مانترای اوستایی.mp3
۰۲:۴۴-۲.۵۱ مگابایت
مانترا به زبان اوستایی
هوماتا (اندیشهٔ نیک)هوختا (گفتار نیک)هوورشتا (کردار نیک)
هو به معنای نیک هست
️
متن مانترا: هوماتانا: اندیشه نیک هوختانا: گفتار نیک هوراشتانا: کردار نیک اهورامزدا: خدای یکتا __اَشِم هو وَهیشتَم اَستی : راستی بهترین نیکی است
اوشتَا اَستی اوشتَا اَهمای : خوشی و سعادت برای کسی است که
هیات اَشائی وَهیشتائی اَشِم: کسی که زندگی خود را بر پایهٔ بهترین راستی بنا کند، خوشی و آرامش خواهد داشت ...
@Nirvanachannel1111
هوماتا (اندیشهٔ نیک)هوختا (گفتار نیک)هوورشتا (کردار نیک)
هو به معنای نیک هست
اوشتَا اَستی اوشتَا اَهمای : خوشی و سعادت برای کسی است که
هیات اَشائی وَهیشتائی اَشِم: کسی که زندگی خود را بر پایهٔ بهترین راستی بنا کند، خوشی و آرامش خواهد داشت ...
۱۵۷
۲۰:۲۷
حضور هنر صلح و خوشبختی(فصل ۱۰).mp3
۰۷:۲۲-۸.۴۳ مگابایت
(فصل ۱۰)
...دلیل آنکه اغلب متوجه آن(خوشبختی) نمی شویم، این است که از تجربه ی حاضر فرار می کنیم* و تلاش می کنیم که آن را با شرایطی بهتر جایگزین کنیم.همواره در اُبژه یا شرایط بعدی در جستجوی خوشبختی هستیم در حالی که خوشبختی در واقع به آرامی ، فارغ از خصوصیاتِ معین آن تجربه در بطنِ تمامِ تجربه، در زمان حال ، نشسته است..
۱۶۲
۹:۰۲
حضور هنر صلح و خوشبختی(فصل ۱۱_بخش اول).mp3
۰۸:۴۰-۹.۹۳ مگابایت
تجربه ی از میان رفتن مرزها، یعنی نبود جدایی و تمایز میانِ خویشتن ما و آنچه تجربه میکنیمهمان چیزیست که ما آن را عشق می نامیم
۱۲۶
۵:۵۲
حضور هنر صلح و خوشبختی(فصل۱۱_بخش دوم).mp3
۰۷:۱۰-۸.۲ مگابایت
کشف این حقیقت که صلح،خوشبختی و عشق در وجود ما همواره حاضرند و در هر لحظه از تجربه،تحت هر شرایطی در دسترس اند، بزرگترین و تنها ماموریت زندگی هر آدمی است.اینکه بفهمد آن حقیقت اصلی و یکپارچه ای که پشت تمام این نقش ها،تفکیک ها و جدایی هایی که ذهنمان ساخته پنهان شده، کیست؟
۱۲۵
۲۱:۱۸
حضور هنر صلح و خوشبختی(فصل۱۲_بخش اول).mp3
۱۴:۴۵-۱۶.۹ مگابایت
اینکه تصور میکنیم هر لحظه از لحظه ی قبل متفاوت است،تنها یک فریب ذهنی است که همین الان در حال رُخ دادن است. حقیقت این است که ما هرگز نمیتوانیم از "زمان حال" خارج شویم.در واقع هیچ "حال دومی" وجود ندارد که بخواهد جایگزین این لحظه ی کنونی شود
۱۴۰
۵:۰۰
(فصل ۱۲_بخش دوم).mp3
۰۹:۳۰-۱۰.۸۹ مگابایت
روشن ضمیری ممکن است اینگونه تعریف شود:نبود مقاومت در مقابل آنچه وجود داردصمیمیتی مطلق با هر آنچه رخ میدهد،بدون تمایل به انکار و جایگزینی آن، آنقدر صمیمی که هیچ جایی برای جدا کردنِ خویشتن از کل نباشد،به نحوی که بتواند به تنهایی قابل درک باشد، از بیرون به شرایط نگاه کند و آن را ارزشمند یا بی ارزش، خوب یا بد ، صحیح یا غلط، مطلوب یا تامطلوب قضاوت نکند..
۱۲۲
۱۷:۵۹
(فصل۱۲_بخش سوم).mp3
۱۰:۲۴-۱۱.۹۲ مگابایت
به وضوح ببینید که تمام مشکلات برای تفکر است و نه برای خویشتن ما."*ما*" یعنی کسی که از تمام شرایط یا آنچه در تمام شرایط پدیدار می شود آگاه است، در آن شرایط نیستیم.شرایط در خویشتن ماست.برای شخصی که آنجاست،هرگز،مشکلی پیش نمی آید، همان طور که هرگز مشکلی برای فضایی از اتاق که فعالیت ها در آن رخ می دهند، وجود ندارد..فضا ذاتاً از فعالیت ها و نتایج آن پاک است.
۱۱۷
۹:۱۶
حضور هنر صلح و خوشبختی(فصل۱۳_بخش اول).mp3
۰۸:۵۷-۱۰.۲۵ مگابایت
از آنجا که هیچ چیز در بیرون از آگاهی ما وجود ندارد تا آن را با جهان مقایسه کنیم، پس جهان نمیتواند چیزی جز همان آگاهی ما باشد.هر چه هست خود ما هستیم که در قالب جهان ظاهر شده ایم.پس بهتر است به جای کلمه ی ماده ، به کل جهان بگوییم ؛ آگاهی یا حضور..
۹۷
۱۷:۴۵
حضور هنر صلح و خوشبختی(فصل۱۳_بخش دوم).mp3
۱۱:۲۳-۱۳.۰۴ مگابایت
وقتی در می یابیم "خویشتن درونیِ مجزایی وجود ندارد" ، جهان هستی هم،همین حقیقت را برایمان تایید میکند.این همان خاصیت معجزه آسای جهان است..جهان در انعکاس خویش، هم به باور ما به دوگانگی پاسخ می دهد و هم درک ما از یگانگی را بازتاب می دهد.
۸۰
۶:۴۱
حضور هنر صلح و خوشبختی (فصل ۱۴_بخش اول).mp3
۰۹:۴۹-۱۱.۲۵ مگابایت
این منِ درونیِ مجزا ، برای اینکه بتواند آن ترس بزرگش از نابودی را آرام کند، تلاش میکند با استفاده از باورها و احساسات و همکاری های ذهنیِ بیشتر، به آن هویت شکننده ی خودش نوعی واقعیت ببخشد.گویی میخواهد به آن هویت بی ثبات، یک قالب محکم و واقعی بدهد.این کار با چنگ انداختن به ویژگی های جسمانی و روانی انجام می شود.یعنی با استفاده از مجموعه ای از خاطرات،امیدها،شکست ها،موفقیت ها،جاه طلبی ها و حتی احساسات منفی مثل: ترس،گناه،خشم و حسرت..ذهن با انباشتن این تجربیات و ویژگی ها، سعی میکند به این منِ کاذب،شخصیت و حجمی بدهد تا آن را واقعی تر و مستحکم تر جلوه دهد.
۳۹
۶:۲۳