بولتن ۸ مرداد ۱۴۰۵
همانطور که در بولتن روز گذشته اشاره کردیم، آمریکا طی ۲۴ ساعت اخیر به برخی اهداف در ایران حمله کرد. با این حال شدت این حملات بهگونهای نبود که تنشها را وارد مرحلهای جدید کند. به نظر میرسد هدف اصلی ارسال پیام و حفظ بازدارندگی بوده،ث بدون آنکه مسیر دیپلماسی بهطور کامل بسته شود. در مقابل ایران نیز اعلام کرده که به این حملات پاسخ خواهد داد. در فضای فعلی هر دو طرف تلاش میکنند ضمن حفظ مواضع خود دست برتر را برای ادامه مذاکرات به دست آورند. پاسخ ندادن به اقدامات طرف مقابل میتواند در روند چانهزنی بهعنوان یک امتیاز تلقی شود و به همین دلیل، هر دو طرف در تلاشاند موازنه را حفظ کنند. بازارهای جهانی نیز به این تحولات واکنش نشان دادهاند. افزایش قیمت نفت نشان میدهد که نگرانیها نسبت به گسترش تنشها همچنان پابرجاست. در بازار داخلی نیز قیمتها همچنان در سطوح بالایی قرار دارند و کاهش محسوسی مشاهده نمیشود موضوعی که نشان میدهد فضای سیاسی همچنان مهمترین عامل جهتدهنده به بازارهاست. نکته مهم دیگر نزدیک شدن به تعطیلی پایان هفته بازارهای جهانی است. اگر تا پیش از بسته شدن بازارها تنشها افزایش یابد احتمال تصمیمات جدید از سوی طرفین وجود خواهد داشت. از سوی دیگر اگر اتفاق خاصی رخ ندهد، ممکن است فضای مذاکرات بار دیگر پررنگتر شود. در همین راستا بنیامین نتانیاهو نیز در اظهاراتی اعلام کرد که تصمیم نهایی با ترامپ است و آمریکا عملاً سه مسیر پیشرو دارد؛ تشدید درگیریهای نظامی، افزایش فشارهای اقتصادی و محاصره، یا حرکت به سمت توافق. با توجه به شرایط موجود به نظر میرسد فشارهای اقتصادی و محدودیتهای تجاری همچنان یکی از مهمترین ابزارهای فشار علیه ایران باقی بماند.
تفسیر پایانی:جمعبندی امروز این است که هر دو طرف همچنان تلاش میکنند ضمن حفظ قدرت بازدارندگی، مسیر مذاکرات را نیز باز نگه دارند. در کوتاهمدت روند بازارها همچنان به تحولات سیاسی وابسته خواهد بود و تا زمانی که تکلیف مذاکرات روشن نشود، نوسانات ناشی از اخبار ادامه خواهد داشت
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
همانطور که در بولتن روز گذشته اشاره کردیم، آمریکا طی ۲۴ ساعت اخیر به برخی اهداف در ایران حمله کرد. با این حال شدت این حملات بهگونهای نبود که تنشها را وارد مرحلهای جدید کند. به نظر میرسد هدف اصلی ارسال پیام و حفظ بازدارندگی بوده،ث بدون آنکه مسیر دیپلماسی بهطور کامل بسته شود. در مقابل ایران نیز اعلام کرده که به این حملات پاسخ خواهد داد. در فضای فعلی هر دو طرف تلاش میکنند ضمن حفظ مواضع خود دست برتر را برای ادامه مذاکرات به دست آورند. پاسخ ندادن به اقدامات طرف مقابل میتواند در روند چانهزنی بهعنوان یک امتیاز تلقی شود و به همین دلیل، هر دو طرف در تلاشاند موازنه را حفظ کنند. بازارهای جهانی نیز به این تحولات واکنش نشان دادهاند. افزایش قیمت نفت نشان میدهد که نگرانیها نسبت به گسترش تنشها همچنان پابرجاست. در بازار داخلی نیز قیمتها همچنان در سطوح بالایی قرار دارند و کاهش محسوسی مشاهده نمیشود موضوعی که نشان میدهد فضای سیاسی همچنان مهمترین عامل جهتدهنده به بازارهاست. نکته مهم دیگر نزدیک شدن به تعطیلی پایان هفته بازارهای جهانی است. اگر تا پیش از بسته شدن بازارها تنشها افزایش یابد احتمال تصمیمات جدید از سوی طرفین وجود خواهد داشت. از سوی دیگر اگر اتفاق خاصی رخ ندهد، ممکن است فضای مذاکرات بار دیگر پررنگتر شود. در همین راستا بنیامین نتانیاهو نیز در اظهاراتی اعلام کرد که تصمیم نهایی با ترامپ است و آمریکا عملاً سه مسیر پیشرو دارد؛ تشدید درگیریهای نظامی، افزایش فشارهای اقتصادی و محاصره، یا حرکت به سمت توافق. با توجه به شرایط موجود به نظر میرسد فشارهای اقتصادی و محدودیتهای تجاری همچنان یکی از مهمترین ابزارهای فشار علیه ایران باقی بماند.
تفسیر پایانی:جمعبندی امروز این است که هر دو طرف همچنان تلاش میکنند ضمن حفظ قدرت بازدارندگی، مسیر مذاکرات را نیز باز نگه دارند. در کوتاهمدت روند بازارها همچنان به تحولات سیاسی وابسته خواهد بود و تا زمانی که تکلیف مذاکرات روشن نشود، نوسانات ناشی از اخبار ادامه خواهد داشت
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۴.۵K
۱۷:۳۹
بولتن ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
طی ۲۴ ساعت گذشته تحول میدانی قابلتوجهی میان ایران و آمریکا رخ نداد. نه حمله جدیدی از سوی آمریکا گزارش شد و نه موضعگیری مهمی از مقامات دو طرف منتشر شد. با این حال سکوت فعلی باعث افزایش گمانهزنیها درباره سناریوهای پیشرو شده و بسیاری معتقدند این آرامش میتواند مقدمه تصمیمات مهمتری باشد. یکی از سناریوهای مطرح حمله محدود به زیرساختهای هستهای ایران است اقدامی که میتواند از نگاه آمریکا بهعنوان دستیابی به یک هدف راهبردی تلقی شود و زمینه پایان درگیری را فراهم کند. سناریوی دیگر گسترش دامنه حملات و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی مانند برق و گاز است مسیری که در صورت وقوع، فشار اقتصادی و معیشتی بیشتری بر کشور وارد خواهد کرد. در مقابل برخی تحلیلها نیز از احتمال باز شدن دوباره مسیر مذاکرات سخن میگویند و معتقدند ممکن است تهدیدهای اخیر بیش از آنکه مقدمه یک حمله باشد ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات باشد. به همین دلیل همچنان نمیتوان با قطعیت درباره مسیر پیشرو اظهار نظر کرد. آنچه تاکنون از رفتار ایران قابل برداشت است، تلاش برای حفظ آمادگی در برابر هر سناریوی احتمالی است. به نظر میرسد راهبرد فعلی حفظ توان بازدارندگی و جلوگیری از واگذاری امتیاز در شرایط فشار باشد. با این حال ادامه این روند میتواند هزینههای اقتصادی و زیرساختی قابلتوجهی به همراه داشته باشد موضوعی که در صورت تشدید تنشها آثار آن بیش از همه در حوزه انرژی و زندگی روزمره مردم نمایان خواهد شد. بازار داخلی نیز همچنان این ریسکها را در قیمتها منعکس میکند. با وجود تعطیلی بازارهای جهانی، روند امروز بازار ارز و طلا صعودی بود و نشان داد که فعالان اقتصادی همچنان احتمال افزایش تنشها را در محاسبات خود لحاظ میکنند
تفسیر پایانی:جمعبندی امروز این است که بازارها بیش از آنکه به اتفاقات رخداده واکنش نشان دهند در حال قیمتگذاری سناریوهای پیشرو هستند. تا زمانی که تکلیف مذاکرات یا نحوه ادامه تنشها مشخص نشود، ریسک سیاسی همچنان مهمترین عامل جهتدهنده به بازارهای ایران خواهد بود
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
طی ۲۴ ساعت گذشته تحول میدانی قابلتوجهی میان ایران و آمریکا رخ نداد. نه حمله جدیدی از سوی آمریکا گزارش شد و نه موضعگیری مهمی از مقامات دو طرف منتشر شد. با این حال سکوت فعلی باعث افزایش گمانهزنیها درباره سناریوهای پیشرو شده و بسیاری معتقدند این آرامش میتواند مقدمه تصمیمات مهمتری باشد. یکی از سناریوهای مطرح حمله محدود به زیرساختهای هستهای ایران است اقدامی که میتواند از نگاه آمریکا بهعنوان دستیابی به یک هدف راهبردی تلقی شود و زمینه پایان درگیری را فراهم کند. سناریوی دیگر گسترش دامنه حملات و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی مانند برق و گاز است مسیری که در صورت وقوع، فشار اقتصادی و معیشتی بیشتری بر کشور وارد خواهد کرد. در مقابل برخی تحلیلها نیز از احتمال باز شدن دوباره مسیر مذاکرات سخن میگویند و معتقدند ممکن است تهدیدهای اخیر بیش از آنکه مقدمه یک حمله باشد ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات باشد. به همین دلیل همچنان نمیتوان با قطعیت درباره مسیر پیشرو اظهار نظر کرد. آنچه تاکنون از رفتار ایران قابل برداشت است، تلاش برای حفظ آمادگی در برابر هر سناریوی احتمالی است. به نظر میرسد راهبرد فعلی حفظ توان بازدارندگی و جلوگیری از واگذاری امتیاز در شرایط فشار باشد. با این حال ادامه این روند میتواند هزینههای اقتصادی و زیرساختی قابلتوجهی به همراه داشته باشد موضوعی که در صورت تشدید تنشها آثار آن بیش از همه در حوزه انرژی و زندگی روزمره مردم نمایان خواهد شد. بازار داخلی نیز همچنان این ریسکها را در قیمتها منعکس میکند. با وجود تعطیلی بازارهای جهانی، روند امروز بازار ارز و طلا صعودی بود و نشان داد که فعالان اقتصادی همچنان احتمال افزایش تنشها را در محاسبات خود لحاظ میکنند
تفسیر پایانی:جمعبندی امروز این است که بازارها بیش از آنکه به اتفاقات رخداده واکنش نشان دهند در حال قیمتگذاری سناریوهای پیشرو هستند. تا زمانی که تکلیف مذاکرات یا نحوه ادامه تنشها مشخص نشود، ریسک سیاسی همچنان مهمترین عامل جهتدهنده به بازارهای ایران خواهد بود
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۵.۲K
۱۷:۲۳
بولتن ۲۰/مرداد/۱۴۰۵
در این چند روز اتفاق مهمی روی زمین نیفتاد، اما پشت پرده ظاهراً مذاکرات متوقف نشده است. آمریکا میگوید با ایران مذاکره میکند و ایران رسماً آن را رد میکند اما توقف حملات آمریکا خودش یک سیگنال مهم است. محور اصلی مذاکرات هم ظاهراً به ترتیبات تردد کشتیها در تنگه هرمز برمیگردد اینکه ورود کشتیها از مسیر ایران و خروجشان از مسیر عمان انجام شود و در نهایت راه برای بازگشت به تفاهم قبلی باز شود. ایران در حال حاضر در محاصره دریایی قرار دارد و نتوانسته تنگه هرمز را بهطور کامل ببندد بیشتر توانسته مسیر را ناامن کند. بنابراین اگر بخواهد از کارت هرمز امتیاز بگیرد زمان زیادی برای استفاده از این برگ ندارد. بازار داخلی هم در همین فضای بلاتکلیف کاهش قیمت را تجربه کرده است. فعلاً بازار منتظر است ببیند مذاکرات به کجا میرسد اگر فضای سیاسی مثبت شود، کاهش قیمتها میتواند ادامه پیدا کند و اگر مذاکرات شکست بخورد، شرایط اقتصادی موجود میتواند دوباره بازار را به سمت بالا برگرداند. از طرف دیگر تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی و انتصابات جدید در سطح فرماندهان و مقامات ارشد نیز قابل توجه است. این تغییرات میتواند نشانهای از آماده شدن ساختار سیاسی کشور برای ورود به مرحله جدیدی از مذاکرات باشد.
تفسیر پایانی:فعلاً مهمترین اتفاقات در پشت پرده در حال رخ دادن است. بازار هم منتظر تصمیم نهایی نشسته اگر مذاکره به نتیجه برسد، مسیر بازار میتواند کاهشی شود و اگر دوباره به بنبست برسیم، ریسک بازگشت قیمتها همچنان جدی است
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
در این چند روز اتفاق مهمی روی زمین نیفتاد، اما پشت پرده ظاهراً مذاکرات متوقف نشده است. آمریکا میگوید با ایران مذاکره میکند و ایران رسماً آن را رد میکند اما توقف حملات آمریکا خودش یک سیگنال مهم است. محور اصلی مذاکرات هم ظاهراً به ترتیبات تردد کشتیها در تنگه هرمز برمیگردد اینکه ورود کشتیها از مسیر ایران و خروجشان از مسیر عمان انجام شود و در نهایت راه برای بازگشت به تفاهم قبلی باز شود. ایران در حال حاضر در محاصره دریایی قرار دارد و نتوانسته تنگه هرمز را بهطور کامل ببندد بیشتر توانسته مسیر را ناامن کند. بنابراین اگر بخواهد از کارت هرمز امتیاز بگیرد زمان زیادی برای استفاده از این برگ ندارد. بازار داخلی هم در همین فضای بلاتکلیف کاهش قیمت را تجربه کرده است. فعلاً بازار منتظر است ببیند مذاکرات به کجا میرسد اگر فضای سیاسی مثبت شود، کاهش قیمتها میتواند ادامه پیدا کند و اگر مذاکرات شکست بخورد، شرایط اقتصادی موجود میتواند دوباره بازار را به سمت بالا برگرداند. از طرف دیگر تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی و انتصابات جدید در سطح فرماندهان و مقامات ارشد نیز قابل توجه است. این تغییرات میتواند نشانهای از آماده شدن ساختار سیاسی کشور برای ورود به مرحله جدیدی از مذاکرات باشد.
تفسیر پایانی:فعلاً مهمترین اتفاقات در پشت پرده در حال رخ دادن است. بازار هم منتظر تصمیم نهایی نشسته اگر مذاکره به نتیجه برسد، مسیر بازار میتواند کاهشی شود و اگر دوباره به بنبست برسیم، ریسک بازگشت قیمتها همچنان جدی است
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۵.۲K
۶:۱۰
بولتن ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
در فضای سیاسی طی چند روز اخیر اتفاق تعیینکنندهای رخ نداده و رجزخوانیها و جنگ رسانهای ایران و آمریکا ادامه دارد، اما همزمان نشانههایی از ادامه مذاکرات پشت پرده دیده میشود. در این میان مسئلهای که شاید از خود جنگ هم برای اقتصاد ایران خطرناکتر باشد، بحران بنزین است. از سال ۱۳۹۹ به بعد تولید بنزین از مصرف عقب افتاد و ایران به واردات وابسته شد. حالا بعد از جنگ محاصره دریایی و کاهش منابع مالی، واردات هم سختتر شده است. حتی روسیه که یکی از منابع تأمین بنزین ایران بود با توجه به آسیبهای واردشده به پالایشگاههایش خودش با مشکل تأمین مواجه شده است. در چنین شرایطی دولت سه مدل را بررسی کرده است. عرضه روزانه هر میزان بنزین تولیدشده، اجرای سهمیهبندی چندنرخی مشابه طرحی که قرار بود در کرمان اجرا شود و مدل سوم که بر اساس آن سهمیهای به هر کد ملی اختصاص پیدا کند و امکان خرید و فروش آن در یک بازار مبتنی بر عرضه و تقاضا وجود داشته باشد. طرح کرمان فعلاً متوقف شده اما مسئله اصلی همچنان سر جای خودش است: بنزین ارزان دیگر قابل ادامه نیست. دولت سالها اصلاح قیمت انرژی را عقب انداخت تا هزینه اجتماعی آن را نپردازد. حالا همان صورتحساب در شرایط جنگ و بحران اقتصادی بزرگتر از همیشه روی میز است. هر تصمیمی هم گرفته شود احتمالاً یک هزینه دارد یا فشار مالی بیشتر به دولت یا افزایش قیمت و تورم یا نارضایتی اجتماعی. به همین دلیل موضوع بنزین فقط یک تصمیم اقتصادی نیست یک تصمیم امنیتی و اجتماعی هم هست و به همین علت دولت فعلاً بیشتر در حال آمادهسازی افکار عمومی است تا اجرای فوری یک طرح.
تفسیر پایانی:بحران بنزین نتیجه امروز و دیروز نیست نتیجه سالها عقب انداختن اصلاحات انرژی است. حالا شرایط به جایی رسیده که انتخاب دیگر بین اصلاح کردن یا نکردن نیست. انتخاب بین چند مدل هزینه است. در چنین شرایطی نحوه اجرای اصلاحات میتواند به اندازه خود تصمیم اهمیت داشته باشد
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
در فضای سیاسی طی چند روز اخیر اتفاق تعیینکنندهای رخ نداده و رجزخوانیها و جنگ رسانهای ایران و آمریکا ادامه دارد، اما همزمان نشانههایی از ادامه مذاکرات پشت پرده دیده میشود. در این میان مسئلهای که شاید از خود جنگ هم برای اقتصاد ایران خطرناکتر باشد، بحران بنزین است. از سال ۱۳۹۹ به بعد تولید بنزین از مصرف عقب افتاد و ایران به واردات وابسته شد. حالا بعد از جنگ محاصره دریایی و کاهش منابع مالی، واردات هم سختتر شده است. حتی روسیه که یکی از منابع تأمین بنزین ایران بود با توجه به آسیبهای واردشده به پالایشگاههایش خودش با مشکل تأمین مواجه شده است. در چنین شرایطی دولت سه مدل را بررسی کرده است. عرضه روزانه هر میزان بنزین تولیدشده، اجرای سهمیهبندی چندنرخی مشابه طرحی که قرار بود در کرمان اجرا شود و مدل سوم که بر اساس آن سهمیهای به هر کد ملی اختصاص پیدا کند و امکان خرید و فروش آن در یک بازار مبتنی بر عرضه و تقاضا وجود داشته باشد. طرح کرمان فعلاً متوقف شده اما مسئله اصلی همچنان سر جای خودش است: بنزین ارزان دیگر قابل ادامه نیست. دولت سالها اصلاح قیمت انرژی را عقب انداخت تا هزینه اجتماعی آن را نپردازد. حالا همان صورتحساب در شرایط جنگ و بحران اقتصادی بزرگتر از همیشه روی میز است. هر تصمیمی هم گرفته شود احتمالاً یک هزینه دارد یا فشار مالی بیشتر به دولت یا افزایش قیمت و تورم یا نارضایتی اجتماعی. به همین دلیل موضوع بنزین فقط یک تصمیم اقتصادی نیست یک تصمیم امنیتی و اجتماعی هم هست و به همین علت دولت فعلاً بیشتر در حال آمادهسازی افکار عمومی است تا اجرای فوری یک طرح.
تفسیر پایانی:بحران بنزین نتیجه امروز و دیروز نیست نتیجه سالها عقب انداختن اصلاحات انرژی است. حالا شرایط به جایی رسیده که انتخاب دیگر بین اصلاح کردن یا نکردن نیست. انتخاب بین چند مدل هزینه است. در چنین شرایطی نحوه اجرای اصلاحات میتواند به اندازه خود تصمیم اهمیت داشته باشد
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۶K
۱۵:۲۷
بولتن ۲۱:شهریور:۱۴۰۵.mp3
۰۳:۵۰-۳.۵۳ مگابایت
بوی پول، روایتی از نیما عسگری
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۴.۷K
۱۶:۵۱
۳.۸K
۱۳:۳۹
بولتن ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
جنگ ایران و آمریکا وارد یک وضعیت بلاتکلیف و فرسایشی شده است. نه مسیر جنگ مشخص است، نه مذاکره به یک نتیجه قطعی رسیده و نه فشارهای اقتصادی توانستهاند تکلیف آینده این پرونده را روشن کنند. در چنین شرایطی هر تصمیم سیاسی میتواند مستقیماً روی بازار ارز، طلا، نفت، تجارت و تورم ایران اثر بگذارد. در طرف آمریکایی، سه مسیر اصلی همچنان قابل تصور است؛ تشدید دوباره عملیات نظامی، ادامه فشار اقتصادی و محاصره، یا حرکت به سمت توافق با ایران. همزمان انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا در پیش است و همین مسئله باعث میشود پرونده ایران علاوه بر ابعاد نظامی و اقتصادی تحت تأثیر محاسبات سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل نیز قرار بگیرد. در میان این سناریوها، توافق میتواند مسیر کمهزینهتری برای کاهش تنش و باز شدن دوباره مسیر تجارت و انرژی ایجاد کند. جنگ مجدد هزینههای مستقیم و فوری بسیار سنگینی به منطقه تحمیل میکند و میتواند بازار نفت و انرژی را دوباره دچار شوک کند. ادامه محاصره و فشار اقتصادی نیز اگر طولانی شود فشار آن به شکل فرسایشی وارد اقتصاد ایران خواهد شد از افزایش هزینه واردات و حملونقل گرفته تا کاهش دسترسی به منابع ارزی، افزایش هزینه تولید و تشدید تورم. این تفاوت سناریوها مستقیماً در استراتژی سرمایهگذاری هم خودش را نشان میدهد. در شرایط فعلی ما در بخشی از پروندههای سرمایهگذاری، به جای اینکه سرمایه صرفاً در قالب دلار، طلا یا سایر داراییهای ارزی نگهداری شود، از ظرفیت تعهدات ارزی استفاده کردهایم و منابع ریالی حاصل از آن را وارد سرمایهگذاریهای ریالی با بازدهی مناسب کردهایم. منطق این استراتژی بر یک اختلاف مهم بنا شده است: اختلاف میان زمان ایجاد تعهد ارزی و زمان تسویه آن. سرمایهگذار میتواند در شرایطی که برای آینده تعهد ارزی دارد منابع حاصل از آن را در فاصله زمانی موجود وارد فعالیتی کند که بازده ریالی ایجاد میکند. اگر در این فاصله یکی از سناریوهای سیاسی باعث کاهش نرخ ارز شود، در زمان تسویه، هزینه ریالی تعهد نیز کاهش پیدا میکند و در کنار آن سرمایهگذاری ریالی انجامشده هم بازده خودش را ایجاد کرده است. به این ترتیب نتیجه نهایی فقط به افزایش یا کاهش دلار وابسته نیست بلکه ترکیبی از نرخ ارز، زمان، بازده سرمایهگذاری و ساختار تعهدات تعیینکننده نتیجه خواهد بود. البته این استراتژی یک معامله بدون ریسک نیست. اگر فشار اقتصادی طولانی شود، نرخ ارز افزایش پیدا کند یا شرایط سیاسی برخلاف سناریوهای مورد انتظار حرکت کند نتیجه میتواند کاملاً متفاوت باشد. بنابراین چنین رویکردی نیازمند مدیریت دقیق نقدینگی، زمانبندی تعهدات و طراحی سناریوهای مختلف است. نکته مهم اینجاست که در چنین بازاری، سرمایهگذاری دیگر صرفاً به معنای انتخاب بین دلار، طلا، سکه یا ریال نیست. خودِ تعهدات مالی سرمایهگذار هم تبدیل به بخشی از استراتژی سرمایهگذاری میشوند. گاهی برای کسی که تعهد ارزی دارد، نگهداری تمام منابع به شکل ارز تنها راه مدیریت ریسک نیست. ممکن است استفاده صحیح از فاصله زمانی تا سررسید و ایجاد بازده از سرمایه ریالی، در نهایت ساختار اقتصادی مطلوبتری ایجاد کند. بازار ایران در شرایطی قرار گرفته که یک خبر سیاسی میتواند جهت انتظارات را تغییر دهد و بهسرعت روی قیمت داراییها اثر بگذارد. در چنین فضایی، سرمایهگذار حرفهای به جای وابستگی به یک پیشبینی، سناریوهای مختلف را کنار هم قرار میدهد و ساختار سرمایه را متناسب با آنها تنظیم میکند. در نهایت بازی اصلی بازار فقط پیشبینی قیمت دلار یا طلا نیست؛ بازی اصلی، مدیریت زمان، تعهد و سرمایه در میان چند سناریوی متفاوت است
تفسیر پایانی:پرونده ایران و آمریکا هنوز به نقطه نهایی نرسیده و هر سه مسیر جنگ، فشار اقتصادی و توافق میتوانند پیامدهای متفاوتی برای اقتصاد ایران داشته باشند. در چنین شرایطی، رویکرد ما این است که به جای شرطبندی روی یک سناریوی قطعی، ساختار سرمایه را به شکلی طراحی کنیم که از فرصتهای ایجادشده در بازار استفاده شود و همزمان ریسک تعهدات ارزی نیز مدیریت شود. این همان نقطهای است که سرمایهگذاری از خرید یک دارایی، به مدیریت یک موقعیت اقتصادی تبدیل میشود
Call: 6655220220# https://t.me/nimaasgari_bot WhatsApp: +98 912 111 60 48 Instagram & Site: nimaasgari.ir Telgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
جنگ ایران و آمریکا وارد یک وضعیت بلاتکلیف و فرسایشی شده است. نه مسیر جنگ مشخص است، نه مذاکره به یک نتیجه قطعی رسیده و نه فشارهای اقتصادی توانستهاند تکلیف آینده این پرونده را روشن کنند. در چنین شرایطی هر تصمیم سیاسی میتواند مستقیماً روی بازار ارز، طلا، نفت، تجارت و تورم ایران اثر بگذارد. در طرف آمریکایی، سه مسیر اصلی همچنان قابل تصور است؛ تشدید دوباره عملیات نظامی، ادامه فشار اقتصادی و محاصره، یا حرکت به سمت توافق با ایران. همزمان انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا در پیش است و همین مسئله باعث میشود پرونده ایران علاوه بر ابعاد نظامی و اقتصادی تحت تأثیر محاسبات سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل نیز قرار بگیرد. در میان این سناریوها، توافق میتواند مسیر کمهزینهتری برای کاهش تنش و باز شدن دوباره مسیر تجارت و انرژی ایجاد کند. جنگ مجدد هزینههای مستقیم و فوری بسیار سنگینی به منطقه تحمیل میکند و میتواند بازار نفت و انرژی را دوباره دچار شوک کند. ادامه محاصره و فشار اقتصادی نیز اگر طولانی شود فشار آن به شکل فرسایشی وارد اقتصاد ایران خواهد شد از افزایش هزینه واردات و حملونقل گرفته تا کاهش دسترسی به منابع ارزی، افزایش هزینه تولید و تشدید تورم. این تفاوت سناریوها مستقیماً در استراتژی سرمایهگذاری هم خودش را نشان میدهد. در شرایط فعلی ما در بخشی از پروندههای سرمایهگذاری، به جای اینکه سرمایه صرفاً در قالب دلار، طلا یا سایر داراییهای ارزی نگهداری شود، از ظرفیت تعهدات ارزی استفاده کردهایم و منابع ریالی حاصل از آن را وارد سرمایهگذاریهای ریالی با بازدهی مناسب کردهایم. منطق این استراتژی بر یک اختلاف مهم بنا شده است: اختلاف میان زمان ایجاد تعهد ارزی و زمان تسویه آن. سرمایهگذار میتواند در شرایطی که برای آینده تعهد ارزی دارد منابع حاصل از آن را در فاصله زمانی موجود وارد فعالیتی کند که بازده ریالی ایجاد میکند. اگر در این فاصله یکی از سناریوهای سیاسی باعث کاهش نرخ ارز شود، در زمان تسویه، هزینه ریالی تعهد نیز کاهش پیدا میکند و در کنار آن سرمایهگذاری ریالی انجامشده هم بازده خودش را ایجاد کرده است. به این ترتیب نتیجه نهایی فقط به افزایش یا کاهش دلار وابسته نیست بلکه ترکیبی از نرخ ارز، زمان، بازده سرمایهگذاری و ساختار تعهدات تعیینکننده نتیجه خواهد بود. البته این استراتژی یک معامله بدون ریسک نیست. اگر فشار اقتصادی طولانی شود، نرخ ارز افزایش پیدا کند یا شرایط سیاسی برخلاف سناریوهای مورد انتظار حرکت کند نتیجه میتواند کاملاً متفاوت باشد. بنابراین چنین رویکردی نیازمند مدیریت دقیق نقدینگی، زمانبندی تعهدات و طراحی سناریوهای مختلف است. نکته مهم اینجاست که در چنین بازاری، سرمایهگذاری دیگر صرفاً به معنای انتخاب بین دلار، طلا، سکه یا ریال نیست. خودِ تعهدات مالی سرمایهگذار هم تبدیل به بخشی از استراتژی سرمایهگذاری میشوند. گاهی برای کسی که تعهد ارزی دارد، نگهداری تمام منابع به شکل ارز تنها راه مدیریت ریسک نیست. ممکن است استفاده صحیح از فاصله زمانی تا سررسید و ایجاد بازده از سرمایه ریالی، در نهایت ساختار اقتصادی مطلوبتری ایجاد کند. بازار ایران در شرایطی قرار گرفته که یک خبر سیاسی میتواند جهت انتظارات را تغییر دهد و بهسرعت روی قیمت داراییها اثر بگذارد. در چنین فضایی، سرمایهگذار حرفهای به جای وابستگی به یک پیشبینی، سناریوهای مختلف را کنار هم قرار میدهد و ساختار سرمایه را متناسب با آنها تنظیم میکند. در نهایت بازی اصلی بازار فقط پیشبینی قیمت دلار یا طلا نیست؛ بازی اصلی، مدیریت زمان، تعهد و سرمایه در میان چند سناریوی متفاوت است
تفسیر پایانی:پرونده ایران و آمریکا هنوز به نقطه نهایی نرسیده و هر سه مسیر جنگ، فشار اقتصادی و توافق میتوانند پیامدهای متفاوتی برای اقتصاد ایران داشته باشند. در چنین شرایطی، رویکرد ما این است که به جای شرطبندی روی یک سناریوی قطعی، ساختار سرمایه را به شکلی طراحی کنیم که از فرصتهای ایجادشده در بازار استفاده شود و همزمان ریسک تعهدات ارزی نیز مدیریت شود. این همان نقطهای است که سرمایهگذاری از خرید یک دارایی، به مدیریت یک موقعیت اقتصادی تبدیل میشود
Call: 6655220220# https://t.me/nimaasgari_bot WhatsApp: +98 912 111 60 48 Instagram & Site: nimaasgari.ir Telgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۴.۱K
۱۱:۰۱
بولتن ۵ مهر ۱۴۰۵
چند روز اخیر دوباره پرونده ایران و آمریکا را وارد فاز تازهای کرد. حضور سران کشورها در سازمان ملل و زمزمه دیدار پزشکیان و ترامپ، انتظارات بازار را تغییر داد و باعث نوسان در قیمتها شد اما مواضع دو طرف نشان داد که هنوز فاصله زیادی میان تهران و واشنگتن وجود دارد. ایران از یک طرف تأکید میکند زیر بار فشار نمیرود و از طرف دیگر همچنان مسیر دیپلماسی را باز گذاشته است. در مقابل آمریکا حاضر نیست پیش از دریافت امتیازات موردنظرش، اهرمهای فشار را کنار بگذارد. در همین چارچوب پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در مقابل کاهش فشار و بازگشت به مذاکره مطرح شد پیشنهادی که ترامپ آن را نپذیرفت. آمریکا معتقد است هرمز نباید بهعنوان یک امتیاز مستقل وارد معامله شود و در مقابل ایران باید در پروندههای اصلی بهخصوص موضوع هستهای امتیاز بدهد. اینجاست که کارت هرمز در حال سوختن است. تنگهای که میتوانست یکی از مهمترین اهرمهای مذاکره ایران باشد هرچه بیشتر در وضعیت فعلی باقی بماند،ث استفاده از آن بهعنوان برگ برنده دشوارتر میشود. در مقابل هرگونه اقدام دوباره برای ناامن کردن مسیر کشتیرانی میتواند هزینههای منطقهای و بینالمللی بیشتری برای ایران ایجاد کند. از طرف دیگر زمان هم علیه ایران حرکت میکند. ادامه محاصره و فشار اقتصادی، واردات و تجارت را دشوارتر کرده و هزینههای اقتصادی و اجتماعی را افزایش میدهد. در چنین شرایطی،ک بحران فقط یک مسئله سیاسی نیست و میتواند به تدریج به مسئلهای داخلی تبدیل شود. به نظر میرسد ماههای آینده مخصوصاً با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل و آمریکا میتواند نقطه تعیینکننده این پرونده باشد یا توافقی که احتمالاً برای ایران پرهزینه خواهد بود یا ادامه فرسایش و افزایش احتمال بازگشت گزینه نظامی.
تفسیر پایانی:ایران امروز بیش از هر چیز با مسئله زمان مواجه است. هرچه بحران طولانیتر شود، هزینه اقتصادی بیشتر و فضای مانور مذاکرهکنندگان محدودتر میشود. کارت هرمز هنوز تمام نشده، اما اگر در زمان مناسب استفاده نشود، ممکن است از یک اهرم مذاکره به بخشی از هزینه بحران تبدیل شود.
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
چند روز اخیر دوباره پرونده ایران و آمریکا را وارد فاز تازهای کرد. حضور سران کشورها در سازمان ملل و زمزمه دیدار پزشکیان و ترامپ، انتظارات بازار را تغییر داد و باعث نوسان در قیمتها شد اما مواضع دو طرف نشان داد که هنوز فاصله زیادی میان تهران و واشنگتن وجود دارد. ایران از یک طرف تأکید میکند زیر بار فشار نمیرود و از طرف دیگر همچنان مسیر دیپلماسی را باز گذاشته است. در مقابل آمریکا حاضر نیست پیش از دریافت امتیازات موردنظرش، اهرمهای فشار را کنار بگذارد. در همین چارچوب پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در مقابل کاهش فشار و بازگشت به مذاکره مطرح شد پیشنهادی که ترامپ آن را نپذیرفت. آمریکا معتقد است هرمز نباید بهعنوان یک امتیاز مستقل وارد معامله شود و در مقابل ایران باید در پروندههای اصلی بهخصوص موضوع هستهای امتیاز بدهد. اینجاست که کارت هرمز در حال سوختن است. تنگهای که میتوانست یکی از مهمترین اهرمهای مذاکره ایران باشد هرچه بیشتر در وضعیت فعلی باقی بماند،ث استفاده از آن بهعنوان برگ برنده دشوارتر میشود. در مقابل هرگونه اقدام دوباره برای ناامن کردن مسیر کشتیرانی میتواند هزینههای منطقهای و بینالمللی بیشتری برای ایران ایجاد کند. از طرف دیگر زمان هم علیه ایران حرکت میکند. ادامه محاصره و فشار اقتصادی، واردات و تجارت را دشوارتر کرده و هزینههای اقتصادی و اجتماعی را افزایش میدهد. در چنین شرایطی،ک بحران فقط یک مسئله سیاسی نیست و میتواند به تدریج به مسئلهای داخلی تبدیل شود. به نظر میرسد ماههای آینده مخصوصاً با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل و آمریکا میتواند نقطه تعیینکننده این پرونده باشد یا توافقی که احتمالاً برای ایران پرهزینه خواهد بود یا ادامه فرسایش و افزایش احتمال بازگشت گزینه نظامی.
تفسیر پایانی:ایران امروز بیش از هر چیز با مسئله زمان مواجه است. هرچه بحران طولانیتر شود، هزینه اقتصادی بیشتر و فضای مانور مذاکرهکنندگان محدودتر میشود. کارت هرمز هنوز تمام نشده، اما اگر در زمان مناسب استفاده نشود، ممکن است از یک اهرم مذاکره به بخشی از هزینه بحران تبدیل شود.
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۴K
۶:۱۱
باقی وقتتون بخیرکانال های ما را داشته باشیدتا در صورت بروز هر اتفاقیارتباطمان با شما حفظ بماند.
کانال بلهhttps://ble.ir/nimaasgari_ir
کانال روبیکاhttps://rubika.ir/nimaasgari_ir
کانال تلگرامhttps://t.me/nimaasgari_ir
شماره پشتیباتی(پیامک-واتساپ-بله)09121116048
کانال بلهhttps://ble.ir/nimaasgari_ir
کانال روبیکاhttps://rubika.ir/nimaasgari_ir
کانال تلگرامhttps://t.me/nimaasgari_ir
شماره پشتیباتی(پیامک-واتساپ-بله)09121116048
۳.۲K
۹:۳۱
بولتن ۱۴ مهر ۱۴۰۵
چند اتفاق همزمان در حال شکل دادن به فضای بازار و انتظارات اقتصادی هستند. اتفاقاتی که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشته باشند، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویر متفاوتی از سطح ریسک پیش روی اقتصاد ایران نشان میدهند. گزارشهای مربوط به شیوع طاعون در روسیه موجی از نگرانی درباره تکرار سناریوهای مشابه دوران کرونا ایجاد کرده است. محدودیت یا توقف پرواز برخی کشورها به روسیه هم این نگرانی را بیشتر کرده و ادامه پروازهای ماهان به روسیه، دوباره خاطرات روزهای ابتدایی کرونا و ماجرای پروازهای ایران به چین را زنده کرده است. هنوز نمیتوان این موضوع را با یک بحران جهانی جدید مقایسه کرد، اما صرف افزایش چنین ریسکهایی برای بازار کافی است تا انتظارات محتاطانهتر و تورمیتر شوند. همزمان ماجرای هواپیمای فلایدبی نیز در حال تبدیل شدن به یک پرونده سیاسی است و تلاشهایی برای مرتبط کردن ایران با این اتفاق مطرح شده است. هرقدر پای ایران بیشتر به چنین پروندههایی کشیده شود، ریسک سیاسی کشور بالاتر میرود و بازار هم طبیعتاً این ریسک را در قیمت داراییها لحاظ میکند. در داخل بازار ارز و طلا همچنان در محدودههای بسیار بالایی قرار دارند و همین مسئله نشان میدهد انتظارات تورمی هنوز آرام نشده است. در چنین فضایی اعلام فروش ارز با سقف مشخص برای هر کد ملی نیز توجه بازار را به خود جلب کرده است. سؤال اصلی بازار بیشتر از اینکه درباره اصل فروش ارز باشد درباره منبع این ارز و زمانبندی عرضه آن است. بانک مرکزی در دوران جنگ از افزایش ذخایر ارزی صحبت کرده بود و حالا عرضه بخشی از ارز در قیمتهای بسیار بالاتر این برداشت را در بازار ایجاد کرده که بخشی از ارز در قیمتهای پایینتر به ذخایر اضافه شده و اکنون امکان عرضه آن در قیمتهای بالاتر وجود دارد. اگر چنین برداشتی درست باشد بانک مرکزی عملاً میتواند از یک طرف با عرضه ارز بازار را مدیریت کند و از طرف دیگر با تبدیل بخشی از ذخایر ارزی به منابع ریالی به تأمین مالی دولت کمک کند. اما این بازی یک شمشیر دولبه است. عرضه ارز میتواند در کوتاهمدت جلوی شتاب بازار را بگیرد اما اگر بازار احساس کند این عرضه از جنس فروش ذخایر محدود است ممکن است به جای کاهش نگرانی حساسیت نسبت به آینده ذخایر ارزی را بیشتر کند. در طرف سیاسی هم فعلاً خبری از یک توافق روشن نیست. ایران در حال بررسی پاسخ به پیشنهاد نهایی آمریکا عنوان شده و هرچه به آبان نزدیکتر میشویم، وزن انتظارات سیاسی در بازار بیشتر میشود. بازار امروز فقط قیمت دلار و طلا را معامله نمیکند. احتمال جنگ، احتمال توافق، وضعیت ذخایر ارزی و حتی ریسکهای جهانی را همزمان قیمتگذاری میکند. همین مسئله باعث شده فضای اقتصادی جامعه شکنندهتر شود. وقتی چند ریسک مختلف همزمان روی میز باشد، حتی یک خبر کوچک میتواند موج جدیدی از تقاضای احتیاطی در بازار ایجاد کند.
تفسیر پایانی:در ظاهر چند اتفاق جدا از هم داریم؛ روسیه، هواپیمای فلایدبی، عرضه ارز، مذاکرات و نزدیک شدن به آبان. اما پشت همه اینها یک کلمه مشترک وجود دارد: ریسک. بازار در حال بالا بردن قیمت ریسک است و تا زمانی که تکلیف پرونده سیاسی ایران روشن نشود، هر خبر جدید میتواند این پریمیوم ریسک را بیشتر یا کمتر کند. در چنین بازاری، پول هوشمند معمولاً قبل از اینکه خبر رسمی برسد، شروع به جابهجا شدن میکند
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
چند اتفاق همزمان در حال شکل دادن به فضای بازار و انتظارات اقتصادی هستند. اتفاقاتی که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشته باشند، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویر متفاوتی از سطح ریسک پیش روی اقتصاد ایران نشان میدهند. گزارشهای مربوط به شیوع طاعون در روسیه موجی از نگرانی درباره تکرار سناریوهای مشابه دوران کرونا ایجاد کرده است. محدودیت یا توقف پرواز برخی کشورها به روسیه هم این نگرانی را بیشتر کرده و ادامه پروازهای ماهان به روسیه، دوباره خاطرات روزهای ابتدایی کرونا و ماجرای پروازهای ایران به چین را زنده کرده است. هنوز نمیتوان این موضوع را با یک بحران جهانی جدید مقایسه کرد، اما صرف افزایش چنین ریسکهایی برای بازار کافی است تا انتظارات محتاطانهتر و تورمیتر شوند. همزمان ماجرای هواپیمای فلایدبی نیز در حال تبدیل شدن به یک پرونده سیاسی است و تلاشهایی برای مرتبط کردن ایران با این اتفاق مطرح شده است. هرقدر پای ایران بیشتر به چنین پروندههایی کشیده شود، ریسک سیاسی کشور بالاتر میرود و بازار هم طبیعتاً این ریسک را در قیمت داراییها لحاظ میکند. در داخل بازار ارز و طلا همچنان در محدودههای بسیار بالایی قرار دارند و همین مسئله نشان میدهد انتظارات تورمی هنوز آرام نشده است. در چنین فضایی اعلام فروش ارز با سقف مشخص برای هر کد ملی نیز توجه بازار را به خود جلب کرده است. سؤال اصلی بازار بیشتر از اینکه درباره اصل فروش ارز باشد درباره منبع این ارز و زمانبندی عرضه آن است. بانک مرکزی در دوران جنگ از افزایش ذخایر ارزی صحبت کرده بود و حالا عرضه بخشی از ارز در قیمتهای بسیار بالاتر این برداشت را در بازار ایجاد کرده که بخشی از ارز در قیمتهای پایینتر به ذخایر اضافه شده و اکنون امکان عرضه آن در قیمتهای بالاتر وجود دارد. اگر چنین برداشتی درست باشد بانک مرکزی عملاً میتواند از یک طرف با عرضه ارز بازار را مدیریت کند و از طرف دیگر با تبدیل بخشی از ذخایر ارزی به منابع ریالی به تأمین مالی دولت کمک کند. اما این بازی یک شمشیر دولبه است. عرضه ارز میتواند در کوتاهمدت جلوی شتاب بازار را بگیرد اما اگر بازار احساس کند این عرضه از جنس فروش ذخایر محدود است ممکن است به جای کاهش نگرانی حساسیت نسبت به آینده ذخایر ارزی را بیشتر کند. در طرف سیاسی هم فعلاً خبری از یک توافق روشن نیست. ایران در حال بررسی پاسخ به پیشنهاد نهایی آمریکا عنوان شده و هرچه به آبان نزدیکتر میشویم، وزن انتظارات سیاسی در بازار بیشتر میشود. بازار امروز فقط قیمت دلار و طلا را معامله نمیکند. احتمال جنگ، احتمال توافق، وضعیت ذخایر ارزی و حتی ریسکهای جهانی را همزمان قیمتگذاری میکند. همین مسئله باعث شده فضای اقتصادی جامعه شکنندهتر شود. وقتی چند ریسک مختلف همزمان روی میز باشد، حتی یک خبر کوچک میتواند موج جدیدی از تقاضای احتیاطی در بازار ایجاد کند.
تفسیر پایانی:در ظاهر چند اتفاق جدا از هم داریم؛ روسیه، هواپیمای فلایدبی، عرضه ارز، مذاکرات و نزدیک شدن به آبان. اما پشت همه اینها یک کلمه مشترک وجود دارد: ریسک. بازار در حال بالا بردن قیمت ریسک است و تا زمانی که تکلیف پرونده سیاسی ایران روشن نشود، هر خبر جدید میتواند این پریمیوم ریسک را بیشتر یا کمتر کند. در چنین بازاری، پول هوشمند معمولاً قبل از اینکه خبر رسمی برسد، شروع به جابهجا شدن میکند
Call: 6655220220#https://t.me/nimaasgari_botWhatsApp: +98 912 111 60 48Instagram & Site: nimaasgari.irTelgrm_Ble_Rubka: @nimaasgari_ir
۱.۶K
۸:۴۸