در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
درودی گرم به شما عزیزان.
هلیا هستم و یک کتاب خونم با ژانر معمایی و جنایی.
علاوه بر معرفی کتاب جدید به شما عزیزان ، رمان مخصوص به خود رو هم مینویسم.
A 𝗺u𝗿𝗱𝗲𝗿
هلیا هستم و یک کتاب خونم با ژانر معمایی و جنایی.
علاوه بر معرفی کتاب جدید به شما عزیزان ، رمان مخصوص به خود رو هم مینویسم.
A 𝗺u𝗿𝗱𝗲𝗿
۱۸
۱۸:۰۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
' subject : قتل در خانواده -
، My comments and explanations: داستان درباره پرونده قتلی است که سالها قبل اتفاق افتاده و هرگز حل نشده است. یک برنامه تلویزیونی ویژه با حضور چند متخصص تشکیل میشود تا پرونده را از ابتدا بررسی کنند و شاید بالاخره قاتل را پیدا کنند.این کتاب دارای ۲ نسخه هست.انتشار نسخه بریتانیایی: ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۳انتشار نسخه آمریکایی: ۱ اوت ۲۰۲۳ کتاب جالبیه با رد سنی +۱۶این رمان مورد علاقمه که باعث شد با سن کمتر از ۱۶ هم به خواندن این کتاب علاقمند بشم.امتیاز کلی من بهش ۹/۱۰ هست.دلیل : بعضی قسمت هاش واقعا توضیحات اضافه هست ولی در کل کتاب جالبیه که اگه علاقه به رمان جنایی دارید ، میتونه برای کتاب اولتون جالب باشه
# A 𝗺u𝗿𝗱𝗲𝗿
# A 𝗺u𝗿𝗱𝗲𝗿
۳۲
۱۸:۲۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
نام : قتل در سکوت " پارت ۱ "
باران آرام روی پنجرههای عمارت قدیمی میکوبید. ساعت از نیمهشب گذشته بود و برق برای چند ثانیه قطع شد. وقتی چراغها دوباره روشن شدند، همه مهمانها در سالن اصلی بودند؛ بهجز یک نفر.
صاحب عمارت، «کامران نیکفر»، روی صندلی کتابخانه پیدا شد؛ بیحرکت و با چشمانی که به شومینه خاموش خیره مانده بود. هیچ فریادی شنیده نشده بود. هیچ پنجرهای شکسته نبود. هیچ نشانهای از ورود غریبه وجود نداشت.
فقط یک جمله روی برگهای کوچک کنار جسد دیده میشد:
«سکوت، بهترین همدست یک قاتل است.»
کارآگاه آریا سهرابی صبح روز بعد وارد عمارت شد. هفت نفر در خانه حضور داشتند و هرکدام ادعا میکردند هنگام قتل در اتاق خودش بوده است. اما یکی از آنها دروغ میگفت.
با هر بازجویی، راز تازهای آشکار میشد؛ وصیتنامهای که ناپدید شده بود، دوربینی که دقیقاً در زمان قتل از کار افتاده بود، و نامههایی که نشان میداد مقتول سالها رازی خطرناک را پنهان کرده است.
هرچه آریا بیشتر تحقیق میکرد، مطمئنتر میشد که این قتل از مدتها قبل برنامهریزی شده بود. قاتل نهتنها میخواست کسی را بکشد، بلکه میخواست همه باور کنند که حقیقت هرگز پیدا نخواهد شد.
اما یک اشتباه کوچک، آن هم در سکوت کامل، سرنخی بود که میتوانست پرده از بزرگترین راز عمارت بردارد
ادامه دارد....
باران آرام روی پنجرههای عمارت قدیمی میکوبید. ساعت از نیمهشب گذشته بود و برق برای چند ثانیه قطع شد. وقتی چراغها دوباره روشن شدند، همه مهمانها در سالن اصلی بودند؛ بهجز یک نفر.
صاحب عمارت، «کامران نیکفر»، روی صندلی کتابخانه پیدا شد؛ بیحرکت و با چشمانی که به شومینه خاموش خیره مانده بود. هیچ فریادی شنیده نشده بود. هیچ پنجرهای شکسته نبود. هیچ نشانهای از ورود غریبه وجود نداشت.
فقط یک جمله روی برگهای کوچک کنار جسد دیده میشد:
«سکوت، بهترین همدست یک قاتل است.»
کارآگاه آریا سهرابی صبح روز بعد وارد عمارت شد. هفت نفر در خانه حضور داشتند و هرکدام ادعا میکردند هنگام قتل در اتاق خودش بوده است. اما یکی از آنها دروغ میگفت.
با هر بازجویی، راز تازهای آشکار میشد؛ وصیتنامهای که ناپدید شده بود، دوربینی که دقیقاً در زمان قتل از کار افتاده بود، و نامههایی که نشان میداد مقتول سالها رازی خطرناک را پنهان کرده است.
هرچه آریا بیشتر تحقیق میکرد، مطمئنتر میشد که این قتل از مدتها قبل برنامهریزی شده بود. قاتل نهتنها میخواست کسی را بکشد، بلکه میخواست همه باور کنند که حقیقت هرگز پیدا نخواهد شد.
اما یک اشتباه کوچک، آن هم در سکوت کامل، سرنخی بود که میتوانست پرده از بزرگترین راز عمارت بردارد
ادامه دارد....
۲۱
۱۸:۴۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.