چرا طواف هفت دور استحکمت عارفانه شاید..از امام جعفر صادق نقل شده است که:«الطَّوافُ سَبعَةُ أَشواطٍ، لا يُزادُ فيها و لا يُنقَصُ»طواف هفت دور است؛ نه افزوده میشود و نه کاسته.جایگاه عدد هفت در نگاه توحیدیدر قرآن و سنت، عدد هفت نشانهی تمامشدنِ یک نظام الهی است:هفت آسمانهفت زمینهفت مرحله برای تکمیل زمان (هفته)وقتی عبادتی با «هفت» بسته میشود، یعنی:این عمل، به حدّی رسیده که خدا آن را «کامل» میپذیرد.نه کمتر از آن، عبودیت استو نه بیشتر از آن، قرب میآورد.طواف باید هفت دور ( شوط ) گرد کعبه چرخید . عدد هفت رمز و رازی دارد ؛ هفت آسمان ، سبع المثانی قرآن ، هفت دریا ، هفت روز هفته ، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف . برای هفت دور طواف وجوهی از لطایف عرفانی بیان شده است .
وجه اول : سرّ هفت دور طواف این است که آدمی دارای هفت اخلاق رذیله است که گاهی از آن تعبیر به « هفت شوط حجاب » می شود . اخلاق رذیله عبارتند از : عجب ، کبر ، حسد ، حرص ، بخل ، غضب و شهوت . سالک باید این ها را زایل و به جای آن هفت اخلاق حمیده را جایگزین کند که عبارتند از : علم ، حکمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت ، کرم و تواضع .عاشقان و عارفان گفتهاند:عدد هفت، عددِ «عبورِ کامل» است.عبوری که در آن، انسان از خود شروع میکندو به «خدامحوری» ختم میشود.چرا دور میزنیم؟چون حقیقتِ توحید، ایستادنِ ثابتِ «من» نیست.در طواف، انسان میآموزد:هرچه ثابت است، خداست؛و هرچه باید حرکت کند، انسان است.هفت دور، تمرینِ فرو ریختنِ مرکزیتِ نفس است؛تا دل، آرامآرام جای خود را در مدارِ حق پیدا کند.خدایا همه تویی و ذره ذره ها هم بدور تو میچرخند. تو آغاز و تو پایانی،تو اول و تو آخرییا قدیمآتقدر بچرخانمان که خواستتمان تمام شود و بودن آغاز، عبد مخلص عبد خالص و ناب ،عبد عاشق تو ،که همه تو باشی،< من >نباشم که تو باشم
وجه اول : سرّ هفت دور طواف این است که آدمی دارای هفت اخلاق رذیله است که گاهی از آن تعبیر به « هفت شوط حجاب » می شود . اخلاق رذیله عبارتند از : عجب ، کبر ، حسد ، حرص ، بخل ، غضب و شهوت . سالک باید این ها را زایل و به جای آن هفت اخلاق حمیده را جایگزین کند که عبارتند از : علم ، حکمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت ، کرم و تواضع .عاشقان و عارفان گفتهاند:عدد هفت، عددِ «عبورِ کامل» است.عبوری که در آن، انسان از خود شروع میکندو به «خدامحوری» ختم میشود.چرا دور میزنیم؟چون حقیقتِ توحید، ایستادنِ ثابتِ «من» نیست.در طواف، انسان میآموزد:هرچه ثابت است، خداست؛و هرچه باید حرکت کند، انسان است.هفت دور، تمرینِ فرو ریختنِ مرکزیتِ نفس است؛تا دل، آرامآرام جای خود را در مدارِ حق پیدا کند.خدایا همه تویی و ذره ذره ها هم بدور تو میچرخند. تو آغاز و تو پایانی،تو اول و تو آخرییا قدیمآتقدر بچرخانمان که خواستتمان تمام شود و بودن آغاز، عبد مخلص عبد خالص و ناب ،عبد عاشق تو ،که همه تو باشی،< من >نباشم که تو باشم
۸۸
۱۸:۳۴
جمرهٔ عقبی یعنی: مرگ منِ قشنگ،من درست و کار بلد مدام ، پایان توجیه، تولد صدق.و تولد صدقتولد راستی و صدق
جمرهٔ عقبی جایی نیست که شیطان یا گناهت را بزنی.اینجا خودت را میرنی همه آنچه نفس لباس زیبا میپوشاند و مجددا فریبت میدهد،القا میکند که درست و صحیح و خوب است...سنگ، اعلان جنگ است:به آن «منِ مرتب، منِ خوب، منِ قابل دفاع» که سالها با داستانهای قشنگ و توجیهها خودت را فریب داده.
چرا اول است؟چون آخرین سنگرِ منِ امن توست:همان منِ درستکار، منِ دیدهشده، منِ محترم.اگر زمین نخورد، بقیهٔ اعمال حج فقط نمایش و آبنمایی است.باید بمیرد همین جا همین لحظه ،یا اسیر و زندانی حبس ابد و یک روز راستی و حقیقت شود و تمام....جای چانه زدن هم ندارد،خلاص خلاص خلاص
فلسفهٔ کوچک و هفتگانهسنگ کوچک: نفس با زور نمیمیرد؛ با بیاعتنایی قطعی میمیرد.هفت سنگ: نفس لباس عوض میکند، نقاب میزند؛ تا هفت بار ضربه نخورد، نمیمیرد.سنگ، اعلان جنگ است به همهٔ روایتهایی که تو را از صداقت باز داشتهاند.کوچک است، اما قدرتمند؛ چون نفس با زور نمیمیرد، با بیاعتنایی قطعی و مداوم میمیرد.هفت بار میزنی، چون نفس یکبار نمیمیرد؛ لباس عوض میکند، نقاب میزند؛ تا هفت بار ضربه نخورد، آزاد نمیشود.اثر رمی واقعی فقط سکوت است؛ نه حال خوش، نه نمایش دینداری.تصمیمها شفاف میشوند، توجیهها فرو میریزند، و منِ قشنگ دیگر بر نمیخیزد. تو میمانی و روراستی و ساعتهای عمر با مهر به ساحتی که باید و عشق به لحظات ناب و بی ریای خدایی
جمرهٔ عقبی جایی نیست که شیطان یا گناهت را بزنی.اینجا خودت را میرنی همه آنچه نفس لباس زیبا میپوشاند و مجددا فریبت میدهد،القا میکند که درست و صحیح و خوب است...سنگ، اعلان جنگ است:به آن «منِ مرتب، منِ خوب، منِ قابل دفاع» که سالها با داستانهای قشنگ و توجیهها خودت را فریب داده.
چرا اول است؟چون آخرین سنگرِ منِ امن توست:همان منِ درستکار، منِ دیدهشده، منِ محترم.اگر زمین نخورد، بقیهٔ اعمال حج فقط نمایش و آبنمایی است.باید بمیرد همین جا همین لحظه ،یا اسیر و زندانی حبس ابد و یک روز راستی و حقیقت شود و تمام....جای چانه زدن هم ندارد،خلاص خلاص خلاص
فلسفهٔ کوچک و هفتگانهسنگ کوچک: نفس با زور نمیمیرد؛ با بیاعتنایی قطعی میمیرد.هفت سنگ: نفس لباس عوض میکند، نقاب میزند؛ تا هفت بار ضربه نخورد، نمیمیرد.سنگ، اعلان جنگ است به همهٔ روایتهایی که تو را از صداقت باز داشتهاند.کوچک است، اما قدرتمند؛ چون نفس با زور نمیمیرد، با بیاعتنایی قطعی و مداوم میمیرد.هفت بار میزنی، چون نفس یکبار نمیمیرد؛ لباس عوض میکند، نقاب میزند؛ تا هفت بار ضربه نخورد، آزاد نمیشود.اثر رمی واقعی فقط سکوت است؛ نه حال خوش، نه نمایش دینداری.تصمیمها شفاف میشوند، توجیهها فرو میریزند، و منِ قشنگ دیگر بر نمیخیزد. تو میمانی و روراستی و ساعتهای عمر با مهر به ساحتی که باید و عشق به لحظات ناب و بی ریای خدایی
۱۱۴
۳:۳۸
بنام هستی بخش بخشنده و مهربان
« وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌهر کجا باشید او با شماست و به هر چه کنید به خوبی آگاه است »
رجوع تمام امور عالم بسوی اوستمشفق مهربانو هو علی کل شی ئ قدیرو بر هر چیز تواناستاوست نگهدارندهاوست داوراوست فاضلاوست باقیاوست شافیاوست نجات دهندهخداوند بزرگ ای خالق یکتا در پناه خودت ازجمیع دشمنان محافظتمان کنای نجات بخش بی همتا
« وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌهر کجا باشید او با شماست و به هر چه کنید به خوبی آگاه است »
رجوع تمام امور عالم بسوی اوستمشفق مهربانو هو علی کل شی ئ قدیرو بر هر چیز تواناستاوست نگهدارندهاوست داوراوست فاضلاوست باقیاوست شافیاوست نجات دهندهخداوند بزرگ ای خالق یکتا در پناه خودت ازجمیع دشمنان محافظتمان کنای نجات بخش بی همتا
۴۴۳
۱:۴۱
برنامه چهل روزهبرنامه چهل روزهاین برنامه ۴۰ روزه بر اساس ساختار درونی دعای عرفه طراحی شده؛نه احساسی، نه صرفاً تئوریک — بلکه سلوکی و قابل اجرا.قاعده اصلی:کم اما پیوسته.شدتِ مقطعی ممنوع. استمرار اصل است.طرح کلی ۴۰ روزدهه اول: توحید و حضوردهه دوم: فقر و شکستن نفسدهه سوم: رفع غفلت و تربیت دلدهه چهارم: محبت و خلوصزمان روزانه: ۳۰ تا ۴۵ دقیقهدهه اول (روز ۱ تا ۱۰)محور: «حضور خدا پیش از هر چیز»تمرین روزانه:۱۰ دقیقه سکوت مطلق فقط با ذکر آرام در دل: «یا حیّ یا قیّوم» بدون درخواست.هر روز یکبار این جمله را با تأمل بخوان: «كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِمَا هُوَ فِي وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ»بعد ۵ دقیقه فکر کن: اگر همه چیز وابسته به اوست، من الان به چه چیزی تکیه کردهام؟کنترل زبان: هیچ شکایت اضافهای در این ده روز گفته نشود.هدف این دهه:تغییر نگاه از «مشکلمحور» به «حضورمحور».دهه دوم (روز ۱۱ تا ۲۰)محور: «فقر ذاتی و شکستن غرور»تمرین روزانه:خواندن روزی یکبار: «إلهی أنا الفقیر فی غنای»هر شب نوشتن یک وابستگی که اگر از تو گرفته شود، مضطرب میشوی.یک کار در روز انجام بده که دیده نشود. کاملاً مخفی. حتی در ذهن هم به خودت افتخار نکن.هدف این دهه:ضعیف کردن نیاز به دیده شدن و تأیید.دهه سوم (روز ۲۱ تا ۳۰)محور: «رفع غفلت»تمرین روزانه:ذکر کوتاه اما پیوسته: «اللهم لا تَکِلنی الی نفسی طرفة عین» (روزانه حداقل ۱۰۰ بار آرام)حذف یک عادتِ وقتکش در این ده روز (مثلاً پرسه بیهدف در گوشی، یا بحثهای بیثمر)هر روز سه نعمت را دقیق بنویس. نه کلی؛ دقیق.هدف این دهه:بالا بردن سطح آگاهی لحظهای.دهه چهارم (روز ۳۱ تا ۴۰)محور: «محبت و خلوص»تمرین روزانه:خواندن با تأمل: «ماذا وجد من فقدک، و ما الذی فقد من وجدک»۱۵ دقیقه مناجات شخصی بدون متن. با زبان خودت. بدون تشریفات.یک تصمیم فقط بر اساس رضای الهی بگیر،حتی اگر سخت باشد.هدف این دهه:تغییر معیار زندگی از رضایت خلق به رضایت حق.قواعد مهم کل چهل روزافراط نکن. خسته نشو.اگر یک روز افتادی، فردا ادامه بده؛ از اول شروع نکن.درباره برنامه با کسی صحبت نکن.نتیجهمحور نباش. این معامله نیست.نشانههای پیشرفتاگر اینها رخ داد، مسیر درست است:واکنشهای عصبی کمترمقایسه کمترشکایت کمترسکوت بیشتراحساس آرامش بیدلیلهشدار جدیدر حوالی روز ۱۵ تا ۲۵ معمولاً دل سرد میشود.این طبیعی است.
آن نقطه عبور است، نه نشانه شکست.
ذکر چهل روزه
بسیار خوب.این ذکرها عمومی نیستند؛ بر اساس منازل دعای عرفه تنظیم شدهاند.کماند، اما عمیق.شرط اثر: آرام، پیوسته، بدون عجله.دهه اول: ذکرِ حضور«یا حیّ یا قیّوم»شیوه:روزانه ۳۰۰ مرتبه آرام (میتوانی در سه نوبت ۱۰۰تایی بخوانی).توجه قلبی:«حیّ» یعنی او زنده حقیقی است.«قیّوم» یعنی همه چیز به او قائم است.مراقبه همراه ذکر:وقتی میگویی «قیّوم»،تصور نکن؛ بفهم که حتی همین نفس کشیدن، وابسته است.اثر مورد انتظار:ذهن از اضطراب آینده کمکم جدا میشود.دهه دوم: ذکرِ فقر«یا غنیّ و أنا الفقیر»روزانه ۲۰۰ مرتبه.توجه:در هر تکرار، یکی از وابستگیهایت را در دل بیاور.بگو: این هم از توست.نکته مهم:اگر غرور یا رنجش بالا آمد، ذکر را آهستهتر کن.ذکر باید نرم کند، نه تحریک.اثر:کاهش نیاز به تأیید و کمتر شدن حساسیت به بیتوجهی.دهه سوم: ذکرِ بیداری«اللهم لا تَکِلنی الی نفسی طرفة عین»روزانه حداقل ۱۰۰ مرتبه با مکث بین کلمات.مکثها مهماند:اللهم… (مکث)لا تکلنی… (مکث)الی نفسی… (مکث)طرفة عین…معنا را حس کن:یعنی حتی به اندازه یک پلک زدن مرا به خودم وامگذار.اثر:کم شدن تصمیمهای عجولانه.دهه چهارم: ذکرِ محبت«یا من هو اقرب الیّ من نفسی»روزانه ۱۵۰ مرتبه.مراقبه:دست روی قلب بگذار.آرام بگو.نه تند، نه مکانیکی.معنا:او از خودِ تو به تو نزدیکتر است.پس دوری حسّی است، نه واقعی.اثر:دل نرم میشود؛ اشک اگر آمد، نگه ندار.ذکر جامع شب چهلمشب چهلم فقط ۷۰ مرتبه این جمله:«ماذا وجد من فقدک، و ما الذی فقد من وجدک»بعد ۱۰ دقیقه سکوت کامل.هیچ درخواست نکن.هشدار مهمذکر را با عجله عددی نکن.اگر یک روز کم شد، جبران نکن با فشار.کیفیت مهمتر از تعداد است.
آن نقطه عبور است، نه نشانه شکست.
ذکر چهل روزه
بسیار خوب.این ذکرها عمومی نیستند؛ بر اساس منازل دعای عرفه تنظیم شدهاند.کماند، اما عمیق.شرط اثر: آرام، پیوسته، بدون عجله.دهه اول: ذکرِ حضور«یا حیّ یا قیّوم»شیوه:روزانه ۳۰۰ مرتبه آرام (میتوانی در سه نوبت ۱۰۰تایی بخوانی).توجه قلبی:«حیّ» یعنی او زنده حقیقی است.«قیّوم» یعنی همه چیز به او قائم است.مراقبه همراه ذکر:وقتی میگویی «قیّوم»،تصور نکن؛ بفهم که حتی همین نفس کشیدن، وابسته است.اثر مورد انتظار:ذهن از اضطراب آینده کمکم جدا میشود.دهه دوم: ذکرِ فقر«یا غنیّ و أنا الفقیر»روزانه ۲۰۰ مرتبه.توجه:در هر تکرار، یکی از وابستگیهایت را در دل بیاور.بگو: این هم از توست.نکته مهم:اگر غرور یا رنجش بالا آمد، ذکر را آهستهتر کن.ذکر باید نرم کند، نه تحریک.اثر:کاهش نیاز به تأیید و کمتر شدن حساسیت به بیتوجهی.دهه سوم: ذکرِ بیداری«اللهم لا تَکِلنی الی نفسی طرفة عین»روزانه حداقل ۱۰۰ مرتبه با مکث بین کلمات.مکثها مهماند:اللهم… (مکث)لا تکلنی… (مکث)الی نفسی… (مکث)طرفة عین…معنا را حس کن:یعنی حتی به اندازه یک پلک زدن مرا به خودم وامگذار.اثر:کم شدن تصمیمهای عجولانه.دهه چهارم: ذکرِ محبت«یا من هو اقرب الیّ من نفسی»روزانه ۱۵۰ مرتبه.مراقبه:دست روی قلب بگذار.آرام بگو.نه تند، نه مکانیکی.معنا:او از خودِ تو به تو نزدیکتر است.پس دوری حسّی است، نه واقعی.اثر:دل نرم میشود؛ اشک اگر آمد، نگه ندار.ذکر جامع شب چهلمشب چهلم فقط ۷۰ مرتبه این جمله:«ماذا وجد من فقدک، و ما الذی فقد من وجدک»بعد ۱۰ دقیقه سکوت کامل.هیچ درخواست نکن.هشدار مهمذکر را با عجله عددی نکن.اگر یک روز کم شد، جبران نکن با فشار.کیفیت مهمتر از تعداد است.
۱۱۴
۴:۰۰
کیفیت مهم تر از تعداد استتعداد با حواسی که معطوف به ذکر نیست طبق عادت تلفظ میشود یک عدد ذکر با کیفیت که قلب را بلرزاند و منقلب کند با هزاران ذکر قابل مقایسه نیستتمامی حواس برای گفتن ذکرت با تمامی احساس قلبی و عشق به معبود را با هم یکی کن آنگاه با گفتن حتی یکبار یا الله و یا یا زهراتمامی وجود زیر و رو میشود انقلاب میشود و تبدیل به قطره های اشک سرازیر..چه رسد با دهها بار گفتن با این کیفیت ..دوستان و همسفران عزیزکیفیت ختمها و حتی تلاوت آیات کریم خیلی با اهمیته حتی درک دو آیه در روز حتی درک یک آیه در کل ماه رمضان.نیازمند دعاییم برای ایراننیازمند دعاییم برای مردم بیگناهنیازمند دعاییم برای آرزوی هر قلب.خداوندا همواره پناهمان حفاظمان و دفع کننده جمیع بلایا باش بحق عاشقان راستان و مقربان درگاه مقدستو بحق اصحاب یمین و بحق حضرت فاطمه سلام الله توکل بر خداوندی که خیرالحافظین استیا حق
۱۱۵
۴:۱۵
خداوندامعبوداخالق عالمیانبر در درگاهت دعوتمان کنبر حرم امن الهی دعوتمان کنبر بیت عتیق دعوتمان کنبرای زیارت آخرین نبی و زیارت دردانه اشبرای زیارت معصومین بر خاک مدینهو برای اصحاب یمین خفته بر خاک مدینه دعوتمان کنمعبوداتویی قادر یا حق
۱۰۷
۱۹:۵۰
لبیک اللهم لبیکاللهم رزقنا حج بیتک الحرام
۹۳
۲:۵۱
سازمان محترم حج و زیارتبا سلام و احترام،موضوع: اعتراض جدی و اعلام مطالبه حقوقی نسبت به افت شدید ارزش پول زائران و سوءمدیریت مالی سازمان حج و زیارت
اینجانب به عنوان یکی از زائرانی که با تمام توان و تلاش برای انجام فریضه الهی و واجب ، هزینههای حج را در سال گذشته به سازمان پرداخت نمودهام، اعتراض شدید و رسمی خود را نسبت به مدیریت مالی و عدم رعایت حقوق زائران اعلام میدارم.شرح اعتراض و استدلالهای حقوقی و اقتصادی:۱. تغییر فاحش ارزش داراییهای زائران: اکثر حجاج (و بنده)برای تأمین هزینه حج، داراییهای ارزشمند خود (طلا) را در زمانی که قیمت هر گرم حدود ۱۰ تا ۱۰.۵ میلیون تومان بود، به فروش رسانده و به پول نقد تبدیل کردند. اکنون در حالی که قیمت هر گرم طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسیده است، سازمان با بازگرداندن «مبلغ اسمی» (آن پول نقد قدیمی) در حال نادیده گرفتن ۵۰ درصد افت ارزش داراییهای مردم است. این اقدام، در واقع به معنای تحمیل ضرر مستقیم و غصب ارزش دارایی حجاج است.
۲- هزینهای که ما سال قبل پرداخت کردهایم، ارزش خرید امروز را ندارد. سازمان مبالغ را نزد خود نگه داشته، در واقع از سرمایه مردم برای بهرهمندی از سود بانکی یا تجاری استفاده کرده است، استثمار ناعادلانه وجوه حجاج، در حالی که زائر در واقعیت با ضرر مالی سنگین مواجه شده است.-شاید اعزام در سال آینده، به معنای جبران خسارتِ از دست رفتهی ارزش پول ما در این یک سال باشد. ما حق داریم که یا ارزش واقعی پولمان (متناسب با تورم یا طلا) بازگردانده شود، و یا مبالغ پرداختی برای سال آینده با احتساب این ضرر، به شدت اصلاح وبسیار بسیار کاهش یابد.
سوال اینجاست:چرا سازمان، مسئولیت ناشی از عدم توانایی در اعزام زائران را بر دوش مردم گذاشته،مردمی که تمام تلاش خود را با هر مشکل اجتماعی و اقتصادیبرای انجام حج بکار برده، و سازمان زائران را مجبور میکند با ضرر فاحش، مبالغی بسیار بالاتر (دو برابر) را برای سال آینده پرداخت کنند؟ این یعنی مردم باید هم دارایی خود را از دست بدهند و هم برای پوشش تورم ناشی از مدیریت بسیار اشتباه سازمان، دوباره هزینه مضاعف بپردازند!۳. سود کلان از سرمایههای مردم: پرسش اساسی این است که سود حاصل از گردش این سرمایههای عظیم در حسابهای سازمان طی این یک سال، به چه عنوانی در حساب سازمان باقی میماند؟ این مبالغ متعلق به مردم است و در صورت ناتوانی در انجام خدمت (اعزام حجاج)، باید اصل سرمایه با حفظ ارزش آن به مردم بازگردد، نه اینکه سازمان از این تفاوت قیمتها برای تقویت بودجه خود استفاده کند.این اگر حق الناس نیست پس چیست؟حق مرد و زن سالخورده ایی که تنها بودجه خود را در این زمانه سخت اقتصادی و به امید انجام فریضه الهی در نهایت اعتماد به نام سازمانی که عنوان حج و زیارت را دارد، در اختیار سازمان قرار داده اند،این اگر سو استفاده و پایمال شدن حق زائر نیست توسط سازمان،پس چیست!!!۴. تحمیل فشار مضاعف: تصمیم سازمان برای دریافت مبالغی بسیار بالاتر (دو برابر) در مهرماه برای حج ۱۴۰۶، در حالی که مردم از حج سال گذشته محروم شدهاند، نوعی استثمار مالی است. مردم هم دارایی خود را از دست دادهاند و هم باید برای جبران مدیریت اشتباه سازمان، دوباره هزینههای بسیار سنگین بپردازند.مطالبات نهایی:- شفافسازی کامل در مورد سود حاصل از گردش وجوه زائران در سال گذشته.- جبران افت ارزش پول زائران (بر اساس شاخص طلا یا نرخ تورم) در هنگام بازپرداخت یا در زمان اعزام.- بازنگری در مبالغ مطالبه شده برای سال ۱۴۰۶ به گونهای که اصلا بار مالی بر دوش زائرانِ آسیبدیده نباشد.در صورت عدم پاسخگویی منطقی و عدم جبران خسارت وارده، این موضوع از طریق مراجع نظارتی، قوه قضائیه و رسانههای ملی به عنوان «سوءمدیریت مالی و آسیب به داراییهای مردم» به صورت گسترده پیگیری خواهد شد.با احترام،زائران بجامانده کاروان محترم ۱۳۱۳۵و زائران ایرانی عزیز
اینجانب به عنوان یکی از زائرانی که با تمام توان و تلاش برای انجام فریضه الهی و واجب ، هزینههای حج را در سال گذشته به سازمان پرداخت نمودهام، اعتراض شدید و رسمی خود را نسبت به مدیریت مالی و عدم رعایت حقوق زائران اعلام میدارم.شرح اعتراض و استدلالهای حقوقی و اقتصادی:۱. تغییر فاحش ارزش داراییهای زائران: اکثر حجاج (و بنده)برای تأمین هزینه حج، داراییهای ارزشمند خود (طلا) را در زمانی که قیمت هر گرم حدود ۱۰ تا ۱۰.۵ میلیون تومان بود، به فروش رسانده و به پول نقد تبدیل کردند. اکنون در حالی که قیمت هر گرم طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسیده است، سازمان با بازگرداندن «مبلغ اسمی» (آن پول نقد قدیمی) در حال نادیده گرفتن ۵۰ درصد افت ارزش داراییهای مردم است. این اقدام، در واقع به معنای تحمیل ضرر مستقیم و غصب ارزش دارایی حجاج است.
۲- هزینهای که ما سال قبل پرداخت کردهایم، ارزش خرید امروز را ندارد. سازمان مبالغ را نزد خود نگه داشته، در واقع از سرمایه مردم برای بهرهمندی از سود بانکی یا تجاری استفاده کرده است، استثمار ناعادلانه وجوه حجاج، در حالی که زائر در واقعیت با ضرر مالی سنگین مواجه شده است.-شاید اعزام در سال آینده، به معنای جبران خسارتِ از دست رفتهی ارزش پول ما در این یک سال باشد. ما حق داریم که یا ارزش واقعی پولمان (متناسب با تورم یا طلا) بازگردانده شود، و یا مبالغ پرداختی برای سال آینده با احتساب این ضرر، به شدت اصلاح وبسیار بسیار کاهش یابد.
سوال اینجاست:چرا سازمان، مسئولیت ناشی از عدم توانایی در اعزام زائران را بر دوش مردم گذاشته،مردمی که تمام تلاش خود را با هر مشکل اجتماعی و اقتصادیبرای انجام حج بکار برده، و سازمان زائران را مجبور میکند با ضرر فاحش، مبالغی بسیار بالاتر (دو برابر) را برای سال آینده پرداخت کنند؟ این یعنی مردم باید هم دارایی خود را از دست بدهند و هم برای پوشش تورم ناشی از مدیریت بسیار اشتباه سازمان، دوباره هزینه مضاعف بپردازند!۳. سود کلان از سرمایههای مردم: پرسش اساسی این است که سود حاصل از گردش این سرمایههای عظیم در حسابهای سازمان طی این یک سال، به چه عنوانی در حساب سازمان باقی میماند؟ این مبالغ متعلق به مردم است و در صورت ناتوانی در انجام خدمت (اعزام حجاج)، باید اصل سرمایه با حفظ ارزش آن به مردم بازگردد، نه اینکه سازمان از این تفاوت قیمتها برای تقویت بودجه خود استفاده کند.این اگر حق الناس نیست پس چیست؟حق مرد و زن سالخورده ایی که تنها بودجه خود را در این زمانه سخت اقتصادی و به امید انجام فریضه الهی در نهایت اعتماد به نام سازمانی که عنوان حج و زیارت را دارد، در اختیار سازمان قرار داده اند،این اگر سو استفاده و پایمال شدن حق زائر نیست توسط سازمان،پس چیست!!!۴. تحمیل فشار مضاعف: تصمیم سازمان برای دریافت مبالغی بسیار بالاتر (دو برابر) در مهرماه برای حج ۱۴۰۶، در حالی که مردم از حج سال گذشته محروم شدهاند، نوعی استثمار مالی است. مردم هم دارایی خود را از دست دادهاند و هم باید برای جبران مدیریت اشتباه سازمان، دوباره هزینههای بسیار سنگین بپردازند.مطالبات نهایی:- شفافسازی کامل در مورد سود حاصل از گردش وجوه زائران در سال گذشته.- جبران افت ارزش پول زائران (بر اساس شاخص طلا یا نرخ تورم) در هنگام بازپرداخت یا در زمان اعزام.- بازنگری در مبالغ مطالبه شده برای سال ۱۴۰۶ به گونهای که اصلا بار مالی بر دوش زائرانِ آسیبدیده نباشد.در صورت عدم پاسخگویی منطقی و عدم جبران خسارت وارده، این موضوع از طریق مراجع نظارتی، قوه قضائیه و رسانههای ملی به عنوان «سوءمدیریت مالی و آسیب به داراییهای مردم» به صورت گسترده پیگیری خواهد شد.با احترام،زائران بجامانده کاروان محترم ۱۳۱۳۵و زائران ایرانی عزیز
۷۲
۱۸:۰۷
رعایت و احترام به حق الناس به عنوان یک وظیفه انسانی و دینی نهتنها به فرد بلکه به کل جامعه و نهادهای اجتماعی کمک میکند تا در مسیری سالم و سازنده پیش بروند.
۵۶
۱۸:۱۰
دفاع از حق و حقوق خود را جدی پیگیری کنیم.
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ».
امام صادق (ع) درباره این آیة شریفه میفرمایند: آن کمین گاه، پلی بر روی صراط است که هر کس حقی از مردم بر عهده اوست نمیتواند از آن عبور کند.
در روایت دیگری آمده است که خداوند میفرماید: به عزت و جلال خودم سوگند که از حق مردم و از ظلم ظالم نخواهم گذشت: «و عزتی و جلالی و لایجوزنی ظلم ظالم».
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ».
امام صادق (ع) درباره این آیة شریفه میفرمایند: آن کمین گاه، پلی بر روی صراط است که هر کس حقی از مردم بر عهده اوست نمیتواند از آن عبور کند.
در روایت دیگری آمده است که خداوند میفرماید: به عزت و جلال خودم سوگند که از حق مردم و از ظلم ظالم نخواهم گذشت: «و عزتی و جلالی و لایجوزنی ظلم ظالم».
۴۷
۱۸:۱۳