نزدیک کردی خودت رفتی کربلاآقا جان چقدر شبیه امام حسین شده بودی، چقدر حال ما را کربلایی کردیحالا هم شب جمعه پیش ارباب، بچههایت را فراموش نکن
#ایران #اربعین #کربلا #آقا #امام_حسین
#ایران #اربعین #کربلا #آقا #امام_حسین
۱۳
۲۳:۴۰